...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 138464 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۸/۱۲/۲۱ - 07:37
ابعاد جنایت هندوها در دهلی نو به‌روایتِ «گاردین»؛

ابعاد جنایت هندوها در دهلی نو به‌روایتِ «گاردین»؛

درپی خشونت‌های اخیر هندوها علیه مسلمانان ساکن پایتخت هند، این افراد با اضطراب و ترسی همیشگی از خانه‌های خود رانده‌شده و به کمپ‌های موقت پناه برده‌اند و بسیاری‌ازآن‌ها هنوز به‌دنبال اجساد عزیزانشان هستند. به‌گزارشِ ایرنا؛ اعتراضات در هند به اصلاحات قانون شهروندی، طرح ثبت‌نام شهروندان و طرح آمارگیری شهروندان چندین‌ماه است که در هند ادامه دارد. اصلاح قانون شهروندی هند در تاریخ ۲۰ آذرماه (۱۱ دسامبر) در این کشور به‌تصویب رسید. براساس این قانون؛ پناه‌جویان کشورهای بنگلادش، افغانستان و پاکستان در هند که بدون اوراق معتبر پیش از سال ۲۰۱۵ وارد این کشور شده‌اند، می‌توانند شهروندی این کشور را دریافت کنند؛ اما این قانون شامل حال مسلمانان نمی‌شود. اصلاح قانون شهروندی باعث شکل‌گیری اعتراضات گسترده در سرتاسر هند شده. معترضان معتقدند که این اصلاحات به‌همراه طرح ملی ثبت‌نام شهروندان سبب هدف‌قرارگرفتن مسلمانان و تبعیض علیه آنان خواهد شد؛ هرچند نخست‌وزیر هند چنین موضوعی را رد می‌کند.

روزنامه انگلیسی «گاردین» در گزارشی، به ابعاد جنایت هندوها علیه مسلمانان ساکن دهلی نو پرداخت و نوشت؛ هم‌زمان باآنکه جسد محمد ارشد درحالی‌که صورت بی‌جانش با کفن سفید پوشانده شده بود را به حیاط آوردند، صدای شیون و زاری بالا گرفت. این نقاش ۲۲ساله ساختمان که برادر عزیز شش خواهرش بود و همیشه پس از بازگشت از سرکار برایشان میوه می‌آورد، دوروزقبل تنها به‌جرم مسلمان‌بودن به‌طرز فجیعی به‌قتل رسیده بود. خواهران با لمس گونه‌های سرد و کبود برادرشان با زاری می‌گفتند: «خواهش می‌کنم بیدار شو برادر! از خواب بیدار شو. لطفاً چشمانت را باز کن!» مرگ ارشد، جزء کوچکی از عواقب ویرانگر شورش‌هایی‌ست که هفته پیش در ادامه شدیدترین خشونت مذهبی در چنددهه‌گذشته در پایتخت هند؛ دهلی نو را فراگرفت. به‌مدت چهارروز متوالی، هزاران‌نفر از هندوها در خیابان‌های شمال‌شرقی این شهر راه افتادند و خانه‌ها و مغازه‌های مسلمانان را ویران و ساکنان مسلمان آن‌ها را بدون محاکمه مجازات کردند یا کشتند. اجساد کشته‌شدگان حال به‌تدریج به خانواده‌ها بازگردانده می‌شود؛ اما آن هزاران مسلمانی که در جریان شورش‌ها از خانه‌های خود گریختند، هنوز شجاعت کافی برای برگشتن ندارند. اگرچه این شورش‌ها با اقدامات تلافی‌جویانه از هر دو طرف درگیر همراه شد؛ اما بیش‌تر خشونت‌ها علیه مسلمانان صورت گرفت. یک مقام ارشد وزارت بهداشت دولت دهلی نو در گفت‌وگو با «گاردین» عنوان کرد که از ۴۹ جسدی که تاکنون کشف شده ۳۵نفر مسلمان بودند. بیش‌تر از یک‌هفته است روند کشف اجساد بیش‌تر از شبکه‌های فاضلاب شهر ادامه دارد. چهارشنبه گذشته مثل یک‌روز عادی برای ارشد شروع شد. وی همراه با دو دوست هندوی خود سوار بر موتورسیکلتش به سر کار می‌رفت که در محله کاراوال نگار دهلی نو، حدود ۳۰ هندو جلویش را گرفته و از او دینش را جویا شدند. به‌گفته یک شاهد؛ ازآنجایی‌که ارشد ساکت ماند و جوابی نداد، جمعیت هندوها خود دست‌به‌کار شدند و به‌محض‌اینکه مطمئن شدند ارشد نیز به‌رسم مسلمانان در هند ختنه شده، تا سر حد مرگ کتکش زدند؛ جسد خونین وی بعداً در یک جوی آب پیدا شد. در مراسم تدفین ارشد که روز دوشنبه در زادگاه عمویش غازی‌آباد هند برگزار شد، عایشه (خواهر ۱۵ساله وی) انگشت خود را با عصبانیتی ناشی از سوگ سمت یکی از حضار که فکر می‌کرد هندو باشد، نشانه رفت و گفت: «چرا برادرم را کشتی؟ تنش پر از جای شکنجه است. شما برادرم را بی‌رحمانه شکنجه دادید و او را به‌قتل رساندید. می‌دانستید چه آدم خوبی بود؟ آیا نسبت به کشتن وی مردد نشدید؟ می‌دانم که شما او را فقط به‌دلیل‌اینکه مسلمان بود، کشتید. چرا از گروهی از افراد جامعه متنفرید؟ آیا دینتان شما را به کشتن پیروان سایر ادیان سفارش می‌کند؟ نفرت را از قلبتان بیرون بریزید». اگرچه شاید شورش‌ها فروکش کرده باشند؛ اما حس نفرت و ترسی که این درگیری‌ها در بین جوامع هندو و مسلمان دهلی که تا پیش از هفته گذشته با صلح و صفا درکناریکدیگر زندگی می‌کردند، ایجاد کرد، هنوز قدرتمند است. درپی این اتفاقات، حتی در محلات آرام دهلی نیز این‌هفته موج هجرت خانواده‌های مسلمان آغاز شده. آن‌هاکه نگران امنیت خود در پایتخت هستند، وسایل خود را جمع کرده و برای همیشه به روستاهای خود بازمی‌گردند. در یک نمازخانه در مصطفی‌آباد هند، برای بیش از هزارخانواده مسلمانی که از خشونت‌ها در دهلی گریخته بودند و هنوز از ترس جانشان یا به‌دلیل غارت، تخریب یا به‌آتش‌کشیده‌شدن خانه و دیگر دارایی‌هایشان نمی‌توانستند به خانه بازگردند، یک کمپ موقت امداد تشکیل شد. غذا، سرپناه و مراقبت‌های پزشکی به کسانی‌که همه‌چیزشان را از دست داده بودند، اعطاء می‌شد. نورجهان ۴۸ساله که در محله شیو ویهار زندگی می‌کرد، می‌گوید که فکر نمی‌کند بتواند به خانه بازگردد. اگرچه وی پیش از رسیدن هندوها فرار کرده بود؛ اما نمی‌تواند فریادها و تهدیدهای شورشیان را فراموش کند. درهمان‌حال که یادآوری آن لحظات تنش را به لرزه می‌اندازد، می‌گوید: «آنها (هندوها) فریاد می‌زدند که بیایید بیرون، بیایید بیرون، ما بهتان تجاوز می‌کنیم و شما رام و هانومان (خدایان هندو) به دنیا خواهید آورد!» نورجهان می‌گوید: «چگونه می‌توانم برگردم. آنجا امن نیست. مردم می‌گویند که آشوبگران عوامل خارجی بودند؛ اما اطلاعات محلی داشتند و می‌دانستند کدام خانه‌ها خانه‌های مسلمانان است تا به آن‌ها حمله کنند. این بدان‌معناست که مردم محلی به آنها کمک کردند؛ همسایگان هندوی من به آنها کمک کردند؛ بنابراین، قصد دارم یا به روستای خود برگردم یا به محله‌ای مسلمان‌نشین در دهلی نقل‌مکان کنم». بسیاری از خانواده‌هایی که زمانی ثروتمند بودند، یک‌شبه ورشکست شدند. محمد اختر کسب‌وکار موفق خود را به‌عنوان یک شیرفروش از صفر شروع کرده بود؛ اما ۱۴ گاومیشش که میلیون‌هاروپیه می‌ارزیدند، در جریان آشوب‌ها به‌سرقت رفتند، خانه‌اش غارت و ویران شد و اهالی خانواده‌اش در یک اردوگاه مستقر شدند و به کمک‌های مالی وابسته‌اند. محمداختر در یک محله هندونشین زندگی می‌کرد و بنابر اکثر مشتریان وی هندو بودند. همسر محمد؛ راسینا اختر ۴۰ساله، دراین‌باره می‌گوید: «خانه مال خودمان است و بنابراین، باید برگردیم؛ اما می‌ترسم زندگی‌کردن آنجا برایمان خطرناک باشد. هیچ‌چیز برایمان باقی نمانده است». ضربه روحی ناشی از تجربه این خشونت برای کودکانی که شاهد آن بودند، بدیهی‌ست. سهلیزا ناز نه‌ساله با صورتی رنگ‌پریده در داخل یک چادر موقت دراز کشیده و با چشمانی بی‌روح به دوردست خیره شده. او و اعضای خانواده‌اش نیمه‌شب سه‌شنبه هم‌زمان باآنکه هندوها شروع به آتش‌زدن ساختمان‌های اطراف کردند، از خانه خود در محله شیو ویهار گریختند. آنها بیش از یک‌ساعت برای رسیدن به شهر مصطفی‌آباد که غالباً مسلمان‌نشین است، راه رفتند. شهیدا بگوم؛ مادربزرگ سهلیزا درحالی‌که پیشانی نوه‌اش را نوازش می‌کند، می‌گوید: «او نمی‌خوابد و دائم این سؤال را تکرار می‌کند که چرا مساجد را سوزاندند؟» در محله شیو ویهار که حالا بسیاری از مسلمانان از آن گریخته‌اند، تقریباً همه خانه‌های مسلمانان به ویرانه تبدیل شده و دو مسجد نیز آن‌طور به‌نظر می‌رسند که گویی هدف بمب قرار گرفته‌اند. آشوبگران هندو به‌مدت سه‌روز به محل کار و زندگی مسلمانان در شیو ویهار حمله و بدون هیچ‌گونه مقاومتی ازسوی پلیس در این محله هرج‌ومرج ایجاد کردند. این آشوبگران از نارنجک به‌عنوان سلاح استفاده می‌کردند، نارنجک‌ها را فعال کرده و در خانه‌های مسلمانان منفجر می‌کردند تااینکه دیوارهای آنان کاملاً فروریخت. عبدالکلام یکی از مردان مسلمانی که سه‌شنبه‌شب از شیو ویهار گریخت، توضیح می‌دهد که چگونه «بیش از هزار» مرد سوار بر کامیون‌هایی وارد این محله شدند. به‌گفته وی؛ «اکثر آنها کلاه کاسکت به‌سر داشتند تا هویت خود را پنهان و از سرشان در برابر پرتاب احتمالی سنگ محافظت کنند. این مهاجمان علاوه‌برآنکه به هفت‌تیر، میله‌های آهنی، دیلم، چکش و دیگر ابزارهای سنگین مسلح بودند، سیلندر گاز، قوطی‌های بزرگ حاوی اسید و بنزین نیز به‌همراه داشتند». خانواده‌هایی که در مصطفی‌آباد و دیگر محله‌ها پناه گرفته‌اند، مرتب از ترس خود برای بازگشت به جایی‌که روزی خانه می‌خواندند، می‌گویند. هاسماتا ۷۵ساله می‌گوید که پسرش این‌هفته برای برداشتن برخی وسایل موردنیاز به خانه برگشته بود که با همسایگان هندو روبه‌رو شد. هندوها به او گفته بودند: «چرا برگشتی؟ شما دیگر نباید اینجا باشید!» و به‌این‌ترتیب او را از خانه خودش بیرون کردند. با گذشت یک‌هفته برخی‌افراد هنوز به‌دنبال خویشاوندان گمشده خود هستند و با رنج بلاتکلیفی زندگی می‌کنند. گلشن ۲۷ساله بیرون بیمارستان GTB دهلی که اکثر اجساد به آنجا منتقل شده، درانتظار اعلام نتایج تست DNA که مشخص خواهد کرد جسدی که به این بیمارستان منتقل شده جسد پدرش است یا نه؛ اشک می‌ریزد. جسم او تاحدی سوخته است که تنها پای راستش را پیدا کردند. گلشن می‌گوید: «برای همه‌چیز به پدرم وابسته بودم. حالا باید چه‌کار کنم؟» درهمین‌حال محمد نواب راننده نیز می‌گوید که روزهاست دیوانه‌وار به‌دنبال پدرش می‌گردد. پدر نواب سه‌شنبه گذشته به یک گردهمایی اسلامی در کساب پورای دهلی نو رفته بود و ازآن‌زمان کسی او را ندیده است. وی می‌گوید: «افراد بسیاری در جست‌وجوی اجساد اقوام خود هستند. من هم دنبال جسد پدرم هستم. به سردخانه دو بیمارستان سر زدم؛ اما پیدایش نکردم. روزانه یک یا دو جسد از فاضلاب یا دیگر جاها پیدا می‌شود. باید تازمانی‌که جسدش را پیدا کنم، سرزدن به سردخانه‌ها را ادامه دهم. او مرد پرهیزگاری بود و هرگز به کسی آسیب نرساند». نواب می‌گوید که هرآنچه در دهلی داشته را جمع می‌کند و با خانواده به روستایش بازمی‌گردد؛ او ادامه می‌دهد: «شب‌ها از فکر اینکه پدرم به‌خاطر مسلمان‌بودن بدون محاکمه مجازات شده است، نمی‌توانم بخوابم. قصد دارم دهلی را ترک کنم و به روستای خود برگردم. دهلی برای همه مسلمانان ناامن است».

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد