• شماره 3767 -
  • 1405 يکشنبه 10 آبان

مبینا کاظمی؛ کارگردان نمایش عروسکی «سخت بازی کن»:

تئاتر عروسکی فقط برای کودکان نیست!

امین کردبچه چنگی «مبینا کاظمی» کارگردان «سخت بازی کن»، در بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی تهران-مبارک با اثری مستند در بخش بزرگ‌سال حضور داشت؛ نمایشی که باتکیه‌بر یک پرونده واقعی پزشکی، به تجربه‌ها و دشواری‌های حوزه درمان می‌پردازد. او که پیش‌تر با نمایش‌های «دختر کفش عروسکی» و «شبگرد» نیز در دوره‌های نوزدهم و بیستم این جشنواره حضور داشته، دراین‌گفت‌وگو، از شکل‌گیری ایده «سخت بازی کن»، دشواری‌های پژوهش و تبدیل یک موضوع واقعی به‌زبان عروسک و ضرورت حمایت از آثار نمایشی پس از پایان جشنواره توضیحاتی ارائه کرد.

ایده شکل‌گیری «سخت بازی کن» از کجا آمد و در روند تبدیل به یک اثر نمایشی، با چه چالش‌هایی روبه‌رو بودید؟
ایده، در کلاس کارگردانی استاد سلمان محسنی شکل گرفت. دراین‌کلاس باید روی یک پروژه مستند کار می‌کردیم و درنهایت، اجرایی با رویکرد مستند و بااستفاده‌از تکنیک‌های مختلف تئاتر عروسکی ارائه می‌دادیم. قرار بود تکنیک‌های متفاوت را در کلاس امتحان کنیم و از میان آن‌ها به‌شیوه‌ای برسیم که برای اجرای خودمان مناسب باشد. این‌مسیر از ابتدا ساده نبود؛ هم انتخاب موضوع دشواری‌های خود را داشت و هم باید مشخص می‌کردیم چه‌چیزی را روایت می‌کنیم و قرار است آن‌را با چه تکنیکی به مخاطب انتقال دهیم. در آغاز، یافتن پاسخ این پرسش‌ها واقعاً سخت بود. بااین‌حال، اتودهایی که در کلاس انجام دادیم و راهنمایی‌هایی که از استاد گرفتیم، به‌تدریج کمک کرد به نتایجی برسیم و مسیر اجرایمان روشن‌تر شود. درواقع، شکل‌گیری اثر نتیجه همین آزمون‌وخطاها و رسیدن تدریجی به زبان مناسب برای روایت موضوع بود.

 

موضوع نمایش با حوزه پزشکی و کادر درمان ارتباط دارد. برای شناخت این‌فضا و نزدیکی به واقعیت، چه مسیری را در پژوهش طی کردید؟
پرداختن به حوزه کادر درمان، برای من دشوار بود؛ چون شناخت زیادی ازاین‌فضا نداشتم. تبدیل چنین موضوعی به یک متن نمایشی نیز چالش بزرگی بود؛ هر حرفه‌ای، اصطلاحات و زبان خاص خودش را دارد و این‌مسئله در حوزه پزشکی پررنگ است. ازاین‌رو، تلاش کردم تاجایی‌که می‌توانم، مستندات مربوط به موضوع را بخوانم و از منابع مختلف اطلاعات به‌دست بیاورم. برایم اهمیت داشت که روایت تاحدامکان به واقعیت نزدیک باشد و صرفاً برپایه تصور یا برداشت شخصی شکل نگیرد. ازاین‌رو، اخبار و مطالب منتشرشده را بررسی کردم، به‌سراغ مصاحبه‌ها و منابع مختلف رفتم و با افرادی‌که دراین‌حوزه فعالیت می‌کنند نیز صحبت کردم. می‌خواستم با شناختی دقیق‌تر از زبان، شرایط و تجربه‌های این‌فضا به متن برسم. این فرایند کمک کرد تا بتوانم موضوعی را که درابتدا برایم ناآشنا بود، بهتر بشناسم و برای انتقال آن به صحنه، راه مناسب‌تری پیدا کنم.

 

چرا تئاتر عروسکی را برای روایت چنین موضوع تلخ و مستندی مناسب دانستید؟
تئاتر عروسکی و تکنیک‌های مختلف آن، ظرفیت زیادی برای تخیل دارند. به‌این‌شیوه می‌توان چیزهایی را روی صحنه آورد که نمایش مستقیم آن‌ها به‌شکل معمول دشوار است. برای‌مثال: وقتی قرار است درباره کودکی صحبت کنیم که به‌دنیا می‌آید و وارد این جهان می‌شود، می‌توان از عروسک نوزاد یا ماکت جنین استفاده کرد. این امکان باعث می‌شود موقعیتی که شاید در قالب‌های دیگر به‌سادگی قابل‌نمایش نباشد، در جهان عروسکی شکل بگیرد. به‌نظرم، تئاتر عروسکی برای روایت داستان‌های مستند و تلخ نیز ظرفیت مناسبی دارد. ممکن است در نگاه اول تصور شود این ‌گونه نمایشی بیشتر برای کودکان است؛ اما چنین محدودیتی نیست. درمورد داستانی مانند «سخت بازی کن»، استفاده از عروسک کمک می‌کند مخاطب با موضوعی جدی و تلخ روبه‌رو شود و آن‌را از زاویه‌ای متفاوت ببیند. همین قابلیت، یکی از دلایل مهم من برای انتخاب این قالب بود.

 

واکنش تماشاگران در جشنواره نسبت به «سخت بازی کن» چگونه بود؟
درطول کار، بیش‌از‌اینکه نگران خود اجرا باشم، کنجکاو بودم بازخورد مخاطبان را ببینم. تاحدی به کار اطمینان داشتم؛ چون روی بخش‌های مختلف آن کار و تلاش کرده بودیم اجرا تمیز و دقیق باشد. برایم اهمیت داشت بدانم تماشاگر با آنچه روی صحنه می‌بیند چه ارتباطی برقرار می‌کند و چه واکنشی نشان می‌دهد. بازخوردهایی که دریافت کردیم، بسیارجالب بود. احساس می‌کردم مخاطب با نمایش همراه می‌شود، به آن فکر می‌کند و درگیر موضوع می‌شود. جالب بود که چگونه می‌توان موضوع‌هایی را که در نگاه اول چندان به یکدیگر مرتبط به‌نظر نمی‌رسند، در جهان تئاتر عروسکی کنار هم قرار داد و داستانی تلخ را به‌شیوه‌ای متفاوت روایت کرد. این تجربه نشان داد که مخاطب می‌تواند ازطریق یک زبان اجرایی متفاوت، با موضوعی جدی ارتباط برقرار کند و درطول تماشا، فقط دریافت‌کننده داستان نباشد؛ بلکه به آن فکر کند.

 

درمقایسه‌با تجربه‌های قبلی خود، چه تفاوتی در شیوه مواجهه با مخاطب ایجاد کردید؟
در کارهای قبلی نیز دوست داشتم نگاه تازه‌ای به موضوع داشته باشم؛ اما این‌مسئله در «سخت بازی کن» برایم جدی‌تر شد. دراین‌نمایش، با داستانی تلخ روبه‌رو هستیم و می‌خواستم مخاطب را مستقیماً وارد مواجهه با موضوع کنم. برایم مهم بود که با تماشاگر حرف بزنیم، از او سؤال کنیم و او را به تفکر واداریم. نمی‌خواستم مخاطب صرفاً از دیدن یک عروسک جالب یا عروسکی که روی صحنه جان گرفته، لذت ببرد و بعد، نمایش تمام شود. می‌خواستم اتفاقی‌که روی صحنه روایت می‌شود، او را با مسئله‌ای روبرو کند که نیازمند فکرکردن است. شاید در نمایش‌های «گیم‌اوور» و «تیکه‌تیکه» هم چنین دغدغه‌ای وجود داشت؛ اما دراین‌اجرا تلاش کردم بااستفاده‌از عروسک، این مواجهه را پررنگ‌تر کنم. برایم مهم بود که عروسک، تنها یک عنصر جذاب بصری نباشد؛ و به ابزاری برای طرح پرسش و درگیرکردن ذهن مخاطب تبدیل شود.

 

در طراحی فضای عاطفی اثر، چگونه میان لحظات خنده‌آور و موقعیت‌های تلخ، تعادل برقرار کردید؟
فضای عاطفی نمایش، باید متنوع و چندلایه می‌بود. می‌خواستم مخاطب بتواند با شخصیت اصلی بخندد، گریه کند و حتی از او یا کنار او عصبانی شود. ازآنجاکه با یک پروژه مستند روبه‌رو بودیم، رابطه شخصیت اصلی با عروسک‌های مختلف و صداهایی که در اجرا پخش می‌شدند، اهمیت داشت. بعضی از شخصیت‌ها درواقع، اشیا بودند و قرار نبود لزوماً مانند شخصیت‌های متعارف یک نمایش رفتار کنند؛ بااین‌حال، همین عناصر می‌توانستند در شکل‌گیری فضای عاطفی اثر نقش داشته باشند. تلاش کردم موقعیت‌ها به‌گونه‌ای کنار هم قرار بگیرند که مخاطب در یک صحنه بخندد و در صحنه بعد، با اتفاقی مواجه شود که او را تحت‌تأثیر قرار دهد و حتی به گریه بیافتد. برایم مهم بود نمایش در یک حس ثابت باقی نماند و تماشاگر درطول اجرا تجربه‌های عاطفی متفاوتی داشته باشد.

 

همکاری با «ملیکا زارع» چگونه شکل گرفت و تجربه کار مشترک چه تأثیری بر روند تولید داشت؟
همکاری من با «ملیکا زارع» به این نمایش محدود نمی‌شود و ما در چندکار دیگر نیز با یکدیگر همکاری داشته‌ایم. روند کار‌کردنمان، درطول‌زمان شکل گرفته است. چند اثر را مشترک کارگردانی کرده‌ایم و در بعضی پروژه‌ها نیز هرکدام جداگانه کار خودمان را پیش برده‌ایم. در کارهای خودم، او گاهی به‌عنوان بازیگر حضور داشته و در کارهای او نیز من در موقعیت‌های دیگ قرار گرفته‌ام. این تجربه‌ها باعث شده شناخت بیشتری از شیوه کار یکدیگر داشته باشیم. وقتی ایده‌ها به‌هم نزدیک باشند و زبان مشترکی میان افراد وجود داشته باشد، امکان شکل‌دادن به ایده‌ها و رسیدن به نتیجه مطلوب بیشتر می‌شود. این شناخت کمک می‌کند بتوانیم دقیق‌تر و منظم‌تر کار کنیم. البته هر تجربه، فضای متفاوتی دارد و قرار نیست همه کارها شبیه هم باشند؛ اما داشتن این ارتباط و آشنایی با نگاه یکدیگر، در پیشبرد کار بسیارمؤثر است.

 

به‌عنوان فردی از نسل جدید تئاتر عروسکی، نگاه خود را به تجربه‌گرایی و عبور از تعریف‌های رایج این هنر، چگونه ارزیابی می‌کنید؟
نسل جدید در بسیاری‌ازموارد جسارت بیشتری برای تجربه‌کردن دارد و خود را به تعاریف محدودکننده، مقید نمی‌کند. بخشی از این‌مسئله به فضایی برمی‌گردد که در کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی تجربه می‌کنیم. وقتی استادان اجازه می‌دهند در تمرین‌ها و تجربه‌های مختلف، جهان ذهنی خودمان را مطرح کنیم، امکان شکل‌گیری نگاه‌های تازه بیشتر می‌شود. برایم مهم است که هنرجو بتواند ایده‌ای را که در ذهن دارد، حتی اگر درابتدا کامل یا درست به‌نظر نرسد یا با منطق و نگاه استاد هماهنگ نباشد، امتحان کند. لازم است امکان تجربه وجود داشته باشد؛ چون شاید ایده‌ای که درابتدا چندان مناسب به‌نظر نرسد، در جریان اجرا به نتیجه‌ای متفاوت برسد. اگر از ابتدا همه‌چیز به چارچوب‌های مشخص محدود شود، فرصت کشف و تجربه از بین می‌رود. این آزادی در آموزش، می‌تواند نسل جدید را به انتخاب‌های جسورانه‌تر برساند.

 

«سخت بازی کن» در بخش بزرگ‌سال اجرا شد. به‌نظرتان تئاتر عروسکی تاچه‌اندازه می‌تواند از قالب کودک‌ونوجوان فاصله بگیرد؟
تئاتر عروسکی در بسیاری‌ازموارد باید مخاطب بزرگ‌سال را نیز مستقیماً با موضوعات جدی روبه‌رو کند. می‌توان اثری عروسکی ساخت که برای کودک یا نوجوان مناسب نباشد و حتی بهتر باشد آن گروه سنی آن‌را تماشا نکند. این، یکی از ظرفیت‌های مهم تئاتر عروسکی‌ست و نباید آن‌را فقط به اجراهای کودک‌ونوجوان محدود کرد. مخاطب بزرگ‌سال هم باید بتواند آثار عروسکی را در فضای تئاتر ببیند و با قابلیت‌های این‌شیوه آشنا شود. «سخت بازی کن» از ابتدا تا انتها، با فضایی تلخ و موقعیت‌هایی روبه‌روست که ممکن است حتی برای یک مخاطب بزرگ‌سال نیز سنگین باشد. همین‌مسئله نشان می‌دهد تئاتر عروسکی می‌تواند موضوع‌هایی را روایت کند که صرفاً برای سرگرمی یا مخاطب کودک طراحی نشده‌اند. امیدوارم توجه به این‌بخش از تئاتر عروسکی بیشتر شود و آثار بزرگ‌سال فرصتی بیشتر برای اجرا و دیده‌شدن پیدا کنند.

 

حضور در بیست‌ویکمین جشنواره تهران-مبارک را ازنظر فرصت‌های حرفه‌ای و آشنایی با تجارب دیگر، چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این جشنواره، فرصت‌های خوبی برای هنرمندان جوان فراهم کرد و تنوع آثار حاضر در آن قابل‌توجه بود. از نکات مثبتش برایم این‌بودکه آثار در فضایی غیررقابتی کنار یکدیگر قرار گرفتند و قرار نبود همه‌چیز براساس مقایسه و رقابت پیش برود. این‌شرایط کمک می‌کند هنرمندان بتوانند با جهان‌های متفاوتی آشنا شوند و ببینند عروسک در اجراهای مختلف چه کارکردهایی پیدا می‌کند. وقتی آثار متنوعی را می‌بینیم، متوجه می‌شویم این هنر تاچه‌اندازه می‌تواند گسترده باشد و راه‌های متفاوتی برای بیان پیدا کند. نکته‌ای که برایم اهمیت دارد، ادامه‌یافتن حمایت از این آثار پس از پایان جشنواره است. لازم است آثاری که در جشنواره تولید یا ارائه می‌شوند، بعد از پایان آن نیز امکان اجرا داشته باشند و افراد بیشتری بتوانند آن‌ها را ببینند. صرف حضور یک اثر در جشنواره نباید پایان مسیر آن باشد.

 

سطح برگزاری جشنواره و جایگاه بین‌المللی آن‌را چگونه دیدید؟
هر جشنواره‌ای طبیعتاً نقاط مثبت و منفی خودش را دارد؛ برایم مهم این‌بودکه جشنواره درحدتوان و باتوجه‌به شرایط موجود، تلاش می‌کرد در سطح حرفه‌ای برگزار شود. این‌مسئله را درطول برگزاری جشنواره احساس می‌کردم. مهم است کیفیت رویداد فرهنگی به‌دلایل مختلف پایین نیاید و جشنواره بتواند جایگاه خود را حفظ کند. وقتی نام یک جشنواره بین‌المللی مطرح می‌شود، انتظار می‌رود سطح برگزاری و کیفیت آن نیز متناسب با همین جایگاه باشد. طبیعتاً شرایط مختلف بر برگزاری هر رویدادی تأثیر می‌گذارد؛ اما نباید اجازه داد این‌مسائل به کاهش سطح کیفی منجر شوند. امیدوارم جشنواره تهران-مبارک بتواند این جایگاه را حفظ کند و در دوره‌های بعد نیز با همان نگاه حرفه‌ای به راهش ادامه دهد.

 

تفاوت امکانات و شرایط فعالیت هنرمندان در تهران و شهرستان‌ها را چگونه می‌بینید؟
قطعاً میان تهران و شهرستان‌ها ازنظر امکانات و آشنایی مخاطبان با تئاتر عروسکی، تفاوت‌هایی وجود دارد. در شهرستان‌ها نیز نیاز است اجراهای عروسکی بیشتری روی صحنه بروند؛ به‌ویژه آثاری که برای مخاطب بزرگ‌سال ساخته می‌شوند. طبیعتاً در حوزه کودک‌ونوجوان اجراهایی وجود دارد و این آثار به صحنه می‌روند؛ اما تئاتر عروسکی بزرگ‌سال هم باید فرصت دیده‌شدن پیدا کند. شخصاً دوست دارم «سخت بازی کن» را در شهر خودم اجرا کنم تا مخاطبان عمومی، علاقه‌مندان به تئاتر و هنرمندان آن‌منطقه نیز بتوانند این تجربه را ببینند. برایم مهم است این امکان فقط به مخاطبان حاضر در تهران محدود نماند. دیدن یک اثر متفاوت می‌تواند برای تماشاگران و حتی هنرمندان شهرهای دیگر نیز تجربه‌ای ارزشمند باشد و زمینه آشنایی بیشتر با ظرفیت‌های تئاتر عروسکی را فراهم کند.

 

پس از پایان جشنواره، چه انتظاری از نهادهای فرهنگی و برگزارکنندگان برای حمایت از آثار دارید؟
بسیارمهم است که آثار پس از پایان جشنواره رها نشوند. ساخت یک نمایش، حاصل تلاش و فکر زیادی‌ست و جزئیات بسیاری در شکل‌گیری آن نقش دارند. درمورد «سخت بازی کن» نیز روی جزئیات مختلف فکر کرده‌ایم و هنوز برای کامل‌ترشدن کار، به نکات بیشتری توجه داریم. دوست دارم نمایش را به افراد بیشتری نشان بدهم و حتی امکان اجرای آن در شهرهای دیگر فراهم شود. تجربه اجرا برای مخاطبان عمومی به من نشان داده که دیده‌شدن اثر اهمیت زیادی دارد. البته برای‌اینکه یک نمایش بتواند در موقعیت‌های مختلف اجرا شود، تنها تلاش گروه هنری کافی نیست. لازم است گروه یا تیمی حرفه‌ای برای حمایت از اجرا، برنامه‌ریزی و جذب مخاطب وجود داشته باشد. مسئولیت هنری با من است؛ اما بخش‌هایی مانند حمایت اجرایی و فراهم‌کردن شرایط برای دیده‌شدن اثر می‌تواند به‌کمک متخصصان دیگر پیش برود. با چنین حمایتی، امکان رساندن اثر به مخاطبان بیشتر فراهم می‌شود.

 

برای ادامه مسیر هنری، چه برنامه‌هایی دارید و دوست دارید در تجربه‌های بعدی به چه حوزه‌هایی وارد شوید؟
امیدوارم با هرکاری‌که انجام می‌دهم، یک‌قدم از کار قبلی خود فاصله بگیرم و از جنبه‌های مختلف، پیشرفت کنم. دوست دارم ایده‌های جدیدی را تجربه کنم و به‌سراغ ایده‌ها و متن‌هایی بروم که به جهان ذهنی‌ام نزدیک‌تر هستند. برایم مهم است هر تجربه فرصتی برای یادگیری و یافتن مسیرهای تازه باشد و در کار بعدی صرفاً همان راهی را که قبلاً رفته‌ام، تکرار نکنم. یکی از حوزه‌هایی که دوست دارم تجربه‌ کنم، فیلم عروسکی‌ست. می‌خواهم ببینم این مدیوم چه امکاناتی دارد و چگونه می‌توان بااستفاده‌از آن، ایده‌هایی را که در ذهن دارم، به‌شکل دیگری بیان کنم. همچنین دوست دارم تیمی داشته باشم تا در حوزه‌های مختلف؛ از اجرای صحنه‌ای تا فیلم، به‌صورت حرفه‌ای با یکدیگر همکاری کنیم. برایم مهم است که این‌مسیر با تجربه‌کردن، یادگیری و همکاری با افراد توانمند ادامه پیدا کند.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه