سؤال اصلی توسعه انرژی برق در ایران
تولید بیشتر یا بهرهوری بالاتر؟
جعفر نصر اصفهانی*
افزایش تقاضای برق در کنار ساختار سنتی تولید، صنعت برق ایران را در نقطهای حساس قرار داده است؛ نقطهای که ادامه مسیر گذشته میتواند هزینههای اقتصادی و زیستمحیطی را تشدید کند. درچنینشرایطی، حرکت بهسمت مصرف هوشمند و توسعه انرژیهای پاک، نه یک انتخاب تجملی، بلکه ضرورتی برای پایداری شبکه، رشد اقتصادی و حفظ محیطزیست بهشمار میرود. افزایش تقاضای برق در کنار ساختار سنتی تولید، صنعت برق ایران را در نقطهای حساس قرار داده است؛ نقطهای که ادامه مسیر گذشته میتواند هزینههای اقتصادی و زیستمحیطی را تشدید کند. درچنینشرایطی، حرکت بهسمت مصرف هوشمند و توسعه انرژیهای پاک، نه یک انتخاب تجملی، بلکه ضرورتی برای پایداری شبکه، رشد اقتصادی و حفظ محیطزیست بهشمار میرود. برخی از محققان و کارشناسها معتقدند تأمین انرژی برق بهعنوان رکن اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی در کشورهای صنعتی محسوب میشود اما این مقوله در بازار امروز جای خود را به بهینهسازی مصرف با ورود تکنولوژیهای نوین داده است. انرژی برق امروز دیگر صرفاً یک کالای مصرفی یا زیرساخت فنی به حساب نمیآید، بلکه به یکی از شاخصهای کلیدی پایداری اقتصادی، امنیت ملی و کیفیت حکمرانی در کشورها ارتقا پیدا کرده است. تجربههای متعدد در جهان نشان میدهد که نحوه تولید و مصرف برق، مستقیماً تأثیر بر رشد اقتصادی، تابآوری صنایع و حتی رضایت اجتماعی دارد. درچنینشرایطی، کشورهایی که زودتر به اصلاح الگوی مصرف و تنوعبخشی به سبد تولید انرژی روی آوردهاند، توانستهاند همزمان هزینههای اقتصادی و فشارهای زیستمحیطی خود را کاهش دهند و مسیر توسعه پایدار را هموارتر کنند. اینروزها انرژی از یکسو با افزایش روزافزون تقاضای داخلی، صنعتی و خدماتی روبهرو است و ازسویدیگر، ساختار سنتی تولید آن در ایران بهطور قابلتوجهی وابسته به سوختهای فسیلی است که اینمورد مهم متأسفانه چالشهای زیستمحیطی و اقتصادی جدی را پدید آورده است. طی سالهای اخیر تحولات جهانی در حوزه انرژی نشان داده است که الگوی توسعه کشورها بهطور گستردهای از «مصرفمحوری» بهسمت «بهرهوریمحوری» در حال حرکت است. فشارهای ناشی از تغییرات اقلیمی، محدودیت منابع فسیلی و افزایش رقابتپذیری اقتصادی، ازجمله فاکتورهایی است که دولتها را ناگزیر کرده است تا همزمان بر مدیریت تقاضای انرژی و تحول در سبد تولید برق تمرکز کنند. در این چارچوب، انرژی دیگر صرفاً یک نهاده تولید نیست، بلکه به پیشران نوآوری، فناوری و اقتصاد دانشبنیان تبدیل شده است. در دهه اخیر، حرکت بهسمت بهینهسازی مصرف برق و افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر بهعنوان یک ضرورت نهتنها برای تابآوری شبکه برق، بلکه برای رشد اقتصادی دانشمحور و توسعه پایدار در دستورکار سیاستگذاران کشور قرار گرفته است. سالها در ادبیات توسعه این تصور وجود داشت که هرچه مصرف برق یک کشور بیشتر باشد، آنکشور توسعهیافتهتر است. این نگاه شاید در دوره صنعتیشدن درست بود، اما امروز با تغییر شکل اقتصادها و پیشرفت فناوری، دیگر نمیتوان توسعه را فقط با عدد مصرف برق سنجید.
خدمات جایگزین تولید در کشورهای توسعهیافته
امروز در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، مصرف بالای برق الزاماً نشانه پیشرفت نیست. دلیلش هم روشن است؛ فناوریها بهینهتر شدهاند و همان میزان تولید یا خدمات با مصرف برق کمتری انجام میشود. ازطرف دیگر، اقتصاد اینکشورها بیشتر بهسمت خدمات، فناوری اطلاعات و اقتصاد دیجیتال رفته؛ بخشهایی که ارزشافزوده بالایی دارند اما برق زیادی مصرف نمیکنند. در کنار اینها، نگاه به توسعه هم تغییر کرده است. توسعه پایدار یعنی زندگی باکیفیتتر، نه مصرف بیشتر؛ یعنی خانهای که با برق کمتر گرم و خنک میشود، صنعتی که هوشمندتر تولید میکند و شهری که انرژی را هدر نمیدهد.
وضعیت مصرف و چالشها
در سالهای گذشته، مصرف برق در ایران با سرعتی بیشتر از رشد زیرساختهای تولید افزایش پیدا کرده است. مواردی ازجمله «رشد جمعیت، گسترش صنایع انرژیبر و افزایش استفاده از وسایل برقی در بخش خانگی» و جدیداً ظهور ماینرها، فشار بالایی را به شبکهها و تأسیسات برق تحمیل میکند درحالیکه الگوی مصرف همچنان کمبازده و پراتلاف باقیمانده و ناترازی میان عرضه و تقاضا را به یکی از چالشهای جدی صنعت برق تبدیل کرده است و در مقاطع اوج مصرف، خود را بهصورت محدودیت یا مدیریت اضطراری نشان میدهد.
ظرفیت بالقوه انرژیهای تجدیدپذیر
سالها غفلت در توسعه انرژیهای پاک بخصوص تجدیدپذیرها باتوجهبه توان و پتانسیل بالقوه کشور ایران در تولید آن، استراتژی اشتباهی را در تولید نیروی برق حاکم کرده بود. خوشبختانه در سالهای اخیر، اجرای پروژههای نیروگاههای تجدیدپذیر با مشارکت بخش خصوصی و استفاده از فناوریهای هوشمند در پایش و مدیریت نیروگاههای کوچکمقیاس خورشیدی شتاب گرفته بهطوریکه این مقوله علاوهبر کاهش هزینههای بهرهبرداری، امکان مدیریت دقیقتر تولید و اتصال مؤثرتر به شبکه را فراهم کرده است؛ اما باوجوداین پیشرفتها، سهم انرژیهای تجدیدپذیر در سبد برق کشور هنوز با ظرفیت واقعی فاصله دارد. محدودیتهای مالی، دشواری تأمین سرمایه، نوسانات ارزی، وابستگی به واردات برخی تجهیزات و معضلات اتصال به شبکه روند توسعه را کند کرده و نیازمند اصلاح سیاستها و تسهیل فرآیندهاست. دولت در مشوقهای خود درجهت تسهیل درروند توسعهای نیروگاههای تجدیدپذیر اقدامات مثبتی برداشته است و میتوان باور داشت نگاه توسعه محور با افزایش نیروگاههای تجدیدپذیر یا نیروگاههای با سوخت پاک میتواند بازیگر نقش اصلی رشد تولید با درنظرگرفتن حفظ محیطزیست باشد. درپایان میتوان به این نکته توجه داشت که حرکت بهسمت بهرهوری انرژی، بهینهسازی مصرف و مصرف هوشمند با درنظر گرفتن تولید پاک، نه فقط یک انتخاب، بلکه یک نیاز راهبردی برای آینده انرژی ایران است. چالشهای پیشروی این گذار با بهرهگیری از ظرفیتهای علمی، فناوریهای نوین و سیاستگذاری هوشمند میتواند ایران را به یک الگو در منطقه تبدیل کند.
مدیر روابطعمومی*