• شماره 3249 -
  • 1403 دوشنبه 17 دي

کاستی فهم اجتماعی درباره سرنوشت نیم‌میلیون جمعیتی که سالانه از تولد بازمی‌مانند!

سیاست‌گذاری درارتباط‌با پدیده‌هایی همچون «سقط‌جنین» باید مبتنی‌بر فهم عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت و تصمیم‌گیری‌های زنان درزمینه «باروری» باشد. این سیاست‌ها باید روی ایجاد تسهیلات مشاوره‌ای، تسهیل دسترسی به سقط قانونی و ایمن و فراهم‌کردن دسترسی اقشار آسیب‌پذیر به خدمات بهداشتی و سلامت باروری تمرکز کنند. جوانب و ابعاد پدیده «سقط‌جنین» در جوامع مختلف، از جمله موضوعات بحث‌برانگیز و چالشی به‌شمار می‌آید؛ از ایالات‌متحده که این‌مسئله در رقابت‌های انتخاباتی و ازمنظر حقوقی و سیاسی دوقطبی‌ساز است تا ایران که به‌دلایل اجتماعی، فرهنگی و ‌مذهبی و نیز اقتصادی مناقشه‌برانگیز و محل بروز نگرانی‌های فراوان به‌شمار می‌آید. «سقط‌جنین» آشکارا آثارش را در روند جمعیتی کشور نمایان می‌سازد؛ وضعیتی نگران‌کننده که به‌تازگی «مرضیه وحید دستجردی» (دبیر ستاد ملی جمعیت کشور) درباره‌اش اظهار داشته: «کشور ما در سال ۲۱۰۰ دیگر به‌عنوان یک کشور بزرگ شناخته نخواهد شد. درحال‌حاضر، متوسط سن جامعه ما از ۲۲‌سال به ۳۲‌سال افزایش یافته و این نشانگر سرعت بالای روند سالمندی‌ست». در یکی از تازه‌ترین آمارهای رسمی درباره این‌موضوع، «کتابچی» اواخر آذرماه اعلام داشت: «سالانه ۱۰‌هزارمورد سقط قانونی با مجوز سازمان پزشکی قانونی در بیمارستان‌ها و رسمی انجام می‌شود. آمار سقط‌های غیرقانونی اما بسیاربیشتر است و در پژوهش‌های مختلف دانشگاهی و گزارش‌های رسمی وزارت بهداشت تا بیش از ۵۰۰‌هزارمورد سقط غیرقانونی در سال اعلام شده است. هم‌زمان، نایب‌رئیس کمیسیون بهداشت مجلس در برنامه‌ای تلویزیونی گفت که روزانه 1000 «سقط‌جنین» غیرقانونی در ایران صورت می‌گیرد؛ بیش از ۸۰‌درصد ‌موارد هم در منازل توسط والدین و ازطریق تهیه دارو از فضای مجازی انجام می‌شود! باتوجه‌به این آمار و ارقام و اهمیت بررسی این پدیده؛ هم ازمنظر آثار جمعیتی و هم تهدیدات پیش‌روی سلامت زنان، در‌این‌گزارش به بررسی دلایل اصلی افزایش «سقط‌جنین» غیرقانونی و راه‌های مقابله با آن پرداخته‌ایم تا شاید بتوان راهکارهای مؤثری برای کاهش گرایش به این پدیده ارائه داد. مطالعات مختلف نشان داده‌اند‌: تصمیم‌گیری زنان برای «سقط‌جنین» عمدی تحت‌تأثیر عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی‌ست که هریک به‌نوعی بر نگرش و رفتارشان مؤثر واقع می‌شود. یکی از مهم‌ترین عوامل، دین‌داری و نگرش مذهبی زنان است. براساس برخی پژوهش‌ها؛ کاهش اعتقادات مذهبی و کم‌رنگ‌شدن ارزش‌های دینی میان زنان، باعث افزایش نگرش غیرمنفی به «سقط‌جنین» و پذیرش آن به‌عنوان گزینه‌ای در حل مشکلات می‌شود. این‌روند به‌ویژه در جوامعی که تحت‌تأثیر تغییرات فرهنگی و اجتماعی قرار دارند، به‌چشم می‌آید. نگرش اطرافیان نیز دراین‌تصمیم‌گیری نقش مهم ایفا می‌کند. زنان ممکن است برای کسب تأیید و توجیه اقدام خویش، حمایت همسر یا اطرافیان را جلب کنند. دربرخی‌موارد هم زنان از اطرافیان خود پنهان می‌کنند که اقدام به «سقط‌جنین» کرده‌اند؛ به‌ویژه اگر این‌اقدام با باورهای اجتماعی یا مذهبی پیرامونیان یا همسر درتضاد باشد. دراین‌زمینه، بسیاری از زنان از «سقط‌جنین» به‌عنوان یک راه‌حل برای رهایی از مشکلات موجود در زندگی خود یا خانواده‌شان استفاده می‌کنند. طبقه اجتماعی یکی‌دیگر از عوامل مؤثر بر تصمیمات است. زنان در طبقات پایین‌تر اقتصادی و اجتماعی بیشتر با مشکلاتی چون عدم‌تأمین هزینه‌های زندگی، بیکاری و ناتوانی در تأمین هزینه‌های فرزندپروری مواجه‌اند و این‌شرایط اقتصادی باعث می‌شود که «سقط‌جنین» را به‌عنوان یک گزینه مطلوب ارزیابی کنند. مطالعه‌ای که به بررسی نگرش زنان به «سقط‌جنین» در ایران پرداخته، می‌گوید که نگرانی‌های اقتصادی؛ ازجمله ناتوانی در تأمین هزینه‌های زندگی، هزینه‌های مسکن، تورم و هزینه‌های درمانی فرزندان، از مهم‌ترین دلایل تصمیم به «سقط‌جنین» است. دراین‌شرایط، آن‌ها ارزیابی می‌کنند نگهداری جنین باعث ایجاد مشکلات اضافی در زندگی‌شان خواهد شد؛ ازجمله مشکلات مالی بیشتر، کاهش سطح کیفیت زندگی و افزایش فشارهای روحی و روانی. در مطالعه مقطعی مربوط به سال ۱۴۰۰، ۱۸.۸‌درصد از زنان ۱۵ تا ۵۰‌ساله ساکن تهران سابقه سقط را گزارش کرده‌اند که ۳۲.۴‌درصد آن‌ها عمدی بوده. عوامل مؤثر در سقط شامل افزایش سن، حوادث استرس‌زای زندگی، تعداد فرزندان، سطح تحصیلات و اعتقادات مذهبی بوده‌اند. زنان با سطح تحصیلات بالاتر و اعتقادات مذهبی قوی‌تر شانس کمتری برای سقط داشته‌اند. همچنین، داشتن فرزند و افزایش سن باعث کاهش شانس سقط شده است. درمقایسه‌با سایر مطالعات جهانی، شیوع سقط در تهران و تفاوت‌های آن با سایر مناطق به عواملی مانند گروه سنی، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و نوع سقط (قانونی یا غیرقانونی) بستگی نشان داده. نتایج پژوهش یادشده نشان داده که زنان متأهل بیشتر از زنان مجرد سابقه سقط دارند. نتایج این مطالعه که اولین گزارش در سطح جمعیت عمومی زنان تهران بوده است، بر لزوم طراحی برنامه‌های آموزشی برای کاهش سقط و ارتقای آگاهی زنان تأکید دارد. نیز پیشنهاد می‌شود که در تحقیقات آینده از روش‌های غیرمستقیم برای برآورد شیوع سقط استفاده شود. برخی مطالعات نشان می‌دهند میانگین سن زنان در زمان «سقط‌جنین» ۲۶‌سال بوده است و شایع‌ترین دلایل سقط علاوه‌بر مباحث درمانی، شامل مشکلات مالی، اختلافات خانوادگی و مشکلات روانی‌ست. در یکی از پژوهش‌ها، نظرسنجی از پزشکان نشان داده که بیشتر آن‌ها با سقط درمانی برای مواردی نظیر تالاسمی ماژور و بیماری‌های قلبی مادر موافق هستند. به‌طورکلی، نیاز به ایجاد قوانینی برای «سقط‌جنین» در شرایط خاص به‌منظور کاهش خطرات بهداشتی و مرگ‌ومیر زنان ‌شدیداً احساس می‌شود. «سقط‌جنین» در بسیاری فرهنگ‌ها و ادیان به‌جز در شرایط خاص نظیر تهدید حیات مادر، تجاوز جنسی و اختلالات جنینی، نابهنجار و ممنوع است. گرچه سیاست‌های محدودکننده در بسیاری از کشورها دراین‌زمینه اتخاذ شده‌اند اما واقعیت این‌است‌که تحولات اجتماعی و اقتصادی در سطح جهانی موجب افزایش درخواست‌های سقط و میزان عوارض و مرگ مادری مرتبط‌باآن در جوامع مختلف شده است. این‌وضعیت نشانگر این‌است‌که سیاست‌های سخت‌گیرانه درزمینه «سقط‌جنین» نه‌تنها نتوانسته‌اند از این‌اقدام جلوگیری کنند بلکه به افزایش سقط‌های ناایمن منجر شده‌اند. در ایران، «سقط‌جنین» غیرقانونی معمولاً به‌صورت ناایمن و در شرایطی با حداقل استانداردهای بهداشتی انجام می‌شود که عوارض جدی برای زنان به‌بار می‌آورد. طبق آمار سازمان جهانی بهداشت؛ از هر ۱۰ حاملگی، یک‌مورد به «سقط‌جنین» ناایمن ختم می‌شود و از هر هشت مرگ مادری، یک‌مورد به‌علت سقط‌های ناایمن است. برخی مطالعات نشان می‌دهند: «سقط‌جنین» در ایران به‌ویژه سقط‌جنین‌‌های غیرقانونی، به‌دلیل تابو و غیرقانونی‌بودن این‌عمل، اغلب در شرایط ناایمن و مخفیانه انجام می‌شود. زنان برای انجام «سقط‌جنین» به مراکز غیرمجاز و غیربهداشتی مراجعه می‌کنند که این‌وضع خطرات بسیار مانند عفونت‌ها، آسیب‌های جسمی و مشکلات روانی را درپی دارد. بسیاری از این زنان به‌ویژه درشرایطی‌که تصمیم به «سقط‌جنین» می‌گیرند، با اضطراب و استرس زیادی مواجه‌اند؛ زیرا این‌عمل ازنظر اجتماعی و دینی محکوم شده. افزون‌براین؛ طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده، اگرچه با هدف افزایش نرخ فرزندآوری و کاهش پیری جمعیت، به تحدید غربالگری جنین و جلوگیری از سقط‌های غیرضروری اشاره کرده اما این سیاست نگرانی‌هایی درباره پیامدهای منفی آن بر سلامت مادران، نوزادان و خانواده‌ها ایجاد کرده است. دراین‌باره باید گفت؛ بسیاری از مادران موافق غربالگری هستند و آن‌را اقدامی مؤثر برای جلوگیری از تولد نوزادان بیمار می‌دانند. آن‌ها معتقدند که اگر محدودیت‌های شرعی یا قانونی وجود نداشت، ترجیح می‌دادند از تولد نوزادان بیمار جلوگیری کنند. درمقابل، برخی افراد به ‌احتمال خطا در نتایج غربالگری اشاره کرده و آن‌را ابزاری کاملاً مطمئن نمی‌دانند؛ بنابراین سیاست‌گذاری‌ها باید به‌گونه‌ای باشد که بین اهداف افزایش جمعیت و حفظ سلامت مادران و نوزادان تعادل ایجاد شود. برای مقابله با این مشکلات، توصیه می‌شود که سیاست‌گذاری‌ها مبتنی‌بر فهم عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت و تصمیم‌گیری‌های زنان درزمینه باروری باشد. این سیاست‌ها باید به‌ویژه بر ایجاد تسهیلات مشاوره‌، تسهیل دسترسی به سقط قانونی و ایمن و فراهم‌کردن دسترسی اقشار آسیب‌پذیر به خدمات بهداشتی و سلامت باروری تمرکز کنند. سیاست‌های پیشگیرانه نیز دراین‌زمینه باید شامل اقداماتی نظیر افزایش سواد سلامت عمومی، آموزش جنسی و برنامه‌های آگاهی‌دهی برای زوجین و جوانان درزمینه فاصله‌گذاری میان تولدها و عوارض «سقط‌جنین» باشد. نظارت بیشتر بر مطب‌ها و دفاتر کار، آموزش مراقبین سلامت درزمینه سقط قانونی و شرایط آن و نیز ارتقای دسترسی به مراقبت‌های پس از سقط می‌تواند در پیشگیری از پیامدهای منفی «سقط‌جنین» مؤثر باشد. 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه