...
خبرهای مرتبط .................................
RELATED NEWS
کد خبر: 149725 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۹/۱۰/۲۲ - 08:12
جای خالی نهاد‌های متولی در حوزه کودکان کار

فصل مرگ آرزوهاست ...

کودکان کار، حتی دیدنشان هم غم را به چهره همگی ما می‌آورد؛ چه‌رسد به شنیدن خبر خودکشی و فوتشان ... هفته گذشته بود که خبر خودکشی «رضا»؛ کودک کاری‌که با گفتن جملاتی خاص در برنامه تلویزیونی «ماه عسل» معروف شد، به‌گوش رسید. دل‌های خیلی از ما با شنیدن این خبر تلخ به‌درد آمد؛ اما رضا اولین و آخرین کودک کار نیست که به این سرنوشت دچار شده است.

رضا فریدی؛ روانشناس بالینی و فعال آسیب‌های اجتماعی درباره فوت کودک کار ۱۸‌ساله، اظهار کرد: «یکی از خبرهای تلخی که در چندروزگذشته شنیده‌ایم، خودکشی رضا؛ یکی از کودکان کار بود که در برنامه ماه عسل معروف شد». به‌گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛ بااشاره‌به‌اینکه علت اصلی فوت، نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارد، افزود: «حتماً رضا اولین کودک کاری نبود که خودکشی کرد و قطعاً آخرین هم نیست. شاید شنیدن هیچ خبری به‌اندازه خبر خودکشی یک کودک دردآور نباشد. برای ما دشوار است باور کنیم که کودکان و نوجوانان حتی می‌توانند به خودکشی فکر کنند. باور عمومی در میان بزرگ‌سالان این‌است‌که کودکان خردسال، دیدگاه درستی نسبت به مرگ ندارند تا آگاهانه درباره‌اش تصمیم بگیرند. این باور سبب می‌شود که سن خودکشی در کودکان را ناخودآگاه بیشتر از ۱۲‌سال بدانیم؛ اما شمار زیادی از کودکانی که تابه‌حال خودکشی کرده‌اند، سن کمتری داشته‌اند. شوربختانه باگذشت‌زمان شمار کودکانی که سعی می‌کنند به زندگی خود پایان دهند، بیشتر شده و سن افرادی‌که دست به این‌کار می‌زنند نیز رفته‌رفته پائین‌تر آمده. حال سؤال اینجاست چرا کودک یا نوجوانی که در اوج هیجان و شور زندگی باید باشد، تصمیم به خودکشی می‌گیرد؟ چه اتفاقی می‌افتد که یک کودک یا نوجوان تصمیم می‌گیرد حق حیات را از خودش بگیرد؟ اغلب موارد خودکشی کودکان به‌دلیل فقر شدید خانواده، خشونت زیاد در کانون خانواده، اعتیاد والدین، ازدواج اجباری کودک و زندگی در فضای بسیار متشنج و پراضطراب است. در این خانواده‌ها کودک به نقطه‌ای می‌رسد که حتی ساده‌ترین آرزوهایش نیز محقق نمی‌شود. او مدام خودش را با هم‌سن‌وسال‌هایش مقایسه می‌کند و می‌بیند که نمی‌تواند مثل آن‌ها باشد. احساس می‌کند ‌کسی او را دوست ندارد و وجودش برای کسی مهم نیست. این احساس تنهایی عمیق و دیده‌نشدن، گاهی فراتر از ظرفیت روانی کودک می‌شود. درچنین‌شرایطی با حذف فیزیکی خودش، انگار دیگر نمی‌خواهد این احساسات تلخ هرروزه را تکرار کند. اغلب موارد خودکشی کودکان با برنامه‌ریزی قبلی اتفاق نمی‌افتد؛ یعنی این‌طور نیست که مثل بزرگ‌سالان، چندین‌ماه یا حتی چندین‌سال به خودکشی فکر کنند و به‌دنبال کشف راه‌های کم‌دردتر برای خودکشی باشند. این سناریو معمولاً متعلق به بزرگ‌سالان است؛ اما اغلب انواع خودکشی در کودکان کاملاً لحظه‌ای و با وقوع یک اتفاق تلخ یا یک دعوا رخ می‌دهد. مثلاً فرض کنید کودکی که هرروزش با سرخوردگی می‌گذرد، دعوا یا کتک‌؛ چنین کودکی مثل کبریتی‌ست که در انبار باروت بیفتد. درآن‌شرایط کودک به‌شدت احساساتی می‌شود و در همان اوج احساسات، امکان دارد تصمیم بگیرد خود را خلاص کند. معمولاً کودکان و نوجوانان ازطریق فیلم، رسانه یا صحبت با هم‌سن‌وسال‌هایشان، نحوه انجام خودکشی را یاد می‌گیرند. متأسفانه برخلاف بزرگ‌سالان؛ اقدام به خودکشی در کودکان و نوجوانان با درصد خطای کمتری همراه است؛ مثلاً گاهی یک فرد بزرگ‌سال صرفاً برای جلب‌توجه اطرافیان، اقدام به خودکشی می‌کند؛ اما فقط به‌میزانی قرص مصرف می‌کند که درنهایت زنده بماند؛ اما اغلب کودکانی که ‌سمت خودکشی می‌روند، چنین حساب‌وکتاب‌هایی انجام نمی‌دهند. با دیدن برخی علائم می‌توان تشخیص داد که چه کودکی مستعد اقدام به خودکشی‌ست. اگر کودکی در بازه زمانی طولانی، عادات غذایی‌اش عوض شود، خلق و خویش تغییر کند، گوشه‌گیر شود، بازی‌های محبوبش را انجام ندهد و به‌یک‌باره از جمع گریزان شود؛ این‌ها می‌تواند نشانه‌هایی از مستعد‌بودن او به خودکشی باشد. البته نه‌اینکه هر کودکی این علائم را داشت، مشکوک به اقدام به خودکشی‌ست؛ بلکه منظور این‌است‌که اگر کودکی در بستر یک خانواده با آسیب اجتماعی شدید زندگی می‌کند و این علائم هم در او بروز پیدا کند، آن‌وقت می‌تواند مستعد به انجام خودکشی باشد. از دیگر علائم نیز این‌است‌که کودکی در بستر یک خانواده فقیر یا پر از آسیب‌های اجتماعی دیگر، یک‌باره وسایلی را که همیشه برایش ارزشمند بودند، به دیگران می‌بخشد. ضمناً در کودکی که قبلاً خودکشی ناموفق داشته، احتمال اقدام دوباره برای خودکشی بسیاربالاتر از سایر کودکان است. اگر کودکی با زبان جدی یا حتی با زبان شوخی از خودکشی‌اش صحبت کرد، نباید این حرف‌های به‌ظاهر کودکانه را نادیده گرفت؛ گاه همین حرف‌ها پیش‌آگاهی جدی از خودکشی‌ست. بی‌شک ارائه خدمات روان‌درمانی به کودکان و نوجوانانی که مشکوک به انجام خودکشی هستند، می‌تواند شرایط روانی آن‌ها را بهبود ببخشد؛ اما واقعیت این‌است‌که تا وقتی عوامل اجتماعی خودکشی کودکان؛ یعنی فقر، اعتیاد والدین و خشونت در خانواده مهار نشود و نهادهای اجتماعی برای کمک به این کودکان و این خانواده‌ها پیش‌قدم نشوند، روان‌درمانی برای آن‌ها صرفاً یک مسکن زودگذر خواهد بود».
سروش قبادی؛ روانشناس و کارشناس آسیب‌های اجتماعی دراین‌باره گفت: «رضا؛ کودک ۱۸‌ساله‌ای از محله پائین‌شهر تهران بود؛ مسئول تأمین مخارج خانواده که دغدغه اصلی‌اش آینده خواهر و برادرش بود. او تمام درآمدش را دراختیار مادرش قرار می‌داد و هنگامی‌که احسان علیخانی از او پرسید تفریح شما چیست؟ در پاسخ گفت؛ با دوستانم جمع می‌شویم، پول‌هایمان را جمع می‌کنیم و گوشت می‌خریم؛ منقل قرض می‌گیریم و کباب می‌کنیم ... او فکر نمی‌کرد در ادامه زندگی‌اش به بن‌بست بخورد و سرانجامش به‌رغم وعده‌های پوچ؛ به خودکشی ختم شود. کودکی که به‌‌رغم سن پائین؛ مخارج خانواده را تأمین می‌کرد و زندگی خود را به‌دوراز حاشیه ساخت؛ اما بازیچه سناریوی ساختگی عوامل تلویزیونی شد. او با شغل پرس‌کاری زندگی را می‌گذراند و به‌‌رغم وعده‌هایی که به او داده شد تا قبل از مرگ نیز به همان شغل مشغول بود و اتفاق خاصی برایش رخ نداده بود. مداخلات مددکاری و روانشناسی در بحث کودکان کار، از اصول اولیه حمایت از این کودکان است و می‌تواند تا حد بسیاری نیز این کودکان را در مسیر درست زندگی هدایت کند. نمایش این‌افراد به‌صورت مستقیم ازطریق تلویزیون برای کسب حس ترحم مخاطب و جذب بیننده، از اتفاق‌هایی‌ست که از چندسال‌گذشته در برنامه‌های تلویزیونی رواج پیدا کرده است. برخورد دوگانه با شرایط این کودکان و صرفاً تبلیغات برای منافع افراد و مؤسسه‌های خاص نیز دلیلی بر ایجاد مشکل و کاهش اعتمادبه‌نفس در آن‌ها می‌شود. عدم‌پایبندی و حمایت از وعده‌های داده‌شده به کودکان نیز در بزرگ‌سالی پیامدهای جبران‌ناپذیری به‌همراه دارد که از جمله می‌توان به اتفاق به‌وجودآمده برای رضا اشاره کرد که باعث شد تنها چاره رهایی از ‌شرایط موجود را گرفتن جان خود بداند. گرچه عمل به وعده‌های داده‌شده می‌توانست مسیر وی را تغییر دهد؛ اما با اسم حمایت و خالی‌کردن پشت این کودکان، می‌توانست همین‌اندازه برای او خطرناک باشد. مسئله‌ای که بعد از شنیدن خبرهای ناگوار درباره کودکان کار به گوش می‌رسد اینکه نهادهای متولی کجا هستند؟ دقیقاً چه می‌کنند؟ هربار صحبت از کودکان کار می‌شود، حرف از باند بودن می‌زنند؛ اما برای ساماندهی کودکان کار واقعی که برای خرج زندگی خود و خانواده‌هایشان کار می‌کنند، چه کردند؟ ساماندهی فقط به حرف نیست. ازآنجایی‌که بسیاری از کودکان کار در مناطق پائین‌شهر به‌اقتضای شرایط فرهنگی و خانوادگی مشغول‌به‌کار؛ و در سنین پائین وارد جامعه می‌شوند و درمعرض تمام آسیب‌ها و مشکلات احتمالی قرار می‌گیرند، توجه به ارائه خدمات مناسب و آموزش مهارت‌های زندگی به آنان، اولویت اصلیِ نهادهای مربوطه است. نداشتن هدف خاص، نبود ‌دسترسی به سیستم آموزشی و تحصیلی، ناآگاهی از ادامه مسیر، افسردگی و ... از مهم‌ترین عواملی‌ست که باعث می‌شود کودکان درمعرض آسیب‌های مستقیم قرار بگیرند. نهادهای متولی دولتی هرگونه سوءاستفاده ابزاری توسط اشخاص، مؤسسات و سایر نهادها از کودکان کار را پیگیری قضائی؛ و برای احقاق حق کودکان تلاش کنند. نهادهایی که با استفاده از جایگاه کودکان کار اقدام به استفاده ابزاری برای جلب مشارکت‌های مردمی و جذب مخاطب می‌کنند، باید توسط نهادهایی نظیر بهزیستی که متولی اصلی حمایت از کودکان کار و خیابان است، پیگیری شود و برخورد جدی با متخلفین صورت گیرد. توانمندسازی و توجه به نیازهای روحی کودکان کار، گام اول برای حمایت از آنان است. متأسفانه علی‌رغم اعلام نهادهای متولی مبنی‌بر حمایت اصولی از این کودکان؛ باز شاهد برخوردهای متفاوت و احساسی توأم با ترحم با این کودکان هستیم که باعث ایجاد روند غلط حمایتی از آنان می‌شود. آمارهای ارائه خدمات به کودکان کار و خیابان توسط بسیاری از مؤسسات قابل‌تأمل است؛ بسیاری از مؤسسات معنای ارائه خدمات به کودکان کار را بسته غذایی، البسه و ... می‌دانند که این‌سبک از ارائه خدمات باعث شده هیچ‌وقت سراغ نیاز اصلی آنان که تغییر سبک زندگی و آموزش اصولی‌ست، نروند و این خود باعث پایداری سیکل عدم‌تغییر در فرآیند حضور این کودکان در فضای اجتماع است. نقش بهزیستی به‌عنوان متولی اصلی حمایت از این کودکان غیرقابل‌انکار است؛ اما کِی این سازمان و سازمان‌های مربوطه می‌خواهند درباره کودکان کار، کاری کنند؟ توهین، تحقیر، مرگ و ... این کودکان چقدر باید تکرار شود تا کاری کنیم؟»

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد