گردشگری
دریاچه شهدای خلیجفارس؛ نبض آبی پایتخت میان دود و سازه
سعیده خجستهپور
تهران برای قرنها شهر کوهپایهها، قناتها، چنارهای کهنسال و جویهای روان بود؛ اما با شتاب گرفتن توسعه شهری در دهههای اخیر، این پیوند دیرینه با آب و طبیعت جای خود را به بزرگراهها، دیوارهای سیمانی و آسمانی خاکستری داد. در میان این چشمانداز فشرده و پرشتاب، پدید آمدن نگینی آبی در شمالغرب شهر، شبیه به بازتعریف یک نوستالژی فراموششده بود. «دریاچه شهدای خلیجفارس» که در زبان محاوره تهرانیها به «دریاچه چیتگر» شهرت دارد، امروز نهفقط یک تفرجگاه عمومی، بلکه روایتی زنده از تلاقی مهندسی، محیطزیست، زیست شبانه و پرندهنگری در تهران است. خواندنیها و حقایق پیدا و پنهان این پهنه آبی وسیع، فراتر از یک گشتوگذار معمولی در حاشیه ساحل مصنوعی آن امتداد دارد.
رؤیایی که ۴۵سال در خاک خورد
یکی از جالبترین نکاتی که کمتر کسی به آن توجه میکند، پیشینه تاریخی اینپروژه است. برخلاف تصوری عمومی که دریاچه چیتگر را ابتکاری نوظهور در دهه ۱۳۸۰ میداند، ریشه ایده ساخت یک پهنه آبی بزرگ در غرب پایتخت، به «طرح جامع تهران» مصوب سال ۱۳۴۷ خورشیدی بازمیگردد. در آن دوره، طراحان و شهرسازان درنظر داشتند برای تلطیف هوای تهران و مهار بخشی از ریزگردها و خشکی ناشی از دشتهای غربی، پهنهای آبی را در حاشیه غربی شهر ایجاد کنند. بااینحال، بهدلیل پیچیدگیهای فنی، موانع ژئوتکنیکی و سپس آغاز جنگ تحمیلی، اینپروژه سالها در کشوی بایگانی شهرداری مسکوت ماند. سرانجام در اواخر دهه ۱۳۸۰ مطالعات تفصیلی آن با رویکردهای زیستمحیطی مدرن دوباره از سر گرفته شد و عملیات اجرایی در مساحتی حدود ۱۳۰هکتار دریاچه و ۱۲۰هکتار محوطه ساحلی آغاز گردید تا در اردیبهشت سال ۱۳۹۲، آبگیری آن بهطور رسمی جشن گرفته شود.
آب دریاچه از کجا میآید و چرا باتلاق نمیشود؟
برای ساکنان پایتخت، همیشه این معما وجود دارد که دریاچهای با وسعت حدود ۱۳۰هکتار و گنجایشی نزدیک به ۱۰میلیونمترمکعب آب، چگونه در اقلیم نیمهخشک تهران آبگیری شده و زنده میماند؟ پاسخ در «رودخانه کن» نهفته است. منبع اصلی آب دریاچه، انشعابی کنترلشده از سیلابها و آوردهای فصلی رودخانه کن است. برای اینمنظور، یکبند انحرافی و یک کانال انتقال اختصاصی تعبیه شده است. طبق توافقهای محیطزیستی و قانونی، انتقال آب به دریاچه تنها در ماههای پرباران سال (معمولاً از اواسط پاییز تا اوایل بهار) و فقط از مازاد ظرفیت زیستمحیطی رودخانه کن انجام میشود تا به حقابه دشتها و باات پاییندست آسیبی نرسد؛ اما چالش اصلی پس از ورود آب آغاز میشود. چگونه از هدررفت و گندیدگی آب جلوگیری میشود؟ عایقبندی پیشرفته: بستر دریاچه بهمساحت صدهاهزارمترمربع با لایههای ژئوممبران و ژئوتکستایل پوشانده شده تا آب به عمق سفرههای زیرزمینی هرز نرود. چرخش و تصفیه: ازآنجاکه این دریاچه خروجی رودخانهای طبیعی ندارد، برای مهار جلبکها، کاهش کدورت و جلوگیری از پدیده خفگی آب (یوتروفیکاسیون)، یک سیستم تصفیهخانه اختصاصی و پمپهای هوادهی بزرگ طراحی شده است که جریان آب را مدام تصفیه کرده و در سطح دریاچه گردش میدهند.
فرودگاه پرندگان مهاجر؛ از سیبری تا غرب تهران
شاید شگفتانگیزترین وجه دریاچه چیتگر، دگرگونی اکولوژیکی باشد که در حیاتوحش شهر ایجاد کرده است. با آبگیری این سد خاکی در مسیر بادهای غربی، تهران به یک توقفگاه کلیدی در کریدور مهاجرت پرندگان اوراسیا به خاورمیانه و آفریقا تبدیل شد. با آغاز پاییز و سرد شدن توندراها و تالابهای شمالی در روسیه و سیبری، دستههای بزرگ کاکاییها (بهویژه کاکایی سرسیاه و کاکایی ارمنی)، کشیمها، چنگرها، باکلانها و حتی گاهی حواصیلها و اردکهای مهاجر در دریاچه فرود میآیند. تماشای صدها پرنده که در ماههای دی و بهمن بر فراز آب شیرجه میزنند یا بر سطح نقرهای آن شناورند، تصویری از تالابهای انزلی یا میانکاله را به قلب پایتخت میآورد. پرندهنگران و عکاسان حیاتوحش، دریاچه را یکی از در دسترسترین زیستگاههای پایش پرندگان میدانند. اگرچه مسئولان محیطزیست مدام هشدار میدهند که غذا دادن به پرندگان (بهویژه ریختن تکههای نان یا پفک) به سلامت گوارش آنها آسیب میزند و کیفیت آب را به خطر میاندازد، اما تماشای پرواز هماهنگ این مسافران زمستانی، یکی از جذابترین صحنههای زمستان تهران است.
زیستبوم زیر آب و رازهای آبزیان چیتگر
در کنار پرندگان، حیات در اعماق دریاچه نیز روایتهای خاص خود را دارد. در سالهای ابتدایی آبگیری، بهمنظور مبارزه بیولوژیک با رشد علفهای هرز کف دریاچه و لارو حشرات، گونههایی از ماهیهای گیاهخوار و پرورشی همچون کپور و آمور به آب رهاسازی شدند؛ اما چندسال پس از افتتاح، شایعات عجیب و هیجانانگیزی میان شهروندان دهانبهدهان چرخید؛ از داستان مشاهده «مارماهیهای غولپیکر» تا ماجرای معروف «تمساح در دریاچه چیتگر» در آذر ۱۳۹۹! ماجرایی که منجر به اسکن بستر دریاچه با سیستمهای سونار شد و نهایتاً به این نتیجه رسید که موجود دیدهشده، احتمالاً گونهای ماهی گوشتخوار یا گربهماهی بزرگ (شاید اردکماهی یا یک لاکپشت غیربومی رهاشده) بوده که بازتاب نور و خطای دید آنرا به یک تمساح بدل کرده بود. بااینحال، این شایعه پرده از یک واقعیت تلخ برداشت: رهاسازی بیرویه ماهیهای آکواریومی قرمز و لاکپشتهای گوشقرمز توسط شهروندان، تعادل بومسازگان مصنوعی دریاچه را تهدید میکند.
ادغام سنت پیادهروی و سرگرمی مدرن
دریاچه چیتگر تنها یک اکوسیستم نیست؛ آیینهای از جامعه معاصر تهران است. محیطی که مرزهای میان سنت و مدرنیته را با تنوع امکانات خود بازتاب میدهد: رینگ پیادهروی و دوچرخهسواری: مسیری آسفالته و سنگفرش با طولی حدود پنجکیلومتر دورتادور دریاچه امتداد دارد. در هوای گرگومیش صبحگاهی، ورزشکاران و دوندهها فضا را در اختیار دارند و با غروب آفتاب، جای خود را به قدمزدنهای خانوادگی و آرام میدهند. ساحل شنی و قایقسواری: در ضلع شرقی و غربی، امکانات قایقسواری پدالی و موتوری تجربهای از حس پهنههای آبی شمال یا جنوب را بهیاد میآورد. بخش ساحل شنی نیز فضایی نوستالژیک برای لمس خاک و ماسه بهوجود آورده است. مرکز خرید و غذا؛ باملند: تلفیق معماری الهامگرفته از بازارهای کهن ایرانی و خطوط مینیمال معاصر در مجتمع باملند (ضلع شرقی دریاچه)، زیست شبانه پرشوری به این محدوده بخشیده است؛ جایی که کافهها و رستورانها با دید به آب و کوههای البرز، محلی برای گردهمایی نسلهای مختلف شدهاند.
سخن پایانی
دریاچه شهدای خلیجفارس، پدیدهای فراتر از یک مخزن مصنوعی آب است. این دریاچه بازتاب آرزوی همیشگی مردم پایتخت برای فرار از فشردگی شهری و بازیابی ارتباط با آب و افقهای باز بهشمار میآید. جایی که پرندههای مهاجر قطبی با کودکان شهرنشین همسایه میشوند و امواج کوچک آن، سختی صخرهها و سیمانهای شهر را تلطیف میکنند. شناخت ارزشهای زیستمحیطی و پاسداری از تمیزی و آرامش این نگین آبی، شرط ماندگاری این حس خوب برای نسلهای بعدی تهران است.