• شماره 2137 -
  • 1399 دوشنبه 1 دي

ایران از دنیا بیرون است؟!

حسین هاشم‌پور

در روزهایی که کشورهای مختلف، واکسن کرونای رایگان برای مردمشان تدارک دیده‌اند؛ اینجا، ایران، مردم در پایان پاییز همچنان چشم‌به‌راه واکسن آنفولانزا هستند؛ در چنین تبعیض آشکاری، یاد این سروده حضرت هوشنگ ابتهاج؛ «سایه» شأن مستدام افتادم: «من در این گوشه که از دنیا بیرون است؛ آسمانی، به سَرم نیست ... از بهاران، خبرم نیست». این بی‌شک زبان حال مردم ایران و البته هنر امروز و هنرمندان نازنین است. همان روزگار مباداست که ملت چشمش به دولت است تا در بحرانی‌ترین روزهایی که انسان به چشمش دیده راه تنفسی، مسیر نجاتی بگشاید؛ اما از هنر و هنرمند ایرانی حتی گفتاردرمانی که گاهی مسئولین بدان شهرت داشتند، دریغ شده؛ چه رسد به حمایت عملی و ملموس. در روزهای کرونایی، اهالی تئاتر منسجم‌تر از دیگران، صدای اعتراضشان را رسانه‌ای کردند و با همراهی «خانه تئاتر» از بیانیه تا جمع‌آوری امضا و سلسله مصاحبه‌های اعتراضی کم نگذاشتند؛ اما دستاوردی درجهت بهبود اوضاع نصیبشان نشد و با تعطیلی دست‌کم دو تماشاخانه خصوصی، معلوم شد دومینوی تحدید فضای هنر ایران به‌دلایل مختلف، به‌‌ویژه ورشکستگی اقتصادی، به‌شکل جدی درپیش است. هنرمندان موسیقی، تجسمی و سینما ... نیز رنگی به رخسار ندارند و تک‌مصاحبه‌های اعتراضی‌شان از وخامت حال آنان خبر می‌دهد. برای موسیقی و سینما فضای کار کاملاً مسدود است و برای هنرمندان تجسمی با افزایش باورنکردنی قیمت مواد اولیه خلق آثار هنری، خلق اثر ناممکن شده است! بله هنر در سراسر دنیا نزار و نالان است؛اما به دو دلیل، هنرمند ایرانی زیر فشار کرونایی کمر خم کرده است: نخست‌اینکه دستمزدهای هنری در ایران بسیار‌پائین است و طیف گسترده‌ای از جامعه هنر مانند روزمزدها اگر پروژه‌ای نباشد، درآمدی ندارند؛ مثلاً اگر «برادوی»؛ قطب اقتصادی هنر نمایش نیویورک اعلام می‌کند همه ۴۱ سالن خود را حداقل تا ۳۰ می ۲۰۲۱ تعطیل می‌کند، اکثریت عوامل نمایش آن، علاوه‌بر کمک‌هزینه‌های متداول؛ آن‌قدر پس‌انداز دارند که این‌دوره گذرا را گذران کنند. دوم‌اینکه به‌روایت‌هایی که در ادامه این مطلب خواهید خواند، جامعه هنری کشورهای صاحب هنر، از حمایت‌های هدفمند و پردامنه دولت‌ها بهره‌مند هستند و این‌درحالی‌ست‌که هنرمندان ایرانی هنوز هنرشان به‌عنوان شغل به‌رسمیت شناخته نمی‌شود و بالطبع نه از مزایای تسهیلات ایام بیکاری برخوردارند و نه بیمه درست و درمانی دارند. مرور نمونه‌هایی از حمایت‌های دیگر کشورها از هنرمندان در زمانه کرونا هرچندکه می‌تواند داغ دل من و شما را تازه کند؛ اما برای یادآوری عمق فاجعه‌ای که با هم به آن دچاریم، گریزی نیست: آنگلا مرکل؛ صدراعظم آلمان دهم می ۲۰۲۰ در یک پیام ویدئویی در خطابی مستقیم به جامعه فرهنگ و هنر گفت که حکومتش برای عبور هنرمندان و فعالان فرهنگی از روزهای کرونایی، «پل عبور» ایجاد می‌کند. به‌نوشته دویچه وله؛ وی اطمینان‌خاطر داد در وضعیت دشوار کنونی حکومت آلمان می‌خواهد برای زنان و مردان هنرمند، زمینه‌ای فراهم کند تا بتوانند کرایه مکان‌هایی که برای فعالیت‌های هنری اجاره کرده‌اند، پرداخت شود و به‌دلیل لغو برنامه‌های هنری و نداشتن درآمد کافی، از آنان حمایت مالی مستقیم انجام شود. مرکل به هنرمندان گفت: «می‌دانم اکنون زمان خیلی دشواری برای شماست. شهروندان ما منتظرند بازهم از برنامه‌های زنده شما لذت ببرند؛ اما تاآن‌روز، حکومت در هر قسمتی که نیاز باشد، شما را در این برنامه‌های امدادی حمایت می‌کند و ما با حمایت‌ها نشان می‌دهیم شما چقدر برای ما اهمیت دارید». احتمالاً شما هم با من هم‌داستان هستید که گفته‌های خانم صدراعظم مثل سواری‌کردن روی ابرهاست و اگر یک آه حسرت عمیق بکشیم جای دوری نمی‌رود! اما اجازه دهید شما را به یک لبخند تلخ هم دعوت کنم: دو،سه‌ماه‌پیش، BBC خبر داده بود در اجرای طرح دولت بریتانیا برای حمایت از رستوران‌ها، کافه‌ها و بارها و تشویق مردم به رفتن به رستوران، تخفیف ۵۰‌درصدی به مشتریان در روزهای دوشنبه تا چهارشنبه داده می‌شود. این تخفیف تا ۱۰ پوند (به پول امروز ما حدود ۳۴۰‌هزارتومان) بابت هر نفر می‌شد و البته شامل هزینه مشروبات الکلی نبود. منتقدان این‌طرح می‌گفتند که غذاهای ناسالم و فست‌فود نباید شامل این تخفیف شود؛ چون ممکن است باعث ترویج بیشتر چاقی شود؛ اما دولت بریتانیا گفته بود: «برای جلوگیری از چاقی مردم، طرح‌های دیگری دارد و ‌طرح تشویقی کافه‌نشینی را اجرایی کرده است!» اینجا هم با شما موافقم که گویا یکجاهایی در دنیا اهل فرهنگ و هنر را لوس بار می‌آورند! و لابد مسئولین ایرانی می‌دانند ما این‌میزان خوشی را تاب نمی‌آوریم! کمی آن‌طرف‌تر از لندن، شورای شهر لیورپول اعلام کرده بود برای حمایت از هنرمندان خلاقی که ویروس کرونا بیش از سایر اقشار به اجرای هنرشان آسیب زده، ۲۰۰‌هزاردلار کمک مالی اختصاص داده. این شورا به حدود 50 نهاد فرهنگی و هنرمندان مستقل مبلغی پیشنهاد داده تا آثار هنری خود را برای ارائه به شهروندان به خیابان‌های مرکزی این شهر بیاورند به‌این‌امید که دوباره مردم عطر زندگی را استشمام کنند و به‌لطف نشستن در فضای بیرونی رستوران‌ها و کافه‌ها، هنر حالشان را بهبود بخشد. شاید تصور کنید این کمک‌ها مختص کشورهای توسعه‌یافته است؛ اما پاراگراف زیر به رویکرد یونان اختصاص دارد که در سال‌های اخیر یک اقتصاد ورشکسته را یدک می‌کشد: براساس گزارش روزنامه کاتی که خبرگزاری مهر آن‌را منتشر کرده؛ مرینی؛ وزیر فرهنگ یونان به اعتراض اهالی فرهنگ و صنوف هنری نسبت به حمایت‌های دولت از این قشر پس از شیوع ویروس کرونا واکنش نشان داد و گفت: «در حوزه موسیقی به یک‌میلیون و ۵۰۰‌هزارنفر از هنرمندان به‌ازای هر نفر ۲۰۰۰‌یورو کمک نقدی پرداخت کردیم و برنامه‌ریزی جامعی انجام دادیم تا برنامه‌های موسیقی در شهرهای کوچک و حومه نیز برگزار شود. تقریباً تمام برنامه‌های موسیقی دراین‌مناطق در تابستان برگزار شدند؛ این‌درحالی‌ست‌که در کشورهای اتحادیه اروپا تقریباً تمام سالن‌های هنری تعطیل شده و درطول تابستان در جمع کشورهای اروپایی فقط ۲۰ تا ۳۰‌درصد فعالیت‌های هنری و آن‌هم در فضای باز، برگزار شد. همیشه دولت به هنرمندان و کارکنان هنری توجه ویژه‌ای دارد؛ زیرا سینما، هنرهای نمایشی و دیگرگونه‌های هنری مایه نشاط جامعه است و این چیزی‌ست که در زمان شیوع ویروس کرونا بیش‌از‌هر‌زمان بدان نیازمندیم. با برنامه‌ریزی‌هایی که به‌عمل آمد و با وجود شیوع کرونا در تابستان امسال تعداد ۲۷۰ نمایش در ۴۳ منطقه در سراسر کشور داشتیم و فقط تعداد اندکی از برنامه‌ها به‌علت مکان نامناسب و برای حفظ سلامت شهروندان لغو شدند». چندوقت‌پیش، لابد این خبر حیرت‌انگیز را هم شنیدید: «کتاب در سوئیس و بلژیک کالای اساسی شد»؛ درحالی‌که تیراژ کتاب در ایران به ۲۰۰ تا ۳۰۰‌نسخه سقوط کرده، یکجاهایی در دنیا ارتقای فرهنگ مطالعه مانند نان شب برایشان اهمیت دارد: فیگارو خبر داد سوئیس و بلژیک اعلام کردند کتاب را کالای موردنیاز مردم دراین‌روزهای کرونا‌زده برمی‌شمارند و ازاین‌رو کتاب‌فروشی‌ها از معدود مغازه‌هایی هستند که می‌توانند به فعالیت خود ادامه دهند. معاون نخست‌وزیر بلژیک دراین‌باره گفته است: «معتقدیم که توجه به سلامت روان تمام مردم بلژیک بسیار حائزاهمیت است». در ژنو؛ پایتخت سوئیس از روز دوم نوامبر تمام رستوران‌ها و کسب‌وکارهای غیرضروری تعطیل بودند؛ اما کتاب‌فروشی‌ها به‌عنوان ارائه‌دهنده کالاهای اساسی مجوز فعالیت داشتند. حتماً شما هم از انواع کمک‌های بزرگ‌و‌کوچک دیگر کشورها از گروه‌های هنری در این یک‌سال سیاه خبرهایی دارید. در ایران هم کیست که از بی‌توجهی دولت به وضعیت معیشتی هنرمندان بی‌خبر باشد. رسانه‌ها از کمک ۱۶۰‌هزارتومانی به ۷۵‌هزارنفر و وام‌های یک‌میلیون‌تومانی خبر داده‌اند که بیش‌ازآنکه بوی کمک دهد، مهر تائیدی‌ست بر عمق نداری و تنگدستی هنرمندان و سفره‌های بسیار کوچک‌شده آنان. گویا برای‌اینکه هنر و هنرمند در کشور خودمان هم عزیز و دردانه شود و بر صدر نشیند باید اندیشه و کاری کرد. به‌نظر می‌رسد اگر روندی که این‌سال‌ها رفته‌ایم را ادامه دهیم، نه هنری می‌ماند نه هنرمندی. سهم شش‌دهم‌درصدی هنر از بودجه کشور یک نشانه آشکار است.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه