...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 138412 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۸/۱۲/۶ - 08:10
چگونه ترس و اضطراب از کرونا را کاهش دهیم؟

مقابله با یک ویروسِ جانی با آنتی‌ویروسِ روانی

یک جست‌وجوی ساده در گوگل و شبکه‌های اجتماعی تلگرام، اینستاگرام و توئیتر و گشتی در داروخانه‌ها و مراکز درمانی در سطح شهر نشان می‌دهد که «کرونا» تبدیل به شبح وحشتناک این‌روزهای مردم شده! درچنین‌شرایطی، مدیریت فضای روانی و روحی جامعه، یک اقدام جدی‌ست که می‌تواند در جلوگیری از تنش روانی جامعه مؤثر باشد. این پرسش‌ها را باید پیش کشید که دولت و مردم برای مقابله با اضطراب و ترس از بیماری چه کنند و چه توصیه‌های روانی دراین‌شرایط تجویز می‌شود؟ به‌گزارشِ فرارو؛ دکتر جلال مرادی؛ روان‌شناس بالینی، مشاور خانواده و آینده‌پژوه به نکاتی دراین‌زمینه اشاره کرده است.

هرنوع بیماری به‌دلیل ناشناخته‌شدن، یک حالت ترس را در بدن ایجاد می‌کند. معمولاً اتفاقاتی که به‌هرصورت به بدن آسیب وارد می‌کنند؛ چه ضربه و چه جراحت باشد، افزون‌بر آسیب‌های جسمانی، یک ترومای روانی هم ایجاد می‌کنند که شوک نام دارد. دلیل این شوک هم این‌است‌که فرد دچار مجموعه‌ای از مشکلات می‌شود و امکان بازگشت یا حس زنده‌ماندن و درخطر بودنش را می‌فهمد. خب؛ در این وضعیت، چه باید کرد؟ در مرحله اول، باید تعریف درستی از بیماری کرونا صورت بگیرد و اطلاع‌رسانی درست شود. در خانواده به‌جای توجه بیش‌تر به آمار بیماران و فوت‌شده‌ها، به موارد بهداشتی توجه کنیم. بررسی آمارها نشان داده که شیوع این بیماری آن‌چنان سریع‌تر از آنفلوآنزاهای دیگر در سال‌های پیش نیست؛ بنابراین، وزارت بهداشت باید آماری از مرگ‌ومیرهای هم‌زمان با این بیماری منتشر کند تا مردم فکر نکنند کسی با هیچ بیماری دیگری از بین نمی‌رود و فقط کرونا موجب مرگ می‌شود؛ بنابراین، اطلاع‌رسانی درست، موضوع اول است.
دراین‌شرایط فرد و خانواده چه کنند؟ معمولاً وقتی به جایی حمله می‌شود، دو گروه آسیب می‌بینند؛ گروه اول، افرادی مضطرب هستند که خیلی جابه‌جا می‌شوند. این‌گروه، به‌واسطه اینکه سیستم دفاعی‌شان ضعیف می‌شود و چون از محیطی به محیط دیگر رفتند، به‌دلیل ناآشنایی با آن محیط، میکروب‌ها با بدنشان سازگار نیست و اینکه امکان دسترسی و حمایت برای آن‌ها هم ضعیف است، آسیب‌پذیرتر می‌شوند؛ بنابراین، دراین‌شرایط، هرکس هرجا هست؛ همان‌جا بماند؛ چون ازلحاظ روانی در شهر و منزل خود بودن، بار روانی مثبت دارد. مثلاً اگر در قم به‌فرض، شیوع کرونا خیلی گسترده هم باشد، بدن اهالی قم در این شهر به آن سازگارتر است؛ تااینکه به تهران بیایند. علاوه‌براین؛ در تهران، آن سیستم حمایتی را ندارند؛ احساس ناامنی می‌کنند و شاید کرونا هم بگیرند. ازاین‌رو، توصیه می‌شود افراد در محدوده‌ای که در آن ساکن هستند، در نزدیک خانه و کنار خانواده قرنطینه شوند تا احساس امنیت بیش‌تری داشته باشند. پس خیلی جابه‌جا نشوید؛ چون جابه‌جایی احساس ناامنی را بیش‌تر می‌کند و شرایط روانی فرد را به‌هم می‌ریزد. گروه دوم، کسانی هستند که انکار می‌کنند. افراد دراین‌شرایط به‌دلیل ترس و ندانستن اینکه چه‌کار کنند، دچار مشکل می‌شوند. گروهی که فوبیا دارند، مدام به مراکز درمانی و بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند. این زیادمراجعه‌کردن باعث ایجاد ترس، صف و شلوغ‌شدن سر کارکنان بیمارستانی می‌شود؛ بنابراین، افراد باید به دستورالعمل کارکنان توجه و آن‌ها را باور کنند و به بی‌اعتمادی‌ها دامن نزنند. گروه دیگر، افرادی هستند که علائم بیماری در آن‌ها مشاهده می‌شود. این افراد نباید بترسند و انکار کنند. آن‌ها باید سریع درپی درمان خود بروند؛ بنابراین، ما دو گروه داریم. گروهی دچار اضطراب هستند و هرلحظه برای چکاپ مراجعه می‌کنند. آن‌ها باید دستورالعمل منتشرشده درباره علائم بیماری را بررسی کنند و اگر علائم وجود داشت، بعد مراجعه کنند. افرادی‌که علائم را دارند هم شاید وارد مرحله انکار و ترس شوند. آن‌ها از اینکه به مراکز درمانی بروند، دوری می‌کنند؛ چون فکر می‌کنند مثل یک بیمار مرده با آن‌ها برخورد می‌شود. این‌گروه، نیاز به راهنمایی و حمایت دارند تا در مراکز درمانی حضور پیدا کنند.
یکی از اقداماتی که افراد نباید دراین‌شرایط انجام دهند، شوخی با کروناست؛ چون شوخی، سطح ترس و احتیاط مردم را پائین می‌آورد. کسی‌که در محیطی به‌دروغ و با شوخی می‌گوید کرونا گرفته است، موجب شیوع اضطراب می‌شود؛ چون افراد آن‌را باور می‌کنند. ازسویی، هرچه احتیاط‌ها بیش‌تر شود، آرامش ما بیش‌تر می‌شود. هرچه افراد در محیط خودشان ساکن باشند، آرامش بیش‌تری دارند؛ چون از احساس امنیت بیش‌تری برخوردارند و سیستم بدنی‌شان به‌دلیل سازگاری با میکروب‌های محیطی، قوی‌تر است؛ پس باید حواسمان به این‌قضیه باشد و از مسافرت‌های نابجا و جابه‌جایی‌ها دوری کنیم.
درموردِ دولت برای مدیریت فضای روانی جامعه باید گفت که بهتر است دستورالعمل‌های احتیاطی نوشته و صادر شود. دوهفته تا یک‌ماه پوشیدن لباس و دست‌زدن به اجناس (مثلاً میوه) یا هر اقدام دیگر در مکان‌های عمومی را با دستورالعمل خاص تعریف کنند. مقابل هر مغازه، پاساژ یا مکان عمومی پلاستیک و وسایل یک‌بارمصرف بگذارند. هرچه احتیاط‌ها بیش‌تر باشد، احساس امنیت بیش‌تر خواهد شد. از جابه‌جایی و سفرهای غیرضروری نیز باید جلوگیری شود. ازسویی، چون سطح امنیت اجتماعی جامعه به‌دلیل استرس بالا، خیلی پائین آمده، بهترین کار پیشگیری‌ست. اگر دولت بتواند اقلام بهداشتی همچون ژل ضدعفونی‌کننده یا الکل اسپری و ماسک را به‌صورت رایگان دراختیار مردم قرار دهد؛ هم امکان سودجویی را از برخی می‌گیرد و هم احساس امنیت ایجاد می‌کند. خوب است که سیستم را مطابق با دستورالعمل و پروتکل ادامه بدهد. اطلاع‌رسانی درست از منابع تخصصی بیش‌تر شود و مرگ‌ومیرهای دیگر در کنار آمار کرونا اطلاع‌رسانی شود تا افراد احساس ناامنی کم‌تری کنند.
درمقابله‌با شرایطی مثل شیوع کرونا، سه مرحله وجود دارد: پیشگیری، مدیریت بحران و برنامه‌ریزی بعد از بحران. درحال‌حاضر در مرحله پیشگیری موفق نبودیم. در مرحله مدیریت بحران هرچه تشریفات کم‌تر باشد، بی‌برنامه‌تر است. وقتی اتفاق این‌چنینی مانند ازدست‌دادن یک عضو خانواده رخ می‌دهد، کلونیِ درگیری این‌مسئله به‌خاطر تجمع است. اگر اجازه تجمع و برگزاری مراسم نمی‌دهند، یک اقدام پیشگیرانه مجدد است. انتظار این‌است‌که دراین‌شرایط، مددکاری اورژانس اجتماعی و روان‌شناسان به‌صورت خصوصی در بیمارستان‌ها یا اماکن دیگر با این خانواده‌ها صحبت کنند تا این تدابیر به‌صورتی جدی پی گرفته شود. به‌هرحال، تجمعات، امکان انتقال غیرفعال ویروس را که شاید در افراد به‌صورت پنهان باشد، فراهم می‌کند؛ بنابراین، باید تجمعات محدود شود. اضطراب از بیماری، به مراجعه زیاد افراد به بیمارستان‌ها هم منجر می‌شود. پزشکان می‌توانند آن‌ها را به حوزه روان‌شناسی ارجاع دهند تا استرس آن‌ها تحت‌کنترل قرار گیرد. همچنین ازطریق رسانه‌ها همچون رادیو، تلویزیون و سایت‌های خبری به‌صورت روزانه سامانه‌های خوبی برای کاهش این استرس به‌کار گرفته شود. اگر هم گروهی لازم است دستورالعملی داشته باشند، رادیو، تلویزیون و سایر رسانه‌های خبری، اخبار را به‌صورت یکدست ارائه و به‌صورت دقیق اعلام کنند؛ این اخبار، برای مرحله پیشگیری یا برای مدیریت بعد از بحران است تا مردم فکر نکنند چه خبر شده است. مراحل هر شهر به‌صورت کامل اطلاع‌رسانی شود. مثلاً تهران در مرحله پیشگیری یا مدیریت بحران یا پس از بحران قرار دارد تا افراد بدانند دستورالعمل‌ها را مطابق با شرایط چگونه و چطور انجام بدهند.
به‌عنوان یک روان‌شناس و مشاور؛ برای غلبه بر استرس و ترس‌های این‌روزهای مردم توصیه می‌کنم که برای کاهش استرس، به حالت‌های روانی و نشانه‌ها زیاد توجه نکنید. اگر به‌صورت جزئی به نشانه‌های بیماری تمرکز کنید، مشکل‌ساز می‌شود. گلودرد یا سردرد به‌تنهایی نشانه بیماری نیست. علائم بیماری را به‌صورت کلی درنظر بگیرید. هرروز تشریفات و برنامه خود را برای آغاز یک‌روز کاری داشته باشید. به تغذیه مناسب اهمیت بدهید. هرروز خود را با شنیدن موسیقی دل‌چسب و گفت‌وگو درباره موضوعی غیر از بیماری آغاز کنید. به این، در روان‌شناسی «تاب‌آوری» یا «بقای زیستن» می‌گویند. به‌این‌معناکه فرد ازطریق جملات مثبت و رعایت دستورالعمل‌هایی که دارد، برای یک زندگی بهتر تلاش کند؛ مثلاً برخی می‌گویند من تمایلی به ادامه زندگی نداشتم؛ فقط به عشق فرزندانم زنده‌ام یا به عشق سفر به دنیا. این یعنی فرد برای خود هدف‌گذاری کند. دراین‌شرایط باید آرام باشیم و برای آرامش، از موسیقی‌ها و کلمات التیام‌بخش استفاده کنیم. هرگز جابه‌جا نشویم؛ چون در محیطی که هستیم، امکان ایمنی روانی بیش‌تر است و از قدرت بالاتری برخوردار هستیم. برخورد غیرتخصصی با موضوع نکنیم و از مراجع تخصصی کار را دنبال کنیم. یکی از مشکلات ما کمبود سواد رسانه‌ای‌ست. وقتی سواد رسانه‌ای کم است، داده‌هایی به ما انتقال داده می‌شود که حقیقت ندارد و ما را دچار مشکل می‌کند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد