نگاهی به مفهوم امید ازمنظر روانشناسی اجتماعی
راهی برای نجات زندگی در قرن 21
مهرداد ناظری/وقتی برای اولینبار فیلم «فرار بزرگ» را میبینید، با یک سؤال اساسی مواجه میشوید: چگونه عدهای درشرایطیکه هیچ راهی برای فرار از اردوگاه نظامی وجود ندارد، به فکر فرار افتاده و برایش برنامهریزی میکنند؟ این فیلم که براساس یک روایت واقعی مربوط به دوران جنگ جهانی دوم ساخته شده است، داستان رؤیای انسانهاییست که به آزادی فکر میکنند. آنها در یک برنامهریزی منسجم درراستای فرار از مکانی هستند که امکان عبور از آن تقریباً غیرممکن است؛ اما صبر، تلاش و هوشمندی زندانیان، باعث میشود که درنهایت، رهایی هرچند برای اقلیتی بهوقوع بپیوندد.
از مسائلی که همواره میتوان به آنها توجه کرد، صبر و امید است. امید، موضوعیست که زندگی بشر را دستخوش تحول میکند و او را از سکون بهحرکت و تلاش وامیدارد. وقتی در جهانی زندگی میکنیم که خطر در هر صحنه آن وجود دارد، ممکن است برای عده زیادی پذیرش ناامیدی بیش از امیدواری محقق شود؛ اما انسان، موجودیست که میتواند در سایه صبر و امید، به خواستههای متعالی خود دست یابد. هرچند گاهیاوقات فکر میکنیم امید در مکانی که در تاریکی محض فرورفته، غیرممکن است؛ بهویژه اگر دراینمکانِ تاریک، هیچ چراغ یا نورافکنی برای نشاندادن راه وجود نداشته باشد. «ارسطو» براینباور است که «صبوری تلخ است؛ اما میوه آن شیرین است». یک کشاورز با صبوری و تلاش، دانهای را در زمین میکارد و درانتظار میوههای محصولش مینشیند. در قرن 21، تکنولوژی باعث سرعتبخشی به بسیاری از مسائل در زندگی ما شده؛ اما همیشه نمیشود سوار آسانسور فناوری شد و با سرعتی برقآسا به خواستههای خود رسید. زندگیِ فستفودی نمیتواند همه آرزوها و آمال ما را برآورده کند.
صبر و امید را بیشازهرکس میتوان از کوهنوردان آموخت. کوهنوردی بهتعبیر خانم «شاهآبادی» که از کوهنوردان بهنام ایرانیست؛ «سبکی از زندگیست که در آن، واژههایی مانند تلاش، پشتکار، امید، صبر، همدلی و گذشت، تجلی بیشتری مییابد». آنجایی که شوق رسیدن به قله، تحمل سختیها و مصائب را امکانپذیر میسازد. ممکن است یک کوهنورد ماهها را برای رسیدن به قله وقت صرف کند. او در شرایط سختی روبهجلو درحرکت است و همه دشواریها را با قدرت اراده خود طی میکند؛ اما امروزه همه انسانها بهاندازه کوهنوردها صبور و تلاشگر نیستند. واقعیت اینکه اگر زندگی را میپذیریم، باید خود را با صبر و امید نیز آشتی دهیم. بهخاطر امید است که رنج معنا مییابد و ازطریق امید است که همهچیز تغییر میکند.
طبیعت، بزرگترین درسها را به انسانها میدهد. وقتی به زندگی مورچهها نگاه میکنیم، مفهوم واقعی صبر و امید را از آنها میآموزیم. مورچهها موجوداتی تلاشگر هستند که هیچوقت ناامید نمیشوند. آنها همیشه برای رسیدن به خواستهها موانع را از سر راه برمیدارند؛ در تابستان به فکر زمستان هستند و تمام تابستان را تلاش میکنند تا بتوانند در فصل سرما از پساندازی که درآندوران انجام دادهاند، روزگار را بگذرانند. نکته مهم در زندگی مورچهها ایناستکه آنها بعد از اندوختن غذا برای زمستان خود، هرگز به این فکر نمیکنند که کدام مورچه بیشتر از بقیه تلاش کرده است. در آنها روحیه همگرایی بسیارقدرتمند است. وقتی در ژاپن، سونامی وحشتناکی بهوقوع پیوست؛ هیچکس فکر نمیکرد ژاپنیها بتوانند این بحران را مدیریت کنند؛ اما آنها توانستند از پس سونامیِ کشنده برآیند. راز موفقیت آنها را میتوان در صبر، امید و تلاش برای سازندگی دانست. ژاپنیها انسانهایی قناعتپیشه هستند و با کمخواهی و توجه به نوعدوستی، راه را برای آینده خود فراهم کردهاند. گفته شده 50نفر از کارگران نیروگاه اتمی برای خنککردن دستگاهها در آنجا باقی ماندند. آنها فداکاری کردند تا سایرین به زندگی خود ادامه دهند. ژاپنیها میآموزند که نباید از زندگی گله کرد و همواره باید تلاش کنند تا در خدمت جامعه ژاپن حرکت کنند؛ اما مهمترین درسی که آنها به بشریت میدهند، صبوری، پشتکار و امید به آینده است.
هرکسی باید خود را در مسیر زندگی بسازد. برای هرکسی رنجها، دردها و ناکامیهایی وجود دارد؛ اما هرکسی میتواند از دل کمبودها، فرصتهایی برای خود محقق سازد. جهان به انسانهایی نیاز دارد که هنرِ «زیستن» را میآموزند و براساس اسلوبهای اینفضا زندگی میکنند. جهان امروز بیشازهرزمان به صبوری و امیدواریِ انسانها نیازمند است. در فیلم سینمایی «سکسکه» (خرابکاری) که محصول کشور هندوستان است، میبینیم چگونه معلمی که دائم سکسکه میکند، با تلاش و صبوری بهعنوان یک معلم پذیرفته میشود. او میخواهد معلم شود؛ اما با مخالفتهای زیاد مواجه میشود. نهایتاً، او را وامیدارند در یک کلاس درس متشکل از دانشآموزان سرکش و درسنخوان، تدریس کند. نکته مهم اینکه، قبل از او معلمهای متعددی از این مدرسه بهدلیل ناتوانی در برقراری رابطه با دانشآموزان، فرار کردهاند؛ اما او میماند و شانس خود را امتحان میکند. او تلاش میکند با روشهای تعاملی و مهرورزانه، شیطنت دانشآموزانش را مهار کند. درنهایت، صبر و امیدِ او نتیجه میدهد و دانشآموزان بهگونهای شگفتانگیز با او کنار میآیند. داستان فیلم نشان میدهد که راه رسیدن به موفقیت، دشوار است.
«دیل کارنگی» معتقد است: «بسیاری از کارهای مهم در جهان توسط افرادی انجام شده که وقتی بهنظر میرسید هیچ امیدی به تغییر وجود ندارد، به تلاش خود ادامه دادند». وقتی کسی امید را درونی سازد، این فضیلت بزرگ هیچ زمان او را رها نخواهد ساخت و همواره در او احساسی از زندگی و اشتیاق برای تغییرات محقق میسازد. وقتی در جنگ جهانی دوم، شهر «لنینگراد» (سنپترزبورگ امروزی) در محاصره قرار گرفت، هیچکس فکر نمیکرد این شهر بتواند از این محاصره جان سالم بهدر ببرد. محاصره لنینگراد در سال 1941 آغاز شد و 872روز طول کشید. در آنجا دومیلیون و 877هزارنفر؛ ازجمله بیش از 400هزار کودک در محاصره بودند. آنروزها شرایط طاقتفرسا و مرگباری وجود داشت. مثلاً کارگران روزانه 250گرم و سایرین 125گرم سهمیه نان داشتند. ارتش آلمان نازی طی این دوسال و سهماه، 150هزار توپ و خمپاره بهسوی آنها پرتاب کرد و هواپیماهای آلمانی بیش از 107هزار بمب را بر سر مردم ریختند؛ اما آنها مقاومت کردند و این صبوریِ آنها در تاریخ ثبت شده. مقاومت مردم این شهر، آنها را به قهرمانان تاریخ مبدل ساخته است. آنها درسهای بزرگی به جهانیان دادهاند.
باید درنظر داشت صبر و امید از جنس مقولههای اکتسابیست و باید به کودکان و نوجوانان آموزش داد. آنچه زندگی را با دشواری مواجه میسازد، ناامیدیست. «نلسون ماندلا» 27سال در زندان میماند تا «آپارتاید» و مفهوم تبعیض نژادی را در ذهن بشریت تغییر دهد. او زجر و رنج فراوانی را متحمل میشود؛ اما میداند که آینده، درخشان است و میتوان تغییرات شگفتانگیزی را محقق ساخت. ما نباید ایمان خود را نسبت به زندگی از دست بدهیم. هرلحظه تلاش میتواند راهی بهسوی آینده بهتر برای انسانها باشد. اکنون زمان آناستکه در مدارس و دانشگاهها احساس امید را در فرزندان آینده تقویت کنیم. ممکن است همه راههایی که در زندگی میپیماییم، به نتایج مطلوب نرسد؛ مهم ایناستکه دست از تلاش برنداشته و همواره برای رسیدن به موفقیت قدم برداریم. باید هر فرد به خود ایمان داشته باشد. بعدازآن، لازم است محدودیتها را بشناسیم. حال میتوان بااتکابه نیروی عظیم انسانی و مددجویی از نیروی لایزال الهی، در مسیر زندگی روبهجلو حرکت کرد.
مطابق نظریه «شوارتز»؛ وقتی با سختیها روبهرو میشویم، در گِل فرومیرویم. حال باید بدانیم راهکار ایناستکه دستبهکار شویم تا نجات پیدا کنیم؛ بنابراین، امیدواری یک شروع است؛ اما امید، نیاز بهعمل دارد تا انسان به پیروزی برسد. تعلل، ما را به عقب میراند، همانطورکه «امرسون» میگوید: «اعتماد به خود، جوهر و ماهیت کامیابیست» و براساس نظریه «شری کارتر اسکات»؛ اگر شما به خودتان اعتماد داشته باشید، تمام نیروی خود را در راهی صرف میکنید که برگزیدهاید. وقتی چنین کنید، امکان موفقیت شما چندبرابر میشود؛ پس صبر و امید چیزیستکه میتواند دنیا را پر از شگفتی کند و به یاد داشته باشید که شکست هم بخشی از این فرایند است. طبیعتاً کسیکه هیچ کوششی نمیکند، شکست هم نمیخورد. شکست از آنِ کسیست که در مسیرهای سخت گام برمیدارد. از امروز به بچهها در مدارس یاد بدهیم که هنر بزرگشدن، در اکتساب «صبر و امید» میسر است. آنها را برای هر آیندهای که خودشان میخواهند، تربیت کنیم. این، تنها راه نجات زندگی در قرن بیستویکم است.
*جامعهشناس و استاد دانشگاه