...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 138808 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۹/۴/۷ - 07:29
وقتی همدستی اروپا و آمریکا آشکار می‌شود

دهن‌کجی قاره سبز به برجام

امروز پس از گذشت حدود پنج‌سال از امضای برجام و منافع حداقلی این توافق برای ایران، اروپایی‌ها به‌جای‌آنکه گامی درجهت حفظ برجام بردارند و آن‌را از مرگ مطلق نجات دهند، اخیراً تحت‌فشار آمریکا پیش‌نویس قطعنامه ضدایرانی را در شورای حکام پیشنهاد دادند که چندی‌بعد تصویب شد. به‌گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛ ایران از همان روز نخست اجرای برجام و برای اثبات حسن‌نیت خود، در استفاده کاملاً صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای به همه تعهدات خود عمل کرد؛ اما طرف غربی و در صدر آن آمریکا تقریباً به هیچ‌یک از امتیازاتی که در برجام برای ایران تعریف شده بود، پایبند نبودند. اروپایی‌ها طی چندسال‌اخیر از لحن دوستانه‌ای استفاده کردند؛ اما عملاً کاری پیش نبردند و به‌نوعی تنها برای خود زمان بیشتری خریدند.

رفتارهای متناقض و تفاوت فاحش حرف و عمل اروپا در موارد مختلفی نظیر ایجاد کانال مالی مخصوص و شکستن تحریم‌ها علیه ایران، صدای سایر کشورها همانند روسیه را هم درآورد. «ماریا زاخارووا»؛ سخنگوی وزارت خارجه روسیه دراین‌باره گفت که اروپا فقط شعار حفظ برجام را می‌دهد و درعمل، اقدام معناداری از خود نشان نمی‌دهد. آن‌ها در قضیه کانال مالی «اینستکس»، پس از رفت‌وآمدهای فراوان و وعده‌های پوچ، به طرح نفت در برابر غذا و دارو رسیدند! درواقع، هر نگاهی که تصور کند اروپای امروز اقدامی مغایر با میل آمریکا انجام می‌دهد، به جنگ حقیقت رفته است. اروپای امروز در امنیت و تجارت وابسته کامل به واشینگتن است و جز تبعیت کامل از ایالات متحده آمریکا، چاره دیگری ندارد. عدم‌شفافیت اروپایی‌ها در مذاکره و عدم‌پایبندی آن‌ها به مفاد توافق‌های امضاءشده، سابقه طولانی دارد. در سال‌های اخیر و حین مذاکرات متنوع هسته‌ای، این روند ناصواب اروپایی‌ها را شاهد بوده‌ایم. برای اشراف بهتر بر موضوع جا دارد تا مروری کوتاه بر فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای در کشورمان کنیم. برنامه هسته‌ای ایران در دوران بعدازانقلاب، برای اولین‌بار در دوران دولت سازندگی از سر گرفته شد. پیش‌ازانقلاب و در زمان رژیم پهلوی به‌دلیل گرایش زیاد ایران به غرب، اروپایی‌ها فعالیت‌های مربوط به انرژی هسته‌ای را در کشورمان آغاز کردند؛ مثلاً آلمانی‌ها پروژه نیروگاه آب تحت‌فشار در بوشهر را آغاز کردند یا فرانسوی‌ها اقداماتی را در قالب شرکت «فراماتوم» در دارخوین کلید زدند؛ اما همکاری‌های ایران و اروپا در حوزه انرژی هسته‌ای پس از انقلاب اسلامی قطع شد و تا پایان دفاع مقدس هم به‌خاطر شرایط ویژه موجود، توجه خاصی به آن نشد. پس از پایان جنگ تحمیلی، موضوع هسته‌ای و ضرورت پرداختن به آن به‌عنوان یکی از مسائل مهم، مطرح شد. اروپایی‌ها در زمان فعالیت خود در ایران، هیچ‌گونه اطلاعات فنی دررابطه‌با تأسیسات هسته‌ای یا نحوه ساخت و نگهداری سانتریفیوژها را به دانشمندان ایرانی نداده بودند؛ این امر، آغاز حرکتی جدید به‌سوی انرژی هسته‌ای را سخت کرده بود. براساس خاطراتی که رئیس دولت سازندگی ذکر کرده؛ پس از رایزنی‌های فراوان با دولت پاکستان، آن‌ها حاضر شدند تا اطلاعاتی محدود و نقشه‌های ابتدایی مربوط به سانتریفیوژها را دراختیار ایران قرار دهند. رفته‌رفته و با استمرار تحقیقات آزمایشگاهی و مطالعات تحلیلی و همچنین مشارکت محدود روسیه، بحث غنی‌سازی و احداث و نگهداری نیروگاه‌های هسته‌ای در مسیر هموارتری قرار گرفت. در تمام طول مسیر هسته‌ای‌شدن، عمده فعالیت و ابتکار را دانشمندان ایرانی انجام دادند؛ مثلاً براساس خاطرات ذکرشده درآن‌دوران چینی‌ها قرارداد ساخت UCF اصفهان را به‌مبلغ حدود ۶۰میلیون‌دلار امضاء کردند. چندی پس از شروع پروژه بود که تحت‌فشار آمریکایی‌ها فعالیت آن‌ها در اصفهان متوقف و سایت مذکور با حدود ۲۰ تا ۳۰درصد پیشرفت، نیمه‌کاره رها شد؛ اما دانشمندان هسته‌ای ایرانی، خود تصمیم به تکمیل این سایت هسته‌ای گرفته و آن‌را تکمیل کردند. درحالی‌که کشورمان گام‌های استواری را در مسیر هسته‌ای‌شدن برمی‌داشت، غرب از این اتفاق ناراضی بود و سعی داشت تا به‌هرترتیبی شده، مانعی را در برابر رشد سریع برنامه هسته‌ای کشورمان قرار دهد. به‌این‌ترتیب و در ۲۳ مردادماه ۱۳۸۱، گروهک تروریستی منافقین، طی یک اجلاس مطبوعاتی و انتشار اطلاعات دروغ، موضوع کاملاً علمی و صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را تبدیل به یک بحران دروغین امنیتی کرد. این گزارش بی‌پایه‌واساس درست در زمانی منتشر شد که آمریکا درپی حادثه مرموز 11 سپتامبر لشکرکشی خود به منطقه غرب آسیا را آغاز کرده بود و عراق و افغانستان را تحت‌اشغال درآورده بود. در همان‌زمان بود که «جرج بوش»؛ رئیس‌جمهوری وقت ایالات متحده، ایران را «محور شرارت» خواند و منافقین خیلی امیدوار بودند تا او وارد یک جنگ مستقیم با ایران شود. درحالی‌که دولت اصلاحات از بحران به‌وجودآمده نگران بود و از ارسال پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت واهمه داشت، سلسله مذاکراتی را با اروپا آغاز کرد. اولین دیدار وزیران خارجه اتحادیه اروپا و گروه مذاکره‌کننده ایرانی منجر به «بیانیه سعدآباد» شد که براساس این توافق؛ ایران به‌صورت داوطلبانه فعالیت‌های هسته‌ای خود را کاهش داد و درعوض، اروپایی‌ها نیز مانع از ارسال پرونده ایران به شورای امنیت شدند. این مذاکرات در بروکسل و پاریس نیز ادامه یافت و تدریجاً محدودیت‌های هسته‌ای ایران بیشتر هم شد. بااین‌همه، تحلیل اشتباه رفتار اروپایی‌ها ازسوی طرف‌های دخیل در مذاکره روزبه‌روز آن‌ها را گستاخ‌تر و فعالیت کشورمان در حوزه هسته‌ای را محدودتر کرد. درحالی‌که تصور می‌شد عقب‌نشینی محدود از فعالیت هسته‌ای به‌مرورزمان می‌تواند عاملی برای اعتمادسازی بین ایران و غرب باشد، ناگهان طرف اروپایی در اقدامی تعجب‌آور در تاریخ ۹ آذرماه ۱۳۸۳، تحت‌فشار آمریکا پیش‌نویس قطعنامه‌ای را علیه ایران به شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارائه کرد. پیش‌نویس مذکور پس از چندی در این شورا به‌تصویب رسید. این قطعنامه که کاملاً با روح و اصل مذاکرات درتضاد بود، خواستار تعلیق «پایدار» و «نامحدود» غنی‌سازی اورانیوم ازسوی ایران شده بود. آن‌زمان «یوشکا فیشر»؛ وزیر خارجه وقت آلمان دراین‌باره گفته بود: «تا وقتی تمام تأسیسات هسته‌ای ایران از بین نرود، اطمینان خاطر از عدم‌دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای برای ما حاصل نخواهد شد!» روند حریصانه و تمامیت‌خواه اروپایی‌ها در مذاکرات هسته‌ای باعث شد کشورمان سیاست خود را تغییر دهد و به تعلیق داوطلبانه فعالیت‌های هسته‌ای پایان دهد. چندماه پس از روی‌کارآمدن دولت نهم در ایران، موضوع هسته‌ای ایران بار دیگر در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مطرح شد. به‌دنبال افزایش فشارهای بین‌المللی ازسوی برخی کشورهای غربی و مخصوصاً آمریکا و درپی گزارش «محمد البرادعی»؛ مدیرکل وقت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در اسفندماه سال ۱۳۸۴ به شورای امنیت، شورای مذکور پرونده هسته‌ای ایران را در دستورکار قرار داد. از مهم‌ترین اقدامات شورای امنیت سازمان ملل که منجر به قطعنامه‌هایی علیه کشورمان شد، عبارت‌اند از:
• صدور بیانیه ریاست شورای امنیت در ۲۹ مارس ۲۰۰۶
• صدور قطعنامه ۱۶۹۶ مورخ ۳۱ ژوئیه ۲۰۰۶ (در چهارچوب فصل ششم منشور)
• صدور قطعنامه ۱۷۳۷ مورخ ۲۳ دسامبر ۲۰۰۶ (در چهارچوب فصل هفتم منشور)
• صدور قطعنامه ۱۷۴۷ مورخ ۲۴ دسامبر ۲۰۰۷ (در چهارچوب فصل هفتم منشور)
• صدور قطعنامه ۱۸۰۳ مورخ ۳ مارس ۲۰۰۸ (در چهارچوب فصل هفتم منشور)
در نگاهی گذرا به تاریخ سازمان‌ها، جا دارد که به جایگاه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بپردازیم و با سازوکار آن بیشتر آشنا شویم. منشأ پیدایش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را باید در پیشنهاد «آیزنهاور»؛ رئیس‌جمهوری وقت آمریکا در سال ۱۹۵۳ به مجمع عمومی سازمان ملل متحد جست‌وجو کرد. به‌دنبال این پیشنهاد، مجمع عمومی در دسامبر ۱۹۵۴ قطعنامه «اتم برای صلح» را تصویب کرد. درپی تأکید مجمع عمومی در ایجاد مرجع بین‌المللی درزمینه انرژی هسته‌ای، پیش‌نویس اساسنامه آژانس در یک اجلاس بین‌المللی که زیرنظر سازمان ملل در ۱۳ اکتبر ۱۹۵۶ برگزار شده بود، تهیه شد. این پیش‌نویس نهایتاً به تصویب ۸۰ کشور جهان رسید. اساسنامه آژانس از ۲۹ ژوئیه ۱۹۵۷ لازم‌الاجرا شد و فعالیت خود را از آن تاریخ شروع کرد. آژانس با سایر سازمان‌های تخصصی ارتباط داشته و گزارش فعالیت‌های خود را هرساله به مجمع عمومی ارائه می‌دهد (کتاب «سازمان‌های بین‌المللی» دکتر موسی‌زاده). مهم‌ترین اهداف آژانس عبارت‌اند از:
• تشویق و مساعدت به تحقیق و گسترش مطالعات علمی درمورد انرژی اتمی برای استفاده صلح‌آمیز در سراسر جهان
• ارائه پیشنهاد و تسهیلات لازم برای تحقیق و توصیه‌های ضروری در کاربرد انرژی اتمی در راه صلح و رفاه بشر در جهان
• فراهم‌کردن اطلاعات مربوط به تغییرات علمی و فنی مورداستفاده صلح‌آمیز از اتم
هرچند که این اهداف به هر کشوری اجازه می‌دهد تا در مسیر توسعه هسته‌ای گام بردارد و استفاده صلح‌آمیز از انرژی اتمی را برای اعضاء تسهیل می‌کند، در حوزه عمل، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دائماً در مسیر رشد این فناوری در کشورمان اختلال وارد کرده. این آژانس دارای سه رکن است:
• اجلاس عمومی: این نهاد، عالی‌ترین رکن سازمان و مرجع تصمیم‌گیرنده آن است. اجلاس‌های عادی اجلاس عمومی سالی یک‌بار در مقر سازمان (وین) تشکیل می‌شود. درصورت تقاضای شورای حکام یا اکثریت اعضای سازمان، اجلاس عمومی می‌تواند اجلاس‌های فوق‌العاده یا ویژه نیز برگزار کند. انتخاب اعضای شورای حکام، بررسی گزارش سالانه شورای حکام و انتخاب دبیرکل آژانس برای مدت چهارسال از جمله وظایف اجلاس عمومی‌ست.
• شورای حکام: این شورا دارای ۳۵ عضو بوده که به دو گروه انتصابی و انتخابی تقسیم می‌شوند. اعضای انتصابی شورای حکام را ۱۳ عضو پیشرفته آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تشکیل می‌دهند. اعضای انتخابی هم که شامل ۲۱ کشور دیگر هستند، طی رأی‌گیری از بین کشورهای عضو سازمان برای یک دوره دوساله انتخاب می‌شوند.
• دبیرخانه: ریاست دبیرخانه به‌عهده دبیرکل است. دبیرکل به‌پیشنهاد شورای حکام و با تأیید اجلاس برای یک‌دوره چهارساله انتخاب می‌شود. مقر دبیرخانه، وین (پایتخت اتریش) است.
بد نیست اینجا نگاهی گذرا نیز به قطعنامه‌های فصل ششمی و هفتمی شورای امنیت بیندازیم. حل مسالمت‌آمیز اختلافات در مقررات مربوط به آئین حل مسالمت‌آمیز اختلافات بین‌المللی در فصل ششم منشور سازمان ملل پیش‌بینی شده. این فصل که حاوی شش ماده است (مواد ۳۳ تا ۳۸)، به شورای امنیت اجازه می‌دهد در اختلافاتی که «ممکن است» صلح و امنیت بین‌المللی را تهدید کند، مداخله کند. شورای امنیت به این‌گونه اختلافات صرفاً ازطریق مسالمت‌آمیز رسیدگی می‌کند. شورای امنیت درصورت احتمال بروز «تهدید علیه صلح»، «نقض صلح» یا «اقدام تجاوزکارانه» روش‌های مسالمت‌آمیز حل اختلافات را به طرفین دعوی توصیه می‌کند و برای این‌منظور مقررات فصل ششم را به اجرا می‌گذارد. ماده ۳۳ منشور در ابتدا به روش‌های سنتی حل اختلافات اشاره می‌کند. طرفین هر اختلافی باید پیش از هرچیز به یکی از روش‌های پیش‌بینی‌شده، راهکاری برای حل اختلاف خود پیدا کنند. این روش‌ها عبارت‌اند از: مذاکره، میانجی‌گری، سازش، تحقیق، داوری، رسیدگی قضایی و توسل به مؤسسات یا ترتیبات منطقه‌ای یا سایر موارد مسالمت‌آمیز. ازسویی، باتوجه‌به اهمیت حفظ صلح و امنیت بین‌المللی، شورای امنیت حق توسل به اقدامات اجباری را به خود می‌دهد. این‌بخش از وظایف شورای امنیت با اجرای مقررات فصل هفتم (مواد ۳۹ تا ۵۱) و خصوصاً مواد ۴۰ و ۴۱ آن تحقق می‌یابد. تصمیماتی که شورا دراین‌زمینه اتخاذ می‌کند، برای کلیه دولت‌های عضو و غیرعضو سازمان ملل متحد الزام‌آور است. شورای امنیت درصورت احراز «تهدید علیه صلح»، «نقض صلح» یا «اقدام تجاوزکارانه» تصمیم به استفاده از روش‌های تنبیهی و یا قهری ذیل قطعنامه‌های فصل هفتمی منشور سازمان ملل می‌گیرد. هم‌زمان با روی‌کارآمدن دولت یازدهم، مجدداً موضوع مذاکره با غرب و حل‌وفصل مسائل ازطریق گفت‌وگو بر سر زبان‌ها افتاد و گروه جدید مذاکره‌کننده برای حصول توافقی جامع و حل اختلافات در حوزه موضوع هسته‌ای اقدام به مذاکره با طرفین ۵+۱ کرد. گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به شورای امنیت با همان سازوکارهایی که پیش‌تر توضیح داده شد، بسیاری را از عواقب احتمالی آن نگران کرد. بزرگ‌ترین توجیه مذاکرات، پرونده باز ایران در شورای امنیت و قطعنامه‌های فصل هفتمی علیه کشورمان بود. طرفداران مذاکره با غرب؛ به‌ویژه ایالات متحده، تأکید می‌کردند که قطعنامه‌های فصل هفتمی شورای امنیت سایه جنگ را بر سر ایران انداخته است. جزئیات مذاکره و راه پرپیچ‌وخمی که منجر به توافق برجام شد، خود مسئله مفصلی‌ست که در این بحث نمی‌گنجد؛ اما آنچه اکنون پس از پنج‌سال مجدداً ثابت شده این‌است‌که طرف غربی، شریک قابل‌اعتمادی در مذاکره نیست. آمریکا که با ماهیت جمهوری اسلامی سر دشمنی دارد و از همان روز اول امضای برجام، تأکید کرد که این توافق، تازه اول راه است و ایران باید سایر محدودیت‌ها در حوزه‌های دیگر مانند حوزه موشکی را هم بپذیرد. پس‌ازچندی نیز «دونالد ترامپ» در اقدامی یک‌جانبه، از برجام خارج شد. باید پذیرفت که اروپا هم بله‌قربان‌گویی در خدمت واشینگتن است و اتفاقاً پیمایش اروپا در مسیری جز آنکه آمریکا نشان می‌دهد، اتفاقی تعجب‌آور خواهد بود. اروپایی‌ها امروز از ایران شکایت می‌کند که چرا اجازه دسترسی به دو سایت هسته‌ای را به ناظران آژانس نداده! درحالی‌که خودشان به هیچ‌یک از وعده‌های مقرر عمل نکرده‌اند و در نقطه مقابل، ایران مطابق با گزارش‌های بین‌المللی به مفاد برجام پایبند بوده است. رفتار ریاکارانه اخیر اروپا که پیش‌تر در «مذاکرات سعدآباد» هم نمایان شد، به‌وضوح و بسیارقبل‌تر، در کلام رهبر انقلاب شنیده شد. ایشان در ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۹۷ فرمودند: «من به این سه کشور (اروپایی) هم اعتماد ندارم و می‌گویم به این‌ها هم اعتماد نکنید. اگر می‌خواهید قرارداد بگذارید، یک تضمین واقعی و عملی به‌دست آورید؛ وگرنه فردا این‌ها هم همان کاری را خواهند کرد که آمریکا کرد (خروج از برجام)». مذاکره‌کننده ارشد ایرانی در کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» می‌نویسد: «ما بین دوچرخه و پیکان و بنز باید یکی را انتخاب می‌کردیم. خوب تصمیم براین‌بودکه ما بنز سوار نشویم. پس ما ماندیم و پیکان و دوچرخه. بنز آمریکا بود. پیکان اروپا بود و دوچرخه نیز کشورهای غیرمتعهد بودند. پس ما پیکان سوار شدیم». هرچند ظاهراً فضای کنونی ثابت کرده این تعبیر چندان هم با واقعیات منطبق نیست؛ اما براساس همین تأویل؛ پیکان قراضه اروپایی‌ها هم دیگر به ما سواری نمی‌دهد! امروز تنها راه باقی‌مانده پیش‌رو، تمرکز بر استعداد و ظرفیت داخلی‌ست. البته دیپلماسی و گفت‌وگو هم لازم است؛ اما شرطی‌سازی فضای علمی، اقتصادی، تجاری و ... در کشور به چراغ سبز خارجی، چندان منطقی به‌نظر نمی‌رسد. دیگر سواری‌گرفتن از بنز، پیکان یا دوچرخه دیگران، باید جای خود را به اتکا به ظرفیت داخلی و هم‌افزایی ملی دهد.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد