• شماره 3744 -
  • 1405 دوشنبه 13 مهر

سخن مدیرمسئول

بحران باروری و شتاب پیری در ایران

در سال‌های اخیر، موضوع سالمندی جمعیت به یکی از جدی‌ترین ابرچالش‌های اجتماعی و اقتصادی ایران بدل شده است. براساس تازه‌ترین آمارهای رسمی، هم‌اکنون حدود ۱۳‌درصد از هرم جمعیتی کشور را افراد سالمند تشکیل می‌دهند و جامعه‌شناسان و جمعیت‌شناسان هشدار می‌دهند که درصورت استمرار روند نزولی زادوولد و تثبیت نرخ باروری زیر سطح جانشینی، ایران در کمتر از سه دهه آینده به یکی از سالخورده‌ترین کشورهای منطقه و جهان تبدیل خواهد شد. این در حالی است که «پنجره جمعیتی» کشور که فرصتی طلایی برای جهش اقتصادی به‌شمار می‌رفت، با شتابی نگران‌کننده در حال بسته شدن است. پیر شدن جمعیت هرگز یک دگرگونی صرفاً آماری یا تغییر ساده در میانگین سنی جامعه نیست؛ بلکه این دگردیسی دامنه‌دار، پیامدهای ساختاری و عمیقی برای اقتصاد، نظام سلامت، بازار کار و حتی امنیت اجتماعی به‌همراه دارد. با رشد شتابان جمعیت سالخورده، نسبت پشتیبانی صندوق‌ها و توازن میان جمعیت فعال و شاغل درمقایسه‌با جمعیت بازنشسته به‌شدت دچار ناترازی می‌شود. درچنین‌شرایطی، گروه قابل‌توجهی از افراد جامعه نیازمند خدمات پیچیده درمانی، مراقبت‌های تسکینی، پوشش‌های بیمه‌ای و حمایت‌های اجتماعی مستمر خواهند بود و بار مالی دولت‌ها برای سرپا نگه‌داشتن صندوق‌های بازنشستگی و پوشش هزینه‌های سرسام‌آور دارویی و درمانی به‌صورت تصاعدی افزایش می‌یابد؛ امری که زیرساخت‌های لرزان نظام رفاهی را با تهدید جدی مواجه خواهد ساخت. ازسوی‌دیگر، انقباض نسلی و کاهش مستمر جمعیت جوان و پویا، به‌طور مستقیم به کمبود حاد نیروی کار ماهر و مولد در بخش‌های تولیدی، صنعتی و خدماتی منجر خواهد شد. بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته که زودتر از ما با پدیده کهن‌سالی مواجه شده‌اند، ناچار شدند برای پر کردن این خلأ به سیاست‌هایی چون جذب گسترده نیروی کار مهاجر یا افزایش پلکانی سن بازنشستگی روی‌آورند. ایران نیز درصورت تداوم روند فعلی، نه‌تنها با چالش‌های مشابه در سمت عرضه نیروی کار روبه‌رو خواهد شد، بلکه با افت محسوس بهره‌وری ملی، کاهش نوآوری و رکود در چرخه‌های تولید و سرمایه‌گذاری دست‌وپنجه نرم خواهد کرد. ریشه بنیادین این بحران را باید در کاهش معنادار نرخ تولد و افت تمایل به فرزندآوری درطول دهه‌های اخیر جست‌وجو کرد. هرچند تحولات فرهنگی و تغییر در سبک زندگی نقش داشته، اما واقعیت ملموس آن است که تنگناهای اقتصادی، تورم مزمن، جهش هزینه‌های مسکن، شهریه‌های سنگین آموزش، هزینه‌های بهداشت‌ودرمان و درنهایت نااطمینانی خانواده‌ها نسبت به چشم‌انداز آینده، موانعی واقعی پیش پای زوج‌های جوان برای تشکیل خانواده و فرزندآوری گذاشته‌اند. علاوه‌بر‌این، با کوچک‌تر شدن بعد خانوارها، بحران مراقبت از سالمندان در آینده دیگر در کانون خانواده‌ها قابل‌حل نخواهد بود و کشور ناگزیر باید بار این مراقبت را از دوش خانواده به دوش ساختارهای ناتوان دولتی منتقل کند. نکته اساسی و راهبردی آن است که مدیریت متغیرهای جمعیتی امری زمان‌بر بوده و نیازمند سیاست‌گذاری منسجم، بین‌بخشی و تعهد پایدار حاکمیتی است. اقدامات شعاری نمی‌تواند این گره را باز کند؛ بلکه بازگرداندن ثبات به متغیرهای کلان اقتصادی، تأمین امنیت شغلی و درآمد پایدار، تسهیل دسترسی به مسکن ارزان، رفع اضطراب معیشتی و اصلاح ساختار مرخصی‌های والدین از شروط اصلی احیای میل به فرزندآوری‌ست. هم‌زمان، تقویت زیرساخت‌های طب سالمندی و توان‌بخشی نیز باید از هم‌اکنون آغاز شود. اگر امروز برای مواجهه با این بحران چاره‌اندیشی نشود، در آینده‌ای نه‌چندان‌دور با جامعه‌ای مواجه می‌شویم که زیر بار سنگین جمعیت سربار و هزینه‌های گزاف مراقبتی ناتوان مانده است. تعلل در ساماندهی این مسئله، خسارات جبران‌ناپذیری بر توان تولیدی، نشاط اجتماعی و تاب‌آوری اقتصادی کشور تحمیل خواهد کرد؛ هزینه‌هایی که بی‌تردید فردا دیگر با هیچ بسته‌ حمایتی یا اعتباری قابل جبران نخواهد بود.

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه