...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 138302 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۸/۱۱/۷ - 08:51
آیا ۲۰۲۰ سال پرونده‌های باز برای آمریکا خواهد بود؟

کاخ سفید در بن‌بست

به‌جرئت می‌توان گفت سه پرونده چین، ایران و کره شمالی؛ مهم‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در چندسال‌گذشته؛ یعنی از زمان آغاز ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ تاکنون بوده‌اند. سه پرونده‌ای که چگونگی حل آنها نه‌تنها می‌تواند تأثیر بسزایی بر ماهیت آینده نظم بین‌المللی داشته باشد؛ بلکه همچنین می‌تواند آثاری بسیارجدی بر ماهیت نظم سیاسی و داخلی آمریکا هم داشته باشد.

درارتباط‌با چین و جنگ تجاری با این کشور، اگرچه پس از تقریباً 13دور مذاکرات تجاری، دو طرف توانستند به یک موفقیت نسبی و درعین‌حال موقت دست یابند؛ لیکن این‌نکته را باید بیان داشت که جهت کلی روابط چین و آمریکا به‌سمت «رقابت استراتژیک فراگیر» است و این تا آینده قابل‌پیش‌بینی، سایه سنگین خود را بر روابط دو کشور حفظ خواهد کرد. درارتباط‌با پرونده ایران نیز آمریکا از همان ابتدا سیاست فشار حداکثری را علیه ایران به‌اجرا گذاشت؛ به‌تدریج از برجام خارج شد و تلاش کرد ازاین‌طریق رابطه نظام سیاسی و اجتماعی در ایران را «امنیتی» کرده و از ریل طبیعی خود خارج کند و نهایتاً در گام نهایی نیز اقدام به ترور سردار قاسم سلیمانی به‌عنوان «اصل نظم‌دهنده» (Ordering Principle) رفتار و سیاست‌های منطقه‌ای ایران کرد تا شاید به‌گفته خودشان؛ از تثبیت جایگاه ایران منطقه‌ای جلوگیری کنند و براساس آنچه خودشان می‌گویند «ایران را به قلعه برگردانند!» اما درارتباط‌با پرونده کره شمالی که موضوع اصلی این گزارش است نیز باید بیان داشت که این پرونده هم درطول چندسال‌گذشته نوسانات زیادی داشته و طیفی از همراهی کامل تا عدم‌همراهی کامل و بن‌بست در مسیر دیپلماسی را در روابط میان‌کره شمالی و آمریکا تجربه کرده است. به‌بیان‌دیگر و به‌رغم‌اینکه کره شمالی در چندسال‌گذشته آغوش خود به‌روی مذاکره مستقیم با کره جنوبی و آمریکا را به‌امید تولید و ایجاد نتایج ملموس در سیاست و اقتصاد باز کرد؛ اما مسیر تحولات تا پایان سال 2019 به‌گونه‌ای پیش رفت که مقامات کره شمالی، عملاً رسیدن به بن‌بست در مسیر دیپلماسی را با انجام یک آزمایش موشکی جدید و سلاح‌هایی که به‌گفته مقامات کره شمالی؛ می‌تواند به‌طرزی قابل‌توجه شکاف توانمندی نظامی میان این کشور با آمریکا را جبران کند، اعلام کردند. به‌بیانی، به‌نظر می‌رسد که کره شمالی تا پایان سال 2019 به‌این‌نتیجه رسیده بود که آمریکا تمایلی به بازگشت سیاست به مسیر «متعارف» و نرمال‌شدن کره شمالی در سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی ندارد. کره شمالی به‌خوبی متوجه این‌مسئله شده که در شرایط گذار در نظم، «توافق‌ها» لزوماً به‌معنای تضمین بقا و پایداری یک نظام سیاسی ناهم‌سو نیست. در طرف مقابل این‌مسئله هم آمریکایی‌ها نشان داده‌اند که توافق لزوماً به‌معنای پایبندی نیست و به‌بیان‌دیگر، توافق‌ها از عمر مفید برخوردارند و این کشور تا جایی آن‌را رعایت می‌کند که این توافق‌ها بتوانند به تأمین‌شدگی منافع آمریکا منجر شوند. خروج این کشور از توافق تجارت آزاد فراپاسفیک، خروج این کشور از توافق پاریس و تلاش این کشور برای خروج از برجام نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها؛ به‌ویژه در دوران ترامپ «اصل توافق و پایبندی» را نمی‌خواهند رعایت کنند. این‌مسئله و تلاش‌های آمریکا برای حرکت دراین‌مسیر «تلی از تصاویر شکسته» را در محیط سیاست بین‌الملل گسترش و ساطع خواهد کرد که خروجی آن، تنها «بی‌نظمی» و «بحران» و گسترش بیش‌ازپیش «کسری اعتماد استراتژیک» خواهد بود. عدم‌تمایل آمریکا برای حل کامل این‌مسئله و پیشبرد هم‌زمان سیاست فشار و مذاکره، نه‌تنها منطق روابط این کشور با کره شمالی را به نقطه صفر بازگردانده است و تحریم‌های اخیر این کشور علیه کره شمالی؛ به‌خصوص قراردادن دو شرکت تجاری «نمگانگ» و «سوکباسکو» در لیست تحریم‌های خود در چندروزگذشته نیز این موضوع را تشدید خواهد کرد؛ بلکه همچنین نگرانی بیش‌ازپیش کره جنوبی درارتباط‌با بی‌توجهی آمریکا به دغدغه‌ها و ملاحظات امنیتی کره جنوبی را نیز باعث شده است. درهمین‌رابطه نیز رئیس‌جمهوری کره جنوبی در بخش‌هایی از سخنان خود به‌مناسبت سال نو میلادی و در نقد ضمنی سیاست‌های آمریکا و عدم‌همراهی کامل این کشور بیان داشت که اگر کره شمالی گام‌های عملی برای خلع سلاح و غیرهسته‌ای‌شدن را برداشته است، آمریکا و جامعه بین‌الملل نیز باید گام‌های مشابه را برداشته و کاهش تحریم‌ها علیه این کشور را انجام داد. شاید به‌همین‌دلیل باشد که پمپئو (وزیر خارجه آمریکا) در ملاقات با وزیر امور خارجه کره جنوبی در فیلادلفیا، بیان می‌دارد که آمریکا هماهنگی بیشتری باکره جنوبی برای ارائه هرگونه پاسخ به کره شمالی انجام خواهد داد و دو کشور همکاری‌های خود در تحقق و پیشبرد اهداف استراتژی ایندو-پاسیفیک را افزایش خواهند داد. آنچه مشخص است؛ روابط آمریکا و کره شمالی در یکی از حساس‌ترین دوران روابط خود در چنددهه گذشته قرار گرفته است و هرچه زمان جلوتر می‌رود، امکان تبدیل کره شمالی به یک «قطب» در مجموعه امنیتی شرق آسیا بیش‌تر می‌شود؛ قطبی که واجد توان و ظرفیت لازم برای «تعریف‌کنندگی» معادلات و نظم امنیتی منطقه را در کنار بازیگرانی مانند چین، ژاپن و کره جنوبی برخوردار است. رسیدن کره شمالی به این جایگاه می‌تواند ساختار توزیع قدرت منطقه‌ای را به‌گونه‌ای دچار تغییر و تحول کند که هم ظرفیت‌های جدیدی دراختیار این کشور و همچنین اتحاد آن با چین؛ به‌خصوص در منطقه و دررقابت‌با آمریکا و بازیگران متحد آمریکا در منطقه قرار دهد و هم آمریکایی‌ها را وادار به بازتعریف روابط امنیتی خود در مجموعه امنیتی شرق آسیا خواهد کرد. به‌همین‌دلیل، باید گفت که هم مجموعه امنیتی شرق آسیا و هم آمریکا در آینده نزدیک با انتخاب‌های استراتژیک دشواری درارتباط‌با مسئله و بحران شبه‌جزیره کره مواجه خواهند بود؛ انتخاب‌های دشواری که جهت آن هرگونه که باشد، تعمیق و افزایش حجم رقابت‌های استراتژیک دراین‌منطقه را بیش‌ازپیش خواهد کرد. درهرحال، هنوز راه طولانی و پرپیچ‌وخمی پیش‌روی چگونگی حل‌وفصل بحران در شبه‌جزیره کره است و براساس روندهای فعلی نیز نمی‌توان چشم‌انداز مثبتی برای حل آن؛ حداقل تا پایان دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ پیش‌بینی کرد؛ زیرا اولاً روابط دو کشور درحال‌حاضر دچار کسری گسترده اعتماد استراتژیک است و احیاء و بازسازی این اعتماد به‌آسانی امکان‌پذیر نیست؛ مگراینکه آمریکا بخواهد گام‌های واقعی بزرگی برای حل آن بردارد که نشانه‌ای از این‌مسئله هم وجود ندارد. دوم‌آنکه گسترش بی‌اعتمادی میان دو کشور، کره شمالی را در رهاکردن توانمندی‌ها و سرمایه‌های استراتژیک هسته‌ای و موشکی خود با تردید قابل‌توجهی روبه‌رو کرده و تحولات جدید نظم منطقه‌ای و بین‌المللی و به‌ویژه افزایش استفاده آمریکا از «سیاست اجبار» برای حل معضلات امنیتی خود هم نمی‌تواند چنین گزینه‌ای را در غیاب وجود ضمانت‌های امنیتی قوی و چشمگیر، به یک گزینه و انتخاب عقلانی با کره شمالی تبدیل کند. سوم‌اینکه سیاست در آمریکا به‌آرامی درحال‌ورود به دوره و شرایط انتخاباتی‌ست و طبیعتاً با چنین فرصت و زمان محدودی نمی‌تواند یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های باقی‌مانده از زمان جنگ سرد تاکنون؛ یعنی بحران در شبه‌جزیره کره را آن‌گونه که بایدوشاید حل‌وفصل کند. اگر به این سه گزینه، ورود روابط چین و آمریکا به دوره «رقابت استراتژیک فراگیر» و عدم‌تمایل چین برای ازدست‌دادن سرمایه‌های راهبردی خود در منطقه شرق آسیا را هم اضافه کنیم، آنگاه پیچیدگی آینده این روابط بیش‌ازگذشته خواهد شد. به‌همین‌جهت، سال 2020 را می‌تواند سال «پرونده‌های باز و دشوار» برای آمریکا دانست.
محمد زارع/ دیپلماسی ایرانی

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد