...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 139337 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۹/۷/۱۹ - 08:23
تحلیلی بر عوامل مؤثر بر میزان مشارکت سیاسی

چه جریان‌هایی به‌دنبال کاهش حضور مردم در انتخابات هستند؟

انتخابات، همواره یکی از اصلی‌ترین ابزارهای تحقق مردم‌سالاری در جوامع مدرن بوده؛ به‌گونه‌ای که هراندازه حضور و مشارکت در کارزارهای انتخاباتی ازسوی مردم بالا رود، میزان نقش‌آفرینی آن‌ها در تعیین سرنوشت خود بیشتر می‌شود. به‌گزارش ایرنا؛ این گزاره درمورد ایران پس‌ازانقلاب نیز مصادیق پررنگی دارد؛ زیرا یکی از ارکان موردتأکید نظام در دوره پس از سلطنت پهلوی، جمهوریت بوده است.

نهادهای انتخابی در ایران بااتکابه نص صریح قانون اساسی، ضمن نقش‌آفرینی در تصمیم‌سازی و اداره کشور، نیازمند حضور و مشارکت مردم، برای انتخاب گزینه‌های شایسته، کارآمد و مؤثر در کرسی‌های انتخابی‌ست تا حرکت کشور بر مدار حاکمیت و اراده مردم تداوم یابد و دراین‌میان، انتخابات ریاست‌جمهوری به‌دلیل انتخاب شخص دوم کشور، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. سال آینده، انتخابات سیزدهمین‌دوره ریاست‌جمهوری درحالی برگزار می‌شود که از اکنون، بعضی جریان‌ها و جناح‌های سیاسی اصولگرا، فعالیت‌های آشکار و پنهان انتخاباتی خود را در قالب تحرکات رسانه‌ای، سفرها، اظهارنظرها، سخنرانی‌ها و مواضع ایجابی و سلبی آغاز کرده‌اند؛ اما شاید مهم‌ترین وجه هر انتخابات؛ به‌ویژه انتخابات پیش‌رو، میزان مشارکت مردم است که حالا دستاویز نقدها، پیش‌بینی‌ها و گاه اظهاراتی غیرکارشناسی می‌شود. مروری بر میزان مشارکت مردم در دوره‌های مختلف انتخابات پس‌ازانقلاب ۵۷ نشان می‌دهد که میانگین مشارکت مردم همواره رقمی بالای‌۵۰‌درصد را ثبت کرده؛ رقمی که نسبت به بسیاری از کشورهای دموکراتیک، می‌تواند نشان از بالا‌بودن این شاخص داشته باشد. بااین‌حال، در ماه‌های گذشته، بعضی از جریان‌های سیاسی، پیش‌بینی‌هایی مبنی‌بر مشارکت پائین مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده را مطرح کرده‌اند، پیش‌بینی‌هایی که فعلاً واجد هیچ پژوهش علمی و جامعه‌شناختی نیست و بیشتر رنگ‌وبوی سیاسی و رسانه‌ای می‌دهد؛ اما با نگاهی واقع‌بینانه به شرایط کشور، نمی‌توان میزان مشارکت مردم را به‌صورت تک‌بعدی موردبررسی قرار داد؛ چه‌آنکه بسیاری از عوامل بیرونی و درونی همواره توانسته نقش مؤثری در میزان مشارکت و حضور مردم در دوره‌های مختلف انتخابات داشته باشد. مشارکت سیاسی؛ به‌ویژه در قالب انتخابات، فرایندی‌ست که مردم یک کشور با حضور فعال در تصمیم‌گیری‌ها و سازمان‌دهی جامعه و نیز اداره آن کشور سهیم می‌شوند؛ این‌موضوع ‌مستقیماً با بعضی از مؤلفه‌ها نظیرِ اعتماد سیاسی، مهارت‌های مشارکتی و احساس اثربخشی سیاسی پیوند مستقیم دارد. ازسویی، متغیرهای اقتصادی همچون مشکلات معیشتی و نارضایتی از عملکرد مسئولان، میزان تورم، نرخ بیکاری و رشد اقتصادی نیز از دیگر عواملی‌ست که بر میزان مشارکت مردم در انتخابات تأثیر داشته است. عوامل بین‌المللی مانند فشارهای خارجی، تهدید به جنگ، تحریم‌های بین‌المللی، سطح منازعات منطقه‌ای، میزان مراودات کشور با دیگر کشورهای دنیا و میزان هم‌پیمانان و دشمنان نیز از عوامل مؤثر در میزان مشارکت سیاسی مردم بوده است. درواقع، براساس پژوهش‌های جامعه‌شناسان سیاسی، سطح مشارکت سیاسی مردم، عموماً تابعی از جریان‌های بیرونی و انگیزه‌ها و پیشران‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادیِ درونی‌ست که می‌توانند بر میزان حضور مردم در انتخابات تأثیرگذار باشند. بااین‌حال، عامل دیگری که نمی‌توان آن‌را نادیده گرفت، اثرپذیری بخش‌هایی از جامعه، از فضاسازی‌های رسانه‌ای در قالب سخنان مأیوس‌کننده، تزریق ناامیدی و القای ناکارآمدی درآستانه انتخابات است که همواره توانسته بر منحنی میزان مشارکت مردم در انتخابات اثرگذار باشد. با چنین مقدمه‌ای، می‌توان وضعیت کنونی مشارکت سیاسی کشور را باتوجه‌به شرایط داخلی و خارجی موردارزیابی قرار داد تا از رهگذر آن بتوان نقش هرکدام از عوامل را در میزان حضور مردم در انتخابات با تقریب‌هایی روشن کرد. اکنون، کشور ازنظر سطح نزاع‌های بین‌المللی و دیپلماسی، در شرایط مطلوبی نسبت به گذشته قرار دارد؛ چه‌آنکه دیپلماسی تقابل در گذشته، به دیپلماسی فعال دولت، مبتنی‌بر روابط سازنده با حفظ منافع ملی تغییر شکل یافته است و این‌مسئله به‌گونه‌ای پیش رفت که علاوه‌بر دستاورد تاریخی برجام در دولت تدبیر و امید، اجماع جهانی علیه ایران را به اجماعی برای همراهی با ایران تبدیل کرد؛ شاهد مثال آن‌هم بعد از خروج ایالات متحده از برجام بود که برای نخستین‌بار در تاریخ شکل‌گیری سازمان ملل، واشینگتن در چند تلاش پی‌درپی علیه ایران، با مخالفتی قاطع ازسوی همه کشورهای دنیا حتی هم‌پیمانانش روبه‌رو شد؛ اما تحریم‌های اقتصادی گسترده علیه ایران، ازآن‌دست عواملی‌ست که تأثیری مستقیم بر شرایط داخلی کشور گذاشته که فارغ از سوگیری‌های سیاسی و جناحی، با تبیین درست نقش آن بر وضعیت کشور، می‌تواند موجب همبستگی بیشتر داخلی و اجماع و انسجام ملی شود و همین مسئله، انگیزه مردم را برای مشارکت فعال در تصمیم‌گیری‌های سیاسی بالا ببرد؛ مگرآنکه بعضی از جریان‌های سیاسی با هدف منافع گروهی خود، آدرس غلط به مردم بدهند و آثار انکارناپذیر تحریم‌ها را به عوامل دیگری فرافکنی کنند؛ آن‌هم درشرایطی‌که همان جریان‌ها در همه روزهای پس از برجام، هم‌نوا با برخی مخالفان خارجی برجام، در تخریب این دستاورد ملی، نقش داشته‌اند. ازسوی‌دیگر و در واکاوی دیگر عوامل بین‌المللی نمی‌توان نقش بعضی جریان‌های داخلی را در تسریع و تسهیل فرایندهای تحریمی یا خودتحریمی نادیده گرفت که ازآن‌میان می‌توان به بعضی تعلل‌ها و سنگ‌اندازی‌ها در تصویب قوانین موردتأکید دولت مرتبط با FATF اشاره داشت که در‌عمل کشور را در مسیری قرار داد که خسارات اقتصادی قابل‌تأملی را به مردم تحمیل کرد و حالا با هویدایی پیامدهای چنین تصمیم‌هایی که درمخالفت‌با سیاست‌های دولت گرفته شد، دوباره روند آدرسِ غلط دادن ازسوی همان جریان‌ها دنبال می‌شود تا وضعیت کنونی را بر ناکارآمدی‌های دولتی فرافکنی کنند. در واکاوی عوامل داخلی مؤثر بر میزان مشارکت سیاسی مردم نیز همان‌طورکه پیش‌تر اشاره شد، اعتماد سیاسی و احساس اثربخشی سیاسی، پیوند مستقیمی با حضور مردم در انتخابات دارد. این‌عوامل زمانی دچار خدشه می‌شوند که انتظارات مردم از مسئولان انتخابی برآورده نشود. این‌میان، نمی‌توان این‌را نادیده گرفت که اداره کشور براساس قانون اساسی، زنجیره‌ای به‌هم‌پیوسته از عملکرد نهادها و قوای مختلفی است که هرکدام می‌توانند بر موفقیت دیگر دستگاه، اثرگذار باشد. نمونه آن‌را می‌توان در رابطه مستقیم قوه مجریه و مقننه دانست؛ به‌طوری‌که اگر قوانین مورد تصویب مجلس، ازسوی دولت به‌درستی اجرا نشود یا بالعکس قوانین موردنیاز کشور که به‌صورت لوایح مختلف ازسوی دولت برای تبدیل‌شدن به قانون به مجلس ارائه می‌شود، مورد بی‌توجهی قرار گیرد، عملاً چرخه انتظارات مردم از مسئولان انتخابی، دچار گسست می‌شود و زمانی‌که علت این گسست به‌درستی برای مردم تبیین نشود، اعتماد سیاسی و احساس اثربخشی سیاسی با کاهش چشمگیر مواجه می‌شود که تأثیر مستقیم آن بر میزان مشارکت مردم در انتخابات خواهد بود. عوامل اقتصادی همچون نرخ تورم، میزان رشد اقتصادی، نرخ بیکاری و دیگر شاخص‌های اقتصادی نیز از دیگر عوامل مؤثر داخلی بر میزان مشارکت مردم است؛ به‌طوری‌که هرکدام از این‌عوامل می‌توانند مشارکت مردم را افزایش یا کاهش دهند. بااین‌حال، عوامل اقتصادی در شرایط ایزوله و آزمایشگاهی بر انتخابات اثرگذار نیست؛ بلکه شرایط، عوامل و نتایج آن نسبت با دیگر شرایط سیاسی و جهانی، تعیین‌کننده میزان اثرگذاری این‌عوامل در مشارکت مردم است. درواقع، زمانی مردم با افول شاخص‌های اقتصادی، از صندوق‌های رأی ناامید می‌شوند که این شرایط را ناشی از ناکارآمدی مسئولان کشور بدانند؛ اما اگر از نقش دیگر عوامل نظیر عامل بیرونی مانند فشارها و تحریم‌هـــای بین‌المللــــــی و بحران‌هـــای غیرقابل‌پیش‌بینی مانند وقوع سیل، زلزله یا پدیده‌هایی نظیر شیوع کرونا آگاه باشند، ارزیابی دقیق‌تری از شرایط خواهند داشت. شرایط اقتصادی امروز کشور، به‌اعتراف بسیاری از مسئولان دولتی، با حد مطلوب و موردانتظار مردم فاصله معناداری دارد و مسئولان نیز بارها از وقوف به این‌مسئله صحبت کرده‌اند؛ بااین‌حال، نمی‌توان نقش تحریم‌های بی‌سابقه اقتصادی علیه مردم را نادیده گرفت؛ آن‌هم درشرایطی‌که بحران کرونا و آثار جهانی اقتصادی آن نیز ضمیمه این تحریم‌ها شد و فشارهای اقتصادی مضاعفی را به کشور تحمیل کرد. اینکه چه‌میزان از وضعیت اقتصادی کنونی کشور، ناشی از عوامل بیرونی‌ست و چه‌میزان ناشی از ناکارآمدیِ مسئولان اجرایی، موضوعی‌ست که نیاز به سنجش مقایسه‌ای در شرایط بدون تحریم و شرایط پس‌ازآن دارد. بعد از موفقیت بزرگ دستگاه دیپلماسی دولت تدبیر و امید در امضا و اجرای برجام و رفع همه تحریم‌های سازمان ملل، رونق اقتصادی و بهبود شاخص‌ها در کشور هرروز با روند روبه‌رشد مواجه بود؛ به‌طوری‌که در سال ۱۳۹۵ ایران بالاترین نرخ رشد اقتصادی در بین ۲۵ اقتصاد بزرگ و قابل‌اعتنای جهان را به‌خود اختصاص داد؛ این‌مسئله به‌تنهایی از میزان موفقیت و کارآمدی دولت در احیای اقتصادی کشور حکایت می‌کند. اینکه در سال‌های بعد، بعضی عوامل خارجی مانند خروج ترامپ از برجام و بعضی عوامل داخلی مانند مخالفت‌های جناحی با برجام و بعضی اقدامات و تصمیم‌های خودتحریمی خارج از مجموعه دولت، شرایط را به‌سمت کنونی سوق داد، عملاً عواملی خارج از ارزیابی عملکرد و کارآمدی مسئولان دولتی به‌شمار می‌رود؛ آن‌هم درشرایطی‌که با وجود تحریم‌های بی‌سابقه، دولت همچنان روند اتکا بر اقتصاد داخلی و افتتاح پروژه‌های بزرگ ملی و اقتصادی را با‌جدیت دنبال کرد تا میراث آن برای دولت‌های بعد باقی بماند و آرزوی دیرینه اقتصاد بدون نفت را محقق کند؛ اما در‌پایان، عامل دیگر یعنی اثرپذیری بخش‌هایی از جامعه، از فضاسازی‌های رسانه‌ای در قالب اظهارات مأیوس‌کننده، تزریق ناامیدی و القای ناکارآمدی درآستانه انتخابات را باید موردتوجه قرار داد که می‌تواند همه عوامل قبلی را تحت‌الشعاع قرار دهد. وقتی ارزیابی درستی از عوامل خارجی و داخلی مؤثر بر وضعیت امروز کشور ارائه شود، می‌توان با رصد فعالیت‌های رسانه‌ای و اظهارات جریان‌ها و چهره‌های سیاسی، به حرکت آن‌ها بر مدار واقعیت‌ها یا بالعکس بر مدار فضاسازی‌های انتخاباتی پی برد؛ در حالت نخست؛ یعنی حرکت بر مدار واقعیت‌ها، می‌توان امیدوار بود که مردم نیز با آگاهی از شرایط و درک درست عوامل مختلف مؤثر در بروز شرایط امروز کشور، هرچه‌بیشتر بر مشارکت سیاسی، برای بهبود اوضاع کشور تأکید داشته باشند؛ اما در حالت دوم؛ یعنی زمانی‌که جریان‌ها و چهره‌های سیاسی، فضاسازی‌های انتخاباتی خود را مبتنی‌بر تزریق ناامیدی، القای ناکارآمدی و فرافکنی نقش مخرب خود در بروز برخی بحران‌ها دنبال کنند، نمی‌توان انتظار داشت که مشارکت مردم در انتخابات چشمگیر باشد. حال با چنین تحلیلی، می‌توان جریان‌هایی را شناسایی کرد که با عنوان‌های مختلف درون کشور، ضمن تزریق ناامیدی و القای ناکارآمدی دولت، ماهیِ انتخاباتی خود را از آب گل‌آلود فضاسازی‌ رسانه‌ای و سیاسی، صید می‌کنند؛ جریان‌هایی که دست‌برقضا موفقیت خود در رسیدن به کرسی‌های انتخاباتی را همواره در حضور کم‌رنگ مردم در انتخابات دیده‌اند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد