یادداشت
فقر اقتصادی و تأثیر آن بر روابط اجتماعی
عباسعلی کوشکی
مناسبات بین مسائل اقتصادی و مسائل اجتماعی و تأثیر متقابل این دو بر یکدیگر مسئله تازهای نیست. از گذشتههای دور، آنگاهکه انسانها براساس نیازهای درونی جهت رفع احتیاجات روزمره خود روبه زندگی جمعی آوردند، ارتباط تنگاتنگ بین امور اقتصادی و اجتماعی آشکار شد. چون بخش قابلملاحظهای از نیازهای بشر دارای بعد اقتصادی است و ازسویدیگر برآوره شدن این احتیاجات در بسیاری مواقع منوط به نیرو، اراده، فکر و اندیشه جمعیست. بهتدریج با پیشرفت بشر و بسط زندگی اجتماعی، این تأثیر و تاثر نمود بیشتری یافت تاجاییکه گاه منشأ بسیاری از کشمکشها و جنگها شد و گاه زمینههای پیشرفت بیشتر انسانها را فراهم ساخت. امروزه گسترش تکنولوژی و پیشرفتهای چشمگیر آن و تحولات انکارناپذیری که در زندگی انسانها ایجادشده، این روابط و مناسبتها را گستردهتر، جدیتر حساستر و تأثیرگذارتر ساخته است؛ زیرا با توسعه جوامع، نفوذ و دخالت عناصر اقتصادی و اجتماعی در زندگی افراد نیز توسعهیافته است بهنحویکه درخشش اقتصادی در پیشرفت فرهنگهای اجتماعی و تسهیل در روابط انسانی تأثیر به سزایی دارد و به همین نسبت نابسامانیهای اقتصادی منجر به مخدوش شدن روابط اجتماعی میگردد. شهروندی که براثر وضعیت ناهنجار اقتصادی جامعه قادر به تأمین نیازهای خود و خانوادهاش نمیباشند و مدام فکر و ذهن و توان روحی و جسمیاش معطوف به حلوفصل مسائل و مشکلات اقتصادیاش هست بیتردید نمیتواند روابط انسانی شایستهای با اطرافیان، افراد جامعه حتی اعضای خانوادهاش داشته باشد. چه رسد به اینکه در ایجاد دگرگونیهای مثبت در جامعه فکر کند و در حیطه وظایف و مسئولیتهایش به طراحی و برنامهریزی دراینرابطه بپردازد. حتی گاهی اثرات سوء این فرایند را بر قوانین و قراردادهای اجتماعی نیز مشاهده میکنیم کمااینکه بسیاری از تخلفات اجتماعی، بزهکاریها، مفاسد اجتماعی و حتی تخطی از قوانین و مقررات شهرسازی، راهنمایی و رانندگی و سایر چهارچوبهای قانونی متأثر از عدم سامانیافتگی در عرصه اقتصادی جامعه است. امروزه با پیشرفت صنعت در کنار فاکتور کیفیت و کمیت مسئله سرعت نیز درروند توسعه لحاظ شده است؛ اما در جامعهای که در عین وجود زمینههای لازم ه فاقد امکانات درزمینهٔ جمعی تلاش برای توسعه است سرعت برای رسیدن به افقهای زندگی روابط اجتماعی و انسانی را تحت تأثیرات منفی خود قرار میدهد. کسی که درآمدش تکافوی اداره امور افراد تحت سرپرستیاش و تأمین هزینههای گزاف زندگی را نمیدهد مسلماً تحتفشارهای روحی و روانی قرار میگیرد و تخلیه انباشت عقدههای درونی بهصورت برخوردهای نامناسب با اطرافیان بروز خواهد کرد یا جوانی که براثر وضعیت نامطلوب و برنامهریزیها و تصمیمگیریهای نادرست اقتصادی و سیاستگذاریهای غلط از بیکاری و عدم اشتغال رنج میبرد قادر به ازدواج نیست و یا اینکه اوقاتش به بطالت و پوچی سپری میشود به دلایل. مختلف به ارتکاب جرائم اجتماعی و تخلفات عدیده روی میآورد که ازجمله این دلایل میتوان به تأمین معیشت و رفع نیازمندیها ولو ازطریق خلاف فرار از بیکاری و ارضای تمایلات خود در مقابل درد و رنجی که از نداشتن جایگاهی مناسب در سیستم اقتصادی و حتی اجتماعی جامعه تحمل میکند و... اشاره کرد بیشک چنین فردی نهتنها توانایی برقرار کردن رابطه حسنه با دیگران را ندارد. قوای خلاقه و استعدادهایش هر گز شکوفا نمیشود بلکه پرخاشجو و غیرقابلتحمل نیز میشود. اگر بخواهیم از مشکلات همه اقشار و صنوف جامعه که لاجرم روابط اجتماعي آنها تحتالشعاع اوضاع اقتصادی قرار دارد سخن بگونیم حرف فراوان است و در مجال این کلام مختصر نمیگنجد زیرا با دیدگاههای مختلف روانشناختی جامعهشناختی و رفتارشناختی میتوان به بررسی آن پرداخت ولی بهر حال برای بهبود شرایط سخت جامعه باید روابط پیچیده بین عناصر فرهنگی اقتصادی و اجتماعی را پذیرا باشیم و به آن گردن نهیم و در عمل نموداری برای آنها در جامعه ترسیم کنیم تا در مقابل با یکدیگر ضمن حفظ توازن رویکردی اصلاحی و توسعهای داشته باشند؛ و متولیان اقتصادی باید به رفع نابسامانی باهدف اعتلای جامعه بیندیشند و مسئولان فرهنگی نیز در فرهنگسازیها به بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی توجه نشان دهند. امروز باید و ناگزیرم باتوجهبه شرایط بحران اقتصادی که دامنگیر کشور و جامعه گردیده و فشار فقر میرود تا بسیاری از کانونهای خانوادگی را دچار ازهمپاشیدگی نماید دولت و ملت همه باهم یکدل و همصدا دست در دست همدیگر گذاشته و برای برونرفت از این وضعیت ناگوارباید در مسیری گام برداریم تا با عنایت به داشتههای خودمان و بهرهگیری از نیروی انسانی موجود بهعنوان بزرگترین سرمایه ملی اقتصاد کشور را شکوفا نموده و فقر اقتصادی را از جامعه ریشهکن نماییم.