• شماره 3746 -
  • 1405 چهارشنبه 15 مهر

روایتی مستند از پایان‌بندی تلخ نزاع‌های خیابانی

قاتل‌های بدون نقشه!

شاید اگر آن‌روز، مردی در خیابان شریعتی تهران پشت فرمان کمی آرام‌تر می‌ماند، اگر مشاجره ادامه نمی‌یافت یا اگر یکی از دو طرف فقط چندقدم از دیگری فاصله می‌گرفت و نفسی عمیق می‌کشید، حالا پرونده‌ای در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ تشکیل نشده بود؛ آن‌هم باعنوان «قتل». به‌گزارش معصومه نیکنام (ایرنا)؛ ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، یک اختلاف بر سر نحوه رانندگی و عبور خودرو در یکی از خیابان‌های پایتخت به درگیری رسید. مرد آسیب‌دیده دراین‌درگیری به بیمارستان منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت؛ اما چندروزبعد جان باخت. کارآگاهان نیز فردی را که هنگام حادثه با او درگیر شده بود، شناسایی و دستگیر کردند. روایت متهم از ماجرا، اقلاً در مرحله تحقیقات، حکایت از تصمیم ازپیش‌طراحی‌شده برای قتل ندارد. او گفت؛ پس از تماس همسرش و اطلاع از وقوع حادثه‌ای در نزدیکی محل کارش، خود را به محدوده شریعتی رسانده و آنجا بر سر نحوه رانندگی با فردی وارد مشاجره شده. به‌گفته او؛ با وجود عذرخواهی، بحث ادامه پیدا کرده و فحاشی باعث عصبانیتش شده است. درادامه، درگیری فیزیکی شکل گرفته و مرد مقابل زمین خورده و از ناحیه سر آسیب دیده. البته جزئیات این روایت و میزان مسئولیت متهم همچنان باید در روند قضائی بررسی شود. اینجا یک سؤال تلخ شکل می‌گیرد: چندنفر از آدم‌هایی‌که هرروز پشت فرمان می‌نشینند، تصور می‌کنند ممکن است یک‌روز از خودرو پیاده شوند و دیگر زندگی‌شان مثل قبل ادامه پیدا نکند؟

خیابان، محل قرار نبود. قرار نبود کسی کشته شود یا کسی در جایگاه متهم پرونده قتل بایستد. قرار نبود خانواده‌ای داغدار شود اما خیلی از پرونده‌های جنایی از همین «قرار نبودها» آغاز می‌شوند. چندسال‌قبل‌تر نیز در نقطه‌ای دیگر از تهران، ماجرایی شبیه همین اتفاق افتاد؛ بازهم خودرو، بازهم تصادف و بازهم مشاجره. ۲۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲ بامداد، در بام تهران، سرنشینان یک پراید و یک پژو ۲۰۶ پس از تصادف با یکدیگر درگیر شدند. در جریان این درگیری، راننده ۲۰۶، مردی ۳۲ ساله، از ناحیه سر هدف ضربه قرار گرفت و جان باخت؛ اما حادثه همان‌جا تمام نشد. تحقیقات پلیس آغاز شد. یکی از متهمان ۲۵ فروردین دستگیر شد و نفر دیگر ۲۶ فروردین ساعت ۱۸ در شهرستان شهریار، زمانی‌که قصد داشت از آنجا به‌سمت شمال برود، بازداشت شد. در روایت متهم، تصویری از لحظه‌ای پرتنش دیده می‌شود: تصادف، پیاده‌شدن راننده‌ها، درگیری، ترس، درخواست کمک و بعد میله‌ای که از کنار خیابان برداشته شد. متهم مدعی شده بود میله را به‌سمت راننده ۲۰۶ پرتاب کرده، اما میله از دستش لغزیده و به سر او اصابت کرده. ممکن است دادگاه درباره مسئولیت هریک‌از افراد، عنوان اتهام و جزئیات ماجرا تصمیم دیگری بگیرد اما در روایت این حادثه، یک تصادف در چنددقیقه به درگیری و درگیری به مرگ منتهی شد. گاهی حتی لازم نیست تصادف جدی باشد. در اتوبان آزادگان، ترافیکی که براثر تصادف دو خودرو ایجاد شده بود، زمینه یک درگیری را فراهم کرد. راننده یک پراید که از کنار صحنه عبور می‌کرد از راننده روآ خواست برای بازشدن مسیر کاری انجام دهد. همین درخواست به مشاجره کشید. بعد شیشه‌های خودرو شکست؛ ضربه‌ای به سر راننده روآ وارد شد و بعد، کسی‌که چندلحظه‌قبل فقط یک راننده عبوری بود از صحنه دور شد. متهم بعدها در ۲۷ خرداد خود را به پلیس معرفی کرد و در توضیحاتش گفت وقتی راننده روآ را با سر خون‌آلود روی زمین دید، تازه متوجه کاری شد که انجام داده است؛ این جمله، فارغ از نتیجه قضائی پرونده، تصویری روشن از لحظه‌ای است که خشم، مجال فکرکردن را از انسان می‌گیرد؛ تازه متوجه کارم شده بودم. جنایت همیشه با نقشه‌ای طولانی شروع نمی‌شود. گاهی در چنددقیقه و در دل یک موقعیت روزمره شکل می‌گیرد؛ جایی‌که کسی تصور می‌کند فقط می‌خواهد جواب طرف مقابل را بدهد یا از حق خود دفاع کند. یک بوق، یک سبقت، یک تصادف، یک توهین، یک اعتراض به رانندگی و درانتها جمله‌ای که شاید هیچ‌کسی فکر نمی‌کند قرار است آخرین جمله یک مشاجره باشد. یک‌طرف ماجرا، انسانی است که دیگر برنمی‌گردد و خانواده‌ای که با فقدان او روبه‌رو شده است. طرف دیگر، خانواده‌ای قرار دارد که زندگی‌اش از همان‌لحظه حادثه وارد دوره‌ای از اضطراب، انتظار و رفت‌وآمدهای قضائی می‌شود. برای خود فرد درگیر نیز ممکن است یک تصمیم چندثانیه‌ای، آغاز مسیری باشد که هیچ‌گاه تصورش را نمی‌کرد البته هیچ پرونده‌ای را نمی‌توان صرفاً با عبارت «عصبانی شد و کشت» توضیح داد. هر پرونده، جزئیات، شاهدان، مدارک و روند قضائی خودش را دارد و تشخیص میزان مسئولیت افراد و عنوان اتهامی، درنهایت با مرجع قضائی است اما یک وجه مشترک دراین‌پرونده‌ها دیده می‌شود و آن نقطه شروع حادثه، گاهی بسیارکوچک‌تر از نتیجه‌ای است که به‌دنبال می‌آورد. شاید به‌همین‌دلیل است که هشدار پلیس درباره کنترل خشم و ترک محل درگیری، صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست. در پرونده شریعتی نیز معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ بر پرهیز از ادامه درگیری و فاصله‌گرفتن از موقعیت تنش‌زا تأکید کرده چون بعضی دعواها با عذرخواهی تمام می‌شوند، بعضی با ترک محل و بعضی با چنددقیقه سکوت، اما گاه اگر کسی بماند و خشم را ادامه دهد، ممکن است دیگر فرصتی برای جبران باقی نماند. آن‌ها برای کشتن نرفته بودند؛ اما چندثانیه کافی بود تا مشاجره خیابانی، زندگی چند خانواده را برای همیشه تغییر دهد. تصویر نزاع‌های خیابانی در تهران اما فقط به روایت پرونده‌ها و حوادث ختم نمی‌شود. براساس آمار سازمان پزشکی قانونی کشور، در چهارماه‌نخست سال ۱۴۰۵، ۳۵۱۲۱نفر در تهران به‌دنبال نزاع به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کرده‌اند؛ ۱۳۱۴۰نفر زن و ۲۱۹۸۱نفر مرد. این‌عدد در مدت مشابه پارسال ۹۵۷۹۱نفر بود؛ یعنی ۳۵۲۶۱ زن و ۶۰۵۳۰ مرد. به‌این‌ترتیب، در فاصله یک‌سال، شمار مراجعه‌کنندگان نزاع در تهران ۶۰۶۷۰نفر کمتر شده و تعداد مراجعات حدود ۶۳.۳ درصد کاهش یافته است؛ کاهشی که هم در میان زنان با ۲۲۱۲۱ مراجعه کمتر هم در میان مردان با ۳۸۵۴۹ مراجعه کمتر دیده می‌شود. با وجود این کاهش چشمگیر، نمی‌توان از کنار این‌اعداد به‌سادگی گذشت، چراکه پشت هر مراجعه به پزشکی قانونی، یک درگیری، یک آسیب و گاه زخمی‌شدن یک انسان قرار دارد. کاهش آمار می‌تواند نشانه‌ای امیدوارکننده باشد اما به‌معنای پایان مسئله نیست، حتی یک نزاع و یک آسیب هم می‌تواند برای یک خانواده هزینه‌ای سنگین داشته باشد. همین‌موضوع نشان می‌دهد که کاهش آمار، بیش‌ازآنکه پایان راه باشد، می‌تواند فرصتی برای بررسی ریشه‌های نزاع، کنترل خشم و پیشگیری از تبدیل مشاجره‌های ساده به حوادث جبران‌ناپذیر باشد. روان‌شناسان اجتماعی، تبدیل نزاع به قتل را حاصل سه عامل کلیدی می‌دانند؛ هویت‌زدایی مثل‌اینکه راننده در کابین خودرو احساس نامرئی‌بودن می‌کند. این بی‌نامی باعث کاهش مسئولیت‌پذیری اخلاقی و افزایش رفتارهای تکانشی می‌شود. مورد دیگر قلمروسازی کاذب اینکه راننده خودرو را امتداد خانه و حریم شخصی خود می‌بیند. هر سبقت یا بوق، حمله به قلمرو محسوب شده و مکانیسم دفاعی پرخاشگرانه را فعال می‌کند و عامل سوم آنومی اجتماعی که به‌دلیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی مزمن باعث می‌شود آستانه تحمل جامعه به‌شدت پایین بیاید. خیابان دراین‌شرایط، سوپاپ اطمینان غلطی برای تخلیه ناکامی‌های فروخورده است. به‌گفته روانشناسان اجتماعی؛ درشرایطی‌که افراد در صحنه‌های مختلف مثلاً در حین رانندگی دچار درگیری می‌شوند بهترین راهکار پیشگیرانه شکستن چرخه محرک-پاسخ است، تکنیک وقفه شناختی یعنی در لحظه خشم، مغز منطقی (کورتکس) تعطیل می‌شود. شمردن تا ۱۰ یا خروج سریع از موقعیت (ترک محل)، فرصتی برای بازگشت منطق فراهم می‌کند. یکی‌دیگر از راهکارها بازسازی شناختی است به‌این‌معناکه به‌جای این فکر که او به من توهین کرد به این فکر کنید که او شاید تحت‌فشار است. این همدلی اجباری، بلافاصله شدت خشم را می‌کاهد. راه دیگر قانون امنیت بر حقانیت یعنی در روان‌شناسی اجتماعی، اولویت‌بندی زنده‌ماندن و آزاد ماندن بر اثبات حق در خیابان یک ضرورت است که باید به یک هنجار عمومی تبدیل شود. مهارت سکوت، مهم‌تر از مهارت رانندگی است این‌مهم یکی از رویکردهای درمانی و بلندمدت به‌شمار می‌رود درمان ریشه‌ای این خشم‌ها فراتر از فرد، نیازمند تغییرات اجتماعی است یکی از این تغییرات با درمان شناختی-رفتاری اتفاق می‌افتد اینکه برای افراد با سابقه نزاع، آموزش شناسایی افکار ناکارآمد و جایگزینی آن با افکار واقع‌بینانه درنظر گرفته شود. ازسوی‌دیگر جامعه‌شناسان تأکید دارند که باید مهارت گفت‌وگو و مذاکره جایگزین نزاع فیزیکی شود. این آموزش باید از مدرسه تا رسانه گسترش یابد. ازسوی‌دیگر کاهش ترافیک، بهسازی محیط و تقویت فضاهای عمومی که در آن تماس اجتماعی مثبت رخ می‌دهد، باعث افزایش تحمل جمعی و کاهش تنش‌های انفجاری می‌شود. بیشتر قتل‌های بدون نقشه، فقط به‌خاطر یک‌لحظه داغ‌کردن مغز اتفاق می‌افتد. وقتی فرد عصبانی می‌شود، خون جلوی چشمانش را می‌گیرد و توانایی فکرکردن به عواقب را از دست می‌دهد. در‌آن‌چندثانیه، یک هول‌دادن ساده یا ضربه تصادفی، می‌تواند آدمی را بکشد و کار متهم بعد از حادثه به این جمله می‌رسد، تازه متوجه شدم چه کرده‌ام! اما آن‌موقع دیگر کار از کار گذشته. طبق گفته کارشناسان و روانشناسان اجتماعی؛ چندثانیه نفس عمیق کشیدن قبل از هر حرف یا حرکتی، فقط ۱۰‌ثانیه مکث جلوی بسیاری فجایع را می‌گیرد یااینکه یاد بگیریم صحنه را ترک کنیم چنانچه دیدید طرف مقابل فحاشی می‌کند یا قصد درگیری دارد، پاسخ ندهید و دور شوید. سکوت یا فاصله‌گرفتن، ترس یا شکست نیست؛ نجات زندگی خود و خانواده‌تان است. ازسوی‌دیگر دنبال اثبات حق نباشید: هیچ بحثی در خیابان و کوچه ارزش این‌را ندارد که آینده‌تان را با چوبه دار یا زندان عوض کنید؛ زنده و آزادماندن صدهابرابر باارزش‌تر از کم‌نیاوردن است. نزاع ناشی از ناتوانی در کنترل خشم، هر‌لحظه می‌تواند بروز کند؛ ممکن است در خیابان دو نفر بر سر جای پارک خودرو درگیر شوند یا مسافر و راننده بر سر کرایه یا حتی دو دوست و شریک بر سر مسائل مالی؛ این‌ها وقایع خشونت‌باری‌ست که هر‌روز در بستر جامعه به‌شکل‌های مختلف تکرار می‌شود، تندخویی و خشونت به اوج می‌رسد و در‌نهایت اتفاقی ناگوار و غیرقابل‌جبران رقم می‌خورد. در تعریف نزاع خیابانی، گفته شده که نبرد تن‌به‌تن در اماکن عمومی، بین افراد یا گروه‌هایی از مردم که محل وقوع آن معمولاً یک مکان عمومی مثلاً یک خیابان است به‌گونه‌ای‌که نزاع گاهی منجر به آسیب جدی یا حتی مرگ می‌شود. هر‌روزه نزاع‌های خیابانی فراوانی در کشور به‌وقوع می‌پیوندد که تعدادی‌از‌آن‌ها منجر‌به‌قتل می‌شوند که شاید مهم‌ترین عامل قتل در‌این‌نزاع‌ها حمل سلاح سرد مانند چاقو با خود باشد؛ اما نکته مهم‌تر آن‌است‌که هر‌چند آمارها از وقوع ۶۰۰ هزار مورد نزاع خیابانی سالانه در کشور خبر می‌دهند؛ اما بسیاری از موارد نزاع، ثبت نمی‌شود. طبق آمارها؛ جوانان بیش از سایر گروه‌های سنی درگیر نزاع جمعی می‌شوند که اغلب در بازه سنی ۱۸تا ۲۵‌سال قرار دارند؛ این قشر به‌دلایل مختلف از‌جمله استعمال مواد‌مخدر، رو‌کم‌کنی، متلک‌پراکنی، خودنمایی، شاخ‌و‌شانه‌کشیدن و هزاران دلایل پیش‌پا‌افتاده وارد گود درگیری‌های خیابانی می‌شوند و خانواده‌هایی را عزادار می‌کنند؛ نکته تلخ آن‌جاست‌که اغلب کسانی‌که در نزاع‌های خیابانی شرکت می‌کنند، با خود سلاح سرد حمل می‌کنند به‌تصور‌اینکه هیچ‌گاه از آن استفاده نخواهند کرد. سید حسن موسوی چلک (رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران) درباره علل وقوع نزاع‌های خیابانی گفت: ضرب‌و‌جرح یا خشنونت اجتماعی و خیابانی یکی از موضوعاتی که در دو‌دهه‌اخیر پرونده‌های قضائی متعدد در‌این‌زمینه تشکیل شده است و طبق آمار پزشکی قانونی سالانه حدود ۶۰۰‌هزار نزاع در کشور رخ می‌دهد؛ البته درصد کمی از موارد برای ثبت و تشکیل پرونده قضائی اقدام می‌کنند و در بسیاری‌از‌موارد، افراد با‌هم کنار می‌آیند؛ فراوانی نزاع بیش از آن‌چیزی‌ست‌که در پرونده‌های ثبتی قضائی یا انتظامی مشاهده می‌شود. وی با‌تأکید‌بر‌اینکه موضوع خشونت و نزاع خیابانی یک‌شبه به‌وجود نیامده و موضوع دیروز و امروز نیست، ادامه داد: بیش از دو‌دهه است که شاخص‌های این بخش روند رو‌به‌رشد دارد و در جامعه نگرانی ایجاد کرده است.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه