...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 139352 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۹/۷/۲۱ - 07:44
نگاه نویسندگان و شاعران به مشکلات ادبیات کودک و نوجوان

فانتزی‌های درهم‌ریخته

شرایط پیش‌آمده به‌دلیل اپیدمی کرونا موانع بیشتری را در عرصه ادبیات کودک‌ونوجوان به‌وجود آورده. به‌گزارش هنرآنلاین؛ چند‌نفر از نویسندگان و شاعران کودک‌ونوجوان درمورد مشکلات و دغدغه‌های این‌حوزه صحبت کرده‌اند.

محمدرضا شمس؛ نویسنده و مدرس بااین‌توضیح که شناخت جامعی نسبت به ادبیات کودک‌ونوجوان ازسوی نویسنده و ناشر وجود ندارد، گفت: «صنعت چاپ باید ویترینی از همه سلایق و علایق باشد و همه گروه‌های سنی را دربگیرد. گونه‌های نوشتن رمان متنوع‌ا‌ند؛ اما ادبیات ما محدود به یکی،‌دو تا از این‌گونه‌ها شده. شاید به‌این‌دلیل که نویسنده‌ها حوصله کشف فضاهای تازه و قدم‌گذاشتن در آن‌ها را ندارند». او بابیان‌اینکه برخی ناشران سودجو کتاب‌های بازاری تولید می‌کنند که نه‌تنها لذت خواندن را از مخاطب می‌گیرند؛ بلکه باعث می‌شوند خواننده دل‌زده شود، افزود: «نسلی که قرار است شروع کند به کتاب‌خواندن، با مطالعه این متون بی‌رغبت می‌شود. گاهی نیز این‌نوع کتاب‌ها طبع‌ پسند آن‌ها می‌شود و سطح توقعشان پائین می‌آید. نشر این متون موجب شده قدر نویسندگان خلاقی که چندسال برای یک کتاب زحمت می‌کشند، دیده نشود. بعضی از ناشران هم متأسفانه از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند و از این‌وضعیت سوءاستفاده می‌کنند.
محمود برآبادی؛ پیش‌کسوت ادبیات کودک‌ونوجوان بااین‌توضیح که در وضعیت کنونی، ناشران ترجیح می‌دهند سراغ کارهای ترجمه بروند، گفت: «در شش‌ماه‌اول سال 99، تعداد آثار منتشرشده در حوزه ترجمه بیشتر از تألیف بوده است؛ به‌ویژه رمان و کتاب‌های تصویری. چاپ متون دیگر زحمت زیادی دارد و هزینه و وقت بیشتری می‌برد و در شرایط فعلی اگر هم ناشری می‌خواهد فعالیت اندکی داشته باشد، ترجمه را مدنظر قرار می‌دهد. درمورد کتاب‌های کودک‌ونوجوان طبیعی‌ست وقتی تعداد متون تألیفی کم شود، انتظار اینکه آثار از کیفیت مناسب برخوردار باشند، درست نیست؛ زیرا کتاب و به‌ویژه متون تألیفی طی زمانی رشد می‌کند که پس از چاپ، توزیع مناسبی داشته باشد، سپس ازسوی مخاطبان خوانده شود و پیرامون آن اتفاقات فرهنگی مانند نقد، بررسی و معرفی صورت بگیرد. حتی در اشکالی دیگر تولید شود مثل نمایش، فیلم و انیمیشن؛ دراین‌حالت است که از انزوا درمی‌آید؛ ‌اما دست‌به‌گریبان مشکلاتیم و در بخش مخاطب و خرید کتاب گرچه در فضای مجازی اقداماتی صورت گرفته؛ اما درقیاس‌با کتاب کاغذی و توزیع گسترده خیلی فعالیت چشم‌گیری نیست.
فرمهر منجزی؛ مترجم و ویراستار گفت: «موضوعات تکراری که در یک ژانر دیده می‌شوند؛ به‌ویژه در مجموعه‌ها پاسخی به درخواست بازار کتاب است؛ چراکه این‌نوع آثار جواب خود را پس داده و مدام در‌حال‌تکثیر و تکرار است. ناشران دیگر نیز بلافاصله شبیه همان مجموعه را چاپ می‌کنند و بچه‌ها می‌خرند؛ چون این کتاب‌ها نیاز به فکرکردن ندارند. نشر این متون، سطح سلیقه مخاطب را پائین آورده. زندگی مردم و سمت‌و‌سوی رسانه‌ها و آموزش‌ها، موجب شده بیشتر کودکان‌و‌نوجوانان حوصله مطالعه کتاب‌های باارزش را نداشته باشند». او باتأکیدبراینکه آموزش‌وپرورش جدی به کتاب‌خوانی نگاه نمی‌کند، گفت: «آن‌را نوعی تفریح و سرگرمی می‌داند؛ در‌حالی‌‌که بچه‌های کتاب‌خوان از همه جهات؛ به‌ویژه در درس موفق‌تر هستند؛ چون درک مطلب آن‌ها بالا می‌رود. وقتی اهل مطالعه می‌شوند، می‌دانند چه می‌خوانند و با دنیایی وسیع‌تر آشنا می‌شوند و یاد می‌گیرند برای دانستن می‌توانند از منابع مختلفی استفاده کنند که خودش یک مهارت برای بچه‌هاست».
محمدرضا یوسفی؛ نویسنده، بار سنگین دولتی‌بودن را از مشکلات اساسی و بنیادی این‌حوزه ادبیات دانست و افزود: «بعدازانقلاب، عامل دولتی دراین‌رابطه ظهور پیدا کرد و ‌چنان قدرتمند است که بخش خصوصی هم مطیعی از دولت شده. درنتیجه، رقابتی که قبلاً در نوشتن وجود داشت را دیگر شاهد نیستیم و ادبیات سفارشی شده. بعد با مشکل بسیارسنگین و عجیب‌تری روبه‌رو شدیم که سلطه این پدیده بر بازار توزیع است. با ازبین‌رفتن رقابت؛ به‌ویژه در تألیف، نویسنده‌ها همسان می‌شوند. درنهایت، وقتی ساختار ادبیات کودک بررسی می‌شود، به یک مکاتب و ژانرهای مسلط پی می‌بریم که طیف وسیعی به ادبیات رمانتیک و ملودرام در عرصه کودک‌ونوجوان گرایش دارند؛ آن‌هم در قالب مجموعه چندجلدی؛ چون خریدار آن، نهادهای دولتی هستند. دراین‌حالت، عرصه برای نویسنده خلاق که می‌خواهد به ادبیات و کودک فکر کند، تنگ می‌شود و آرام‌آرام مخاطب را از دست می‌دهد».
مجید راستی؛ نویسنده بااین‌توضیح که درصد افزایش کتاب‌های ترجمه،‌ به مسائل اقتصادی نشر برمی‌گردد، گفت: «زیرا آماده‌سازی کار تألیفی و هزینه‌های آن بیشتر است. در ترجمه، تصویرسازی آماده است و بخش مهمی از هزینه‌ حذف می‌شود. مسئله دیگر، کپی‌رایت است؛ معدود ناشرانی هستند که حق کپی‌رایت را می‌خرند؛ درنتیجه، گرایش به‌سمت نشر کتاب‌های ترجمه چندین‌برابر شده است». او وجود کتابخانه در سراسر کشور را از نیازهای جدی جامعه دانست و ادامه داد: «کتابخانه‌ها در سراسر کشور به‌شکل منصفانه تقسیم‌بندی نشدند. به مناطقی سفر کردم که اصلاً کتابخانه ندارند. دانش‌آموزان باید عضو کتابخانه‌هایی دردسترس باشند. تعداد کتابخانه‌ها 20‌برابر شود و وقتی تعداد کتابخانه‌ها زیاد شد، نیاز است از هر کتاب 20‌هزارنسخه تکثیر شود. این‌روند موجب می‌شود کودک‌ونوجوان در‌پی کتاب‌های جدید باشند و خانواده‌ها مجبورند برای کتاب‌خواندن فرزند خود هزینه کنند. یکی از دلایل وجود مهم و تأثیرگذار کتابخانه‌ها این‌است‌که بچه‌هایی که خانواده‌های آن‌ها امکانات مالی مناسبی ندارند، با عضویت به انواع کتاب‌ها دسترسی پیدا می‌کنند».
لاله جعفری؛ نویسنده و مترجم، اقتصاد در ادبیات را عامل تعیین‌کننده‌ای دانست و افزود: «قضیه مهم ناشران هستند که به‌لحاظ اقتصادی بازاریابی می‌کنند و به کارهای پرفروش توجه دارند؛ کتاب‌هایی که در ویترین دیده شوند. درنتیجه، سراغ کتاب‌های سریالی و مجموعه می‌روند. یک نویسنده بارها مجبور شده یک تک‌قصه خوب را در قالب مجموعه منتشر کند؛ چون ناشر می‌گوید یک‌جلد در ویترین دیده نمی‌شود و متضرر می‌شویم. نویسنده مجبور است زیر بار این‌قضیه برود». او بابیان‌اینکه دسترسی بچه‌ها به رسانه‌ها سلیقه آن‌ها را تغییر داده، ادامه داد: «کودک‌ونوجوان به‌دنبال کاری‌ست که ریتم تند و هیجان داشته باشد. کتاب‌های ترجمه زیادی دراین‌زمینه نشر یافتند که نویسنده و تصویرگر به‌شکل بازی کتاب را جلو می‌برند؛ بدون داشتن عمق و اندیشه ماندگاری».
افشین علا؛ شاعر و نویسنده بااین‌توضیح که مقداری بلاتکلیفی و رهاشدگی در نشر کتاب کودک دیده می‌شود، گفت: «در حوزه تخصصی شعر کودک، این معضل پررنگ‌تر دیده می‌شود و سال‌هاست دراین‌باره ابراز نگرانی کردم. شعر کودک که می‌توانست از حیطه‌های موردتوجه و افتخار ما باشد، الآن درگیر ابتذال، ضعف و سستی کلام شده است؛ چه در ساختار شعر و چه در مضامین آن. کتاب‌هایی که تولید می‌شود، سری‌دوزی یا تولید انبوه هستند». او ادامه داد: «بیش‌ازآنکه به معیارهای ثابتی در ادبیات خودمان پایبند باشیم، به‌بهانه تغییر نسل و ذائقه بچه‌ها به همان نگاه فانتزی و بچه‌گانه اکتفا کردیم. به‌جای کودکانه‌نوشتن به بچه‌گانه‌نوشتن روی آوردیم. البته فانتزی، از ضرورت‌های کار کودک است و آن‌را نفی نمی‌کنم؛ اما نه‌اینکه ما شعر و ادبیات کودک را بخواهیم تماماً فانتزی ببینیم. این باعث شده که نوع نگاهمان به شعر سطحی و دایره واژگانمان آسیب‌پذیر باشد و آن استواری سخن و معیارهایی که برای ماندگاری یک اثر در ادبیات فارسی دردسترس ماست، غفلت کنیم. این آفتی‌ست که امروزه به ادبیات کودک وارد شده».
محمدرضا مرزوقی؛ نویسنده بابیان‌اینکه کلاً در ادبیات، دیگر آثاری خلق نمی‌شوند که ویژگی‌های ماندگار داشته باشند، گفت: «این فقط بلای ادبیات کودک‌ونوجوان نیست. شاید در دوران گذاریم؛ به‌دنبال زبانی و نگاهی تازه برای خلق ادبی و تا به این زبان و این نگاه تازه برسیم، باید یک‌دوره‌ رکود محتوایی را طی کنیم. می‌گویم محتوایی؛ چون شکل و کاغذ و کیفیت کتاب‌ها دائم در‌حال‌بهترشدن است؛ اما حرف ماندگار ندارند». او بابیان‌اینکه دراختیار بسیاری از نهادهای فرهنگی کتاب‌های خاصی قرار می‌گیرد که به خورد مخاطبان بدهند، افزود: «اما این کتاب‌ها اغلب مخاطب کودک‌ونوجوان را کتاب گریز می‌کنند. بهتر است به‌هرشکل و راه ممکن، به فکر تهیه‌ کتاب‌هایی مناسب‌تر برای کودکان و نوجوانان بود. بخشی از این‌همه بودجه‌ که هرساله برای فلان هم‌اندیشی، گردهمایی و مناسبت هدر می‌رود را بگذارند برای تهیه‌ کتاب مناسب برای مخاطبان».
جمال‌الدین اکرمی؛ نویسنده، شاعر و تصویرگر، کتاب‌های ماندگار را ادبیاتی دانست که با شاخص‌های ادبیات داستانی و غیرداستانی همراه است و تصریح کرد: «این‌نوع متون با ملاک ارزشیابی هماهنگ هستند، چندین‌بار تجدید‌چاپ شدند، مخاطب دارند و بارها بارها خوانده می‌شوند. زاویه دید نویسنده خلاقانه است و از ایده‌های تکراری استفاده نکرده و کپی‌برداری ندارد. درمورد ادبیات غیرداستانی هم ملاک‌های سنجیده‌ای داریم که نیازمند است نویسنده به آن مسلط باشد». او شناخته‌شدن نویسنده را از دلایل کشانده‌شدن طیف مخاطب به‌سمت آن کتاب دانست و گفت: «کتابی با استقبال روبه‌رو می‌شود که به نیاز خواننده توجه کند. فضای تبلیغاتی پیچیده‌ای وجود دارد. برخی اوقات نیاز را کودک خودش حس نمی‌کند؛ بلکه برای او ایجاد می‌کنند. طیفی داریم که به‌سمت کتاب هیجانی گرایش دارند. ناشران امروز هم به‌سمت آن هجوم بردند و عمدتاً هم این کتاب‌های هیجانی فانتزی، ترجمه هستند. برای ناشر هم میزان فروش کتاب مهم است و توجهی به نیاز عاطفی و بومی کودک ندارد. در‌این‌بخش با ناشران بسیار‌معروف و رده‌بالا روبه‌رویم که به‌شدت به ادبیات هیجانی دامن می‌زنند. درنتیجه، ناشرانی که به ادبیات ماندگار، جدی و تعریف‌شده روی می‎آورند، از این قافله عقب می‎مانند و ناچار می‌شوند به‌سمت ادیبات هیجانی بروند تا مشکل فروش خود را حل کنند. در‌این‌راستا، نوعی تخریب در ادبیات به‌وجود می‌آید. یک نیاز کاذب برای کودک که چند شاخصه دارد؛ نخست اینکه ترجمه باشد. دوم، ماجرای متوالی و پشت‌سر‌هم داشته باشد. سوم عمدتاً در این آثار، طنز بیشتر موردتوجه است و مهم‌تر‌از‌آن میزان تخیل است. هر‌چه فضای فانتزی قدرتمندتر باشد، کودک بیشتر به‌سمت آن هجوم می‌آورد و گرایش پیدا می‌کند. تصمیم ندارم ادبیات فانتزی را مقابل ادبیات واقع‌گرایانه و بومی رد کنم؛ بلکه می‌گویم این نیاز باید متعادل باشد؛ یعنی به‌همان‌اندازه که کودک به خواندن کتاب فانتزی و تخیلی اشتیاق نشان می‌دهد، نباید از واقعیت جامعه خودش و موقعیت‌های اطراف زندگی غافل باشد».
سید علی کاشفی‌خوانساری؛ نویسنده، شاعر و پژوهشگر، یکی از مشکلات ادبیات کودک‌ونوجوان را تجدید‌چاپ کتاب‌ها دانست و گفت: «در گذشته، وقتی با ناشری قرارداد بسته می‌شد، می‌دانستیم کتاب حتماً سالی یک‌بار تجدید‌چاپ می‌شود؛ اما الآن در قرارداد‌بستن با ناشر کار تمام نمی‌شود و تا آخر عمر باید به فکر بازاریابی و ناشر پیدا‌کردن برای کتاب‌های قدیمی هم بود؛ چراکه معمولاً بسیاری از کتاب‌ها تجدید‌چاپ نمی‌شوند. بخشی از این‌موضوع برمی‌گردد به فضای نشر دولتی که از معضلات نشر امروز است. گرچه در حوزه کتاب کودک ناشر درجه‌یک و جدی دولتی نداریم؛ اما هنوز تأثیر منفی خودشان را بر بازار کتاب دارند. در‌این‌نشرها معمولاً تجدید‌چاپ به‌ندرت انجام می‌شود؛ چون هر مدیری که تغییر می‌کند، کوچک‌ترین توجهی به داشته‌های آن سازمان ندارد و می‌خواهد اتفاقات جدیدی در دوره خودش رقم بخورد و به‌همین‌دلیل تمایل کمی روی تجدید‌چاپ آثار قدیمی وجود دارد. بین ناشران خصوصی هم با درصد کمتری این اتفاق صورت می‌گیرد؛‌زیرا بسیاری از حمایت‌های دولتی و خریدهای عمومی شامل کتاب‌های چاپ اول می‌شود».
حمیدرضا شاه‌آبادی؛ نویسنده و مدیر انتشارات «مدرسه» بااین‌توضیح که یکسری ویژگی‌ها در ادبیات کودک وجود دارد که هم نقطه‌قوت محسوب می‌شود و هم نقطه‌ضعف، گفت: «از نقاط قوت می‌توان به بازار خوبی که برای کتاب کودک وجود دارد، اشاره کرد. کشوری داریم که قشر کودک‌ونوجوان ازنظر تعداد جمعیتی خوب است؛ اگرچه آن رشدی که مدنظر بوده صورت نگرفته و این آمار رو‌به‌کاهش است؛ ولی بخش مهمی از جمعیت را قشر کودک‌ونوجوان تشکیل می‌دهند». او بااین‌توضیح که برخی از کتاب‌ها می‌توانند موجب بدفهمی در کودکان و نوجوانان شوند، افزود: «حتی برخی متون پاسخ‌های غلط به سؤالات مهم بچه‌ها می‌دهند. وقتی تعداد این‌ کتاب‌ها زیاد می‌شود، عملاً الگویی می‌شود برای گروهی از نویسندگان و شاعرانی که ادبیات کودک‌ونوجوان را با این‌نوع آثار شناختند و شروع می‌کنند به خلق آثار مشابه. کنار‌آمدن با آن‌ها بسیار‌سخت است؛ چون وقتی به آن‌ها گفته شود کتابی که نوشتند، مناسب نیست، هم‌زمان ده‌ها کتاب معرفی می‌کنند که به‌همین‌شکل نگارش یافتند و بخش مهمی از بازار کتاب کودک‌ونوجوان را تشکیل دادند. باید طوری عمل کنیم که به‌جای بالا‌بردن تعداد عناوین کتاب‌های منتشرشده، شمارگان کتاب‌های خوب را بالا ببریم».
شهرام شفیعی؛ نویسنده و طنزپرداز بااین‌توضیح که مهم‌ترین مسئله‌ای که در ادبیات کودک‌ونوجوان باید به آن پرداخت اصطلاح «سرطان کتاب کودک» است، گفت: «سرطان کتاب کودک به‌این‌معناست که نوعی تکثیر و انتشار بی‌رویه عنوان تألیف و ترجمه داریم. همه دست‌به‌دست هم دادیم و هر‌یک نقشی در این پازل سرطانی ایفا می‌کنیم. نویسنده‌ها و مترجمان می‌خواهند به تعداد عناوین کتاب‌های خود اضافه کنند. از‌طرفی چون کتاب کودک درآمد زیادی ندارد، با تولید بیشتر می‌خواهند کمکی به معیشت‌ خود کنند. ناشران نیز به‌همین‌ترتیب سعی دارند تعداد عناوین کتاب‌ها را افزایش دهند و برخی هر‌ماه عنوان جدیدی دارند. شاید فکر می‌کنند شانس آن‌ها با نشر کتاب‌ جدیدی اتفاق بیفتد».
عباس جهانگیریان؛ نویسنده و پژوهشگر، اشباع بازار را از متون بی‌کیفیت کودک‌ونوجوان ‌عدم‌مدیریت این جریان دانست و تصریح کرد: «جامعه هم به پخته‌خواری دچار شده و در‌پی کتاب‌های راحت است؛ مثلاً اگر من به‌عنوان نویسنده رمانی بنویسم که به‌لحاظ تکنیک پیچیدگی داشته باشد و حرکت‌ تازه‌ای صورت بگیرد، با عکس‌العمل مواجه می‌شوم و مخاطب می‌گوید متوجه محتوا نشدم! دلیل این‌است‌که فضای کتاب‌های بازاری و زرد تا‌حدودی جلوی رشد متونی که موجب ارتقا سواد، اندیشه و تفکر می‌شود را گرفته است. آثاری که ممکن است در ادبیات کودک‌ونوجوان تحولی ایجاد کند؛ اما متأسفانه بازار در انحصار شرکت‌ها و پخش‌هاست». او بااین‌توضیح که توزیع مثل بخش‌های دیگر جامعه دست افرادی‌ست که سرمایه را دراختیار دارند، گفت: «سرمایه‌گذار در بخش تألیف و ترجمه ‌سمت کتاب‌های زرد و بازاری می‌رود، متأسفانه جامعه هم مستعد است برای ترویج بی‌سوادی و کتاب‌های آسانی که به تفکر نیاز ندارد. وقتی فرهنگ و هنر سرمایه‌محور می‌شود سرمایه‌گذار می‌خواهد سود ببرد و در‌پی ترویج فرهنگ میهنی، ملی، زیباشناسی و تحول نیست. به‌دلیل‌اینکه فرهنگ، هنر و ادبیات واقعی نتوانسته در جامعه جولان بدهد، فضا برای ادبیات و هنر بازاری باز شده است».
غلامرضا بکتاش؛ شاعر بابیان‌اینکه در حوزه کودک‌ونوجوان کتاب‌های بازاری و محاوره زیادی داریم که هیچ‌یک عمیقاً به بچه‌ها تفکر و اندیشه یاد نمی‌دهند، گفت: «دلیل اینکه شاهد نشر کتاب‌های ماندگار نیستیم، به بدسلیقگی آدم‌های برمی‌گردد که در رأس کار هستند و نمی‌خواهند این اتفاق بیفتد. بخشی هم پارتی‌بازی و بده‌بستان‌ است و درواقع، کسی به فکر ادبیات نیست. این سیاست ماست؛ یک‌نفر را می‌بریم بالا بعد رها می‌کنیم؛ یعنی رفتارمان با آدم‌ها بادکنکی‌ست. نویسنده‌های اصیل را رها کرده و رفتیم سراغ نویسنده‌های بازاری‌ و شعاری‌نویس. این‌موضوع به ادبیات لطمه زده است؛ چون ابزاری نگاه می‌کنیم. تا‌زمانی‌که نگاه ابزاری باشد، از آن‌چیزی‌که باید ظهور پیدا کند، دور هستیم».

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد