...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 138615 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۹/۲/۲۳ - 07:26
قفل سکوت برانکو باز شد؛

هرگز نفهمیدم علت آن‌همه دشمنی چه بود!

برانکو خیلی جوان‌تر و کم اعتمادبه‌نفس تر نسبت به امروز، دوره اول کاری خود را در ایران با تلخی به‌پایان رساند. به‌گزارش ورزش سه؛ در پایان سومین بازی ایران در جام جهانی ۲۰۰۶ برانکو؛ یکی از منفورترین چهره‌ها از دید علاقه‌مندان به فوتبال در ایران بود؛ اما او با بازگشت خیره‌کننده یک‌دهه‌بعد، همه تصوراتی که درباره‌اش می‌شد را تغییر داد و یاد همه آورد که درآن‌دوره موردانتقادقرارگرفته هم نتایج خوبی با نسل فوق‌العاده تیم ملی به‌دست آورده بود.

تصویر جدیدی از شما دیدیم؛ هیچ‌وقت شما را با ریش ندیده بودیم؛ چرا این‌کار را انجام دادید؟
تغییر چهره من موقتی بود و از امروز که کار مرکز ورزشی ما، در «واراژدین» آغاز شد، من هم صورتم را به حالت سابق برگرداندم. این استایل من برای روزهای کرونایی بود و امروز صبح صورتم را مثال گذشته تراشیدم.

چندروزپیش فیلم نشست خبری بعد از بازی ایران-بحرین در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ را می‌دیدیم و زمانی‌که شما تیمتان را برای جام جهانی آماده می‌کردید. می‌خواستیم درباره این بازی‌ها با شما صحبت کنیم و حرف‌هایی که شاید لازم باشد یک‌روز آن‌ها را به زبان بیاورید. می‌دانیم عملکرد خودتان در آن تورنمنت را مثبت ارزیابی می‌کنید؛ فکر می‌کنید چرا در ایران نگاه منفی نسبت به بازی تیم ملی در جام جهانی ۲۰۰۶ وجود داشت؟
سؤال خوبی‌ست و من به جوابش خیلی فکر کردم. هرچه به گذشته برمی‌گردم و چیزی‌که از جام جهانی ۲۰۰۶ یادم می‌آید این‌است‌که ما تورنمنت خوب و نرمالی را باوجود مشکلات شدید؛ پشت‌سر گذاشتیم. اگر بخواهم درباره دلیل عدم‌صعودمان یا نمایشی که به‌زعم شما خوب نیست، حرفی بزنم، باید قبل‌ازهرچیز به‌سختی گروهمان اشاره کنم؛ ما با پرتغال هم‌گروه بودیم که نسل فوق‌العاده‌ای از بازیکنانش را دراختیار داشت. با مکزیک که همیشه در جام جهانی خوب بوده و یک تیم آفریقایی که به‌هرحال قدرت مناسبی داشت. البته چیدمان بازی‌ها هم برای ما، در نتیجه‌ای که کسب کردیم، تأثیرگذار بود؛ مثلاً اگر اولین بازی مقابل آنگولا برگزار می‌شد، احتمالاً شرایط ما برای ادامه بازی‌ها متفاوت می‌شد؛ چون در جام جهانی، بازی اول اهمیت خیلی‌زیادی دارد. نکته‌ای که می‌خواهم به آن اشاره کنم این‌است‌که از ابتدای تورنمنت، مطبوعات تأکید داشتند که ما چیز خاصی در این مسابقات به‌نمایش نگذاشتیم؛ اما من اصلاً چنین عقیده‌ای ندارم. ما جلوی مکزیک بازی خیلی‌خوبی کردیم و فقط به‌خاطر یک اشتباه فردی، بازی را از دست دادیم. در بازی پرتغال، آن‌ها با پنالتی رونالدو و شوت فوق‌العاده دکو به برتری رسیدند؛ درحالی‌که ما می‌توانستیم از شانسمان برای گل‌زنی استفاده کنیم. در بازی آخر هم باتوجه‌به شرایط، نتیجه نرمالی به‌دست آمد. ازنظر من چیزی‌که در جام جهانی ۲۰۰۶ نشان دادیم، تفاوت زیادی با اغلب جام جهانی‌هایی که ایران در آن شرکت کرده، نداشت. پیش‌ازآن مسابقات، چهارسال سرمربی تیم ایران بودم و نتایج خیلی‌خوبی با ایران کسب کردم. در بوسان و بازی‌های آسیایی با یک نسل خوب اول شدیم و در جام ملت‌ها فوق‌العاده بودیم و سوم شدیم و به جام جهانی هم صعود کردیم. فکر می‌کنم ما درآن‌دوره عملکرد خوبی داشتیم.
 
چرا هیچ‌کس در تحلیل نتایج تیم ملی به شرایط بازیکنان و ناآمادگی تعداد زیادی از آن‌ها اشاره نکرد؛ وحید هاشمیان، علی دایی، علی کریمی، مهدی مهدوی‌کیا، یحیی گل‌محمدی، سهراب بختیاری‌زاده و ... که در شرایط ایدئال خود نبودند.
اگر بخواهم درباره علی کریمی حرف بزنم، باید به مصدومیت بسیارشدیدش اشاره کنم که فکر کنم بدترین مصدومیت دوباره فوتبالش بود. او تلاش زیادی کرد در جام جهانی در بهترین فرمش باشد؛ اما شاید واقعاً شانس یارش نبود و به‌همین‌دلیل از این‌مسئله به‌صورت طبیعی عصبانی بود. شاید مردم متوجه نشوند که یک ورزشکار نمی‌تواند به‌سرعت بعد از یک مصدومیت، به حالت عادی برگردد. تازه این تنها مشکل ما نبود؛ مهدوی‌کیا و هاشمیان هم شرایط سختی را قبل از جام جهانی تحمل کرده بودند. نکونام، زارع، زندی و ... هم مصدوم بودند و ما زمان کافی هم برای آمادگی دراختیار نداشتیم و دایی، بختیاری‌زاده و گل‌محمدی هم خیلی‌دیر به تیم ما اضافه شدند؛ چون با «صبا باطری» در لیگ قهرمانان آسیا بازی می‌کردند.

این مصدومیت‌ها جدا از تأثیر فنی روی تیم؛ چه تأثیری روی رفتار بازیکنان داشت؟
متأسفانه در دوره‌ای که در جام جهانی شرکت کردیم، با توان صددرصدمان نبودیم؛ درحالی‌که در ایران انتظارات بسیاربالا بود. رئیس‌جمهوری وقت می‌گفت که باید به نیمه‌نهایی صعود کنیم و همه انتظار داشتند ما، در مسابقات گروهی موفق باشیم. البته شما اگر تیمی داشته باشید که ازنظر روانی در شرایط نرمال باشد، شاید بشود به این موفقیت‌ها دست یافت؛ اما مشکلات ما از ۱۵دقیقه پایانی بازی با مکزیک شروع شد که گرچه نمایش خیلی‌خوبی داشتیم؛ اما بازی را از دست دادیم. بعد، آغاز مشکلات با مطبوعات بود که شرایط خیلی‌سختی را برای بازیکنان، مربیان و اعضای تیم ایجاد کردند.

شما هیچ‌وقت درباره رابطه نه‌چندان‌خوب علی کریمی و علی دایی درآن‌دوره اظهارنظر نکردید و سعی داشتید درباره بازیکنانتان خوددار باشید. شاید بد نباشد حالا دراین‌مورد کمی صحبت کنید. اساساً دو قطب متفاوت از هم در یک تیم فوتبال، چه چالش‌هایی برای یک مربی ایجاد می‌کند؟
وقتی شما درباره دایی و کریمی صحبت می‌کنید، باید توجه داشته باشید که این‌دو بازیکنانی هستند که یک‌دوره فوتبال استثنایی را پشت‌سر گذاشتند. آن‌ها برای فوتبال ایران و تیم ملی، چیزهای فوق‌العاده‌ای به‌ارمغان آوردند. این دونفر به‌همراه مهدوی‌کیا، نکونام، هاشمیان و چندنفر دیگر، فوتبال ایران را به دنیا معرفی کردند. طبیعتاً علی دایی با سهراب و یحیی نزدیک‌تر بود به‌خاطراینکه ازنظر سنی در رنج نزدیک‌تری بودند. همچنین کریمی با بازیکنان جوان‌تر می‌جوشید که این‌مسئله طبیعی بود؛ اما این‌دو در دوره‌ای که من حضور داشتم، احترام فوق‌العاده‌ای برای هم قائل بودند و مثلاً در جام ملت‌های ۲۰۰۴ و مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ همکاری این‌دو خیلی به ما کمک کرد. جام جهانی برای علی دایی، آخرین تورنمنت بزرگ محسوب می‌شد و او تلاش می‌کرد همه وجودش را دراختیار تیم ملی بگذارد. علی کریمی هم همان‌طورکه گفتم؛ در موقعیت خاصی به‌خاطر مصدومیت قرار داشت. از او انتظارات خیلی‌زیادی وجود داشت؛ اما ازنظر جسمی در شرایط مناسبی نبود و این خیلی او را اذیت کرد. بین این‌دو هیچ جنگ و دعوایی نبود و همه نهایت احترام را برای هم قائل بودند؛ اما به‌هرحال در بیرون از تیم، خیلی‌ها دنبال این بودند که در تیم خیلی‌چیزها را پیدا کنند. البته در تیمی که ۲۵نفر بازیکن تاپ حضور دارد، ممکن است اتفاقاتی هم رخ بدهد که غیرطبیعی نیست.

می‌دانید که دایی به‌همراه شما مهم‌ترین قربانی نتایج جام جهانی ۲۰۰۶ بود. شما دقیقاً در چه‌زمانی فهمیدید که کارتان با تیم ملی تمام شده؛ قبل از مسابقات یا بعد از مسابقات؟
بله قبول دارم که علی دایی قربانی بزرگ این جام بود و خود من هم نمی‌دانم چرا قبل از جام جهانی جوی به‌وجود آمد که علیه من و بعضی بازیکنان مطلب می‌نوشتند؛ درحالی‌که ما چهارسال خوب را پشت‌سر گذاشته بودیم. البته من در ذهنم به این فکر می‌کردم تیم ملی ایران را ترک و کار در یک باشگاه را آغاز کنم. درباره پایان کار من در ایران هم خیلی صحبت شده. درحالی‌که قرارداد من اول جولای به‌پایان رسیده بود و من هیچ پیشنهادی برای تمدید آن نداشتم. همان‌طورکه درباره بازگشت من به ایران صحبت شده؛ درحالی‌که به‌صورت نرمال در ایران ماندم تا ادامه مسابقات جام جهانی را تماشا کنم. البته این در شرایطی بود که آن‌ها دادکان را از سمتش برکنار کرده بودند و کلاً فدراسیون فوتبال ایران هم مسئول خاصی نداشت که برگردم. من اصلاً درک نمی‌کردم که چرا این برخورد را با این تیم می‌کنند؛ درحالی‌که آن تیم تمام تلاشش را کرده بود و نتایجی که نمی‌توانم بگویم خوب؛ اما درحدانتظاری گرفته بود.

اگر شما بعد از جام جهانی ۲۰۰۶ سرمربی تیم ملی می‌ماندید، فکر می‌کنید جام ملت‌های ۲۰۰۷ را می‌بردیم؟ آیا شما اصلاً برنامه‌ای پیش خودتان برای هدایت تیم ملی تا جام جهانی ۲۰۱۰ داشتید؟
در دوره‌ای که من در تیم ملی کار کردم، تلاش کردم بازیکنان جوان زیادی را به تیم اضافه کنم و بازیکنان جوان و خوبی هم در رده ملی قرار گرفتند. از مسعود شجاعی و مهرزاد معدنچی گرفته تا کعبی و نکونام و ستار زارع و حتی فریدون زندی و محرم نویدکیا و ایمان مبعلی و امیرحسین صادقی و جواد کاظمیان و ...؛ فقط سه بازیکن مسن داشتیم که دوره‌شان به‌پایان می‌رسید. من با کیفیتی که از آن تیم سراغ داشتم، اگر به‌عنوان سرمربی تیم ملی باقی می‌ماندم، تقریباً مطمئنم قهرمان جام ملت‌های ۲۰۰۷ می‌شدیم.

با گذشت این‌همه‌سال، یکی از مهم‌ترین انتقاداتی که به شما می‌شود این‌است‌که شما بعد از جام جهانی به ایران برنگشتید و با مردم روبه‌رو نشدید. علت اینکه برنگشتید چه بود؟
جواب این سؤالتان را دادم؛ اما یک نکته‌ای که می‌خواهم تکرار کنم این‌است‌که علت آن‌همه دشمنی نسبت به جایگاه من در تیم ملی چه بود؟ در رسانه‌ها و ازسوی برخی طرفداران فوتبال؛ زیرا در چهارسالی که آنجا بودم، کاملاً موفق بودیم و نتایج فوق‌العاده‌ای با بازیکنانی که داشتم، گرفتیم.

اگر با تجربه امروز، سرمربی تیم ملی ایران می‌شدید، چه تصمیم‌هایی می‌گرفتید و چه تصمیم‌هایی نمی‌گرفتید؟
نکته مهمی که در پرسپولیس داشتم این‌بودکه ما سال‌به‌سال نتایج بهتری گرفتیم و بهتر شدیم درحالی‌که این بدبینی وجود داشت که نتایج خوب سال اول و دوم ما تکرار نمی‌شود. البته من حالا نسبت به ۱۰ سال‌پیش اعتمادبه‌نفس بیشتری دارم و به‌نظرم مربی بهتری هستم نسبت به دوره قبل‌تر که به ایران آمدم و این روند طبیعی یک مربی‌ست که باتجربه‌تر می‌شود و خودش را پیدا می‌کند و به‌سبک و استایل خاص خودش می‌رسد. ما، در ایران همه جام‌های ممکن را کسب کردیم و در آسیا هم به جای خوبی رسیدیم. من دوست داشتم به کارم در پرسپولیس ادامه دهم و شاید مأموریتم را تمام کنم؛ اما اتفاقاتی افتاد که نشد.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد