• شماره 3761 -
  • 1405 يکشنبه 3 آبان

دل‌نوشته‌ای از یک پدر کارمند به آموزش‌وپرورش مازندران

از دفترهای کاهی تا کتاب‌های سیمی!

مجید میرکاظمی

اول مهر که نزدیک می‌شد، حال و هوای خانه‌ها عوض می‌شد. شب‌های آخر شهریور، پدر و مادرها کنارمان می‌نشستند؛ کتاب‌ها را روی زمین می‌گذاشتیم، جلد می‌کردیم و گاهی هم اگر حوصله و پولش بود، برچسبی روی جلد کتاب می‌زدیم تا اسممان را بنویسیم. دفترها هم داستان خودشان را داشتند؛ همان دفترهای کاهی که روی جلدشان عکس یک برگ چاپ شده بود و گوشه جلد، عدد ۴۰ یا ۶۰ برگ خودنمایی می‌کرد. نه خبری از دفترهای چند ده‌هزارتومانی بود و نه کسی دنبال این بود که کتاب را برای فلان کار و فلان دستور، دوباره به صحافی ببرد. کیف و کوله هم اگر داشتیم که چه‌بهتر؛ اگر نداشتیم، یک تکه کش داشتیم و تمام! گاهی حدود نیم متر کش را گره می‌زدیم، کتاب‌ها را وسطش می‌گذاشتیم و با همان بسته ساده راهی مدرسه می‌شدیم؛ اما امروز... پدر و مادرها درشرایطی‌که قیمت‌ها هرروز بالا می‌رود و دخل‌وخرج بسیاری از خانواده‌ها باهم جور درنمی‌آید، برای شروع سال تحصیلی با فهرستی از هزینه‌های تازه مواجه می‌شوند. حالا دیگر فقط خرید دفتر و مداد و کیف نیست؛ بعضی خانواده‌ها با درخواست‌هایی روبه‌رو می‌شوند که واقعاً سؤال‌برانگیز است. این‌روزها شنیده می‌شود در برخی مدارس از خانواده‌ها خواسته‌شده کتاب‌های درسی را سیمی کنند و حتی بین صفحات کتاب، یکی در میان، کاغذ سفید خط‌دار قرار دهند! یعنی کتابی که قرار است چند ماه همراه دانش‌آموز باشد، باید برود کتاب‌فروشی، برگ‌برگ شود، کاغذ اضافه لابه‌لای صفحاتش قرار بگیرد و دوباره صحافی شود. بعد هم خانواده باید هزینه سیمی‌کردن، هزینه کاغذ و هزینه صحافی را پرداخت کند؛ تازه اگر کتاب‌فروشی بتواند آن‌را به‌موقع آماده کند! منِ پدر، چند روز است همراه همسر و فرزندم از این کتاب‌فروشی به آن کتاب‌فروشی می‌روم. یکجا می‌گویند امروز تحویل نمی‌دهیم، جای دیگر می‌گویند باید برنامه فردای مدرسه را بدهید تا بدانیم کدام کتاب را زودتر آماده کنیم! گاهی آدم می‌ماند این وسط قرار است دانش‌آموز درس بخواند یا خانواده پروژه صحافی کتاب اجرا کند؟! ازیک‌طرف شرایط اقتصادی سخت است، ازطرف دیگر خانواده‌ها نمی‌دانند فردا چه اتفاقی برای مدرسه و کلاس و برنامه آموزشی خواهد افتاد. درچنین‌شرایطی، واقعاً باید پرسید آیا تحمیل چنین هزینه‌هایی به خانواده‌ها ضروری است؟ اگر این کارها ضرورت آموزشی دارد، خوب است آموزش‌وپرورش استان مازندران و مدیران مدارس، دلیل، ضرورت و شیوه اجرای آن‌را شفاف برای خانواده‌ها توضیح دهند. اگر هم ضرورتی ندارد، چرا باید پدر و مادری که شاید برای تأمین ساده‌ترین نیازهای فرزندش با هزار مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کند، برای یک کتاب درسی چند بار هزینه کند؟ ما مخالف نظم، آموزش بهتر و امکانات آموزشی نیستیم؛ اتفاقاً هر پدر و مادری دوست دارد فرزندش بهترین امکانات را داشته باشد. حرف ما فقط این است: در روزگاری که هزینه‌های زندگی کمر خانواده‌ها را خم کرده، مدرسه نباید ناخواسته بار دیگری روی دوش پدر و مادرها بگذارد. ما هم روزی دانش‌آموز بودیم. کتابمان را جلد می‌کردیم؛ بعضی وقت‌ها حتی همان جلد هم اگر سالم می‌ماند، سال بعد دوباره استفاده می‌شد. با یک کش، کتاب‌ها را می‌بستیم و راهی مدرسه می‌شدیم. شاید امکانات آن روز کمتر بود، اما امروز که امکانات بیشتر شده، کاش ملاحظه خانواده‌ها هم بیشتر شده باشد. از مسئولان آموزش‌وپرورش استان مازندران انتظار می‌رود موضوع درخواست‌های اضافی از خانواده‌ها، به‌ویژه هزینه‌هایی مانند سیمی‌کردن کتاب‌های درسی و تهیه کاغذ برای لابه‌لای صفحات را بررسی کنند تا اگر ضرورتی برای آن وجود ندارد، جلوی تحمیل هزینه‌های غیرضروری به خانواده‌ها گرفته شود. آخرش هم بد نیست یک‌بار از خودمان بپرسیم: قرار بود مدرسه، بچه‌ها را برای آینده آماده کند؛ نه‌اینکه هرسال پدر و مادرها را برای یک آزمون تازه اقتصادی آماده کند! اول مهر باید برای دانش‌آموز بوی کتاب نو، دفتر نو و شوق مدرسه بدهد؛ نه بوی فاکتور، هزینه صحافی و حساب‌وکتاب‌های تمام‌نشدنی.

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه