...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 138643 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۹/۲/۳۰ - 07:28
چگونه آرای مختلف می‌توانند به یک ایده مشترک برسند؟

پیشرفت علم درگروِ اتحاد مخالفان

اگر قرار باشد مقاله‌ای علمی بنویسید، ترجیح می‌دهید با دوستتان این‌کار را انجام دهید یا دشمنتان؟ یافته‌های محققان نشان می‌دهد که اگر برای بررسی پدیده‌ای، با مخالفان خود حرف بزنید، به پیشرفت‌های چشمگیری دست می‌یابید. پنج محقق دانشگاه «پرینستون» خود را به‌مدت یک‌هفته در هتلی قرنطینه کردند تا درباره مشکلی علمی تصمیم بگیرند. جالب‌اینکه هریک نظر متفاوت خودش را داشت. اتاقشان لابد باید شبیه میدان جنگ می‌شد؛ اما نتیجه چیز دیگری بود: آن‌ها، آخر هفته، با یک نظریه مشترک از هتل بیرون آمدند!

پنج علم‌پژوه اجتماعی خود را یک‌هفته در هتلی در آمستردام قرنطینه کردند تا دراین‌باره به اجماع علمی برسند که مردم چگونه کلیشه‌ها را می‌سازند. آن‌ها با یک نظریه مشترک، از هتل بیرون آمدند. جالب‌اینکه مشوقشان این واقعیت بود که درواقع هیچ‌یک با دیگری اتفاق‌نظر نداشت. درواقع، آن‌ها یک‌سال‌پیش در اجلاسی در اروپا نظریه‌های متعارضشان را ارائه دادند. حاضران همچنین علم‌پژوهان اجتماعی، در شگفت بودند که آن‌ها، اگر مجبور باشند تنها یک مدل را برگزینند و دیگر مدل‌ها را کنار بگذارند، چگونه می‌توانند به مطالعه جامع کلیشه‌ها بپردازند؟ سوزان فیسک؛ نویسنده همکار در این تحقیق و استاد کرسی «یوجین هیگینزِ» روان‌شناسی مدرسه مسائل عمومی و بین‌الملل «ویلسون وودرو» دانشگاه «پرینستون»، گفت: «مردم با سردرگمی کامل و محض به‌سمت ما آمدند. نگران بودیم مبادا پژوهشگران سیر کامل تحقیق را کلاً رها کنند؛ ازاین‌رو، تصمیم گرفتیم تا وقتی به یک اجماع برسیم خود را نظیر کمپ دیوید قرنطینه کنیم». گروه پس از یک‌هفته عزلت‌نشینی در آمستردام با مقاله‌ای دارای یک نظریه مشترک بیرون آمد. آن‌ها با الهام‌گیری از تجربه‌شان، ۹ مارس، در مجله «پی.ان.ای.اس»، یک راهنمای «چگونه می‌توانیم» منتشر و آنچه برای موافق‌سازی مخالفان مؤثر است و آنچه مؤثر نیست را توصیف کردند. روش‌ها و موفقیت این روش‌ها نشان داد دفاتر و بنیادهای تأمین مالی حکومت باید ازاین‌پس تلاش کنند برای پیشرفت علمی، افرادی دانشگاهی با منظرهایی مخالف را گردهم بیاورند. فیسک اظهار داشت: «اگر مردم می‌خواهند باهم وارد یک اتاق شوند و درباره تفاوت‌هایشان گفت‌وگو کنند، علم پیشرفت می‌کند. باعنایت‌به‌اینکه همه ما آثاری در مجلات مشهور منتشر کرده‌ایم، هرگز فکر نمی‌کردیم این نظریه درست یا آن نظریه اشتباه است؛ بلکه فکر کردیم تفاوت‌هایی ظریف در نحوه عملکرد این نظریه‌ها وجود دارد. این چیزی‌ست‌که بعد از یک‌هفته همزیستی، به آن رسیدیم». فیسک با نوآمی ایلمرز از دانشگاه «اوترخت»، آندریا آبل از دانشگاه «ارلانگنِ» نورنبرگ، آلکس کوخ از دانشگاه «شیکاگو» و وینست ایزربیت از دانشگاه «لوون»؛ بر روی این پروژه کار کرد. تحقیق فیسک مدت‌هاست نشان داده مردم کلیشه‌ها را برپایه درکشان از توانایی و صمیمیت دیگر مردمان شکل می‌دهند. بااین‌حال، همیاری او با مخالفان به عوامل فرضی دیگر نظیر ایدئولوژی اشاره دارد یا صمیمیت را به مطمئن‌بودن و دوستانه‌بودن تقسیم کردند یا از اخلاق در برابر هرچیز دیگر دفاع کردند. فیسک و نویسندگان همکار او، به این اتفاق‌نظر رسیدند که توانایی فرضی شخص یا مردمِ بررسی‌شده آشکارا یک عامل در تعیین کلیشه‌هاست. عامل فعال دوم، شکلی از صمیمیت یا اطمینان است که این می‌تواند بسته به باورهای سیاسی مشترک و بسته به وضعیت باشد. بااین‌حال، احتمالاً مهم‌ترین چیز این‌است‌که پژوهشگران توانستند به اتفاق‌نظر برسند. آن‌ها با حضور در «همیاری مخالفان»، مفهومی که دنیل کانمن؛ روان‌شناس برجسته و اقتصاددان برنده جایزه نوبل از دانشگاه «پرینستون» وضع کرد، توانستند تحقیقی را برای پاسخ به مسائل حل‌نشده طراحی کنند. آن‌ها با حضور در ایده جدید «اتحاد مخالفان» نشان دادند که هیچ‌یک از نظریه‌هایشان نامعتبر نبود؛ بلکه هر نظریه‌ای معتبر است، بسته به وضعیت یا اوضاع متفاوتی که باعث می‌شوند یک نظریه در باب کلیشه‌ها بر دیگر نظریه‌ها رجحان داده شود؛ برای‌مثال، تأکید فیسک بر صمیمیت و توانایی برای گروه‌هایی مناسب است که مردم دیدار رودررو دارند؛ مثل آنچه در افراد جدید یک محله می‌بینیم. البته به‌اعتقاد کوخ؛ یکی‌دیگر از پژوهشگران گروه، بهتر است منزلت و ایدئولوژی را برای تحلیل کلی موقعیت گروه در جامعه درنظر بگیریم. درواقع، ایده این همیاری حتی قبل‌تر از نخستین اجلاس ظهور کرد، به‌لطف کوخ که به‌عنوان دانشجوی لیسانس مقاله‌ای در اجلاسی ارائه داد که تحقیقات 20ساله فیسک در باب کلیشه‌ها را رد می‌کرد. کوخ نیز نظیر فیسک، شواهدی یافت دال بر نقش‌آفرینی توانایی در کلیشه‌ها؛ اما تحقیق او نه به صمیمیت؛ بلکه به ایدئولوژی‌های سیاسی اشاره داشت. فیسک اظهار داشت: «فکر کردم این‌ها یقیناً مهم‌اند؛ اما اگر درحال‌قدم‌زدن در یک کوچه تاریک در شب هستید، نمی‌خواهید بدانید افراد به چه‌کسی رأی می‌دهند. می‌خواهید بدانید آیا قصد دارند به شما دستبرد بزنند یا نه». باوجوداین، کوخ و فیسک به ارزیابی مدل‌هایشان پرداختند و درباره تفاوت‌هایشان گفت‌وگو کردند؛ پس‌ازآنکه کوخ از فیسک پرسید می‌تواند از آزمایشگاه او دیدن کند. فیسک گفت: «من علم‌پژوهم، پس باید بگویم بله. ما چند مطالعه را با هدف حل این معما باهم آغاز کردیم». همه این‌ها صحنه را برای کوخ و فیسک به‌همراه سه پژوهشگر دیگر آماده کرد تا در آمستردام نظریه‌های رقیبشان را مقایسه کند. آن‌ها برای مذاکره برپایه یک زمینه مشترک و شناسایی برخی چالش‌های باقی‌مانده، به دو پیش‌شرط رضایت دادند و از رهنمودهای مشخصی پیروی کردند. در سراسر این‌روزهای مشترک، ایلمرز که روان‌شناس اجتماعی‌سازمانی‌ست و نویسنده مسئول آخرین مقاله در نشریه «پی.ان.ای.اس»، یقین یافت که گروهشان به آن اصول پایبند است. این‌طور آغاز کردند که تعاملاتشان را جدا از مخالفت رقابتی در قالب جست‌وجوی یک هدف مشترک مجدداً چهارچوب‌بندی کنند. نیز موافقت کردند همه مقاصد مطمئن خود و نیز توانایی علمی را دررابطه‌با هدف به‌اشتراک بگذارد. فیسک با شوخی گفت که گروه پیش از آغاز کار، روزها را با یک صبحانه اروپایی و یک قهوه تلخ آغاز می‌کرد. روزها را در یک اتاق اجلاس شیشه‌ای گذراندند و مدل‌ها و نمودارهایشان را با نورافکن روی دیوار می‌انداختند. برای آغاز «زمین بازی را مسطح می‌کردند»؛ یعنی تنها یک پژوهشگر از هر گروه تحقیقاتی حاضر می‌شد؛ ارشدبودن امتیاز نبود و اینکه توصیفات تهیه‌شده از هر مدل شامل تعداد صفحات مشابهی بود. پیش از گفت‌وگو درباره تفاوت‌ها بحث را با اصول توافق‌شده آغاز می‌کردند. آن‌ها به‌عنوان علم‌پژوه «از کنجکاوی مشترک سود بردند». از آنجا به‌سمت «تولید پیشرفت سنجش‌پذیر» حرکت کردند و در گروه‌هایی دونفره تقسیم شدند تا نگارش مقاله را آغاز کنند. تمام این‌ها با التفات به امری بود که به آن می‌گفتند «سعی برای منفعت متقابل» و این فهم که نرسیدن به راه‌حل یک «بدیل زیان‌بار» و ناپذیرفتنی خواهد بود. این موجد حس فوریت طی این تجربه شد. یک‌هفته‌بعد، پیش‌نویس مقاله نظریه شکل گرفت. این‌گروه، یک‌سال را صرف بازبینی، ارائه و بازبینی مقاله برای یک ژورنال نظریه کرد. ضمناً آن‌ها اجزای اصلی فرایندشان را در یک مقاله چشم‌اندازها این‌طور تلخیص کردند: «اتحاد مخالفان، مدل‌های رقیب را قادر می‌سازد تا درگیر نظریه‌سازی همیارانه به‌سمت علم تجمعی شوند» و در ۹ مارس در نشریه «پی.ان.ای.اس» منتشر شد. روش‌ها دلالت‌های روشنی برای دانشگاه و نیز برای سیاست‌گذاری و رسانه داشت. پژوهشگران می‌گفتند همیاری مخالفان در باب داده و اتحاد مخالفان در باب نظریه هردو می‌تواند اعتبار علمی را میان روزنامه‌نگاران، عموم مردم و نمایندگان مجلس بهبود بخشد؛ امری‌که به‌ویژه در عصر بداطلاعات و نااطمینانی اهمیت دارد. فیسک اظهار داشت: «ما از علم رفتاریِ مذاکرات چندطرفه استفاده کردیم تا مسئله علم قطبی‌شده‌مان را حل کنیم و دراین‌راستا از بینش‌های مشترک مدل‌ها بهره بردیم؛ بینش‌هایی مبنی‌براینکه به توانایی یکدیگر احترام بگذاریم و به مقاصد هم اعتماد کنیم. شاید تجربه‌مان به‌عنوان گروه مخالفان برای منظرهای متعارض در باب سیاست‌گذاری، سیاست‌ورزی و هنجارهای اجتماعی مفید باشد».
میلاد اعظمی‌مرام/ ترجمان

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد