کد خبر:
406809
| تاریخ مخابره:
1404 سهشنبه 16 دي -
01:13
ربایش «مادورو»؛ و تبلیغ الگوی توهم جنگ آسان!
نشریه هنگکنگی «آسیای تایمز» پس از ربایش «نیکلاس مادورو» ازسوی آمریکا به ابعاد پنهان آن پرداخت و نوشت: نشانهای روشن از بازگشت واشنگتن به الگوی شکستخورده مداخله نظامی در آمریکایلاتین؛ الگویی که پیشتر در عراق و لیبی آزموده شد و اینبار میتواند آمریکا را وارد باتلاقی تازه، پرهزینه و فرسایشی در حیاطخلوت خود کند. بهگزارش علی طالبی (ایرنا)؛ اقدام اخیر آمریکا برای ربودن رئیسجمهوری ونزوئلا، باردیگر یکی از مناقشهبرانگیزترین پرسشهای سیاست بینالملل «آیا مداخله نظامی راهی بهسوی دموکراسی و ثبات میگشاید یا تنها تکرار تجارب شکستخوردهای است که خشونت و بیثباتی بیشتری بهجا میگذارد؟» را زنده کرد؛ بهطوریکه به یکی از به محور اصلی گفتوگوها و تحلیلهای رسانهای و سیاسی در محافل بینالمللی تبدیل شده است.
تجربههای پیشین ایالت متحده در قاره آمریکا و شمال آفریقا نشان داده واشنگتن از میان شعارهای آرمانگرایانه فاصله میگیرد و به الگویی تکرارشونده بدل شود که در اتاقهای فکر، پیشاپیش برای آن تصمیمگیری شده است؛ پس مداخله واشنگتن در ونزوئلا نهتنها آزمونی تازه برای سیاست خارجی آمریکا بود بلکه آینهای از ناتوانی ساختاری آن در درسگرفتن از گذشته است؛ سیاستی که باردیگر قدرت نظامی را جایگزین پیچیدگیهای اجتماعی، سیاسی و منطقهای یک کشور کرده. این نشریه افزود: اقدام آمریکا علیه مادورو، همان شعارهای آشنا «بازگرداندن دموکراسی، آزادسازی مردمی تحت ستم، حذف دیکتاتوری که ثبات منطقهای را تهدید میکند» برگرداند؛ همان شعارهای برای اشغال در عراق، لیبی و در بیشمار مداخلاتی که وعده پیروزی سریع و گذار دموکراتیک میدادند اما نتیجه آن جز هرجومرج، اشغال طولانیمدت و فاجعه راهبردی بیش نبود؛ بنابراین، حمله نظامی آمریکا در ونزوئلا، نماینده تمام آنچیزی است که در سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ سرد با وجود تجارب عراق و افغانستان، باز اشتباهاتش را تکرار کرده و بازتاب پافشاری خطرناک ایدئولوژی نئومحافظهکارانه است که همچنان به مداخله نظامی بهعنوان راهحل مشکلات پیچیده سیاسی اعتیاد دارد. «آسیای تایمز» در ادامه گزارش خود مینویسد: حامیان این مداخله آنرا با همان دستورالعملی فروختهاند که پیش از جنگ عراق بهکار رفت، همان خیالپردازی که لباس راهبرد پوشیده اما نمیداند که ونزوئلا یک جزیره کوچک کارائیبی نیست که چندصد تفنگدار دریایی آمریکایی بتوانند در یک بعدازظهر پایتختش را کنترل کنند. اینکشور نزدیک به ۳۰میلیون جمعیت دارد، جغرافیای سختگذر، سابقه طولانی دخالت نظامیان در سیاست و شبکههای عمیق رانت و حامیپروری که طی دههها چاویسمو شکل گرفته؛ پس این تصور که حذف مادورو خودبهخود به گذار دموکراتیک منجر میشود، نادیدهگرفتن تمام آنچیزی است که درباره دولتسازی پس از منازعه میدانیم و اینکه چهکسی قرار است پس از مادورو حکومت کند، هم جای سؤال دارد. مملکتی که جناحهای مختلف با دیدگاهها و ادعاهای رهبری متعارضی دارند و میلیونها ونزوئلایی هنوز نوعی وفاداری به طرح بولیواری دارند. درنتیجه ونزوئلا، آن کشوری نیست که یکپارچه درانتظار «آزادسازی» آمریکایی باشد. این نشریه با پرداختن به ابعاد پنهان اینموضوع مینویسد: عملیات نظامی اولیه ممکن است سریع بهنتیجه برسد اما پرسش اصلی اینجاست، بعدازآن چه خواهد شد؟ اشغال ونزوئلا، حفاظت از زیرساختها، جلوگیری از فروغلتیدن کشور به جنگ شبهنظامیان، بازسازی نهادها و ایجاد چیزی شبیه به حکمرانی دموکراتیک، مستلزم سالها تعهد و صرف میلیاردهادلار برای تأمین امنیت شهرهای ونزوئلا، حفاظت از تأسیسات نفتی، خطوط تدارکاتی و مقابله با حملات شورشیان است. این درحالی است که افکارعمومی آمریکا از جنگهای دودههاخیر ایالاتمتحده در آسیای غربی خسته شده و هیچ اشتیاقی به یک تعهد نظامی نامحدود دیگر ندارد. ازسویی، کنگره برابر هزینههای سنگین چنین مداخلهای مقاومت خواهد کرد و با کاهش اجتنابناپذیر حمایت عمومی، مقامهای واشنگتن ناگزیر به جستوجوی راهی برای خروج خواهند شد اما تراژدی ماجرا آنجاست که این مداخله، بهاحتمالزیاد، دقیقاً به خلاف اهداف اعلامشدهاش منجر میشود و بهجای شکلگیری ونزوئلایی دموکراتیک، آنچه در چشمانداز دیده میشود بیثباتی طولانی، واکنش منفی منطقهای علیه نفوذ آمریکا و تعهدی نظامی، پرهزینه و فرسایشی است که منابع را میبلعد و دستاوردی اندک بههمراه دارد؛ بنابراین، میتوان درنهایت گفت: این فیلم را پیشتر دیدهایم و پایان آن هرگز تغییر نمیکند اما واشنگتن هنوز بلیت تماشای آنرا میخرد. عملیات ونزوئلا فصل دیگر از اعتیاد آمریکا در دوران پس از جنگ سرد به راهحلهای نظامی برای مشکلات سیاسی است؛ اعتیادی که بیشازآنکه در خدمت منافع ملی ایالاتمتحده باشد، منافع مجتمع نظامی-صنعتی و نخبگان سیاست خارجی را تأمین میکند.