...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 139363 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۹/۷/۲۳ - 07:36
«فرزندگریزی»؛ زنگ خطری برای رشد جمعیت کشور

چرایی بی‌میلی جوانان به فرزندآوری!

در اطراف هر‌یک‌ازما کم نیستند زوج‌هایی که سال‌های زیادی از عمر زندگی زناشویی‌شان می‌گذرد و هنوز فرزندی ندارند. وقتی از آن‌ها می‌پرسی چرا؟ جواب‌های مشترکی می‌دهند؛ از نداشتن امنیت شغلی مرد خانواده گرفته تا گرانی این‌روزهای جامعه ما. به‌گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛ وقتی گذشته را نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که خانواده‌های قدیمی علی‌رغم کمبودهای مالی و اقتصادی مختلف در زندگی‌شان دست از فرزندآوری برنمی‌داشتند و ۵.۶.۷ یا حتی بیشتر، تعداد فرزندان یک خانواده بود و خانواده‌های پرجمعیت قدیمی ایرانی هم معروف بودند. باگذشت‌زمان، تعداد فرزندان یک خانواده تازه تشکیل‌شده کم و کمتر شد تا به معضل تک‌فرزندی برخوردیم و سال‌ها با این معضل دست‌وپنجه نرم کردیم و نهایتاً امروز با مشکل «گریز از فرزندآوری» و کاهش میل به فرزندآوری بین زوجین جوان روبه‌رو هستیم.

«لی وین گاس» در مقاله‌ای می‌نویسد: «در جوامع امروزی و از چندسال‌گذشته، اعتقاد بسیاری از زوجین جوان به‌ ضرورت داشتن فرزند، به‌طوری فزاینده کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شده و نرخ زادوولد نیز به‌رغم سیاست‌های تشویقی برخی از دولت‌ها؛ روند کاهشی خود را همچنان ادامه می‌دهد. براساس گزارش مرکز PEW؛ از هر پنج‌نفر، یک‌نفر بدون فرزند زندگی می‌کند. نا‌اطمینانی به فرزندآوری میان زنان نسبت به مردان درصد بالاتری دارد. زنان جوان نه‌تنها بارداری خود را به‌تعویق می‌اندازند؛ بلکه مجموعاً و از اساس حرف‌ها و مخالفت‌هایی با این‌مقوله دارند. زمانی بود که داشتن بچه به‌عنوان یک ضرورت برای هر خانمی موردتوجه قرار می‌گرفت؛ اما در چندسال‌اخیر، روند تغییرات، دورشدن از این ضرورت را نشان می‌دهد. گاه آقایان، بچه‌دوست دارند؛ لیکن خانم‌ها چندان مطمئن نیستند». متأسفانه امروزه در جامعه جوری به زوج‌های جوان القا شده است که فرزند داشتن یا فرزندآوری، یک «حماقت» است و هرکس‌که دلسوز آینده فرزندانش است، نباید برای داشتن فرزند، اقدام کنند؛ اما این‌را نمی‌دانند که فرزندآوری، عامل بقای نسل، رشد استعدادها، پویایی نیروی انسانی و قدرت جمعیتی به‌حساب می‌آید و در فقدان و خلأ آن، علاوه‌بر به‌خطر‌افتادن کانون و نظام خانواده، بافت جمعیتی جامعه هم با چالش‌ها و نارسایی‌هایی روبه‌رو می‌شود که اثرات و پیامدهای مخربش، بعضاً در حوزه‌ها و عرصه‌های بزرگ و ملی کشور نمود و ظهور پیدا می‌کند. داشتن بچه، زمانی برای خانواده‌ها یک ضرورت بود؛ ولی به‌مرور روند و نگرشی در جوامع گوناگون شکل گرفت که این ضرورت را تحت‌الشعاع قرار داده و در خود حل کرد. در بستگان همگی ما زوج‌های جوانی هستند که به‌رغم گذشت حتی ۱۰‌سال از آغاز زندگی مشترک، نه‌تنها فرزندی ندارند؛ بلکه اصولاً به فکر داشتن بچه هم نیستند. لواف؛ کارشناس مسائل خانواده دراین‌باره گفت: «تمایل به فرزندآوری و اساساً مقوله فرزندآوری، ریشه در چند مسئله دارد؛ یکی مربوط به اعتقادات و باورهای افراد است و یکی هم مربوط به سبک زندگی». وی بااشاره‌به‌اینکه متأسفانه در سال‌های اخیر، سبک زندگی جوانان تغییر کرده است، گفت: «تمایل به فرزندآوری در جوانان کاهش پیدا کرده و درواقع، افزایش سه مؤلفه؛ رفاه اقتصادی، تجمل‌گرایی، مسئولیت گریزی و آسایش‌طلبی که در نسل جوان وجود دارد، باعث شده که فرزندآوری را برای خود مقوله دشواری تصور کنند». این کارشناس مسائل خانواده گفت: «نکته جالب در بحث فرزندآوری این‌است‌که همیشه ما فکر می‌کنیم این ما هستیم که فرزندانمان را تربیت می‌کنیم؛ درحالی‌که این فرزندان هستند که با حضور خود، ما را تربیت می‌کنند و این ما هستیم که برای کنارآمدن با انسانی جدید، باید با خود کنار بیاییم و مواجهه با یک انسان جدید را یاد بگیریم». لواف افزود: «والدین باید در مقابل آن انسان جدید (فرزند متولدشده) کوتاه بیایند یا گاهی بایستند و درواقع، این یک‌نوع پرورش روح پدرومادر است؛ یعنی بیش‌ازآنکه والدین قرار باشد فرزندان خود را تربیت کنند، این فرزندان هستند که بر رشد روح و روان والدین تأثیر می‌گذارند». رقابت و چشم‌‌و‌هم‌چشمی در برخی خانواده‌ها، مشاهده مراسم تولدها و جشن‌های آن‌چنانی، صرف هزینه‌های زیاد برای سزارین و برگزاری جشن‌های تولد پس از به‌دنیاآمدن بچه در بیمارستان سبب می‌شود زوجینِ جوانی که جزو قشر متوسط جامعه هستند، میلی به بچه‌دارشدن نداشته باشند. لواف بابیان‌اینکه ازطرف‌دیگر توجه زیاد به مادیات و تصور جوانان به اینکه باید در رفاه کامل فرزندانشان را بزرگ کنند و باتوجه‌به شرایط اقتصادی موجود، مانع جدیدی برای جوانان شده است، تصریح کرد: «این‌مسئله باعث می‌شود زوج‌های جوان در امر فرزندآوری تعلل کنند و این‌درحالی‌ست‌که تجربه‌های تربیتی نشان داده است که نوع تربیت گلخانه‌ای اساساً کمتر جواب می‌دهد و تجربه‌های تربیت جهادی اثرگذاری بیشتری داشته». این کارشناس باتأکیدبراینکه تربیت جهادی به‌این‌معنا نیست که پدرومادر فرزند را اذیت کنند، افزود: «تربیت جهادی به‌این‌معناست که قرار نیست تمام امکانات رفاهی برای فرزندان فراهم باشد؛ درواقع، قرار است بچه‌ها نوعی دشواری، سختی، نیستی و نداری را تجربه کنند و در مقابل سختی‌های روزگار مقابله کنند». ترس از پذیرفتن مسئولیت فرزند، از علل مؤثر در شکل‌پذیری این بی‌میلی و بی‌شوقی زوجین به فرزندآوری شمرده می‌شود. ترس و بی‌میلی مذکور، خود معلول عوامل دیگری‌ست که بخش اعظم آن به مسائل اقتصادی برمی‌گردد. لواف بااشاره‌به‌اینکه اگر این نگاه را در بحث تربیت فرزندان داشته باشیم، کمک بسزایی در توجه بیشتر به مسئله فرزندآوری می‌کند، افزود: «بحث دیگری که دراین‌موضوع وجود دارد آن‌است‌که گاهی‌اوقات والدین گمان می‌کنند اگر فرزندی را به دنیا آورند، لحظات خوش خود را از دست می‌دهند؛ به‌صورتی‌که دست‌و‌پای والدین بسته خواهد شد و نمی‌توانند مانند سابق فعالیت اجتماعی خود را انجام دهند. این‌مسئله، یک ترس در زوج‌های جوان ایجاد کرده است؛ درحالی‌که این‌موضوع نیز قابل‌رفع است و اگر والدین زمان را مدیریت کنند و با همکاری یکدیگر برنامه‌ریزی خوبی داشته باشند، می‌توانند به فرزندآوری فکر کنند و در کنار تربیت فرزندان، به فعالیت‌های اجتماعی خود نیز بپردازند». رضا فریدی؛ فعال آسیب‌های اجتماعی نیز دراین‌باره گفت: «در سال‌های اخیر، رشد جمعیت ایران روند نزولی داشته است و اگر به‌همین‌طریق پیش برویم، وضعیت کشور وارد مرحله‌ای بحرانی خواهد شد و در سال‌های بعد، با یک جمعیت سالمند مواجه خواهیم بود؛ پس نیازمند آسیب‌شناسی هستیم تا بتوانیم از دل این آسیب‌ها و عوامل مؤثر در بروز مسئله مذکور، راهکار و برنامه ارائه دهیم. در مسئله کاهش جمعیت، عوامل متعددی نقش دارند؛ اما یقیناً مهم‌ترین نهادی که در حوزه جمعیت نقش دارد، نهاد خانواده است؛ بنابراین، باید ببینیم که در حوزه خانواده چه تغییراتی رخ داده و چه عواملی منجر به تغییر سبک زندگی شده که نتیجه آن کاهش فرزندآوری و جمعیت کشور طی سالیان اخیر بوده». فریدی بااشاره‌به‌اینکه یکی از این تغییرات مهم افزایش سن ازدواج در میان جوانان کشور است، افزود: «این‌موضوع از عواملی‌ست که منجر به کاهش فرزندآوری می‌شود. البته بالارفتن سن ازدواج نیز خود معلول عوامل دیگری ازقبیل فردگرایی، فرزندسالاری و ... بوده است و امروزه به‌علت تقویت خانواده هسته‌ای و دشواری‌های اقتصادی در جوامع صنعتی، متوسط سن ازدواج افزایش یافته. بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که در ایران نیز میانگین سن ازدواج همین روند را دارد؛ بااین‌تفاوت‌که این افزایش درمورد زنان بیشتر است. هزینه‌ها و مخارج سنگین زندگی، عدم‌کسب درآمد کافی برای تأمین الزامات مادی و اقتصادی، مخارج سنگین پزشکی و به‌پیروی آن، هزینه‌هایی که از زمان بچگی تا نوجوانی و حتی جوانی برای خانواده و والدین ایجاد می‌شود، از نمونه مواردی به‌شمار می‌رود که در کاهش انگیزه فرزندآوری نقش بسزایی ایفا می‌کند». این فعال آسیب‌های اجتماعی بیان کرد: «فشارهای اقتصادی بر زوج‌های تازه ازدواج‌کرده وارد می‌شود مبنی‌براینکه قبل از ازدواج دارای شغل و مسکن باشند. ضمناً نگرش نسبت به ازدواج دستخوش تغییرات شده؛ به‌طوری‌که حتی خانواده‌های سنتی ازدواج را دیگر تنها گزینه برای دختران و پسرانشان نمی‌دانند. ازطرفی، مشکل بیکاری باعث بالارفتن سن ازدواج می‌شود. طبیعی‌ست که با بالارفتن سن ازدواج، فرصت باروری نیز کمتر خواهد بود و درنتیجه، منجر به کاهش تعداد فرزندان خواهد شد». وی بابیان‌اینکه از عوامل دیگر کاهش میل به فرزندآوری، افزایش آمار طلاق در کشور است، گفت: «طلاق دارای آثار و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، روانی و قانونی‌ست. البته طلاق هم خود می‌تواند از عوامل متعددی ناشی شود که درهرصورت، منجر به کاهش فرزندآوری در خانواده خواهد شد. اگر به آمار طلاق رسمی و درکنارآن، به آمار طلاق‌های عاطفی (که ثبت نشده و آماری از آن‌ها در دست نیست) نگاهی بیندازیم، می‌بینیم که متأسفانه بسیاری از خانواده‌ها درگیر آن هستند و یکی از عوامل کاهش تعداد فرزندان نیز همین مسئله است». فریدی بابیان‌اینکه از عوامل مهم دیگر می‌توان به رواج فردگرایی اشاره داشت، تصریح کرد: «جامعه ایران طی سال‌های اخیر، در جریان تحولات فرهنگی و اجتماعی وسیعی قرار گرفته. این تحولات؛ به‌ویژه در خانواده مشهود بوده است. یکی از تحولاتی که خانواده از آن مصون نمانده، رشد فردگرایی‌ست. منظور از فردگرایی آن‌است‌که افراد به‌جای اولویت‌دادن به خواست‌ها و علایق جمعی، سنتی و خانوادگی، به ارزش‌ها و خواست‌های خود اولویت می‌دهند. فردگرایی می‌تواند پیامدهایی همچون کاهش مسئولیت‌پذیری، بالارفتن سن ازدواج، افزایش طلاق و طبیعتاً کاهش فرزندآوری را به‌همراه داشته باشد». این فعال آسیب‌های اجتماعی افزود: «فردگرایی با ساختار خانواده هسته‌ای و جمع‌گرایی با ساختار خانواده گسترده همسوست. در خانواده جمع‌گرا، فرزندان می‌آموزند که هنگام ابراز عقیده در مقابل دیگران، بردباری پیشه کنند؛ همچنین وفاداری به گروه و نیز حتی سهیم‌شدن در منابع مالی، عنصر اساسی خانواده جمع‌گراست». وی باتأکیدبراینکه باید این‌موضوع را درنظر داشت که کاهش و پیری جمعیت، آسیب‌های روان‌شناختی نیز در‌پی خواهد داشت، ادامه داد: «یکی از این آسیب‌ها، کاهش نشاط در سطح جامعه است. جوان، مایه پویایی و سرزندگی جوامع است و غالب نوآوری‌ها، خلاقیت‌ها و نیز جهش‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی توسط نیروهای جوان به منصه ظهور می‌رسد. در جامعه با جمعیت پیر، دولت‌ها و صاحبان سرمایه، احساس خطر می‌کنند. اساساً ناامیدی بر جامعه سایه می‌افکند و جامعه به‌سمت محوِ کامل حرکت می‌کند و نشاط و سرزندگی از دست خواهد رفت». وی بااشاره‌به‌اینکه از آسیب‌های روان‌شناختی دیگر، می‌توان به‌تنهایی و انزوای بزرگ‌سالان اشاره کرد، بیان کرد: «از جمله مهم‌ترین نیازهای سالمندان، نیاز به محبت و توجه است. چنین محبت و توجهی، در وهله اول از جانب همسر و فرزندان و نوه‌ها و سپس خواهران و برادران و دوستان برآورده می‌شود. تصور شرایطی که کمتر فرزند، نوه، خواهر و برادر و دوستانی در بزرگ‌سالی حضور داشته باشند که همراه انسان باشند، گرچه حالا شاید دشوار به‌نظر برسد؛ اما با این‌روند رشد جمعیتی نامطلوب، شاید اجتناب‌ناپذیر شود؛ مگراینکه تدابیری برای این مشکل اندیشید». این فعال آسیب‌های اجتماعی بابیان‌اینکه کاهش ارتباطات اجتماعی نیز از آسیب‌های روان‌شناختی دیگر این‌مسئله است، تأکید کرد: «ایجاد و حفظ ارتباطات اجتماعی صحیح، از ضروریات زندگی محسوب می‌شود. یکی از نیازهایی که انسان‌ها دارند، نیاز پیوندجویی یا پیوستگی‌ست. این نیاز، معرف انگیزه افراد در ایجاد ارتباط با دیگران است و می‌تواند در اشکالی ازقبیل دوستی‌های صمیمانه، وابستگی به والدین، اشتیاق به رابطه دوستانه با خویشاوندان، صرف وقت با همسالان و ... منعکس شود. وقتی فرزند متولد‌شده، نه خواهر و برادری داشته باشد، نه هم‌سن‌و‌سال‌های متعددی که با آن‌ها ارتباط برقرار کند و نه خویشاوندان نزدیکی که بتواند نیازش به ارتباط را برطرف سازد، مسلماً این نیاز به‌درستی برآورده نخواهد شد و بسیاری از آموزش‌های اساسی زندگی که ازاین‌طریق به فرد منتقل می‌شوند، محقق نخواهد گشت. دراین‌شرایط، عزم ملی و حمایت دستگاه‌های اجرایی، حاکمیتی و ارگان‌های فعال و ذی‌ربط در حوزه خانواده، فرهنگ و اقتصاد ضرورتی‌ست که می‌تواند در افزایش میل و انگیزه زوجین به فرزندآوری نقش مؤثری را ایفاء کند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد