...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 127451 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۸/۳/۲۹ - 07:37
جلسه نقد و بررسی نمایش «آپرکات» برگزار شد

مفهوم زندگی در گوشه رینگ!

مهدیه‌سادات شاهمرادی/در خلاصه داستان نمایش «آپرکات» آمده: تو راند آخر، با یه آپرکات گذاشتم تو فک زندگی؛ الان پهن شده کف زمین. من دیگه وا‌می‌سم کنج رینگ و به شمارش داور گوش می‌دم ... بهروز بقایی، فرشته فرشاد، عماد عابدی و سوده ازقندی؛ بازیگران این اثر به‌نویسندگی و کارگردانیِ محمدرضا قلی‌پور هستند که تا سوم تیرماه 98 ساعت 19 (95دقیقه) در «خانه نمایش مهرگان» (سالن شماره ۱) میزبان علاقه‌مندان است. جلسه نقد و بررسی این نمایش، با‌حضورِ رؤیا افشار، منصور خلج و همچنین کارگردان و عوامل نمایش، در «عمارت هنری تو» برگزار شد.

محمدرضا قلی‌پور؛ نویسنده و کارگردان نمایش «آپرکات»، در ابتدای جلسه، درپاسخ‌به‌اینکه ایده نمایش‌هایش از کجا می‌آید؟ توضیح داد: «من زمانی کار تئاتر می‌کنم که دغدغه‌ای در درونم شکل بگیرد و معمولاً کاری را انجام می‌دهم که تجربه‌ای نو برای خودم و گروهم باشد». او در‌ادامه به کارهای گذشته خود اشاره کرد و گفت: «در نمایش کات کبود، تجربه‌ای اکسپرسیونیستی داشتم. در نمایش تروکاژ نیز برای اولین‌بار سراغ دوبله تئاتر رفتم که مشابه آن‌را نه در ایران و نه در خارج از کشور ندیده بودم و اولین تجربه تئاتر دوبله در ایران بود. در آپرکات هم اولین‌هایی وجود دارد؛ هم به‌لحاظِ سوژه و هم به‌لحاظِ ارائه جنس متفاوتی از کمدی. جریان‌های روز اجتماعی را وارد ساختار متن کردم تا به‌نوعی آن جریان‌ها حبس تاریخی شوند؛ ‌طوری‌که اگر کسی 10‌سال‌بعد متن را خواند، حال‌و‌هوای این دوره را حس کند». قلی‌پور درپاسخ‌به‌اینکه چه عاملی باعث می‌شود تا سراغ اولین‌ها برود؟ گفت: «اصولاً تکرار مکررات، برای مخاطب جذاب نیست و بنابراین، ابداع و نوآوری منطقی‌تر است. ما زمانی باید تعجب کنیم که کلیشه‌ها تکرار می‌شوند». این کارگردان، با ابراز ناراحتی از هم‌شکل‌شدن کارها و تکرار سوژه‌ها در تئاتر و سینمای کشور، گفت: «آن‌قدر از جریانی سوءِاستفاده می‌شود که خود جامعه و مخاطب آن‌را پس می‌زند. میل به کارِ نو و متفاوت‌کردن و حرفِ جدید زدن باید در همه کارها وجود داشته باشد». وی همچنین درموردِ اجراهای شتاب‌زده اخیر برخی کارگردانان گفت: «پیش آمده که با کارگردانی تماس می‌گیرند و می‌گویند که سه‌هفته دیگر نمایشی را در سالنی اجرا کن! گاهی هم کاری سال‌ها در نوبت اجرا می‌ماند و موضوعش بیات می‌شود و گاهی کارها به‌سمتی می‌رود که حساب‌شده نیست. همه این اتفاقات، به تئاتر ضربه می‌زند». نویسنده و کارگردان «آپرکات» درباره اینکه چه نقدی بر اثر خود دارد؟ توضیح داد: «من به‌سمتی نرفتم که جریانی بسازم که با من مقابله شود و از آن جریان سوءِاستفاده کنم. مثلاً، درموردِ زنان، اغراق‌شده ننوشتم. نگاه من این‌است‌که در شرایط فعلی جامعه وجهه قهرمانی یک زن، خیلی پررنگ است. در شرایط فعلی، یک زن باید خیلی قوی‌تر از مرد باشد که بتواند از خانه بیرون بزند و وارد اجتماع شود. یعنی در شرایطی که به‌نوعی زن‌بودن سخت است؛ محور اصلی نمایشم را یک زن قرار دادم و تلاش کردم تا قهرمانی بسازم که به‌معنای واقعی، قهرمان است؛ نه زنی ضعیف که به او ترحم شود و صرفاً محوریت داستان باشد. زنی خلق کردم که هم قوی‌ست و هم قهرمان؛ قهرمان رینگ مسابقات و رینگ زندگی خودش. فکر می‌کنم اینکه بتوانی حتی به یک زن، تصور قهرمانی بدهی؛ آن‌هم در جامعه‌ای که قرار است زن‌ها قهرمان نباشند، به‌عنوانِ خالق اثر، به هدفت رسیده‌ای».
در ادامه این نشست، منصور خلج؛ نویسنده و استاد تئاتر با‌بیان‌اینکه نمایش «آپرکات» را دوست داشته است، گفت: «قلی‌پور دوزیست است؛ زیرا هم سینمایی‌ست و هم تئاتری!» او «آپرکات» را به ماتریوشکا (عروسک‌های زن روسی تودرتو) تشبیه کرد که در دلش عروسک‌های دیگری‌ست و افزود: در آپرکات، زنی را می‌بینیم که زحمتکش و رنجبر خانواده است و حالا در جامعه معنا پیدا می‌کند؛ جامعه‌ای که همیشه سنتی و مردسالار بوده و در‌طولِ‌تاریخ، زن را در پستو نشان داده است اما حالا این زن در ساحت مدرنیته دیده می‌شود؛ در جامعه‌ای که اکنون پوسته سنتی‌اش شکسته. زن در رینگ و وسط ماجراست و این، به‌نوعی ساختارشکنی‌ست. این زن مثل کیسه‌بوکس است؛ هم از درون ضربه می‌خورد و هم از بیرون؛ هم از خانواده ضربه می‌خورد و هم از جامعه»‌. خلج ادامه داد: «آپرکات من را یاد خانه عروسک (اثر ایبسن) هم انداخت که نوعی شوک وارد جامعه می‌کند و به زن‌ها می‌گوید که شما هم از خانه بیرون بیایید و سهم خودتان را مطالبه کنید. در این نمایش، نویسنده زن را وسط رینگ و محور قرار می‌دهد. این زن هیچ‌چیز به‌نفعش نیست و مثل کیسه بوکس شده. این، هوشمندی نویسنده و کارگردان را نشان می‌دهد که به این مسئله فکر و این موضوع را انتخاب کرده است. جامعه ما پرشتاب وارد عصر مدرنیته شده و دچار تناقضاتی‌ست که در نمایش به‌خوبی نماد دارد. زنی که قهرمان می‌شود و از‌طرفی، حق رفتن به استادیوم را ندارد و گاهی از ابتدایی‌ترین حقوق خودش محروم است». خلج به شیوه اجرای نمایش اشاره کرد و توضیح داد: «کارگردان برای بردن کار به صحنه، امکانات می‌خواهد ولی قلی‌پور به حداقل‌ها بسنده و در انتخاب‌هایش خوب عمل کرده. متأسفانه در فضای تئاتر، تماشاگر تربیت نکرده‌ایم؛ درنتیجه، تماشاگر دنبال دیدن نمایش‌های به‌اصطلاح لاکچری می‌رود تا تنها بازیگران مطرح را ببیند».
محمدرضا قلی‌پور نیز دراین‌باره تصریح کرد: «متأسفانه تئاترها خودشان به‌واسطه سوژه و کیفیت و موضوعی که دارند، نمی‌توانند مخاطب قابل‌توجهی جذب کنند. گویا این یک بیماری فرهنگی‌ست که در جامعه شکل گرفته و مسئولان خودشان هم دل‌شان نمی‌خواهد تغییری ایجاد شود و مخاطب تئاتر تربیت کنند. در قدیم، در مدارس آمفی‌تئاتر بود؛ وقتی آمفی‌تئاتر حذف شود، تئاتر هم حذف می‌شود و در شرایط موجود، سهمی برای تئاترهای اصیل باقی نمی‌ماند و اکثر سالن‌ها خالی می‌مانند. در اجرای آپرکات، افراد کمی که صاحب‌فکر هستند، کار را دیدند و این تعداد اندک، تنها کمک می‌کنند تا دیگرانی که نمایش را ندیده‌اند، بازتاب حرف من را بشنوند».
در ادامه جلسه نقد «آپرکات»، بهروز بقایی درپاسخ‌به‌اینکه چه شد که پس از 10سال دوری از صحنه تئاتر، «آپرکات» را برای ایفای نقش انتخاب کرده؟ گفت: «اصرار و پایمردی محمدرضا مرا جذب کار کرد. چون هدف داشت، کار او را تقدم دادم. آپرکات باعث شد دوباره دیده شوم، انرژی بگیرم و دوباره در صحنه تئاتر زنده شوم و زندگی کنم».
رؤیا افشار؛ بازیگر پیش‌کسوت تئاتر و سینما نیز دیگر میهمان این جلسه نقد بود. او با عنوان این نکته که نمایش «آپرکات» را در شب اول دیده، گفت: «مسائلی درموردِ خود اثر و اساساً کارهای آقای قلی‌پور دیده‌ام که بیشتر می‌خواهم درباره آنها بگویم و قصد ندارم درموردِ بازیگری، صحنه، نور و ... صحبت کنم». او توضیح داد: «در جامعه‌ای که در‌حالِ‌گذار در خودش و گذار در جامعه جهانی‌ست؛ همه‌‌چیز در‌حالِ‌افول است. این افول باعث می‌شود که هر‌چیزی مقطعی دیده شود و همه‌چیز درلحظه است. برایِ‌همین، خبری که الان شنیدید، پنج‌دقیقه‌بعد خبر اصلی شما نیست و ساعاتی بعد، کلاً فراموش شده است. به‌همین‌نسبت، جریان فرهنگی و هنری هم این‌چنین است؛ یعنی مهم است که کار هنری شما چقدر با این گذار همراه باشد. اتفاقی که در آپرکات افتاد این‌است‌که با لحظه‌ها مواجه هستیم و این اثر نوعی ثبت تاریخی از یک واقعه و یک دوران است و خیلی مهم است که این موضوع را درک کنیم». افشار افزود: «ما یک تئاتر داریم با همان تعریف و شکل کلاسیک که همه می‌شناسند و بسیاری از ما دچار این نوع تئاتر هستیم؛ اما شیوه دیگر تئاتر خیلی پیش‌ازاین‌ها وجود داشته و آن، تئاتر واقعه است؛ یعنی اتفاقی که در‌لحظه می‌افتد که مربوط به نمایش‌های رومی قرن‌ها‌پیش است؛ مثل جنگ گلادیاتورها که با فرهنگ آن جامعه سروکار دارد و با بنیان جنگ روبه‌رو می‌شویم. مختصات فرهنگی روم باعث پیدایش چنین نمایش‌هایی شد؛ درحالی‌که در یونان همان زمان با نمایش‌هایی مبتنی‌بر فلسفه روبه‌رو هستیم. کارهای قلی‌پور به‌ شیوه تئاتر واقعه نزدیک است و برمی‌گردد به همان دوران؛ زیرا ما حالا آن دوران را تجربه می‌کنیم؛ دورانی که لحظه‌ها مهم هستند و از پس درک این لحظه‌ها، ما به جریانی وسیع‌تر می‌رسیم و باید بپرسیم که بنیان تفکر جامعه ما چیست؟» وی ادامه داد: «در این نمایش، زن درعینِ‌حال که قهرمان است، ضدِقهرمان هم هست؛ چون خلاف جریان جاری جامعه حرکت می‌کند. آپرکات، یک نمایش ژورنالیستی‌ست؛ بنابراین، اصلاً انتخاب بازیگر در آن و سابقه بازیگری مهم نیست؛ بلکه تألیف مهم است. در چنین ساختاری، نور و دکور و میزانسن مهم است». او با یادآوری موفقیت قلی‌پور در نمایش «تروکاژ» گفت: «در آن‌کار، اتفاق دکور بود که باعث شد بازیگر را نبینی و تخیل را به‌کار ببری. در این نمایش‌، نور خیلی مهم است. تئاتر واقعه و تئاتر ژورنال، شیوه تئاتر مدرن امروز در تمام جهان است؛ چراکه فلسفه دوران، فلسفه ژورنال است و ما با وحشت و ترس داریم به این تئاتر نزدیک می‌شویم؛ چون معتقدیم که شاید کسی ما را درک نکند اما قلی‌پور در اجرای این سبک، پیش‌قدم شده و طبیعی‌ست که باید تاوان این پیش‌قدمی را بدهد؛ زیرا این‌کار اساساً تماشاگر کم دارد. تئاتر اصیل ما تئاتری‌ست که با پنج تماشاگر به صحنه برود. بازیگرهای ما باید یاد بگیرند که حتی با شبی یک تماشاگر، کار خود را انجام دهند و این، مختص ایران نیست. در آلمان در یک راسته شاید 40 سالن نمایشی باشد و هر‌شب ممکن است گروه‌ها با حتی دو تماشاگر به صحنه بروند. تئاتر، اساساً جایی‌ست که فرهیخته می‌نشیند و کار را نگاه می‌کند. تئاترِ مورد استقبال عامه، سیرک است. این تفاوت‌ها را باید درک کرد. تعداد تماشاگران اصلاً معیار خوب یا بد بودن کار نیست. این، اتفاقی‌ست که در همه‌جای دنیا می‌افتد؛ با‌این‌تفاوت که در کشورهای دیگر، دولت از تئاترهای این‌چنینی حمایت می‌کند اما قلی‌پور بدون کمک دولت این نمایش را به‌اجرا برد. یک دولت فرهیخته حتماً تئاتر دارد و اصلاً به بازگشت مالی آن فکر نمی‌کند؛ بلکه به بازگشت فرهنگی آن فکر می‌کند، به بازتاب اندیشه تئاتر فکر می‌کند. اینجا این‌گونه نیست؛ یعنی ما کمک‌های دولتی را در ازای کمک‌هایی که به دولت می‌کنیم، داریم؛ و این، اتفاق بدی‌ست که باید از آن پرهیز کرد». او گفت: «قلی‌پور با این نمایش نشان داد که هنرمند نمی‌میرد. حضور آقای بقایی در این‌ کار یعنی شایسته‌ترین نوع انتخاب برای چنین تئاتری؛ آن‌هم در جامعه‌ای که سیاست‌هایش به‌گونه‌ای‌ست که دوست دارد در وفات هنرمندانش پشت سرشان راه بیفتند. من آرزو می‌کنم که آقای قلی‌پور این روند را ادامه دهد و از چیزی نترسد که مسلماً به‌جاهای برتری خواهد رسید».
فرشته فرشاد؛ بازیگر «آپرکات» نیز از انتخابش برای اجرای نقش محوری این نمایش توضیح داد: «از شکل‌گرفتن ایده نمایش همراه کارگردان بودم و مانند کارهای قبلی بازهم نقش اول کار قلی‌پور بودم. برای موفقیت در این نقش، مربی بوکسوری داشتم تا بتوانم واقعی‌تر بازی کنم». او در‌خصوصِ واکنش تماشاگران به نقشش در این اثر گفت: «بیشتر مخاطبان سؤال می‌کنند که چطور با وجود این مردِ پردردسر، تا آخر با او می‌مانم؟ دلیل این‌است‌که ما یک‌تکه از زندگی زن را می‌بینیم. در زندگی واقعی بارها زنی را دیده‌ایم که سال‌ها با شوهرش که مثلاً معتاد است می‌ماند؛ او چند سال صبر می‌کند تا همه‌چیز درست شود اما در انتها دل می‌کند».
عماد عابدی؛ بازیگر دیگر نمایش هم از تجربه متفاوتش در این اثر گفت و افزود: «افتخار داشتم که نقش بخشی از مردم ایران را بازی کنم که بدون فکر و باری‌به‌هر‌جهت زندگی می‌کنند و در جایی که نمی‌دانند، حرف می‌زنند. کنارِ من نقش مرد دیگری‌ست که نماینده قشر روشنفکر جامعه است و دیگران او را نمی‌فهمند و به او می‌خندند. نقش دیگری که من با او مواجه هستم، زن قهرمان نمایش است که نماینده زنان مبارز جامعه ماست که فشارهای بسیاری را متحمل می‌شوند و همیشه در حقشان جفا می‌شود و زن دیگر نمایش هم نماینده زنانی‌ست که کم فکر و بسیار عمل می‌کنند و زیاد حرف می‌زنند و به دیگران اجازه می‌دهند که توی سرشان بزنند».
سوده ازقندی، آخرین‌‌نفری بود که در این نشست صحبت کرد. او که در اجرای جدید نمایش «آپرکات» به این گروه ملحق شده؛ گفت: «این نمایش، از معدود نمایش‌های کمدی‌ست که در‌حالِ‌حاضر روی صحنه است و کمدی سطح بالایی‌ست؛ یعنی به‌‌هر‌طریق و با هر‌نوع شوخی سطح پائین و جنسی که متأسفانه باب شده، مخاطب را نمی‌خنداند. شما را به‌خاطرِ‌ تضاد موقعیت‌ها و رفتارها به‌خنده می‌اندازد و این، یک خنده تلخ است که مخاطب را به‌فکر فرو می‌برد».
این جلسه نقد و برسی، با پرسش‌و‌پاسخ میان حاضران و بازیگران نمایش پایان یافت.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد