• شماره 3727 -
  • 1405 سه‌شنبه 24 شهريور

انتخاب جنجالی «عایشه وهاب»؛ شکست لابی اسرائیل در آمریکا

ورود چهره‌های مسلمان و عرب‌تبار به سطوح مختلف سیاست آمریکا، هم‌زمان با تغییراتی در اولویت‌های بخشی از رأی‌دهندگان، معادلات تازه‌ای را در درون حزب دموکرات شکل داده. دراین‌میان، نقش پول سیاسی و شبکه‌های اثرگذار در رقابت‌های انتخاباتی، به یکی از مهم‌ترین محورهای این تغییرات تبدیل شده؛ تحولی که می‌تواند بر شیوه رقابت نامزدها و بازیگران سیاسی در انتخابات پیش‌رو اثر بگذارد. به‌گزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ پیروزی عایشه وهاب (Aisha Wahab) در انتخابات ویژه حوزه چهاردهم کالیفرنیا را نباید صرفاً یک موفقیت فردی یا هویتی دانست. وهاب با کسب بیش از ۵۳‌درصد آرا به اولین آمریکایی افغان‌تبار راه‌یافته به کنگره تبدیل شد؛ اهمیت این پیروزی درآن‌است‌که با وجود هزینه‌کرد سنگین شبکه‌های طرفدار اسرائیل علیه او رقم خورد. طبق گزارش‌ها؛ United Democracy Project، سوپرپک وابسته به AIPAC، حدود ۲.۵‌میلیون‌دلار و BOLD America حدود ۱.۸میلیون‌دلار برای حمایت از رقیب وهاب و مقابله با او هزینه کردند. این الگو در میشیگان نیز تکرار شد؛ جایی‌که حدود ۳۰میلیون‌دلار ازسوی AIPAC و گروه‌های وابسته وارد رقابت شد و درمجموع بیش از ۶۰میلیون‌دلار هزینه بیرونی ثبت شد، بخشی قابل‌توجه برای جلوگیری از پیروزی عبدالرحمن السید. مجموعا در این دو رقابت دست‌کم ۳۴.۳میلیون‌دلار هزینه مشخص ازسوی AIPAC و شبکه‌های مرتبط گزارش شده و با احتساب بیش از ۶۰میلیون‌دلار پول بیرونی در میشیگان، حجم هزینه از ۹۴میلیون‌دلار فراتر می‌رود؛ بااین‌حال، هردو نامزد هدف این هزینه‌ها پیروز شدند. اهمیت این‌ارقام بیش‌ازآنکه در «زیان مالی AIPAC» باشد، در زیرسؤال‌رفتن قدرت بازدارندگی انتخاباتی پول و لابی‌ها است. وهاب و السید را نباید صرفاً دو استثنای انتخاباتی دانست. این دو پیروزی در بستر روند گسترده‌تری رخ داده‌اند: افزایش حضور مسلمانان در ساختار قدرت سیاسی آمریکا، از شوراهای شهری و مجالس ایالتی تا شهرداری‌های بزرگ، هیئت‌های مدارس، مناصب قضائی و اکنون کنگره. براساس گزارش CAIR؛ در انتخابات ۲۰۲۵ دست‌کم ۴۲ نامزد مسلمان در سطوح مختلف انتخاباتی پیروز شدند؛ از شهرداری و مجالس ایالتی تا شوراهای شهری، هیئت‌های مدارس و مناصب قضائی. اهمیت این آمار تنها در عدد ۴۲ نیست؛ در تنوع سطوح قدرتی است که این نامزدها به آن راه یافته‌اند. این‌روند نشان می‌دهد جامعه مسلمان آمریکا درحال‌عبور از مرحله «نمایندگی نمادین» و حرکت به‌سمت ساختن یک پایگاه سیاسی سازمان‌یافته و چندسطحی است. درچنین‌شرایطی، پیروزی وهاب را باید بخشی از روندی بزرگ‌تر دید: جامعه‌ای که در گذشته عمدتاً به‌دنبال حضور چند نماینده مسلمان در ساختار سیاسی آمریکا بود، در حال ایجاد شبکه‌ای از نامزدها، رأی‌دهندگان، فعالان سیاسی و سازمان‌های انتخاباتی در سطوح مختلف است. این تغییر می‌تواند در بلندمدت اهمیت بیشتری از پیروزی هر نامزد منفرد داشته باشد. اهمیت وهاب زمانی بیشتر می‌شود که مواضع سیاسی او را نیز درنظر بگیریم. او از مدافعان حقوق مهاجران و فلسطینیان و از منتقدان حمایت نظامی بی‌قیدوشرط آمریکا از اسرائیل است. بااین‌حال، پیام سیاسی او صرفاً به فلسطین محدود نمی‌شود و مسائل اقتصادی و اجتماعی جامعه محل زندگی‌اش نیز در آن جایگاه مهمی دارد. همین‌مسئله می‌تواند به شکل‌گیری ائتلافی فراتر از رأی‌دهندگان مسلمان کمک کند. فلسطین برای بخشی از رأی‌دهندگان آمریکایی، به‌ویژه نسل‌های جوان‌تر، دیگر صرفاً یک موضوع سیاست خارجی نیست؛ بلکه می‌تواند با جنگ، نابرابری، مهاجرت، هزینه زندگی و نقش پول‌های بزرگ در انتخابات پیوند بخورد. چهار سناریو برای آینده این‌روند چنین است: ۱. عادی‌شدن مسئله فلسطین در حزب دموکرات: فلسطین و غزه می‌توانند بیش‌از‌پیش به موضوعی اثرگذار در انتخابات مقدماتی دموکرات‌ها تبدیل شوند و نامزدهای بیشتری درباره حقوق فلسطینیان، کمک بی‌قیدوشرط نظامی به اسرائیل و آتش‌بس موضع‌گیری کنند. ۲. تغییر تاکتیک AIPAC: اگر حملات مستقیم علیه نامزدها در موارد بیشتری نتیجه معکوس ایجاد کند، شبکه‌های طرفدار اسرائیل ممکن است به‌سمت گروه‌های واسطه، تبلیغات محلی و تمرکز بر مسائل داخلی حوزه‌های انتخابیه بروند. ۳. شکل‌گیری ائتلافی جدید: پیوند میان رأی‌دهندگان مسلمان، عرب‌تبار، جوانان و بخشی از جریان چپ میانه می‌تواند فلسطین را با موضوعاتی مانند مسکن، درمان، دستمزد و مخالفت با نفوذ پول بزرگ در سیاست پیوند دهد. ۴. ضدحمله سیاسی و هویتی: افزایش قدرت سیاسی مسلمانان و عرب‌تبارها می‌تواند واکنش‌های هویتی و اسلام‌هراسانه بیشتری نیز ایجاد کند و رقابت‌های انتخاباتی را به‌سمت برجسته‌شدن هویت مذهبی و قومی نامزدها سوق دهد. آنچه در انتخابات آمریکا درحال‌شکل‌گیری است را نباید صرفاً «افزایش تعداد سیاستمداران مسلمان» دانست. تحول مهم‌تر، تغییر رابطه میان هویت، فلسطین، پول سیاسی و رفتار رأی‌دهندگان است. عایشه وهاب و عبدالرحمن السید دو نمونه مهم از این تغییر هستند. در هردومورد، حجم قابل‌توجهی از منابع مالی برای تأثیرگذاری بر نتیجه رقابت انتخاباتی وارد میدان شد، اما این هزینه‌ها نتوانستند پیروزی نامزد موردنظر خود را تضمین کنند. اگر این الگو در انتخابات‌های بعدی نیز تکرار شود، چالش اصلی برای شبکه‌هایی مانند AIPAC دیگر صرفاً میزان پولی که می‌توانند هزینه کنند نخواهد بود؛ مسئله مهم‌تر، حفظ قدرت بازدارندگی سیاسی آن پول است. درمقابل اما برای جامعه مسلمان آمریکا نیز مسئله فقط افزایش تعداد نمایندگان نیست؛ بلکه تبدیل پیروزی‌های پراکنده به زیرساخت انتخاباتی پایدار، چندسطحی و اثرگذار است.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه