کد خبر:
406801
| تاریخ مخابره:
1404 دوشنبه 15 دي -
11:53
سخن مدیرمسئول
هوای آلوده، جان میگیرد
در روزگار امروز که پیشرفت علم و تکنولوژی، ثانیهای روی میدهد و سرعت آن بعضیاوقات، از سرعت صوت هم فراتر میرود، بهچهعلت باید انسانهایی بیگناه بهواسطه هوای آلوده جان بدهند و چندین دهه همهروزه و بیوقفه برشمار مردگان هوای آلوده افزوده شود و بازهم این سریال کشنده با سرعت و حدت بیشتر تکرار شود و جان هزاراننفر از کودک و زن و مرد ایرانی را بگیرد؟ تاجاییکه دولتمردان خود بگویند، در سال گذشته 59هزارنفر بهعلت هوای نامساعد جان را به جانآفرین تقدیم کردهاند و دولتها یکی پس از دیگری یک دوره چهارساله و بعضاً هشتساله را طی کنند؛ ولی هرگز نتوانستهاند راه جلوگیری از مرگ هوای بد را بیابند و همچنان جاری و ساری روزها از پی هم با این کشتارها ادامه پیدا میکند. آیا و در حقیقت دولتها نمیتوانند مانع ادامه سریال مردن بهخاطر هوای بد شوند که اینجانب اینبار میخواهم حقیقت ماجرا را بگویم و نپذیرم که دولتها در هوای آلوده نتوانستهاند جلو ادامه آنرا بگیرند؛ چراکه هیچگاه بهصورت علمی و عملی به فکر چاره نیفتادهاند و چنین است که در سال گذشته 59هزارنفر حتی در کودکی و عنفوان جوانی و علیرغم میل باطنی بهعلت ستم روزگار جان باختهاند که آنرا باید گفت که مرگ بهعلت ستم روزگار و صدالبته بیتوجهی مسئولین! میگویید نه و با ایده عقیده من موافق نیستید، تحمل کنید و تا آخر به این نوشته دقت کامل مبذول کنید در تمام شهرهای ایران کارگاههای صنعتی کوچک و بزرگ، در بیرون شهر، اما در کمربند شهر، کارخانههای صنعتی و کارگاههای کوچک صنعتی ادامه کار میدهند که بیش از 90درصد آنها، برای کسب انرژی و ادامه کار، ناچار شدهاند، مازوتسوزی کنند که اینروزها بخصوص در تهران، آنقدر مازوت میسوزانند که تهران دود و هوای بد، در خود گرفته است که در سال گذشته، این کلانشهر، فقط 30روز هوای سالم داشته است که راه درمان آن استفاده از گاز است که خوشبختانه، دومین کشوری هستیم که منابع عظیم گازی را داریم؛ اما سستی مسئولین و عدم توجه کامل، گاز این منبع عظیم، بههرعلت ممکن، یعنی بیسلیقگی در مبادلات جهانی، بیتوجهی و عدم وظیفهشناسی، بهدست خود و بهاجبار سالیانه 60هزار کشته را بهخاطر هوای بد، به کشورمان تحمیل کردهاند که پس از نزدیک به نیمقرن، هیچ عذر و بهانهای، چون قدیمها، اصلاً پذیرفته نیست؛ بلکه آنرا باید بهپای سستی مسئولین دانست. ازسویدیگر مورد بعدی آلودگیها، عدم برنامهریزی برای شهرها است که شهرهای صنعتی و کشاورزی را باید از هم جدا کرد که دراینصورت 50درصد شهرستانها صنعتی و 50درصد دوم هم کشاورزی میشد که اینمهم درنظر گرفته نشده است. سومین مورد، تولید خودروهای وطنی بیکیفیت و غیراستاندارد است که خود تولیدکننده هوای مسموم هستند که اگر دولتمردان، کارخانههای وطنی را وادار به ساخت خودروهای برقی و هیبریدی میکردند، حداقل نصف هوای آلوده ایجاد نمیشد و این اقدامیست که باید از 20سال پیش صورت میگرفت و باوجود خواست مردم کشور، اینمورد را نادیده گرفته و همچنان خودروسازان، به ساخت خودروهای دودزای خود ادامه میدهند.