• شماره 989 -
  • 1395 يکشنبه 17 مرداد

بررسی معضلی به‌نام نبود فضای مناسب برای اجرا

خلاقیت در چند وجب چه ‌شکلی‌ست؟

مصطفی رفعت - اهالی تئاتر به‌خوبی می‌دانند که قابلیت نمایشی‌شدن یک متن چیست. این قابلیت، جدای از وجوه ارزشی محتوای اثر و قدرت ارائه‌ی مفهوم داستان، متوجه ویژگی‌های متن برای فرم اجراست. در واقع وقتی سالن‌های نمایشی ما استانداردهای لازم را نداشته باشند، کارگردان مجبور است یا با تغییراتی در یک متن خوب، آن را به تنها شیوه‌ای که فضای سالن در اختیارش می‌گذارد، اجرا کند یا از خیر آن متن بگذرد

تئاتر؛ هنر همیشه محبوب، اما مهجور سرزمین ماست که به‌رغم فضای بهتری که در چندسال اخیر در زمینه‌ی گسترش فرهنگ آن بین مردم شاهد بوده‌ایم، همچنان از فقر توجه رنج می‌برد. جدای از مشکلات ریشه‌ای همچون عدم جدی گرفته‌شدن این هنر غنی و اصیل، تئاتر همیشه به‌نوعی در محاق نادیده‌انگاشته‌شدن‌ها فرورفته‌است. اگر از مخاطبان و علاقه‌مندان هنر بپرسید که چند نمایش به‌یادماندنی در تاریخ ایران را نام ببرند، حتی قادر نیستند که آرای انتخابی خود را به 10 عنوان برسانند و این نه از نبود تئاتر خوب در کشور؛ بلکه از ندیده‌شدن این هنر زیبا و گران‌مایه است. علل مختلفی را در دیده‌نشدن هنرهای نمایشی می‌توان برشمرد که عمده‌ترین آنها نبود حمایت‌های همه‌جانبه در بخش‌های مختلف از مسائل زیربنایی مانند تامین‌های مالی لازم برای شروع پروژه تا تبلیغات کافی برای دعوت به دیدن تولیدات این عرصه است؛ تا حتی نبود زیرساخت‌های فضای استاندارد برای اجرا. سال‌هاست مکان‌های مناسب برای اجراهای صحنه‌ای در کشور ما به کلان‌شهر تهران و آن‌هم تنها در معدود سالن‌های قدیمی مانند سنگلج، تالار وحدت و تئاتر شهر محدود شده‌است. البته اگر از علاقه‌مندان هنر نمایش باشید، حتما اشاره خواهید کرد که سالن‌های مختلفی برای اجرا در سال‌های اخیر برای این منظور آماده شده‌اند و در اختیار گروه‌های نمایشی قرار دارند. بله این مسئله وجود دارد؛ اما حقیقت ماجرا اینکه به‌جز سالن‌های اصلی و قدیمی، سایر سالن‌ها فاقد کیفیت‌های لازم برای اجرا هستند؛ چه در ابعاد فضا و چه در شکل و مهندسی خود سازه که این امر دو ماجرا را به‌دنبال خواهد داشت؛ محدودیت تماشاگران و محدودیت متن‌ها. بیشتر این سالن‌ها در واقع پلاتوهای کوچکی هستند که حتی ویژگی‌های لازم برای تمرین را هم ندارند. چینش صندلی‌ها و محدوده‌ی فضای حرکتی بازیگران به‌عنوان سن تئاتر در این سالن‌ها به‌گونه‌ای‌ست که تنها برای یک‌سری نمایش‌ها مناسب هستند. اهالی تئاتر به‌خوبی می‌دانند که قابلیت نمایشی‌شدن یک متن چیست. این قابلیت، جدای از وجوه ارزشی محتوای اثر و قدرت ارائه‌ی مفهوم داستان، متوجه ویژگی‌های متن برای فرم اجراست. در واقع وقتی سالن‌های نمایشی ما استانداردهای لازم را نداشته باشند، کارگردان مجبور است یا با تغییراتی در یک متن خوب، آن را به تنها شیوه‌ای که فضای سالن در اختیارش می‌گذارد، اجرا کند یا از خیر آن متن بگذرد. این یعنی ما نمی‌توانیم متون ویژه که نیازمند فضاسازی‌های خاص هستند را به‌روی صحنه ببریم و ازآنجاکه هنر تئاتر در ایران، هنر فقیری‌ست که هیچ‌وقت نیازهای مالی‌اش تامین نیست، طراحی صحنه و دکور در آن، محدود اعمال می‌شود. همین مسئله باعث می‌شود شاهد وفور کارهایی باشیم که به حداقل دکور و طراحی صحنه نیاز دارند و تنها، این جاذبه‌ی متن و کاریزمای شخصی بازیگران است که تماشاچی را راغب می‌کند که به سالن‌های نمایش برود. سالن‌های کوچک بدون کیفیت اجازه خلاقیت را از کارگردان می‌گیرد و نبود بودجه‌ی مناسب، همه‌چیز را محدود می‌کند. نمایش‌ها بیشتر شبیه به خوانش‌هایی از متن می‌شوند که کمی بازی چاشنی خود می‌کنند و در یک‌سری از کارها احساس می‌کنید شاهد یک نمایش‌نامه‌خوانی به‌شیوه‌ی متحرک هستید. در این فضا، گروه سازنده‌ی نمایش از اصلی مهم به‌نام زیبایی‌شناسی دست می‌کشند و تمام قدرت خلاقه‌شان را به این واقعیت گره می‌زنند که چگونه دکوری بسیازیم که در فاصله‌ها به‌سرعت و به ساده‌ترین شکل جمع تا صحنه برای پرده‌ی بعدی آماده شود. این خودش می‌تواند علتی باشد برای آنکه نمایش‌هایی با سکانس‌های متنوع کمتر ساخته شود یا آنچه می‌بینید شما را به این باور اشتباه و کهنه برساند که نمایش همین است و نباید از آن انتظار بیشتری داشت؛ درحالی‌که سال‌هاست در صحنه‌های بین‌المللی نمایش‌های اجرا می‌شوند که گاه طراحی صحنه‌ی فاخر و عظیم‌شان چیزی از بن‌هور ساختن در سینما کم ندارد. این ماجرا به کم‌شدن تعداد تماشاگران تئاتر هم می‌انجامد. برای مثال، در یک پلاتوی جمع‌وجور که در نهایت و با روش سنتی «مهربان‌نشستن تماشاگران» حدود 50 تماشاچی می‌توانند کاری را ببینند و درحالی‌که عموم نمایش‌ها محدود به 30 اجرا هستند، چه میزان درآمد نصیب آن گروه نمایشی خواهد شد که انگیزه‌ی لازم برای کارهای بعدی آن‌هم به‌شکلی پربارتر داشته‌باشند؟ در مورد سالن‌های اصلی نمایش هم وضعیت به‌گونه‌ای دیگر اسف‌بار است. این سالن‌ها تنها به اجرای بعضی کارها می‌پردازند که گاهی تنها منحصربه‌نام افراد هستند و آن کیفیت و ارزش یک کار هنری را ندارند؛ در عوض شاهد هستیم که چه کارهای خوبی به‌علت نداشتن ویژگی «اسم و رسم» در تیم سازندگانش یا بازیگرانش از قافله جا می‌مانند و در یک پلاتوی پرت، بی‌تماشاچی ناکام می‌مانند. این‌روزها با پدیده‌ی تعدد اجرا روبه‌رو هستیم؛ به‌طوری‌که می‌توانید اراده کرده وبه‌راحتی راهی یک سالن نمایش شوید که اثری منطبق بر سلیقه‌تان را آنجا ببینید؛ اما هیچ تضمینی نیست که از کیفیت کار ارائه‌شده لذت ببرید؛ چرا؟ چون محل اجرا نه‌تنها باعث کاسته‌شدن از ارزش آن نمایش می‌شود؛ بلکه آن‌قدر آرامش شما را خدشه‌دار می‌کند که معنای واقعی نبود امکانات را با جان و دل حس خواهید کرد. نتیجه‌ی این اتفاق هم مهجورماندن دنباله‌دار هنری‌ست که می‌توانست و می‌تواند به‌عنوان یکی از پایه‌ای‌ترین نیازهای فرهنگی جامعه برای مخاطب و هنرمند و در نگاهی کلان‌تر برای عموم مردم، یک پالایش روحی و ذهنی به‌سمت تعالی ایجاد کند.
 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه