...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 139002 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۹/۵/۸ - 07:26
«داشتن مهارت»؛ مهم‌ترین شانس بقای انسان در برابر کرونا!

شکاف عمیق میان نظام آموزشی و اشتغال

«می‌خواهی در آینده چه‌کاره شوی؟!» این شاید مهم‌ترین سؤال از یک کودک یا فارغ‌التحصیل باشد؛ کودکان و فارغ‌التحصیلانی که هنوز وارد بازار کار نشدند؛ ولی پاسخ به این سؤال شاید بخشی از اهدافشان باشد. امروزه منطبق‌نبودن رشته‌های تحصیلی با نیاز بازار کار، یکی از معضلاتی‌ست که گریبان بسیاری از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را گرفته است.

هنگامی‌که یک دانش‌آموخته با یک نگاهی عمیق و همه‌جانبه رشته تحصیلی‌اش را با نیاز امروز بازار کار مقایسه می‌کند، تازه متوجه می‌شود که رشته تحصیلی که قریب به ۲۰‌سال برای کسب مدرک آن شبانه‌روز زحمت کشیده و ایام پردلهره‌ای را برای ادامه تحصیل گذرانده، هیچ‌گونه بازار کاری ندارد، بر وقت تلف‌شده و عمر هدررفته خود افسوس می‌خورد؛ چراکه وقتی می‌بیند نه راه پس دارد و نه راه پیش، دل‌زده از درس و تحصیل، مدارک تحصیلی را در چمدان قدیمی خانه حبس کرده و تصمیم به فعالیت در شغلی نان‌وآب‌دار می‌کند. چنین افرادی مشکلات دیگری هم دارند؛ ازیک‌طرف، درطول دوران تحصیل در آموزش‌وپرورش و سپس آموزش عالی، با هیچ‌گونه مهارتی در حوزه‌های فنی و حرفه‌ای آشنا نشده و در کسب‌وکار خاصی نیز مهارت ندارد. ازطرفی، داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد، سطح توقع او از شغل و کاروکاسبی را بالا برده؛ به‌گونه‌ای که پرداختن به برخی کسب‌وکارها را نمی‌پسندد و در شأن خود نمی‌داند و این‌مسئله خود مزید‌بر‌علت شده تا از بسیاری فرصت‌های شغلی باز ماند. «شادی»؛ یکی از فارغ‌التحصیلان رشته معماری می‌گوید: «من به رشته معماری علاقه داشتم؛ هنوزهم دوست دارم. می‌خواستم رشته ریاضی را دنبال کنم و در دانشگاه معماری بخوانم؛ ‌اما چون تقاضا برای رشته ریاضی درآن‌سال زیاد بود، معدل بالای ۱۸ را ثبت‌نام می‌کردند. معدل من هم ۱۷ بود و یکی از همکلاسی‌هایم که معدل ۱۷ بود، چون پارتی داشت وارد رشته ریاضی شد. نحوه برخورد مدیر دبیرستان و ماجرای همکلاسی‌ام در روحیه‌ام تأثیر گذاشت و باعث دل‌زدگی‌ام از رشته ریاضی شد». او درادامه گفت: «از دبیرستان، مستقیم رفتم و در هنرستان ثبت‌نام کردم؛ البته مشاور مدرسه اصرار می‌کرد که تجربی بخوانم». او افزود: «دوسال در هنرستان درس خواندم؛ اما انگیزه درس‌خواندنم خیلی‌کم بود. در درس‌های عمومی نمره متوسط می‌گرفتم؛ ولی در درس‌های تخصصی قوی بودم. درآن‌سال هم که می‌خواستم کنکور بدهم، آموزش‌وپرورش مدعی شده بود که ممکن است کنکور فنی حذف شود؛ من هم درس نخواندم! یک‌سال پشت کنکور ماندم. اوایل درس خواندم؛ ماجرای ازدواج برادرم پیش آمد، تنبلی کردم و درس نخواندم. بازهم قبول نشدم و وارد دانشگاه علمی کاربردی به‌صورت پودمان شدم». او بیان کرد: «سه‌سال برای فوق‌دیپلم به‌اجبار با واحدهای کم پودمان درس خواندم. برای کارشناسی، روز قبل از امتحان، همه کتاب‌ها را مرور کردم و توانستم شبانه قبول شوم که به‌خاطر راه دور و هزینه زیاد، نرفتم. کارشناسی را در مؤسسه غیرانتفاعی نزدیک محل زندگی گرفتم و سال ۹۵ درسم تمام شد؛ ولی هنوز دنبال مدرکش نرفتم! می‌خواستم به تهران برای کار در رشته‌ام بروم و ازدواج کردم و در همین‌جا ماندگار شدم». او خاطرنشان کرد: «تنبلی و پیگیری‌نکردن خودم، نداشتن راهنما و کم‌بودن زمینه کار در گیلان باعث شد من به اینجا برسم. هم معماری و هم گل‌و‌گیاه از علاقه‌مندی‌هایم است؛ می‌توانستم به هر‌دوی آن‌ها برسم؛ ولی نشد!» می‌توان این پرسش را مطرح کرد که آیا شعار گذراندن مسیر حل و رفع مشکل بیکاری از توسعه مهارت‌های فنی حرفه‌ای کشور، محقق شده است؟ عباس بیات معتقد است: «دو عامل کلی وجود دارد؛ عامل اول اینکه دانش‌آموزان شناخت کافی از علاقه‌مندی‌هایشان پیدا نمی‌کنند که این انتخاب با علاقه آن‌ها همسان باشد. عامل دوم مسئله نظام آموزشی‌ست؛ یکی از اهداف تربیت، بارور‌کردن استعدادها و شناخت خود فرد از خودش است و نظام آموزشی وظیفه دارد بچه‌ها را به خودشناسی برساند؛ اما نظام آموزشی با این مشکل مواجه است». این کارشناس آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و مهارتی، جبر اجتماع خانواده را هم یکی از دلایل عدم تطابق رشته تحصیلی با حرفه و شغل افراد می‌داند و می‌گوید: «از‌طرف دوستان و آشنایان در موضوع هدایت تحصیلی و انتخاب رشته مشورت‌های زیادی می‌شود و اولین سؤالی که بنده از آن‌ها می‌پرسم علاقه آن‌ها نسبت به آن رشته است. یکی از مشکلات دیگر مربوط به عدم‌تطابق رشته تحصیلی با حرفه و شغل نظام اشتغال و آموزشی‌ست. در کشورهای خارجی، برای تعویض یک لامپ هم به یک تکنسین مراجعه می‌کنند. اگر در کشور قوانینی داشته باشیم که برمبنای‌ آن‌ها؛ افرادی می‌توانند به یک شغل بپردازند که تحصیلات دانشگاهی به آن حوزه مربوط یا مهارت آن شغل را کسب کنند، قطعاً وضعیت تغییر می‌کند؛ به‌همین‌دلیل، بخشی از مشکلات فعلی مربوط به قوانین و مقررات است». محمد شریعتمداری؛ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در تاریخ چهارم مرداد‌ماه امسال در آئین تفاهم‌نامه بین وزارت کار و سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای و وزارت راه و شهرسازی، آموزش فنی و حرفه‌ای را نیاز امروز جامعه ایران دانست و گفت: «مسیر حل و رفع مشکل بیکاری، از توسعه مهارت‌های فنی حرفه‌ای کشور می‌گذرد. در جمع بیکاران کشور، آمار دانش‌آموختگان دانشگاهی بیکار بالاست؛ این‌درحالی‌ست‌که افراد دارای مهارت، از فرصت شغلی بیشتری برخوردار هستند و این نشان می‌دهد راه عبور از وضعیت موجود، مهارت‌افزایی‌ست». وی بابیان‌اینکه مهارت‌آموزی و مهارت‌افزایی موضوعی‌ست که باید نسبت به آن اهتمام ویژه‌ای شود، گفت: «این‌کار با همکاری تمام قوا و تنظیم قوانین و مقررات مربوطه در همه دستگاه‌های اجرایی کشور امکان‌پذیر است. ما ازمنظر تغییرات در آینده بازار کار نیز به مسئله و موضوع آموزش‌های فنی و حرفه‌ای توجه کرده‌ایم، اگر بازار کار به‌سمت اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و ... حرکت کند، باید در آموزش‌های فنی و حرفه‌ای نیز به این‌موضوع توجه کرد». علی اوسط هاشمی؛ رئیس سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور دراین‌باره گفت: «مهم، علاقه فرد است. این تفاوت را باید بپذیریم. برخی‌اوقات ممکن است انتخاب رشته اختیاری نبوده و براساس نمره باشد و آن شخص برای ادامه تحصیل و کسب مدرک مجبور به تحصیل است. ما متأسفانه همه ارزش‌ها را به مدرک خلاصه کردیم و آن فرد برای‌اینکه یک ارزش اجتماعی در جامعه داشته باشد، مجبور به تحصیل آن رشته می‌شود. نباید تمام ارزش‌ها در مسیر صرفاً به کسب دانش را جست‌وجو کنیم. ارزش هر فرد در توانایی‌ها و کسب مهارت او تعریف می‌شود. سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور، مشاوره‌هایی برای افراد دارد که می‌تواند در هدایت آن‌ها بر موضوع مهارتی منطبق با علاقه‌شان کمک کند». در سال‌های اخیر، با موضوع بیکاری گسترده دانش‌آموختگان در مراکز آموزش عالی روبه‌رو بوده‌ایم که متناسب‌نبودن برخی از رشته‌های تحصیلی دانشگاهی با نیاز بازار کار و عدم‌گذراندن دوره‌های فنی و حرفه‌ای برای دانشجویان در مقاطع دانشگاهی و بعضاً ناآشنایی دانشجویان با نیازهای روز بازار کار، باعث شده تا قشر تحصیل‌کرده امروزی ما به‌دنبال مشاغلی باشند که هیچ‌گونه ارتباطی با رشته تحصیلی آن‌ها ندارد». امروزه منطبق‌نبودن رشته‌های تحصیلی با نیاز بازار کار، یکی از معضلاتی‌ست که گریبان بسیاری از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را گرفته است؛ اما بخش مهمی از تغییر وضع موجود به اصلاح نظام آموزشی (هم آموزش عمومی و هم آموزش عالی) وابسته است. ساختار و شاکله آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای و مهارتی در آموزش عمومی معیوب است. در اصلاح ساختار نظام آموزشی در اوایل دهه 70 دراین‌زمینه انحراف شکل گرفته و مسیر غلط به‌اصرار ادامه پیدا کرده است؛ شاید درحال‌حاضر بتوان گفت که مهم‌ترین شانس بقای انسان در برابر کرونا، داشتن مهارت است.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد