• شماره 3754 -
  • 1405 شنبه 25 مهر

گزارش

فاجعه غذاخوردن در تنهایی!

در جهانی که بحران انزوا و دوری از جمع‌های دوستانه روبه‌فزونی است، پژوهشگران علوم زیستی دریافتند فیزیولوژی انسان ماهیتی جمعی دارد و تنهایی غذاخوردن می‌تواند آسیب‌هایی ملموس و فیزیولوژیک بر بدن برجای بگذارد. به‌گزارش برنا؛ اگر نگاهی گذرا به سرخط اخبار روزنامه‌ها و رسانه‌های جهان بیندازید، انبوهی از گزارش‌های نگران‌کننده پیرامون بحران‌های اقلیمی، جنگ‌ها و بی‌ثباتی‌های اقتصادی به‌چشم می‌خورد. بااین‌حال، مقاله‌ای خواندنی و تأمل‌برانگیز در نشریه معتبر آتلانتیک، توجه محافل رسانه‌ای را به موضوعی به‌ظاهر بی‌اهمیت اما بسیارتلخ جلب کرده است: زوال تدریجی سنت کهن دورهمی‌های خانوادگی و شام‌های دسته‌جمعی.

نویسنده این مقاله مدتی است پدیده «رکود مهمانی‌ها» و گردهمایی‌های اجتماعی در جوامع مدرن را زیر ذره‌بین قرار داده است. اگرچه اغلب ما به‌صورت حسی دریافته‌ایم انسان امروزی زمان بیشتری را در خلوت سپری می‌کند و ساعات تعامل چهره‌به‌چهره میان انسان‌ها به‌طرز ملموسی کاسته شده است، اما بررسی دقیق داده‌های آماری پرده از حقیقتی تکان‌دهنده‌تر برمی‌دارد. تحلیل منابع آماری چنددهه‌اخیر نشان می‌دهد سهم شهروندانی که حداقل یک‌بار در ماه در خانه خود میزبان دوستان یا اعضای خانواده هستند، از ۴۲ درصد در سال ۱۹۷۵ به حدود ۱۲ درصد کاهش یافته است. این سقوط چشمگیر ۷۰ درصدی درطول پنجاه‌سال، حاکی از تغییری بنیادین در بافت زیست اجتماعی است. وقتی این داده‌ها را در کنار آمارهای پیمایش نحوه گذران وقت قرار می‌دهیم که نشان می‌دهد بیش از یک‌چهارم افراد بخش عمده وعده‌های غذایی روزانه خود را در تنهایی صرف می‌کنند، تصویر بسیارسرد و خلوتی از عادات زیستی روزمره ترسیم می‌شود. باوجوداین، ماجرا تنها به یک تأسف فرهنگی یا دل‌تنگی برای گذشته ختم نمی‌شود؛ شواهد پزشکی نشان می‌دهد این‌شیوه زیست، سلامت جسمانی جوامع را نیز با چالش‌هایی عمیق روبه‌رو ساخته است. بسیاری از تحلیل‌گران اجتماعی درتلاش‌اند چرایی افول اشتیاق به ضیافت‌های مشترک را تبیین کنند. آیا اشتغال تمام‌وقت زنان و نبود فرصت کافی برای پذیرایی سنتی علت این رخداد است؟ آیا پدیده‌هایی نظیر وسواس مفرط در فرزندپروری، هجوم بی‌امان نمایشگرهای دیجیتال، مشغله‌های سرسام‌آور کاری یا فشارهای معیشتی مقصر اصلی هستند؟ هرچند این مباحث جامعه‌شناختی ارزشمند و شنیدنی هستند، اما ارگان‌های درونی بدن، به‌ویژه لوزالمعده، کاری به این استدلال‌ها و بهانه‌ها ندارند. بدن ما فارغ از ریشه‌های مدرن تنهایی، پاسخی بیولوژیک و مستقیم به خلوت‌گزینی هنگام صرف غذا نشان می‌دهد. پژوهشی جدید با کمک از ۱۰۰ داوطلب نشان می‌دهد در خون افرادی‌که حین غذاخوردن با دوستانشان تعامل داشتند، جهش قند به‌مراتب کمتر بود و سطح گلوکز آنان بسیار سریع‌تر و روان‌تر به نقطه تعادل پیش از صرف غذا بازگشت. دکتر شیر آتزیل، از نویسندگان اصلی این مقاله علمی، تأکید می‌کند تنظیم قندخون صرفاً به نوع ماده غذایی که مصرف می‌کنیم محدود نمی‌شود، بلکه به‌طور شگفت‌انگیزی با این‌موضوع پیوند خورده است که هنگام صرف غذا با چه‌کسانی هم‌نشین هستیم. شاید در نگاه نخست تصور شود افزایش ناگهانی و ناپایدار قندخون تنها برای بیماران دیابتی یا افراد درآستانه ابتلا خطرآفرین است؛ اما کارشناسان تغذیه و پزشکی هشدار می‌دهند که این نوسانات برای تمامی افراد جامعه زیان‌بار محسوب می‌شود. پایداری شاخص قندخون عاملی حیاتی برای حفظ نشاط روانی، سطح پایدار انرژی روزانه و عملکرد بهینه سامانه‌های هورمونی است. به‌باور کریستین گوکاسیان (کارشناس ارشد تغذیه در مرکز درمانی دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس) ناپایداری قندخون فارغ از وجود یا عدم وجود بیماری زمینه‌ای، کیفیت خلق‌وخو، میزان اشتها و تمرکز فرد را در درازای روز تضعیف می‌کند. تکرار جهش‌های گلوکز در بلندمدت نه‌تنها مسیر کاهش وزن و چربی‌سوزی را به‌شدت دشوار می‌سازد، بلکه اختلالات متابولیکی گسترده‌ای به‌همراه می‌آورد که احتمال ابتلا به بیماری‌های مزمن و مشکلات قلبی‌عروقی را افزایش می‌دهد. براین‌اساس، خوردن یک برش پیتزا در تنهایی و در سکوت اتاق، اثری به‌مراتب منفی‌تر از شریک شدن همان تکه پیتزا با جمعی از دوستان صمیمی بر جای می‌گذارد، حتی اگر ترکیب و کالری غذا کاملاً مشابه باشد. این پژوهش از قانونی کلی‌تر و بنیادین‌تر در زیست‌شناسی انسان پرده برمی‌دارد. دائماً می‌شنویم که تعاملات جمعی و دوستی‌های عمیق ضامن سلامت روان و تندرستی تن است. برای‌نمونه، بررسی‌ها نشان می‌دهد سالمندانی که بدون بیماری‌های ناتوان‌کننده به سنین بسیاربالا می‌رسند، پیوندهای گرم اجتماعی دارند. بااین‌حال، هشدارهای مکرر درباره زیان‌های انزوا اغلب کلی و مبهم به‌نظر می‌رسید. تحقیق اخیر این انتزاع را به‌زبانی دقیق و بیوشیمیایی تبدیل کرد. دکتر آتزیل توضیح می‌دهد جامعه پزشکی در گذشته ارگانیسم انسان را سیستمی بسته، ایزوله و خودمختار می‌پنداشت که تمام فرایندهای تنظیمی خود را به‌تنهایی پیش می‌برد؛ اما شواهد نوظهور اثبات می‌کند فیزیولوژی انسان ماهیتی ذاتاً بین‌فردی و جمعی دارد. هم‌نشینی و نزدیکی فیزیکی به انسانی دیگر، انرژی موردنیاز بدن برای برقراری نظم و هم‌ایستایی درونی را کاهش می‌دهد. دریک‌جمله: ساختار زیستی ما در کنار همنوعان کارآمدتر و هماهنگ‌تر فعالیت می‌کند. این هم‌راستایی فیزیکی فقط در میزان گلوکز دیده نمی‌شود. این مطالعه در چارچوب یک طرح پژوهشی گسترده‌تر اجرا شد که ابعاد گوناگون عملکرد بدن در تنهایی و جمع را مقایسه می‌کرد. نتایج نشان داد سازوکار تنظیم دمای بدن در برابر سرما و همچنین مهار هورمون‌های استرس هنگام بروز بحران، درصورت حضور دیگران بسیاربهتر و بهینه‌تر عمل می‌کند. ترتیب‌دادن یک مهمانی شام خانگی نیازمند هماهنگی تقویم‌ها، نظافت منزل، خرید مواداولیه، مدارا با بدقلقی‌های احتمالی، مدیریت حساسیت‌های غذایی مهمانان و پذیرش خطر کسل‌کننده شدن دورهمی است. درمقابل، تماشای شبکه‌های اجتماعی یا تلویزیون به هیچ تلاشی نیاز ندارد. گرم‌کردن غذای مانده درون ماکروویو و خوردن آن در حین تماشای یک سریال درپایان یک روز کاری فرساینده، انتخاب بسیار آسانی به‌نظر می‌رسد؛ اما تسلیم‌شدن مداوم در برابر این تمایل منفعلانه، تنها یک احساس تنهایی گذرا نیست، بلکه عواقبی واقعی بر سازوکارهای زیستی انسان به‌جا می‌گذارد. متخصصانی که بر معاشرت و دوستی تأکید می‌ورزند، سخنی تمثیلی یا اخلاقی نمی‌گویند؛ انزوا پاسخی ملموس در سازوکارهای تنش، تنظیم دما و واکنش هضم غذا برمی‌انگیزد و تاب‌آوری سیستم ایمنی را درگذرزمان مستهلک می‌سازد؛ بنابراین، اگر فرصتی دست داد، همکار خود را به‌صرف ناهار دعوت کنید یا یک عصرانه ساده را با خانواده شریک شوید؛ جسم و لوزالمعده شما قدردان این انتخاب خواهند بود.

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه