...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 138232 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۸/۱۰/۲۱ - 07:44
چطور زندگی‌نامه بنویسیم؟

ترس از اعتراف یا اجبار در عریان‌سازی حقیقت

برخی از زندگی‌نامه‌نویسان، پیش‌نویس کارهایشان را برای عزیزان خود می‌فرستند و جایی‌که نیاز باشد، نوشته خود را تغییر می‌دهند. برخی دیگر نیازی به مشاوره نمی‌بینند. درهرصورت، هنگام نوشتن درباره زندگی‌تان مهم است که مشکلاتتان را حل کنید تا از عواقب نامطلوب احتمالی حرف‌های خودتان در امان باشید. درمورد بقیه افراد می‌توانید بعداً، هنگام ویرایش، نگران شوید. طی این جریان نیز شما به توهم حریم خصوصی نیازمندید؛ نه آمادگی برای واکنش دیگران (درهرصورت غیرقابل‌پیش‌بینی‌ست). اکثر خودسانسوری‌ها بزدلانه است. در کتاب «اسم من لوسی بارتن است» از الیزابت استرات؛ استاد نویسندگی جایی از کتاب می‌گوید: «اگر هنگام نوشتن متوجه شدید که دارید از کسی محافظت می‌کنید ... این‌را به‌یاد بیاورید: دارید راه را اشتباه می‌روید!»

گفته می‌شود هرکسی کتابی در خود دارد؛ اما آن‌طورکه مارتین امیس در زندگی‌نامه خود به‌نامِ «تجربه» می‌نویسد، چیزی‌که به‌نظر می‌رسد همه در خود دارند، «یک رمان نیست؛ بلکه زندگی‌نامه است ... همه ما آن‌را می‌نویسیم یا به‌هرحال از آن صحبت می‌کنیم: خاطرات، دفاعیه، رزومه». دمُکراسی و آزادی به‌خودی‌خود ممکن است موردِتهدید باشد اما آزادی‌دادن به خاطرات درحالِ‌پیشرفت است. چیزی‌که زمانی ژانر سالخوردگان و ازخودراضی‌ها بود (سیاستمداران، ژنرال‌ها و ستاره‌های سینما که با شیفتگی به حرفه و زندگی خود نگاه می‌کردند) حالا به‌روی هرکسی‌که داستانی برای گفتن دارد، باز است. این ژانر دوباره خود را بازیافته تا فرم‌های متنوعی را به‌خود اختصاص دهد: مقاله شاعرانه، اثر غیرداستانی خلاقانه، شعر/نثر اعترافی و ...؛ لازم نیست معروف باشید تا خاطرات خود را بنویسید و لازم نیست نوشته شما شامل اتفاقات از گهواره تا گور زندگی‌تان شود: تکه‌ای از زندگی یا کلاژی از قطعات می‌تواند کافی باشد.
خروجی انتشار زندگی‌نامه نیز متنوع شده؛ ناشرین کوچک و اشتراکی، زمینه را گسترده‌تر کرده‌اند. خودنشری هم دراین‌میان نقش دارد و همین‌طور اینترنت: از وبلاگ آنلاین تا زندگی‌نامه‌ای به‌طولِ کتاب، در همه آنها یک خط سیر آشکار دنبال می‌شود؛ زیرا هردو از زبان اول‌شخص هستند که ارتباطی صمیمانه با خواننده برقرار می‌کند.
زندگی‌نامه‌ها هم مثل وبلاگ‌ها گاهی متهم به خودشیفتگی می‌شوند: من-من-من که اتهامی ناعادلانه است. درواقع، اغلب به‌نظر می‌رسد آنهایی‌که زندگی‌نامه می‌نویسند، به‌دوراز خودشیفتگی، نیاز به تشویق مداوم دارند که داستان‌شان ا