یادداشت
آیا کشت برنج در گیلان همچنان صرفه اقتصادی دارد؟
منا محمدی
این پرسشیست که اینروزها با در بین کشاورزان گیلان شنیده میشود؛ جاییکه برنج نهفقط یک محصول کشاورزی، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و معیشت هزاران خانوار بهشمار میآید. بااینحال واقعیتهای اقتصادی نشان میدهد پاسخ به این سؤال دیگر ساده و قطعی نیست. در سالهای اخیر هزینههای تولید بهشکل قابلتوجهی افزایش یافته است. رشد قیمت نهادههایی مانند کود و سم، بالارفتن دستمزد کارگران فصلی و هزینههای مربوط به آمادهسازی زمین و برداشت، فشار مضاعفی بر کشاورزان وارد کرده است. ازسویدیگر، خرد بودن اراضی در گیلان مانع از آن شده که بسیاری از بهرهبرداران بتوانند از مکانیزاسیون کامل و صرفههای ناشی از مقیاس استفاده کنند. درچنینشرایطی حاشیه سود تولیدکننده بهشدت کاهش یافته و در برخی سالها حتی به مرز زیان نزدیک شده است. عامل دیگری که بر اقتصادیبودن اینمحصول سایه انداخته، نوسان در سیاستهای وارداتیست. هرزمانکه واردات برنج خارجی افزایش مییابد، بازار داخلی با افت قیمت مواجه میشود و کشاورزی که ماهها برای تولید محصول زحمت کشیده، ناچار است محصول خود را با سودی اندک یا حتی کمتر از انتظار بهفروش برساند. نبود یک سیاست پایدار و قابلپیشبینی در حوزه تنظیم بازار، امکان برنامهریزی بلندمدت را از تولیدکننده گرفته و ریسک فعالیت دراینبخش را بالا برده است. در کنار اینمسائل، تغییرات اقلیمی و بینظمی در الگوی بارش نیز نگرانیهایی ایجاد کرده است. هرچند گیلان بهعنوان استانی پرباران شناخته میشود، اما کاهش منابع آب سطحی در برخی مناطق و وابستگی بیشتر به مدیریت دقیق آب، هزینه و حساسیت تولید را افزایش داده است. کشاورزی که پیشتر دغدغه اصلیاش بازار فروش بود، امروز باید نگران تأمین پایدار آب نیز باشد. با وجود همه این چالشها، برنج گیلان همچنان یک مزیت جدی دارد و آن کیفیت ممتاز ارقام بومیست. عطر، طعم و قابلیت پخت اینمحصول باعث شده تقاضای مصرفکنندگان برای آن پابرجا بماند و در سالهایی که بازار ثبات نسبی دارد، امکان کسب سود منطقی فراهم شود. اگر زنجیره تولید تا مصرف اصلاح شود، واسطهگری کاهش یابد و برندینگ و بستهبندی حرفهایتری شکل گیرد، سهم بیشتری از ارزشافزوده نصیب شالیکار خواهد شد. درنهایت باید پذیرفت که برنج گیلان هنوز ظرفیت اقتصادیبودن را دارد، اما این ظرفیت شکننده است. تداوم وضعیت فعلی، بدون اصلاح ساختار تولید، یکپارچهسازی اراضی، حمایت هدفمند و سیاستگذاری باثبات در حوزه واردات، میتواند انگیزه کشاورزان را کاهش دهد. برنج در گیلان تنها یک محصول نیست؛ ستون امنیت غذایی و بخشی از هویت اقتصادی استان است. حفظ صرفه اقتصادی آن، نیازمند تصمیمهایی فراتر از مزرعه و نگاهی جامع در سطح ملیست.