...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 138610 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۹/۲/۲۲ - 07:34
گفت‌وگو با دیداک لی؛ مدیر رسانه‌های دیجیتال «بارسلونا»

انسانِ خوب بودن؛ مهم‌ترین ویژگی یک فوتبالیست

گفت‌وگوی اختصاصی با عضو هیئت‌مدیره باشگاه «بارسلونا» خواندنی‌ست؛ او از «لاماسیا» تا احتمال رفتن بازیکنان ایرانی به این تیم صحبت می‌کند. به‌گزارش ورزش سه؛ میهمان ویژه این‌ هفته پژمان نوزاد در برنامه «آنتن» و از استودیوی مصاحبه در کالیفرنیا، دیداک لی؛ عضو هیئت‌مدیره «بارسلونا» و مدیر رسانه دیجیتال باشگاه «بارسلونا» بود که حرف‌های جالبی بین آن‌ها ردوبدل شد؛ مشروح این مصاحبه جذاب در زیر آمده که خواندن آن خالی‌ازلطف نیست.

سال‌هاست که دیداک را می‌شناسم. او سابقه فوق‌العاده‌ای در کارآفرینی دارد. او فرزند یک خانواده مهاجر و همین‌طور عضو هیئت‌مدیره باشگاه «بارسلونا» هم هست. دیداک ممنون که دعوت من را پذیرفتید. به این برنامه خوش‌آمدید.
ممنونم پژمان، دوست من. باعث خوشحالی و افتخار من است که اینجا کنار تو باشم.

می‌خواهم با سفرتان شروع کنم؛ از عضوبودن در هیئت‌مدیره «بارسلونا» تا کارآفرین‌بودنتان. دراین‌باره به بینندگان ما بگویید و همین‌طور بگویید چطور توانستید عضو هیئت‌مدیره باشگاه «بارسلونا» شوید؟
حتماً. خُب پدرومادر من چینی هستند. آن‌ها ۵۰سال‌پیش به اسپانیا آمدند. من اولین پسر در شهرم بودم که نژاد غیرقفقازی داشتم.

برای کسانی‌که نمی‌دانند بگو که شهر تو؛ «فیگورس»، چقدر از «بارسلونا» فاصله دارد؟
تقریباً یک‌ساعت‌ونیم فاصله دارد و آنجا را به‌خاطر وجود موزه «سالوادور دالی» در آن می‌شناسند که نقاش مشهوری‌ست. ما اولین خانواده آسیایی در این شهر بودیم. من هم در شهر خودم اولین پسر از نسل غیرقفقازی محسوب می‌شدم. آن‌موقع مهاجرت یک رخداد خیلی‌تازه بود. وقتی بچه بودم، فکر می‌کردم من تنها پسر چینی در دنیا هستم؛ بنابراین، می‌شود فهمید که چقدر موقعیت و شرایط ما عجیب‌وغریب بود. اولین‌بار که فیلم «بروس لی» را دیدم، از مادرم پرسیدم: «بروس عموی من نبوده؟» چون هم چینی بود و هم فامیلش «لی» بود. برای کسی مثل من که خودش را تنها پسر چینی دنیا می‌دانست، واقعاً خاص به‌نظر می‌رسید. فکر می‌کنم سفر من از همان بچگی آغاز شد؛ یعنی وقتی فوتبال را شناختم. وقتی در یک تیم ورزشی بازی می‌کنید، حتی اگر فوتبال هم نباشد، رنگ پوستتان مهم نیست؛ چیزی‌که مهم است این‌است‌که در آن ورزش کار کنید. وقتی در تیم مدرسه‌ام بازی می‌کردم، فهمیدم می‌توانم خودم را در جامعه‌ام ابراز کنم؛ به‌همین‌خاطر ورزش را شروع و فوتبال بازی کردم. آرزوی کودکی‌ام این‌بودکه یک فوتبالیست حرفه‌ای شوم و برای باشگاه «بارسلونا» بازی کنم؛ چون همه اینجا هوادار «بارسلونا» هستند. ازهمان‌موقع، از شانس بد من، خیلی‌بد فوتبال بازی می‌کردم؛ حتی نمی‌توانستم برای تیم محله‌ام بازی کنم. ازاین‌رو، وقتی ۱۰سالم شد، یاد گرفتم با کامپیوتر کار کنم. وقتی بچه بودم، فوتبال بازی می‌کردم و آرزویم این‌بودکه فوتبالیست حرفه‌ای شوم و در «بارسلونا» بازی کنم؛ اما وقتی فهمیدم نمی‌توانم حرفه‌ای شوم و حتی نمی‌توانم در تیم مدرسه‌ام بازی کنم، از آن گذشتم و هرروز با کامپیوتر بازی می‌کردم. این آرزو تغییر کرد و خواستم که عضو هیئت‌مدیره «بارسلونا» باشم. اگر نتوانید فوتبالیست شوید، می‌توانید عضو هیئت‌مدیره باشید، اگر نتوانید مؤسس دراپ‌باکس باشید، سرمایه‌گذارش که می‌توانید باشید. این رؤیای کودکی من بود؛ اما احتمال اینکه یک پسر چینی از شهر «فیگورس» بتواند عضو هیئت‌مدیره باشگاه «بارسلونا» شود، خیلی‌کم بود و تقریباً غیرممکن به‌نظر می‌رسید.

وقتی به آن فکر می‌کنم واقعاً فوق‌العاده به‌نظر می‌رسد؛ چون موفقیتی که داشتید، واقعاً عالی بوده و می‌دانم که چقدر سخت است بتوانید عضوی از هیئت‌مدیره باشگاه «بارسلونا» باشید. فکر کنم برای مخاطبان مهم است بدانند که صاحب اصلی باشگاه «بارسلونا»، هیئت‌مدیره‌اش هستند که شامل مردم هست و آن‌ها برای عضوگیری رأی می‌گیرند. برایمان بگو چطور اعضاء را انتخاب می‌کنند؟
هر شش‌سال یک‌بار این عضوگیری انجام می‌شود. باید از بین یکسری کاندید انتخاب و در آن انتخابات برنده شوید. باید یک ضمانت بانکی معتبر داشته باشید؛ نصف بودجه باشگاه هم در حسابتان باشد که ساده هم نیست؛ چون من فقط ۳۶سالم بود؛ از یک شهر کوچک بودم و خیلی‌پیچیده بود که بتوانم با «بارسلونا» کار کنم؛ ازآنجایی‌که از بچگی رؤیای این‌را داشتم و برایش هم خیلی‌سخت کار کردم، تونستم یک اتفاق غیرممکن را به رخدادی ممکن تبدیل کنم. گاهی ما اتفاقات سخت را با اتفاقات غیرممکن اشتباه می‌گیریم.

واقعاً درست است؛ «بارسلونا» چند عضو دارد؟
معمولاً حداکثر تعداد اعضای هیئت‌مدیره ۲۰نفر است. الان ۱۴ عضو داریم.

منظورم اعضای خود باشگاه «بارسلونا»ست؛ نه هیئت‌مدیره‌اش.
آهان ببخشید! باشگاه ما نزدیک به ۲۰۰هزارنفر عضو در سراسر دنیا دارد.

می‌شود برایمان بگویید چطور می‌شود عضو باشگاه «بارسلونا» شد؟
خب، معمولاً راه‌های زیادی برای این‌کار هست. برای جزئی از اعضاء بودن، باید سه‌سال در لیست انتظار بمانید؛ بعدش هرسال باید تعهد خودتان را با باشگاه دوباره تجدید کنید و آن‌وقت می‌توانید عضوی از باشگاه باشید. اگر بچه هم باشید، می‌توانید بدون این انتظار سه‌ساله عضو باشگاه شوید؛ اما معمولاً اعضای باشگاه باید پیوند محکمی با باشگاه داشته باشند؛ یعنی باید در استادیوم حضور داشته باشند؛ چون عضو این باشگاه معمولاً کسی‌ست که همیشه به باشگاه نزدیک بوده و باید برای تماشای بازی‌ها حضور داشته باشد. حالا ما می‌خواهیم این عضوگیری را دیجیتال کنیم. نمی‌توانم زیاد درباره‌اش حرف بزنم؛ اما سه‌ماه‌پیش یک راهبرد دیجیتالی را ارائه دادیم؛ چون می‌دانیم که «بارسلونا» هواداران زیادی در دنیا دارد که آن‌ها هم می‌خواهند به باشگاه متعهد باشند و دوست دارند باشگاه را متعلق به خودشان بدانند. ما هم می‌خواهیم برای دوستانمان از راه دور این‌کار را انجام بدهیم.

عالی‌ست! فکر می‌کنید اگر من درخواست بدهم، شانس این‌را دارم که عضوی از باشگاه باشم؟
البته که می‌توانید.

می‌خواهم درباره مسئولیت‌های هیئت‌مدیره باشگاه با شما حرف بزنم. شما رئیس بخش فناوری و ابداع باشگاه هم هستید. می‌دانم که شما و «بارسلونا» می‌خواهید در رسانه‌های اجتماعی جدید و اپلیکیشن‌های جدید سرآمد باشید. می‌توانید برایمان بگویید این نسخه از برنامه دیجیتالی «بارسلونا» چطور پیش می‌رود؟
باید این‌را بگویم که من، رئیس بخش دیجیتالی باشگاه هستم؛ یعنی عضوی از هیئت‌مدیره که مسئول بخش دیجیتالی‌ست. ما یک بخش دیگر هم شبیه به این‌بخش داریم که یکی از همکاران من رئیسش است؛ بنابراین، در بخش دیجیتالی باشگاه، ما باشگاه را برندی جهانی می‌دانیم که هدفش نزدیک‌شدن به همه هواداران در دنیاست؛ اینکه بتوانند تاحدممکن به ما نزدیک باشند؛ چون می‌دانیم که تعداد کمی (مثلاً ۱۰۰هزارنفر) می‌توانند به استادیوم بیایند؛ اما میلیون‌ها هوادار در سراسر دنیا هستند که دوست دارند به ما نزدیک باشند و مأموریت ما هم این‌است‌که که زمینه را فراهم کنیم تا باشگاه را به هوادارانمان نزدیک کنیم؛ این، مأموریت ماست. می‌توانید تصور کنید که دیدگاه ما به‌عنوان باشگاه این‌است‌که مثل شرکتی باشیم که محتوا تولید می‌کنیم؛ ازاین‌رو، در کانالمان در شبکه‌های اجتماعی سخت کار می‌کنیم؛ خیلی کار می‌کنیم تا بتوانیم محتوا را برای آن کانال‌ها خلق کنیم. این کانال‌ها باعث می‌شوند به هوادارانمان برسیم؛ اما مهم محتوایی‌ست که تولید می‌شود. گاهی می‌گفتیم محتوا جوهره کار است؛ اما برای ما محتوا دلیل اصلی و مهم باشگاه محسوب می‌شود.

گزارش جدیدی خواندم درباره اینکه «بارسلونا» اولین باشگاهی‌ست که به درآمد میلیارددلاری رسیده؛ رقمی که برای امسال گفته شده بود، ۹۵۹میلیون بود و درمقایسه‌با سال گذشته (۸۳۸میلیون)، افزایش داشت و توانست از «رئال مادرید» جلو بزند. چقدر از این درآمد، از بخش دیجیتال است؟
بله. فکر می‌کنم بخش دیجیتال خیلی متقاطع هست؛ به‌همین‌خاطر به همه بخش‌های باشگاه کمک می‌کند. درآمد از بخش دیجیتال ۱۰۰میلیون است و هرسال دارد خیلی‌سریع پیشرفت هم می‌کند.

این یعنی بیشتر از ۱۰درصد درآمد باشگاه را شامل می‌شود که عالی‌ست.
بله. این مبلغ بیشتر برای خریدهای آنلاین و فروش بلیت است؛ اما ما، در بخش خودمان به دیگر بخش‌های باشگاه هم کمک می‌کنیم تا سهام خودشان را بفروشند و اسپانسر بگیرند و بتوانیم از راه‌های دیجیتالی، اسپانسر جذب کنیم که در رقمی که گفتم، جا نمی‌گیرد. هدف ما این‌است‌که در سال‌های پیش‌رو این رقم را سه‌بار بیشتر کنیم.

منظورت این‌است‌که که سه‌برابرش کنید؟
بله. هدفمان همین است.
 
پس یعنی می‌خواهید نزدیک به ۳۰۰میلیون ازاین‌راه درآمد داشته باشید؟ تیمتان در بخش دیجیتالی باشگاه «بارسلونا» برای این‌کار چقدر بزرگ است؟
خب، بستگی دارد؛ ما باید افراد خاصی را درنظر بگیریم که شاید ۶۰ یا ۷۰نفر افراد مستقیم باشند؛ اما این رازها همه در دیجیتال یک‌جورهایی کار می‌کنند. ارتباطاتی با مردم داریم؛ حتی بازیکنانمان هم هستند که با این‌بخش سروکار دارند؛ چون آن‌ها هم یک‌جورهایی محتوای دیجیتالی تولید می‌کنند. فکر می‌کنم بهتر است بگوییم که همه کم‌وبیش در بخش دیجیتال کار می‌کنند؛ اما تیم بخش دیجیتال تقریباً ۶۰ یا ۷۰نفر هستند. تیم بزرگی‌ست.

می‌خواهم درباره یکی از پروژه‌هایت حرف بزنم که به‌تازگی بیرون آمده و خیلی‌هم هیجان‌انگیزه است و آن‌هم استودیوی بارساست. می‌دانم که چندسال دارید روی آن، کار می‌کنید. «نتفلیکس» هم برنامه‌ای دارد. «راکوتن» هم دارد که اسمش «روز بازی»ست که نشان می‌دهد در «بارسلونا» چه اتفاقاتی می‌افتد. می‌توانید درباره استودیوی بارسا حرف بزنید تا همه هواداران در سراسر دنیا شانس این‌را پیدا کنند که تماشایش کنند؟
البته. دیدگاه ما این‌است‌که هر شرکتی در دنیا می‌تواند یک شرکت رسانه‌ای باشد. رسانه یعنی تولیدکننده محتوا؛ به‌همین‌خاطر، دو یا سه‌سال‌پیش فکر کردیم که ایده خوبی‌ست استودیو بارسا را شروع و از آن به‌عنوان کارخانه تولید محتوا استفاده و محتوای مخصوص‌به‌خودمان را درست کنیم. ما، در استودیوی بارسا همه ویدئوها و محتوای دیداری و شنیداری‌مان را تولید و آن‌ها را از شبکه‌های اجتماعی‌مان منتشر می‌کنیم. محتوای تلویزیون بارسا را هم تولید می‌کنیم و همین‌طور محتوایی داریم که محتوای اختصاصی‌ست. این محتوای اختصاصی شامل برنامه‌های تلویزیونی و شوهای‌مان می‌شود. هدف ما این‌است‌که این برنامه‌ها را در پلتفرم‌های اصلی دنیا؛ ازجمله تلویزیون‌های «راکوتن»، «نتفلیکس»، «آمازون» و ... پخش کنیم. هدفمان این‌است‌که محتوایی اختصاصی را تولید کنیم تا بتوانید از اوتی‌تی و پلتفرم‌های اصلی خودمان هم پخش شود. ما به‌تازگی یعنی پنج‌ماه‌پیش برنامه «روز بازی» را تولید کردیم؛ یک برنامه منحصربه‌فرد که شدیداً هم به شما توصیه می‌کنم آن‌را تماشا کنید. چون فوتبالی هستید، مطمئنم که از آن خوشتان می‌آید. این اولین‌بار است که یک باشگاه فوتبال از پشت‌صحنه اتفاقات طی فصل، برنامه ضبط می‌کند؛ از همه فرازونشیب‌ها؛ مثلاً وقتی «رئال مادرید» را می‌بریم یا وقتی در برابر «لیورپول» می‌بازیم؛ از درون نشان می‌دهد که چه اتفاقاتی در پشت‌صحنه باشگاه و تیم می‌افتد. این، فرصت بزرگی‌ست که بتوانیم بازیکنانمان را از جهات دیگر هم بشناسیم؛ چون بازیکنانمان نه‌تنها ورزشکاران فوق‌العاده‌ای هستند؛ انسان‌های خیلی‌خوبی هم هستند و همه‌شان داستان شخصی جذابی دارند. شدیداً به شما توصیه می‌کنم که داستان «لوئیس سوارز» را ببینید؛ اینکه چطور از بچگی هوادار «بارسلونا» بود؛ داستان عاشقانه‌اش با همسرش و اینکه چطور شد که همسرش وقتی نوجوان بود، به «بارسلونا» آمد. فکر می‌کنم عالی‌ست؛ چون پشت‌سر هر بازیکنی، داستان جالبی وجود دارد و مهم نیست که فوتبال دوست داشته باشید یا نه یا مهم نیست که هوادار «بارسا» باشید یا نه؛ حتی اگر هوادار «رئال مادرید» هم باشید، خیلی‌جالب است که چنین برنامه‌ای را ببینید.

موافقم. موضوع جذابی‌ست و بی‌صبرانه منتظرم این برنامه را تماشا کنم. قبل‌ازاینکه سراغ موضوع بعدی برم، تصویر «نیوکمپ» را پشت‌سر شما می‌بینم و می‌دانم که دارند روی نوسازی استادیوم کار می‌کنند. ظرفیت باشگاه چقدر است؟
الان «نیوکمپ» دومین استادیوم بزرگ دنیاست و ۹۶هزارنفر ظرفیت دارد؛ اما بعد از پروژه بازسازی باشگاه، می‌توانیم ۱۰۵هزارنفر ظرفیت داشته باشیم.

قیمت یک بلیت چند است؟ بازه قیمت برای هر بلیت بازی چقدر است؟
بستگی به «لالیگا» یا بازی «چمپیونزلیگ» دارد؛ می‌تواند به ۳۰یورو هم برسد، گاهی هم تا ۳۰۰یورو می‌رود. بستگی به بازی دارد و اینکه از کجا بازی را نگاه کنید.

عالی‌ست! می‌دانم همیشه دعوتم می‌کنید که بیایم. یکی از این روزها برای تماشای «ال‌کلاسیکو» باید بیایم. صحبت از «ال‌کلاسیکو» شد؛ هنوزم وقتی بازی «ال‌کلاسیکو»ست، از شب قبلش یا درطول بازی استرس دارید؟ از این تجربه‌تان در «ال‌کلاسیکو» بگویید.
«ال‌کلاسیکو» همیشه «ال‌کلاسیکو»ست. وقتی هوادار بودم، واقعاً از این بازی هیجان‌زده می‌شدم؛ الان هم به‌عنوان عضوی از هیئت‌مدیره، باز آن هیجان را دارم؛ حتی بیشتر؛ چون اگر اوضاع خوب پیش نرود، مردم از ما خیلی‌عصبانی می‌شوند؛ ازاین‌رو، احساس مسئولیت می‌کنم؛ اما «ال‌کلاسیکو» یکی از بزرگ‌ترین برنامه‌هایی‌ست که هرکس می‌تواند در زندگی‌اش تجربه‌اش کند؛ مثل «سوپربال» در آمریکا و راحت می‌شود مثلاً با فینال یورو مقایسه‌اش کرد. من شدیداً توصیه می‌کنم که به «بارسلونا» بیایید و این بازی را از نزدیک تجربه کنید. می‌توانید بازی را ازطریق باشگاه‌های هواداری‌مان هم دنبال کنید. ما بیش از 1000 باشگاه هواداری در دنیا داریم و تجربه تماشای این بازی را ازاین‌طریق بسیار به شما توصیه می‌کنم.

چیزی‌که همه درباره باشگاه می‌دانند این‌است‌که که یک آکادمی جوانان دارد به‌نام «لاماسیا».
ما، در تهران هم یک باشگاه رسمی هواداری داریم؛ برایم سخت است که اسمش را تلفظ کنم؛ اما یک باشگاه هواداری در تهران داریم. بله داریم و هواداران زیادی هم دارد. حالا درباره‌اش حرف می‌زنیم. «بارسلونا» هواداران دوآتیشه زیادی در ایران دارد؛ اما «لاماسیا» جایی‌ست که مسی و خیلی از بازیکنان دیگر از آن بیرون آمدند. می‌توانید به من بگویید چندتا بازیکن در این کمپ جا می‌گیرند؟
«لاماسیا» آکادمی جوانان ماست. به‌نظرم مهم‌ترین چیز در «لاماسیا» اساس و دیدگاه آن است. می‌دانید که «یوهان کرایف»؛ ابداع‌کننده این مفهوم بوده و ما خیلی مدیونش هستیم. دیدگاه او این‌بوده‌که روش بازی تیم ما که همان ترکیب ۳-۳-۴ هست و خیلی زیبا هم هست و شیوه تهاجمی هم هست؛ بهتر است که ترکیب اصلی تیم باشد و همه تلاش ما باید این‌باشدکه تیممان به‌این‌شیوه بازی کند. ازاین‌رو، برای ما خیلی‌مهم است؛ چون وقتی داریم درباره هویت باشگاه حرف می‌زنیم، داریم از سبک بازی‌اش می‌گوییم؛ برای‌همین برایمان مهم است که تیم اصلی‌مان هم به‌شیوه تیم‌های جوان‌ترمان بازی کند؛ این، کار ساده‌ای نیست و باید از همان روزهای اول فوتبالیست‌شدنتان آن‌را آغاز کنید. به‌همین‌خاطر «لاماسیا» شکل گرفت. همراه با بازیکنانی که از آن بیرون آمدند، درکل، هفت‌هزار بازیکن جوان را تحت‌کنترل خودش دارد. هرسال از آکادمی «لاماسیا» چیزی حدود ۱۰۰نفر بیرون می‌آیند که البته بیشتر یا کمتربودنش به فصل بستگی دارد. هدف «لاماسیا» این‌است‌که به بازیکنان جوان یاد بدهد که چطور بازی کنند.‌ ما به آن‌ها یاد می‌دهیم ارزش‌ها را یاد بگیرند، مراقب تحصیلاتشان هم هستیم و این عالی‌ست. فقط این‌نیست‌که برای تیم اصلی‌مان بازیکن بسازیم؛ چون اگر واقع‌بین باشیم، تعداد کمی‌شان می‌توانند برای تیم اصلی بازی کنند. پس مأموریت «لاماسیا» این‌است‌که انسان‌های خوبی تربیت کند که خیلی‌هم مهم هست.

می‌دانم که هر بازیکن جوانی در دنیا می‌خواهد به آنجا بیاید و در آنجا کار کند. شما ناظرانی را در سراسر دنیا دارید؟ می‌دانید که همه می‌خواهند در آنجا حضور داشته باشند؛ پدران و مادران زیادی دوست دارند بچه‌های‌شان به آنجا بیایند. هر مربی هم دوست دارد بازیکنش را به آنجا بفرستد. فکر می‌کنید ناظرانی در ایران باشند که بتوانند از بین بازیکنان بااستعداد ایرانی کسانی را برای آکادمی انتخاب کنند؟ چون «بارسا» را دوست دارند و بازیکنان خیلی‌خوبی هم در ایران هستند. اگر یک بازیکن ایرانی بخواهد به آکادمی «بارسلونا» باید چه‌کار کند؟ مثلاً می‌تواند ویدئو بفرستد؟ کلاً چه فرایندی دارد؟ این را هم می‌دانم که درخواست‌های زیادی از سراسر دنیا دراین‌زمینه دارید.
ما، در دنیا ناظرانی داریم و همه‌جا را پوشش داده‌ایم. توصیه من به بازیکنان جوان این‌است‌که اولین چیز تحصیلاتشان است. مهم نیست چقدر بازیکن خوبی هستید؛ مهم‌ترین چیز تحصیلاتتان است. فوتبال مهم است؛ اما مهم‌تر این‌است‌که انسان خوبی باشید. مهم این‌است‌که وقار داشته باشید. مهم این‌است‌که بچه‌های خوبی باشید و به حرف پدران و مادرانتان گوش بدهید. باید متواضع باشید؛ این مهم‌تر از یک فوتبالیست خوب بودن است؛ چون سخت است که بشود بدون انسان خوبی بودن، فوتبالیست خوبی شد. فکر می‌کنم اولین‌قدم این‌است‌که تحصیلات داشته باشید و یادتان نرود که چه جایگاهی دارید. به پدرومادرتان گوش بدهید و سخت کار کنید. به‌نظرم این اولین‌قدم است. بعدش باید تلاش و فداکاری کنید تا بتوانید یک فوتبالیست حرفه‌ای شوید. قرار نیست کار خاصی انجام بدهید؛ اگر بازیکن خوبی هستید، یک‌جوری ناظران ما خودشان را به شما می‌رسانند. شبکه نظارت ما دراین‌زمینه خیلی سطح‌بالا عمل می‌کند. یک‌جورهایی شبیه به صنعت سرمایه‌گذاری‌های مخاطره‌آمیز است. این‌را می‌دانید که آن‌ها برایشان مهم است که بتوانند از سراسر دنیا بهترین استارت‌آپ‌ها را پیدا کنند. فوتبال هم دقیقاً همین‌طور است؛ ما ناظران زیادی داریم.

فکر می‌کنید شانسی هست که در ایران شود بازیکنان را کشف کرد؟
البته که هست.

پس این برای جامعه فوتبال ایران خبر خیلی‌خوبی‌ست که بتوانند ناظرانی داشته باشند که بازیکنان را کشف کنند.
بله. ناظران ما فقط به این نگاه نمی‌کنند که چقدر بازیکن خوبی هستید. برای ما خیلی‌مهم است که آن بازیکن، هویت «بارسا» را داشته باشد. ما به ارزش‌ها هم اهمیت می‌دهیم؛ به کار تیمی، به تواضع، به تلاش. این برایمان خیلی‌مهم است؛ چون وقتی بازیکنانی مثل «اینیستا یا «مسی» یا «ژاوی» را می‌بینیم، همه‌شان این ارزش‌ها را دارند. همه‌شان باهم متفاوت هستند؛ اما در این ارزش‌ها مشترک‌اند و این عالی‌ست.

صحبت از «مسی» شد. می‌دانم که دوست نزدیک او هستید. همه شیوه بازی‌اش را دوست دارند؛ اما افراد زیادی از اینکه او خارج از زمین چه‌جور انسانی‌ست خبر ندارند. برای بینندگانمان چه دارید که درمورد او بگویید؟ «مسی» خارج از زمین چه‌جور انسانی‌ست؟ به‌عنوان یک مرد خانواده، یک همسر یا یک دوست.
«لئو» یکی از عالی‌ترین انسان‌هایی‌ست که من در زندگی‌ام دیدم. او نه‌تنها به‌نظر من بهترین بازیکن تاریخ است؛ بلکه انسان فوق‌العاده‌ای هم هست. خیلی ساکت است، مرد خانواده است، کارهای زیادی در امور خیریه می‌کند تا به کودکان سراسر دنیا کمک کند. شاید گاهی کم‌کار شود؛ اما خیلی کارهای دیگر می‌کند. «لئو» خیریه خودش را دارد که کارهای بزرگی انجام می‌دهد. در خیریه «بارسا» هم سهیم هست و باهم در پروژه‌ها شرکت می‌کنیم که خیلی فراتر از فوتبال است. حتی درزمینه تحصیلات هم کار می‌کنیم؛ فکر می‌کنم خیلی‌جالب است.

یکی از بازیکنان دیگری که در ایران هواداران بسیار دارد، «ژاوی»ست؛ چون وقتی در «بارسا» بازی می‌کرد، در تیم اسپانیا هم بود و بعدش به قطر آمد تا در «السد» بازی کند. با آن تیم به ایران آمد. فکر می‌کنید آیا مربی بزرگی می‌شود و یک‌روز می‌تواند مربی «بارسلونا» شود؟
«ژاوی» واقعاً بااستعداد و خیلی‌باهوش است. مطمئناً روزی مربی «بارسا» می‌شود؛ امیدوارم این‌طور شود. انسان خوبی هم هست و هویت «بارسا» را خوب می‌شناسد. می‌داند که ما چه می‌خواهیم؛ من هم طرفدارش هستم.

می‌خواهم به موضوع ایران برگردم. بازی ایران و اسپانیا در جام جهانی را دیدید؟ نظرتان درباره آن بازی چه بود؟
خب، عالی‌ست که می‌بینیم هرسال فوتبال ایران این‌طور دارد پیشرفت می‌کند. اگر درست گفته باشم؛ الان ایران بهترین تیم در آسیاست. فکر کنم شما دارید کارتان را خوب انجام می‌دهید. فوتبال در یک مدت کوتاه ساخته نمی‌شود؛ هر تیم باید زمان زیادی صرف و باید تلاش زیادی کند. «بارسلونا» ۱۲۰سال است که ساخته شده؛ بنابراین، نمی‌شود توقع داشت که در کوتاه‌مدت به موفقیت برسیم؛ اما به‌نظرم، وقتی بازی اسپانیا و ایران را دیدم؛ حتی بااینکه اسپانیا یکی از مهم‌ترین لیگ‌های دنیا را دارد و بهترین بازیکنان در آن هستند، می‌توانستیم ببینیم بازی چقدر پایاپای است و نمی‌شد تفاوت چندانی بین این تیم و تیم دیگر ببینیم. فکر می‌کنم آخر بازی ۱-۱ شد؛ درست است؟

نه؛ ۰-۱ شد!
اما واقعاً پایاپای بود. به‌نظرم عالی‌ست؛ چون مثلاً ۱۰سال‌پیش، اصلاً چنین اتفاقی نمی‌افتاد. شاید نتیجه هم خیلی فرق می‌کرد؛ به‌ویژه وقتی شرایط این تیم را با دیگری مقایسه می‌کردیم. ازاین‌رو، فکر می‌کنم ایران می‌تواند به تیم ملی‌اش افتخار کنه. همه‌چیز در زندگی می‌تواند پیشرفت کند؛ اما این‌کار باید قدم‌به‌قدم انجام شود.

از بین بازیکنان ایرانی کسی را می‌شناسید؟
زیاد فوتبال ایران را دنبال نمی‌کنم؛ اما علی دایی را می‌شناسم. می‌دانم یکی از اسطوره‌های ایران است و برای «بایرن‌مونیخ» هم بازی کرده و آقای گل هم هست. ما، در تیم دیجیتالی‌مان یک خانم ایرانی،آمریکایی هم داریم که اسمش ساراست؛ سارا صلاح‌پور، نمی‌دانم اسمش را درست گفتم یا نه.

درست گفتی؛ تلفظت خوب است. می‌دانید که ایران هواداران زیادی در «بارسلونا» دارد. فکر می‌کنید بتوانیم در آینده در بخش دیجیتال «بارسلونا» زبان فارسی هم داشته باشیم؟ چندتا زبان را در بخش دیجیتال «بارسا» پوشش می‌دهید؟
ما زبان‌های زیادی داریم؛ اما الان زبان‌های اصلی، اسپانیایی، کاتالانی، انگلیسی و چینی هستند. احتمالاً به‌زودی زبان‌های بیشتری را به وب‌سایتمان اضافه کنیم؛ اما داریم می‌بینیم که بیشتر محتوای ما را به‌زبان انگلیسی تماشا می‌کنند. انگلیسی، مهم‌ترین زبان برای ما دراین‌چندسال خواهد بود.

پیامی دارید که بخواهید بگویید؟
خیلی دوست دارم هرچه‌زودتر ایران را ببینم. خیلی درباره ایران خوانده‌ام.

فکر می‌کنید «بارسلونا» بتواند برای یک بازی به ایران بیاید؟ مطمئناً مثل یک رؤیا می‌ماند.
راستش یک‌کم پیچیده است؛ چون به‌لحاظ موقعیت و زمان کار سخت می‌شود؛ اما شخصاً با ایران ارتباطات ویژه‌ای داشتم. دیروز داشتم یک‌عالم درباره ایران حرف می‌زدم. امیدوارم روزی بتوانم کشور شما را ببینم.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد