تأثیر سیاستهای غلط بر ناکارآمدی اقتصاد
ازنظرِ علم جامعهشناسی؛ پنج نهاد مهم در جامعه وجود دارد که هریکازآنها با دیگری مرتبط است و میتوانند تأثیر متقابل روی هم بگذارند. درعینِحال ما یک نگاه سیستمی هم داریم که اجزای این سیستم بههم مرتبط هستند و درعینِحال خردهسیستمهایی هم وجود دارند. درکل اگر بخواهیم از این دو موضوع نتیجه بگیریم؛ باید بگوییم که این دو از هم جدا نیستند و در بستر اجتماعی اتفاق میافتند و بهعبارتِدیگر سیاستهای غلط و نادرست منجر به اقتصاد ناکارآمد شده است. البته رویکردهای توسعه متفاوت هستند و برخی، توسعه را توسعه سیاسی و بعضی توسعه را توسعه اقتصادی میدانند. برایِمثال، در زمان دولت سازندگی پایه را توسعه اقتصادی قرار دادند و در زمان دولت اصلاحات، توسعه سیاسی مدِنظر قرار گرفت ولی درحالِحاضر درموردِ مباحث توسعه، توسعه پایدار و متوازن مطرح است. توسعه متوازن، توسعهایست که نهادهای متفاوت بهشکلِ همزمان توسعه و گسترش یابند. صحبتهایی هم که بنده در نطق چندروزپیش خود درموردِ وضعیت جامعه و کشور مطرح کردم؛ دارای ابعاد اقتصادی، ابعاد سیاسی و ابعاد اجتماعی بهصورتِ توأمان بود و هم در نگاه کلی، ابعاد سیستمی داشت. ازهمینروست که معتقدم رویکردهای سیاسی و اقتصادی روی هم تأثیر متقابل میگذارند و بهطورِکلی اگر مجلس کارآمدتر و دولت کارآمدتری داشتیم و از همه اینها مهمتر اگر دخالت سایر نهادها را در نهادهای تأثیرگذار نداشتیم و چنانچه دولت پنهانی وجود نداشت، به این وضعیت منجر نمیشد. اینروزها شاهد بههمریختگی و آشفتگیهای زیادی در کشور و بهخصوص اقتصاد هستیم. ایندرحالیست که در این آشفتگیها، نهادهای دیگری هم دخیل هستند و فقط دولت مقصر نیست و اگر فقط دولت پای کار بود و شاهد یکسری دخالتها و موازیکاریها نبودیم، بهتنهایی میتوانست مشکلات و آشفتگیها را اداره کند.
پروانه سلحشوری