• شماره 3720 -
  • 1405 دوشنبه 16 شهريور

«اقتصاد روستا»؛ عددی که در حساب‌های ملی گم شد!

وقتی از سهم روستاها و عشایر در اقتصاد ایران صحبت می‌شود، نخستین پرسش این‌است‌که این‌بخش دقیقاً چه‌میزان از تولید ناخالص داخلی کشور را ایجاد می‌کند؛ اما بررسی آمارهای رسمی نشان داده پاسخ این پرسش به‌سادگی یک عدد مشخص نیست. به‌گزارش تسنیم؛ در حساب‌های ملی، تولید و ارزش‌افزوده براساس «فعالیت اقتصادی» مانند کشاورزی، صنعت و خدمات ثبت می‌شود و نه برمبنای محل سکونت تولیدکننده. به‌همین‌دلیل، رقم دقیقی دردسترس نیست. این‌موضوع البته به‌معنای کوچک‌بودن اقتصاد روستایی نیست؛ بلکه برعکس، نشان داده بخش قابل‌توجه از فعالیت‌های اقتصادی روستا و عشایر در آمارهای بخشی مانند کشاورزی، دامداری، صنایع‌دستی، گردشگری و خدمات پراکنده شده است.

در سال‌های گذشته، مطالعاتی برمبنای «اقتصاد حوزه روستایی» سهمی حدود 26.4‌درصد از تولید کشور برآورد شده؛ اما این‌عدد مربوط به بیش از یک‌دهه‌قبل است و نباید به‌عنوان سهم فعلی اقتصاد روستایی ایران استفاده شود؛ بنابراین برای ترسیم اندازه واقعی اقتصاد روستا و عشایر در سال‌های اخیر، باید به‌جای یک عدد کلی و قدیمی، زنجیره‌ای از شاخص‌های رسمی تولید، اشتغال، بهره‌برداری کشاورزی، دام و جمعیت را کنار هم قرار داد. مهم‌ترین حلقه اتصال روستا و اقتصاد ملی، کشاورزی است. تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار ایران نشان داده در سال 1403، ارزش‌افزوده بخش کشاورزی رشد 3.2‌درصدی داشته است؛ درحالی‌که رشد این‌بخش در سال 1402 منفی 2.4‌درصد بود. به‌این‌ترتیب کشاورزی دریک‌سال 5.6‌واحددرصد بهبود رشد را تجربه کرده که نمی‌توان معادل اقتصاد روستایی دانست؛ زیرا بخشی از فعالیت کشاورزی در مناطق شهری یا پیرامون شهرها انجام می‌شود و ازسوی‌دیگر، اقتصاد روستا فقط کشاورزی نیست؛ بنابراین می‌توان بااطمینان گفت کشاورزی مهم‌ترین ستون اقتصاد روستایی است، اما نمی‌توان گفت کل ارزش‌افزوده کشاورزی معادل سهم اقتصادی روستاهاست. یکی از دقیق‌ترین داده‌هایی که می‌تواند اندازه واقعی نقش روستاها در تولید را نشان دهد، نتایج سرشماری عمومی کشاورزی سال 1403 است. طبق آن؛ در کشور بیش از 4‌میلیون و 292‌هزارخانوار بهره‌بردار کشاورزی شناسایی شده‌اند و 87‌درصد بهره‌برداری‌های کشاورزی در مناطق روستایی قرار دارند. این آمار اهمیت بسیارزیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد حتی اگر نتوان برای «اقتصاد روستایی» یک سهم مستقیم از GDP اعلام کرد، بخش عمده ساختار تولید کشاورزی کشور در جغرافیای روستا قرار گرفته است. به‌عبارت‌دیگر، برای اندازه‌گیری نقش اقتصادی روستاها، شاید یکی از دقیق‌ترین مسیرها این‌باشدکه ابتدا به‌جای پرسش «روستا چنددرصد GDP دارد؟» بپرسیم چه‌مقدار از ظرفیت تولید کشاورزی کشور در روستاها متمرکز است؟ پاسخ سرشماری کشاورزی به این پرسش روشن است: 87‌درصد بهره‌برداری‌های کشاورزی کشور در مناطق روستایی قرار دارند. در کنار روستاها، عشایر سهم بسیارمهمی در زنجیره تولید غذا دارند؛ سهمی که به‌دلیل اندازه جمعیتی آن‌ها شاید در نگاه اول دیده نشود. طبق آخرین آمار اعلام‌شده ازسوی سازمان امور عشایر، جامعه عشایری ما حدود 252‌هزارخانوار و بیش از یک‌میلیون و 115‌هزارنفر جمعیت دارد و در 59‌درصد قلمرو جغرافیایی کشور پراکنده است. این جامعه حدود 28 میلیون‌رأس دام دراختیار دارد و براساس همین آمار، 42‌درصد دام سبک کشور دراختیار عشایر است؛ اما مهم‌ترین عدد برای اقتصاد ملی، تولیدات آن‌هاست: عشایر حدود 25‌درصد گوشت قرمز کشور معادل حدود 200‌هزارتن و حدود 400‌هزارتن شیر و فرآورده‌های لبنی تولید می‌کنند. همچنین حدود 35‌درصد صنایع‌دستی کشور به این جامعه نسبت داده شده است. این‌ارقام نشان می‌دهد نقش عشایر را نمی‌توان صرفاً با جمعیت آن‌ها سنجید. جمعیتی حدود یک‌میلیون و 115‌هزارنفر، درعین‌حال بخشی قابل‌توجه از دام سبک، گوشت قرمز، شیر و صنایع‌دستی کشور را تولید می‌کند. تولید گوشت قرمز یکی از ملموس‌ترین نقاطی است که نقش اقتصادی عشایر را به سفره خانوار شهری متصل می‌کند. سازمان امور عشایر میزان تولید گوشت قرمز عشایر را حدود 200‌هزارتن اعلام کرده و سهم این جامعه از تولید گوشت قرمز کشور را حدود 25‌درصد دانسته. اتحادیه تعاونی‌های عشایری دامداران متحرک ایرانیان نیز در سال 1404 همین سهم را تأیید کرده و از وجود حدود 28‌میلیون‌واحد دامی دراختیار عشایر خبر داده. به‌این‌ترتیب، حذف یا تضعیف ظرفیت تولید عشایری فقط مسئله اجتماعی یا فرهنگی نیست؛ مستقیماً با بازار گوشت قرمز و امنیت غذایی ارتباط دارد. این‌موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم در سال 1404 بخش کشاورزی ایران با افت مواجه شده است. براساس آخرین نتایج حساب‌های ملی مرکز آمار ایران، رشد گروه کشاورزی در کل سال 1404 منفی 2.9‌درصد ثبت شده. درنتیجه، هر عاملی که ظرفیت تولید روستایی و عشایری را حفظ کند، ازمنظر امنیت غذایی اهمیت اقتصادی پیدا می‌کند. یکی از خطاهای رایج در تحلیل اقتصاد روستایی، برابر دانستن اقتصاد روستا با کشاورزی است. روستا علاوه‌بر زراعت و باغداری، محل فعالیت دامداری، صنایع تبدیلی و تکمیلی، صنایع‌دستی، گردشگری، حمل‌ونقل، خدمات، تجارت محلی و کسب‌وکارهای کوچک است. حتی در بخش کشاورزی نیز زنجیره ارزش فقط به مرحله تولید ختم نمی‌شود. نهاده، حمل‌ونقل، بسته‌بندی، فرآوری، سردخانه، توزیع و فروش همگی بخشی از این زنجیره‌اند و بخشی از این فعالیت‌ها ممکن است خارج از روستا ثبت شوند. ازهمین‌رو، اگر بخواهیم سهم واقعی روستا در اقتصاد ایران را اندازه‌گیری کنیم، باید علاوه‌بر ارزش‌افزوده مستقیم، ارزش‌افزوده زنجیره‌های وابسته به تولید روستایی را نیز بررسی کنیم. این‌نکته درباره صنایع غذایی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا تولید کارخانه‌ای در آمار صنعت ثبت می‌شود، اما بخشی از ماده اولیه از تولیدکننده روستایی می‌آید. درنتیجه اگر تنها به حساب‌های بخش صنعت یا کشاورزی نگاه کنیم، ارتباط اقتصادی روستا با سایر بخش‌های اقتصاد به‌طورکامل دیده نمی‌شود. در سال 1403 تعداد شاغلان 15‌ساله و بیشتر کشور حدود 24‌میلیون و 788‌هزارنفر بوده است. ازاین‌تعداد، سهم کشاورزی از کل اشتغال 13.9‌درصد، سهم صنعت 33.3‌درصد و سهم خدمات 52.7‌درصد بوده است.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه