...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 138618 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۹/۲/۲۴ - 08:10
وقتی بازار «روان‌شناسی زرد» داغ می‌شود!

موفقیت در کسری‌ازثانیه یا چگونه یک‌شبه متحول شویم؟

به‌دنبال همه‌گیرشدن کرونا و شرایط روانی پیش‌آمده برای جامعه، بازار «روانشناسی زرد» داغ شده است و هرکسی در هر گوشه‌ای در فضای مجازی صفحه باز کرده و به درمان اختلالات روانی مردم می‌پردازد. کاری‌که در فضای ناامنیِ روانی حاکم بر جامعه و ظاهراً بدون هیچ‌گونه تخصص و آموزشی انجام می‌شود. به‌گزارش ایرنا؛ تاجایی‌که از آن به‌عنوان «خاله‌تراپی» یاد می‌کنند. حالا مشاوره‌های «روانشناسی زرد» با افراد غیرمتخصص صرفاً به‌خاطر تبلیغات روانشناسی گمراه‌کننده، مخاطبان بسیاری را جذب کرده که در ابتدا شاید بسیارهم تأثیرگذار و مطلوب به‌نظر برسند؛ اما به‌مرورزمان افرادی‌که تحت‌تأثیر چنین مشاوره‌های غیرعلمی قرار گرفته‌اند، پیامدهای جبران‌ناپذیری را تحمل کرده‌اند. ازدیگرسو، در این فضایِ روانیِ برآمده از ویروس کرونا، عده‌ای خود را به‌عنوان روانشناس، درمانگر و حتی روان‌پزشک معرفی می‌کنند و چنان در تبلیغات خود اغراق می‌کنند که گویی استاد «فروید»، «یونگ» یا «پیاژه» نطق می‌کند که البته این سبک روانشناسی آسیب‌زا در جذب مخاطب ظاهراً موفق بوده است؛ اما پیامدهای حضور این «روانشناس‌نماها» در فضای روانی کنونی و آسیب‌های این سبک روانشناسی چگونه است؟

گیتا شمسی؛ پژوهشگر و کارشناس ارشد روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس درارتباط‌با این‌موضوع می‌گوید: «اگر علاقه‌مند روانشناسی باشید، هربارکه اینستاگرام را باز کنید، می‌توانید یک محتوای روان‌شناسانه از خیل صفحات این‌چنینی پیدا کنید.‌ روانشناسانی که باعنوان دکتر، به اسم خود اعتبار می‌بخشند؛ بی‌آنکه محتوای صفحاتشان علمی باشد. کدام شخصیت‌ها نباید با یکدیگر ازدواج کنند، از کجا بدانم وقت ازدواجم رسیده، چطور رابطه تمام‌شده را فراموش کنیم و ... تیتر درشت مطالب افرادی‌ست که خود را روانشناس می‌دانند؛ البته که گاهی مدرک روانشناسی یا مشاوره هم دارند؛ اما صلاحیت درمان و توصیه را خیر». او می‌افزاید: «به‌نظر می‌رسد روانشناس ناامن، عنوانی برازنده‌ای برای آن‌ها باشد؛ کسانی‌که اغلب با ترویج کلیشه‌های جنسیتی، برچسب‌زنی و نسخه‌پیچی، سلامت روان دنبال‌کنندگانشان را به‌خطر می‌اندازند. اغلب روانشناسان ناامن از فضای مجازی برای جذب مراجعین استفاده می‌کنند که البته این به‌خودی‌خود بدون اشکال است. مشکل از جایی شروع می‌شود که برای جذب مراجعین، به فن‌هایی متوسل می‌شوند که خط قرمزهای درمان و مشاوره را زیرپا می‌گذارد؛ مثلاً از مخاطبان خود می‌خواهند مشکلات خود را مطرح کنند، بعد تنها به‌استناد چند خط، صورت‌مسئله‌ای که دنبال‌کنندگان می‌پرسند، به او یا یکی از اطرافیانش برچسب اختلالات روانی می‌زنند و برای حل مشکلی که تقریباً هیچ‌چیز از آن نمی‌دانند، نسخه می‌پیچند». این پژوهشگر روانشناسی توضیح می‌دهد: «بی‌شک توصیه‌ای که بدون درنظرگرفتن بافت فرهنگی، شرایط موجود، وضعیت روانی، باورها و ارزش‌های مراجع باشد، نه‌تنها نمی‌تواند کارآمد باشد؛ بلکه گاه آسیب‌زا نیز هست. این تبلیغاتچی‌های به‌اصطلاح روانشناس، از راهنمای تشخیصی اختلالات روانی برای تولید محتوای تبلیغات خود استفاده می‌کنند. تشخیص را تنها به یافتن چند نشانه (سمپتوم) از دل پیام چندخطی مُراجع تقلیل می‌دهند و آن‌را به‌طورغیرمستقیم به دنبال‌کنندگان صفحه خود نیز آموزش می‌دهند. اگر تا پیش‌ازاین، با مشکل روانشناسانی مواجه بودیم که در اولین جلسه برچسب اختلال روانی را بر پیشانی بیمار می‌زدند، حالا با هزاران دنبال‌کننده صفحات روانشناسان ناامن مواجهیم که به اعتبار نداشته محتوای این صفحات، اطرافیان خود را بیمار روانی می‌انگارند». او ادامه می‌دهد: «مسئله‌ای که به بحران بیمارانگاریِ افرادی‌که خارج از نرم جامعه رفتار می‌کنند، دامن می‌زند. اغلب سؤال مُراجعین و پاسخ را نیز برای دیگران به‌اشتراک می‌گذارند؛ غافل‌ازاینکه یکی از نخستین اصولی که درمانگر می‌آموزد این‌است‌که هیچ مُراجعی، شبیه مراجع دیگری نیست؛ مشکلات هرکدام از مراجعین منحصربه‌فرد است و راه درمان اختصاصی خودش را می‌طلبد. روانشناسان ناامن اغلب سبک زندگی خود را به‌عنوان استانداردی برای سلامت روان تبلیغ می‌کنند. چطور فردی‌که خود را مرکز جهان می‌انگارد و تنها به اعتبار مدرکی که از نظام آموزشی فشل روانشناسی دریافت کرده، گمان می‌کند که سمبل سلامت روان است، می‌تواند دنیای مراجعین را درک و فهم کند؟» او می‌افزاید: «مسئله به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ گاهی روانشناسان ناامن برای جلب‌توجه و افزایش دنبال‌کنندگان صفحات خود دست به‌انتشار صدا یا محتوای صحبت مراجعین خود می‌زنند. آن‌ها حتی قاعده رازداری را زیرپا می‌گذارند؛ مرزی را که عبور از آن به‌هیچ‌وجه قابل‌مذاکره نیست. طبق قاعده رازداری، درمانگران نباید محتوای جلسات خود را به‌جز در جلسات سوپرویژن؛ آن‌هم با رعایت برخی ضوابط و قوانین، منتشر یا بازگو کنند. این قاعده، هیچ استثنای دیگری ندارد. افشای راز مراجعین در پلتفرم‌هایی که کاربرانِ آن اغلب با نام ناشناس در آن فعالیت دارند، مسئله را پیچیده‌تر و امکان شناسایی روانشناس را سخت‌تر می‌کند». او می‌گوید: «نتیجه کم‌کاری نهادهایی که عملکرد فعالان سلامت روان را در فضای مجازی بررسی کند، افزایش روزبه‌روز طرفداران صفحات روانشناسان ناامن عجیب خواهد بود. جایی‌که حفظ مرزهای اخلاقِ کاری، تنها به شرافت شخصی روانشناس محدود می‌شود و هیچ نهادی نظارتی تام‌وتمام بر عملکرد فعالان حوزه سلامت روان ندارد، جولانگاه افرادی می‌شود که نه‌تنها لایق نام روانشناس نیستند؛ بلکه تنها تبلیغاتچی دکان روان‌شناسی و مروجان آسیب روانی در فضای مجازی هستند».
این سبک روانشناسی چه تبعات روانی و چه پیامدهای مخربی برای جامعه دارد؟ ندا هوشیار؛ عضو سازمان نظام روانشناسی و کارشناس ارشد روانشناسی بالینی دراین‌باره می‌گوید: «در سال‌های اخیر، در فضای مجازی شاهد بروز روانشناسی زردی هستیم که بر زندگی مردم سایه افکنده است. این‌نوع روانشناسی تا جایی مضر است که انسان را از سلامت روان دور می‌کند؛ به‌ویژه در هنگامه بحرانی مانند کرونا و اختلافات خانوادگی، زوج‌ها باید حواسشان را بسیار جمع کنند». او می‌افزاید: «مثلاً ممکن است در یک‌دوره زمانی خاص مانند امروز که همه درگیر قرنطینه و ویروس کرونا هستیم، این سطح از اضطراب در جامعه طبیعی باشد؛ اما روانشناسی زرد و به‌ویژه آن‌قسمتی که دارد در حوزه انگیزشی و مثبت‌اندیشی کار می‌کند، مخاطب فضای مجازی را در این‌وضعیت کاذب می‌اندازد که زندگی همه گل‌وبلبل است؛ اما منی که مدلم این‌جوری نیست، حتماً مشکلی دارم؛ درصورتی‌که یک آدم نرمال دارای سلامت روان، این‌را درک می‌کند که اضطراب، غم، ناراحتی و مشکلات؛ بخشی از زندگی هستند». به‌گفته او؛ «روانشناسی زرد» راهکارهایی ارائه می‌دهد که کاملاً مخالف با روانشناسی علمی و درتضادباآن است؛ مثلاً مطالبی که درباره روابط زن و مرد و تأکید بیش‌ازحدشان بر مسائل جنسی یا پررنگ‌کردن ویژگی‌های ظاهری زن و مرد است، به‌گونه‌ای القاء می‌کند که انگار رابطه، چیزی جز ظاهر و زیبایی برای زنان و چیزی جز قدرت و توانایی برای آقایان نیست؛ درصورتی‌که رابطه و ازدواج اساساً بنای دیگری دارد. این موارد، دادنِ آدرس غلط است و بخشی از این طلاق‌های امروز جامعه که می‌بینیم، نتیجه چنین رویکردهایی و از تبعات مقوله روانشناسی زرد است. او ادامه می‌دهد: «متأسفانه مخاطبان این افراد، عموماً قشر جوان هستند؛ دختر و پسرهایی که آرزوی یک رابطه خوب را دارند. به‌دنبال این‌وضعیت، دخترها به این فکر می‌کنند که چه کنم ازنظر پسرها جذاب باشم! یا پسرها به این می‌اندیشند که چه‌کار کنم از دخترها زیباتر باشم. درواقع روانشناسی زرد، یک ویترین کاذب را برای مخاطبانش طراحی می‌کند که اگر مخاطب در آن ویترین قرار بگیرد، فکر می‌کند خواستنی، دوست‌داشتنی و موفق است که درنتیجه، یک اعتمادبه‌نفس کاذب می‌گیرد». این عضو سازمان نظام روانشناسی بیان می‌کند: «مسئله دیگری که دراین‌باره متوجه شده‌ام این‌است‌که افرادی‌که اقدام به بازکردن چنین صفحات مجازی می‌کنند، غالباً خودشان هیچ تحصیلات دانشگاهی و هیچ مدرک دانشگاهی ندارند؛ اما در یک فضای تخصصی دارند کار می‌کنند؛ یعنی هرچقدر ما رشته می‌کنیم، آن‌ها پنبه می‌کنند و حتی در مخالفت با صفحه‌های رسمی روانشناسی مطلب می‌نویسند که برای‌مثال، فلانی دارد اشتباه می‌گوید یا فلان صفحه، اشتباه نوشته است. مسئله بعد این‌است‌که این‌قسم روانشناسی، جهانی آرمانی برای مخاطبان ترسیم می‌کند؛ مثلاً موفقیت در ۱۰۰ روز یا در یک‌سال‌آینده به اهداف خود می‌رسید! فضایی که افراد در رؤیا دنبالش می‌گردند را برای آن‌ها ترسیم و بااین‌روش، مخاطب را تشنه و جذب می‌کنند و افراد هم چون در عالم واقع به‌هردلیلی نتوانسته‌اند به این موفقیت‌ها دست یابند، این افرادِ کاسب یا صفحه‌هایشان را دنبال می‌کنند». او درباره پیامدهای این سبک روانشناسی می‌گوید: «اولین و مهم‌ترین پیامدهای تخریبگر این‌نوع روانشناسی، ساختن یک فضای ایده‌آل و یک تصویر رؤیایی از زندگی‌ست که آسیب‌زننده است. مورد بعدی این‌است‌که همه افراد باید زیبا، موفق، توانمند، هوشمند و نابغه باشند. درواقع، این انتظار را در مخاطب تلقین می‌کنند که تو اگر دراین‌قالب‌ها جای بگیری، برای خودت کسی هستی؛ اگرنه که باید خودت را تغییر بدهی. اثر دیگر آن، تخریب روابط فردی‌ست که متأسفانه در حیطه تخریب رابطه زوج‌ها اثرگذار بوده است. سرکوب انگیزه درونی هم پیامد دیگر آن است». او معتقد است؛ این سبک روانشناسی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم روی ذهن جوانان می‌گذارد؛ اینکه جوان ما فکر می‌کند حتماً باید ایدئال باشد تا دوست‌داشتنی شود. باید حتماً یک فرم خاص و یک ویژگی خاص و یک مهارت خاص داشته باشد تا موردپذیرش واقع شود که اگر آنکه ترسیم می‌شود، نباشد، اعتمادبه‌نفسش را از دست می‌دهد و این تفکر، بسیار سمی‌ست. ازاین‌رو، در شرایط کرونایی اکنون توصیه می‌شود مردم پیش از مراجعه به هر مشاور، روانشناس یا روان‌پزشک، ابتدا از سوابق، مجوز و صلاحیت آن‌ها آگاه شوند و سپس برای دریافت خدمات مشاوره اقدام کنند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد