چک سفید السیسی برای بن سلمان!
رئیسجمهور مصر از پارلمان خواسته است در جلسهای فوری به او اختیار بدهد تا درصورت درخواست عربستان، نیرو اعزام کند؛ بیآنکه مشخص کند این نیروها قرار است از تأسیسات سعودی محافظت کنند یا در باتلاق یمن گرفتار جنگی نیابتی شوند. بهگزارش فتانه غلامی (فارس)؛ عبدالفتاح السیسی در جریان مراسم فارغالتحصیلی یکدوره از دانشجویان آکادمی نظامی کشورش گفت که اجازه نخواهد داد به امنیت یا ثبات پادشاهی عربستان سعودی خدشهای وارد شود و تأکید کرد قاهره آماده است هر اقدام لازم را برای دفاع از آن انجام دهد؛ و از مجلس نمایندگان مصر خواست «درصورتنیاز به اتخاذ تدابیری برای حفاظت از پادشاهی سعودی، جلسهای فوری برای اعطای اختیارات به او برگزار کند».
اعلام آمادگی مصر برای دفاع از امنیت و حاکمیت عربستان ازسوی السیسی، پرسشهایی را درباره احتمال اعزام نیروهای مصری به خارج از مرزها، ماهیت مأموریت و میزان آمادگی مجلس نمایندگان برای اعطای مجوزهای قانونی برانگیخت. ایندرحالیستکه ماهیت حمایت احتمالی مصر نامشخص است؛ چراکه السیسی مشخص نکرد آیا این حمایت محدود به همکاریهای اطلاعاتی، دفاع هوایی و تأمین امنیت تأسیسات خواهد بود یا شامل اعزام نیرو برای استقرار در خاک عربستان یا مشارکت در عملیات علیه انصارالله در یمن میشود. طبق ماده ۱۵۲ قانون اساسی مصر؛ رئیسجمهور، فرمانده کل نیروهای مسلح است؛ اما نمیتواند بدون مشورت با «شورای دفاع ملی» و کسب موافقت مجلس نمایندگان؛ آنهم با اکثریت دوسوم آرا، اعلانجنگ یا نیروهایی را برای انجام مأموریت رزمی به خارج از مرزهای کشور اعزام کند؛ و این یعنی: اعلام آمادگی السیسی برای دفاع از عربستان بهخودیخود ازنظر قانونی برای آغاز یک مأموریت رزمی کافی نیست. انجام چنین اقدامی مستلزم تعیین ماهیت مأموریت، مشورت با شورای دفاع ملی و بعد، ارائه درخواست رسمی به مجلس نمایندگان و درنهایت رأیگیری دراینخصوص است. درصورت فقدان مجلس نمایندگان، قانون اساسی ایجاب میکند که با «شورایعالی نیروهای مسلح» مشورت و موافقت «هیئتوزیران» و «شورای دفاع ملی» نیز اخذ شود. محمد الشاذلی (نویسنده و روزنامهنگار و سردبیر پیشین روزنامه «الاهرام») اظهار داشت که مشروطکردن هرگونه اقدام نظامی توسط السیسی به درخواست عربستان، نشان میدهد که قاهره بهابتکار خود نیرویی اعزام نخواهد کرد؛ بلکه منتظر دریافت درخواستی رسمی ازسوی ریاض خواهد ماند. وی درگفتوگوبا «عربی ۲۱» افزود که سفر غیرمنتظره محمد بن سلمان (ولیعهد سعودی) به مصر، احتمالاً شامل گفتوگوهایی درباره ارائه حمایت نظامی ازسوی مصر بوده؛ هرچند ماهیت دقیق این مذاکرات هنوز رسماً اعلام نشده است. الشاذلی افزود که اشاره السیسی به «مجوز پارلمانی»، نشانه جدیت تدارکات مصر است؛ رئیسجمهور بهجای ابراز حمایتی کلی، ترجیح داد به روند قانونی (قانون اساسی) اشاره کند که پیش از اعزام نیروها به خارج از مرزهای ملی، طیکردنش الزامی است. درخصوص موضع مجلس نمایندگان نیز، الشاذلی بعید دانست که مانع سیاسی قابلتوجهی بر سر راه تصویب چنین مجوزی وجود داشته باشد؛ مشروطبراینکه عربستان سعودی درخواست رسمی ارائه دهد و قوه مجریه نیز تصمیم به اقدام دراینزمینه بگیرد. بااینحال، او تأکید کرد که نتیجه هرگونه جلسه پارلمانی دراینباره (چه بهصورت علنی برگزار شود و چه غیرعلنی) باید به اطلاع عموم برسد. الشاذلی درعینحال احتمال داد که اعزام نیروهای مصری به خارج با اعتراضات مردمی و حقوقی روبهرو شود؛ بهویژه اگر مأموریت به مشارکت در عملیات نظامی در داخل یمن گسترش یابد. وی گفت که مصریها بهطورطبیعی به جنگها و مداخلات خارجی تمایل ندارند و از تجربههای پیشین تأثیر پذیرفتهاند که در صدر آنها مشارکت ارتش مصر در جنگ یمن در دهه ۱۹۶۰ و خسارات انسانی و نظامی بزرگ ناشیازآن است. این تحلیلگر و کارشناس مصری توضیح داد که حجم مخالفت مردمی، به «شکل مأموریت» بستگی خواهد داشت؛ زیرا استقرار داخل عربستان برای حفاظت از فرودگاهها و تأسیسات حیاتی؛ با ورود نیروهای مصری به خاک یمن یا مشارکت مستقیم در جنگ با انصارالله متفاوت است. وی اشاره کرد که مواضع مردمی را میتوان ازطریق شبکههای اجتماعی و بیانیههای نیروهای سیاسی و حقوقی رصد کرد. هر تنش طولانیمدت ممکن است پرسشهایی درباره هزینه انسانی و مالی و منافع مستقیم مصر برانگیزد. السیسی موضع خود را به حمایتی پیوند داد که کشورهای خلیجفارس، در صدر آنها عربستان، پس از ۲۰۱۳ به مقامات مصر ارائه کردند و تأکید کرد باید به آنچه او لطف برادران خواند، اعتراف شود. الشاذلی دیدگاه خود را چنین بیان کرد که این اشاره بازتابدهنده بهرسمیتشناختن نقش سیاسی و اقتصادی عربستان است و معنایش آننیستکه قاهره میکوشد از ارائه حمایت شانه خالی کند و اشاره کرد که مصر بارها خواستار فعالسازی پیمان دفاع عربی مشترک امضاشده در سال ۱۹۵۰ شده است. بههرحال آنچه السیسی اعلام کرد، بیش از یک بیانیه همبستگی با ریاض بود. یک «چک سفید» مشروط به امضا بود که هنوز نه مبلغش مشخص شده، نه مقصدش، نه مدت اعتبارش؛ اما پشت این تصویر رسمی، سایهای سنگین از تاریخ ایستاده؛ از جنگ یمن در دهه ۱۹۶۰ تا زخمهای کهنه که همچنان در حافظه جمعی مصر زنده است. سرنوشت اینماجرا، بیشازآنکه در دستان سیاسیون باشد، درگرو پاسخ به پرسشی ساده است: آیا مصریها حاضرند بهای «جبران لطف» را با فرزندانشان بپردازند؟