انتخابات آمریکا و مسئله ایران؛ فرصت دیپلماسی با ضرورت آمادگی
نتیجه انتخابات میاندورهای آمریکا و تضعیف موقعیت ترامپ در واشنگتن، میتواند فرصتی تازه برای پیشبرد دیپلماسی و خاتمه جنگ علیه ایران فراهم کند اما ایننتیجه بهمعنای پایان اختیار کاخ سفید برای اقدام نظامی یا کاهش تضمینی خطر نیست. بهگزارش سارا معصومی (ایرنا)؛ پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا و ازدسترفتن کنترل جمهوریخواهان بر هردو مجلس کنگره، این سؤال را در محافل سیاسی و رسانهای ایران مطرح کرده که آیا این شکست، رئیسجمهور آمریکا را به پایاندادن به جنگ علیه ایران و دستیابی به توافق نزدیکتر میکند؛ یا او برای جبران ناکامی داخلی، تشدید تنش را برمیگزیند؟
بسیاری از تحلیلگران، جنگ ایران و پیامدهای اقتصادی آنرا از عوامل نارضایتی رأیدهندگان آمریکایی میدانند؛ موضوعی که مقامهای آمریکایی نیز به آن اشاره کردهاند. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، جنگ را دلیل شکست جمهوریخواهان معرفی کرده است. ترامپ نیز نقش جنگ را پذیرفته اما از تصمیم خود ابراز پشیمانی نکرده و تأکید کرده اگر به گذشته بازگردد، بازهم همین انتخاب را خواهد کرد. این فاصله میان پذیرش هزینه سیاسی جنگ و دفاع از آغاز آن، برای فهم رفتار آینده کاخ سفید مهم است. بااینحال، نتیجه انتخابات را نباید فقط همهپرسی درباره جنگ ایران دانست. براساس نظرسنجی آسوشیتدپرس از بیش از صدهزار رأیدهنده، ششنفر از هر دهنفر اقدام نظامی علیه ایران را نادرست دانستهاند اما تنها حدود یکسوم، جنگ را عاملی حیاتی در تصمیم انتخاباتی خود معرفی کردهاند. جنگ علیه ایران از مسیر افزایش هزینه انرژی و فشار بر زندگی روزمره، به نارضایتی اقتصادی آمریکاییها گره خورده است. مسئله امروز ایران، نه پیشبینی قطعی تصمیم بعدی ترامپ که آمادگی برای مواجهه با گزینههای مختلف است. نتیجه انتخابات میاندورهای آمریکا میتواند فرصتی برای دیپلماسی باشد که تهران همواره برای خاتمه جنگ تعقیب کرده اما همزمان نباید با تضمینی برای پایان قطعی جنگ اشتباه گرفته شود. شکست انتخاباتی، هزینه سیاسی ادامه جنگ را برای ترامپ افزایش داده اما او همچنان اختیار اقدام نظامی را در دست دارد. رویترز در تحلیل پیامدهای انتخابات مینویسد: «ترامپ با کنگرهای مخالف و نظارت سختگیرانهتر روبهرو خواهد شد اما هنوز در دوسال پایانی ریاستجمهوری خود، برای پیگیری اهداف سیاست خارجی اختیارات گسترده دارد». ویلیام وکسلر (مدیر ارشد برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک) درگفتوگوبا رویترز «میان توان دموکراتها برای متوقفکردن دستورکار قانونگذاری داخلی ترامپ و توان آنها برای مهار اختیارات فرمانده کل قوا تفاوت میگذارد». این گزاره بهمعنای بیاختیاری کنگره نیست. میامی هرالد بااشارهبه همین بحث، «تحقیق و تفحص، بررسی صلاحیت نامزدهای مناصب و اختیارات بودجهای را ابزارهای واقعی فشار میداند اما تأکید میکند که دموکراتها با نظارت بیشتر، نمیتوانند سریعاً مانع تصمیم نظامی ترامپ شوند. نکته دیگر اینکه اکثریت دموکرات جدید از ژانویه کنترل کنگره را بهدست میگیرد و اثر سیاسی انتخابات، زودتر از آغاز اعمال اختیارات آن ظاهر میشود». والاستریت ژورنال و استریتستایمز نیز در تحلیلهای خود به تداوم اختیارات نظامی رئیسجمهور اشاره کردهاند. والاستریت ژورنال در تحلیلی درباره پیامدهای کنترل کنگره توسط دموکراتها بر سیاست خارجی ترامپ، یادآور میشود: «رئیسجمهور فرماندهی انحصاری ارتش را دراختیار دارد». استریتستایمز در مطلب «شکستخورده اما بدون محدودیت!» مینویسد: «ازنظر حقوقی، ترامپ تمام اختیارات فرمانده کل قوایی را که هنگام دستور به آغاز عملیات موسوم به خشم حماسی در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ اعمال کرد، همچنان دراختیار دارد». همزمان مخالفت عمومی با جنگ هم بیاثر نیست؛ ادامه درگیری میتواند شکاف در پایگاه سیاسی ترامپ را بیشتر کند و فشار اقتصادی را افزایش دهد. در چندروزاخیر تحلیلگران بسیاری بهایننکته اشاره کردهاند که بخشی از هواداران جنبش «آمریکا را دوباره عظیم کنیم» از نقض وعده انتخاباتی ترامپ درباره پرهیز از مداخلههای خارجی ناراضیاند. درچنینشرایطی تهران باید همچنان احتمال اقدام نظامی آمریکا را در محاسبات خود لحاظ کند. پایاندادن به جنگی پرهزینه، کاهش فشار بر بازار انرژی و نمایش دستاورد خارجی، برای ترامپ جذاب است اما تجربه نشان داده راه رسیدن به توافق با ایران برایش ساده نیست. رویترز بهنقلاز دو منبع نزدیک به محافل دولتی کشورهای خلیجفارس گزارش داده که «ترامپ ضعیفشده انگیزه بیشتری برای توافق دارد. بااینحال، توافقی که به ایران امکان اعلام پیروزی بدهد و او را شکستخورده نشان دهد، ممکن است واکنشی پرخطر بهدنبال داشته باشد». گره اصلی برای ترامپ، تنها خروج از جنگ نیست اما شکل این خروج است. ترامپ هم باید از تصمیم خود برای آغاز جنگ دفاع کند و هم پایان آنرا دستاورد معرفی کند. درنتیجه، نحوه ارائه توافق به افکارعمومی، در کنار محتوای واقعی آن، وارد محاسبات کاخ سفید شده. برای ایران، اینوضعیت فرصتی است تا معیار مذاکره را بر دستاوردهای واقعی و قابلاجرا بگذارد: خاتمه جنگ، تعهدات روشن طرف مقابل و امکان سنجش اجرای آنها. واقعیت ایناستکه منطقه غرب آسیا و بازار انرژی برای خلاصی تدریجی از تبعات جنگ انتخابی ترامپ به توافق مؤثر نیاز دارد و توافق الزاماً همان توافقی نیست که در عرصه تبلیغات و جنگ روایتها، توافق خوب خوانده شود. ابتسام الکتبی دراینباره به رویترز میگوید: «ممکن است تهران دچار خطای محاسباتی هم بشود. اگر تهران نتیجه انتخابات را نشانه ازمیانرفتن اراده آمریکا تعبیر کند، ممکن است زمینه تشدید تازهای فراهم شود. بههرحال این واقعیت است که قرارگرفتن در موقعیت ضعیف سیاسی همیشه به عقبنشینی منتهی نمیشود». در ارزیابی رفتار آتی دونالد ترامپ، نمیتوان شخصیت او را نادیده گرفت اما نباید تحلیل سیاست خارجی را به شخصیتشناسی تقلیل داد. تمایل ترامپ به نمایش قدرت، یکی از عوامل مؤثر بر تصمیمهای او است اما واکنش ایران، دشواری دستیابی به اهداف نظامی و هزینههای اقتصادی نیز در محاسبات واشنگتن اهمیت دارند. بیبیسی جهانی در تحلیل پس از انتخابات، بر تلاش ترامپ برای بازنده دیدهنشدن تأکید کرده و نوشت: «او ممکن است بخواهد شکست داخلی را با اقدامی خارجی تحتالشعاع قرار دهد و آنرا نشانه قدرت معرفی کند». رویترز در گزارش ۵ نوامبر «انتخابات میاندورهای کنگره را دگرگون کرد اما ترامپ همچنان فرمان سیاست خارجی را در دست دارد»، نوشت: «پرسش اصلی، از نگاه تحلیلگران، ایناستکه آیا ترامپ از عملکرد ضعیف حزبش در انتخابات میاندورهای درس عبرت میگیرد یا برای ساختن میراث خود در روابط آمریکا با دوستان و دشمنان، به اقدامات نمایشیتر تشویق میشود». در بخش دیگری از گزارش آمده که «رؤسای جمهور در دوره پایانی قدرت، اغلب بر مسائل جهانی تمرکز میکنند و برخی تحلیلگران انتظار دارند ترامپ نیز چنین کند». لورا بلومنفلد (تحلیلگر سیاست خارجی دانشگاه جانز هاپکینز) در همین گزارش میگوید: «اگر ترامپ تحریک شود و در تنگنا قرار گیرد، ممکن است تصمیم بگیرد قدرت ریاستجمهوری خود را با استفاده یکجانبه از زور در خارج بهنمایش بگذارد». رویترز از فردی آشنا با مشورتهای کاخ سفید نقل میکند ترامپ «اکنون ازنظر سیاسی چیزی برای ازدستدادن ندارد». برایان هگرتی (تحلیلگر پیشین سیا و پژوهشگر دیفنس پرایوریتیز) درگفتوگوبا آسوشیتدپرس تأکید میکند که «آسیب سیاسی انتخابات ممکن است احساس محدودیت ترامپ را کاهش دهد اما منطق راهبردی تشدید حملات تغییری نکرده است». سینا طوسی (متخصص ایران در مرکز سیاست بینالملل) به رویترز میگوید که «تشدید جنگ مسیر روشنی بهسوی پیروزی ندارد و ممکن است همان نارضایتی اقتصادی را بیشتر کند که به شکست جمهوریخواهان انجامیده است». در ایران باید احتمال تصمیم ناگهانی یا نمایشی را جدی دانست بدونآنکه محدودیتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی آنرا نادیده گرفت. تصمیم آمریکا درباره حمله دوباره به ایران، به مجموعهای از ملاحظههای سیاسی، اقتصادی و نظامی وابسته است و نمیتوان آنرا فقط با هزینههای جنگ یا ویژگیهای شخصیتی ترامپ توجیه کرد. دو حمله نظامی آمریکا به ایران در کمتر از یکسال، با همراهی اسرائیل انجام شد اما اهداف و محاسبات دو طرف کاملاً یکسان نیست. آسوشیتدپرس بهنقلاز یک منبع آگاه گزارش داده که «بنیامین نتانیاهو در تماس تلفنی با ترامپ خواستار حملات دوباره به ایران شده اما رئیسجمهور آمریکا تعهدی برای اقدام نداده است. این گزارش، هم فشار اسرائیل را نشان میدهد و هم فاصله میان درخواست نتانیاهو و تصمیم واشنگتن را». بیبیسی جهانی در گزارشی این فشار را در بستر سیاست داخلی اسرائیل بررسی کرده است. براساس این تحلیل، «دشواری نتانیاهو برای تشکیل دولت پس از انتخابات، میتواند انگیزه او را برای استفاده سیاسی از یک جنگ تازه افزایش دهد ازجمله با هدف فراهمکردن زمینه تشکیل دولت وحدت». رویترز نیز «احتمال گرایش دو رهبر گرفتار در تنگنای سیاسی به تشدید جنگ را مطرح کرده اما همزمان بر انگیزه بیشتر ترامپ برای توافق، نهماه پس از آغاز جنگ دوباره علیه ایران، تأکید دارد. بنابراین، فشار داخلی مشترک حتماً به انتخاب مشترک برای ازسرگیری جنگ تمامعیار منجر نمیشود». تهران باید همزمان باتوجهبه تفاوت احتمالی محاسبات واشنگتن و تلآویو، ازیکسو تصمیم آمریکا را کاملاً تابع خواست اسرائیل نداند و ازسویدیگر، اختلاف دو طرف را تضمینی برای مهار نتانیاهو تلقی نکند. ایران و ایالاتمتحده اکنون جدا از جنگ اقتصادی که واشنگتن تحتعنوان «عملیات طرد اقتصادی» علیه ایران تحمیل کرده بهنوعی درحالتجربه شرایط نه جنگ و نه صلح هستند اما آینده اینوضعیت را نباید در دو سناریو «صلح کامل» و «جنگ تمامعیار» تعریف کرد. درگیری کمشدت، حملات محدود، توافق موقت و کاهش بخشی از تنشها، همگی از سناریوهای قابلتصور هستند. آسوشیتدپرس «حفظ وضعیتی نزدیک به شرایط موجود را یکی از گزینههای ترامپ میداند؛ یعنی ادامه حملاتی که ارتش آمریکا دفاعی توصیف میکند، همراه با تداوم محاصره دریایی». دیوید شنکر (معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا) سناریوی دیگری را مطرح میکند: «حمله به یک تأسیسات مرتبط با برنامه هستهای و سپس تلاش برای توافقی محدود که آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را احیا کند، بخشی از تحریمها را کاهش دهد و مذاکرات هستهای را به آینده بسپارد. حملات گستردهتر به زیرساختها نیز در همان گزارش مطرح شده». برای هرکدام این سناریوها مصداقهایی در رفتار دولت ترامپ در قبال ایران در چندماهاخیر وجود دارد هرچندکه هیچکدام از آنها از تریبون رسمی در واشنگتن بهگوش نرسیده باشند. این سناریوها نشان میدهند که دستیابی به توافق ممکن است پس از دورهای از فشار یا درگیری محدود رخ دهد و اختلافهای اصلی دو کشور همچنان باقی بماند. همزمان بهگفته سید عباس عراقچی (وزیر خارجه) و علی باقری کنی (معاون بینالملل دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی) تهران طرحی با مهلت دوروز برای تصمیمگیری ارائه کرده که شامل هفت شرط است. پذیرش و اجرای این شروط ازسوی آمریکا میتواند راه را برای ورود به مرحله دوم و تدوین متن توافق نهایی باز کند. ارائه اینطرح، بهتنهایی بهمعنای پذیرش توافق محدود ازسوی هردوطرف نیست اما نشان میدهد که تهران برای حرکت مرحلهای بهسوی خاتمه جنگ، چارچوبی پیشنهاد کرده است. معیار ارزیابی هر توافق اولیه نیز باید فراتر از اعلام آتشبس یا انتشار بیانیه باشد: تعهدات طرفین چیست، اجرای آنها چگونه سنجیده میشود و کدام اختلافها باقی میماند؟ اگر مبنای توافق آتی، یادداشت تفاهم اسلامآباد باشد، تجربه آن نیز باید در تعیین تضمینهای اجرایی درنظر گرفته شود. توافق محدود میتواند به کنترل تنشها کمک کند اما بهتنهایی اختلافهای اساسی ایران و آمریکا را حل نخواهد کرد و نباید بیش از ظرفیت واقعی آن انتظار داشت. نتیجه انتخابات آمریکا را باید جدی گرفت و همزمان به تحلیل فرصتهای ناشیازآن پرداخت یا حتی در روایتسازی رسانهای و سیاسی به آن استناد کرد اما ایران باید همه احتمالات گفتهشده را در محاسبات خود درنظر بگیرد. تهران در شرایط فعلی باید در قالب دیپلماسی حداکثری، استفاده از همه ظرفیتهای مذاکره و میانجیگری برای رسیدن به نتیجه را دنبال کند و دراینمسیر از ارائه ابتکارهایی که با حفظ خطوط قرمز مذاکراتی، فضایی هرچند کوچک برای مانور باز میکند ابایی نداشته باشد. اینمسیر تناقضی با حفظ آمادگی حداکثری نظامی برای مقابله با تکرار تجاوز نظامی ندارد.