از «توافق قاهره» تا تکاپوی نیویورک؛
همه راههای رفته ایران برای حفظ دیپلماسی
خواستههای فاقد منطق و بیپایان اروپا و آمریکا از ایران، همه راههای دیپلماتیک رفته برای رسیدن به یک راهحل را بنبست کشاند و اکنون درحالی به نقطه سرخط در روابط با ایران رسیده که حتی اندک اعتماد پیش از برجام را هم نزد تهران ندارد. بهگزارش لیلا واحدی (ایرنا)؛ از نخستین ساعات بامداد ۶ مهرماه و همزمان با بازگشت تحریمهای شورای امنیت و سازمان ملل علیه ایران، «برجام» بهعنوان یکی از راهگشاترین توافقات ایران و غرب بهپایان خواهد رسید و بازگشت تحریمها یکی از مهمترین موانع مسیر دیپلماسی در هفتهها و ماههای آینده خواهد بود. این میان آنچه در هیاهوی بازگشت تحریمها، باید موردتوجه باشد این است: تهران برایآنکه چنین بنبستی ایجاد نشود و راه دیپلماسی با کمترین چالش ادامه یابد؛ راههای بسیاری رفت اما اروپای در سایه آمریکا، نتوانست همراهی لازم را داشته باشد.
جرقه فعالسازی اسنپبک یا بازگرداندن تحریمهای شورای امنیت علیه ایران، سهسالپیش در چنین روزهایی (اواخر تابستان ۱۴۰۱) زده شد، مقطعی که روند مذاکرات میان ایران و تروئیکای اروپایی کند شد و مجموع تحولاتی که در عرصه بینالمللی رخ داد مسیر دیپلماسی را با موانع بسیاری روبهرو کرد. پس از اینبرهه بود که آلمان، انگلیس و فرانسه که با وجود تمام تعهدات ناتمام در توافق برجام، همچنان خود را عضوی در این معاهده میدانستند، زمزمههای فعالسازی اسنپبک و بازگرداندن تحریمها علیه ایران را در نشستها و تریبونهای مختلف مطرح میکردند. اینطرح موضوع آرامآرام در نشستهای شورای امنیت جدیتر شد و سه کشور اروپایی بیآنکه به چرایی عبور ایران از برخی تعهدات برجامی بپردازند، افزایش غنیسازی و استفاده از سانتریفیوژهای نسل جدید و پایاندادن به شماری از بازرسیهای فراپادمانی را بهمعنای بیتعهدی ایران به برجام دانستند و تهدیدات خود را آغاز کردند. این درحالی است که خروج آمریکا از برجام و بیاعتنایی تروئیکای اروپا به تعهدات یازدهگانه خود؛ مهمترین عامل نقض برجام بود. این مواضع در نشستهای شورای امنیت درباره قطعنامه ۲۲۳۱ در تاریخهای مختلف تکرار شد و سرانجام در آخرین نشست این نهاد که عصر جمعه ۲۸ شهریور برگزار شد؛ با فشار تروئیکا و حمایت آمریکا، قطعنامه تمدید لغو تحریمها علیه ایران رأی نیاورد و با احتمال بالا از پنج مهرماه تحریمها علیه ایران باز خواهد گشت. اروپا اما برای ازبینبردن معاهدهای که روزی آنرا توافق قرن مینامید، ادعاهای متنوعی مطرح کرد؛ از دلایل حقوقبشری مرتبط با رویدادهای داخل ایران تا همراهی ایران با روسیه در جنگ علیه اوکراین. این میان اما آنچه بیشازگذشته در روند هر اقدامی بهچشم میآمد، نگاه پررنگ تروئیکا به واشنگتن بود، جاییکه دونالد ترامپ باردیگر ساکن کاخ سفید شده و قرار بود بسیاری از قواعد و نرم روابط با اتحادیه اروپا را دستخوش تکانههای سلیقهای قرار دهد. برای اروپا اوکراین و جنگ دراینکشور مهمترین موضوعی بود که ترامپ باید آنرا موردتوجه قرار داده و حل میکرد؛ ازاینرو، حمایت او را بیش از هر زمان دیگری نیاز داشتند و شخصیت عجیب ترامپ، حمایتش از هر موضوعی را منوط به اطلاعت محض کرده بود. با این توصیفات و بهتعبیر وزیر امور خارجه، «اینوضعیت آشفته یکشبه بهوجود نیامد. کشورهای اروپایی و ایالاتمتحده بهطورمداوم برنامه هستهای صلحآمیز ایران را تحریف کردهاند. ایالاتمتحده به دیپلماسی خیانت کرد، اما این کشورهای اروپایی بودند که آنرا به خاک سپردند». ایستادن در برابر منطق عجیب تروئیکای اروپا، از همان روزهای جدیشدن زمزمههای بازگشت تحریمها یکی از مهمترین کارویژههای تعریفشده برای سیاست خارجی ایران در یکسالگذشته بود و وزارت خارجه در چند جبهه و برهه زمانی و بااستفادهاز ابزارهای مختلف تلاش کرد تا غرب را از راهی که دیپلماسی را به بنبست میکشاند، برحذر دارد. این تلاشها در سه مقطع پیش از حمله نظامی رژیم اسرائیل علیه ایران، دوران جنگ ۱۲ روزه و پسازآن و فارغ میزان نتیجهبخشبودن آن قابلارزیابی است. واقعیت آناستکه نتیجهبخشی اقدامات و سیاستهای اعمالی و اعلامی ایران، به عوامل بسیاری بستگی مستقیم و غیرمستقیم داشته و دارد، ازاینرو ارزیابی اقدامات صورتگرفته برای مقابله با بازگشت تحریمها بدونتوجه کافی به اینعوامل نه عقلانی و نه منصفانه خواهد بود. ازاینرو درایننوشتار تمرکز بر مرور سیاستها، تصمیمات و اقداماتی است که وزارت خارجه بهعنوان مجری روابط خارجی ایران بهکار گرفته و میگیرد. خط قرمزی که جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر و در قبال مذاکره با آمریکا برای خود ترسیم کرد، هرگز به اروپا تسری نیافت و سه کشور عضو برجام از این قاره درطول سالهای گذشته همیشه طرف مذاکراتی تهران بودند. پس از رویکارآمدن دولت چهاردهم مسیر گفتوگو با اروپا بازتعریف و پیش از آغاز جنگ علیه ایران چهار دور گفتوگو با نمایندگان و معاونان وزرای امور خارجه فرانسه، انگلیس و آلمان طراحی و انجام شد. گفتوگو با این سه کشور برای رسیدن به مسیر عقلانی حلوفصل اختلافات حتی در میانه حملات اسرائیل به ایران هم ادامه یافت. درطول سهماهگذشته، با وجود غیرقانونیبودن بمباران تأسیسات هستهای ایران ازسوی رژیم اسرائیل و آمریکا، نقش قطعنامههای آژانس و مدیرکل آن در این بمباران و سکوت حمایتی این نهاد از بمباران، سه کشور اروپایی از ایران خواستند که همکاریهای خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را از سر گیرد. پاسخ ایران به خواسته یک پرسش بود: تأسیسات هستهای صلحآمیز که تا روز پیش از بمباران با آژانس درحالهمکاری بود، چگونه و با چه پروتکلی باید موردبازرسی قرار گیرد؟ برای رسیدن به پاسخ این سؤال و با وجود تمام اقدامات غیرقانونی، تهران پذیرفت که در قاهره به چارچوب همکاری تازه با آژانس دست یابد تا یکی از سه شرط تروئیکای اروپا برای غیرفعالسازی تحریمها اجرایی شود. «علی لاریجانی» دبیر شورایعالی امنیت ملی ایران، اینبرهه از تعامل ایران و اروپا را اینگونه توصیف میکند: اروپاییها گفتند اگر شما برای همکاری با آژانس یک طراحی جدید بکنید ما این تقاضای اسنپ را پس میگیریم، بهعنوان نمونه، فرانسه ازطریق مدیرکل آژانس پیام داد که اگر با آژانس به ترتیبات خاصی برسید، ما تقاضای اسنپبک را پس میگیریم. توافق ایران و آژانس در قاهره دراینراستا صورت گرفت که اجمالاً قابلقبول بود، بااینحال همانهاکه گفته بودند اگر با آژانس توافق شود ما اسنپبک را پس میگیریم، اینکار را نکردند! بااینحال ما گفتیم اگر شرایط امنیتی و ایمنی اجازه بدهد با ملاحظاتی ما اجازه میدهیم از مراکز هستهای بازرسی شود. وزیر امور خارجه هم در سخنرانی جمعهشب (۴ مهر) خود در شورای امنیت سازمان ملل به توافق قاهره اشاره کرد و گفت: در تاریخ ۹ سپتامبر در قاهره، من یادداشت تفاهمی با مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی امضا کردم. ایناقدام مورداستقبال آژانس و جامعه بینالمللی قرار گرفت. بااینحال، بلافاصله با رویکردهای غیرسازنده ازسوی ایالاتمتحده و کشورهای اروپایی مواجه شد. در فاصله یکماه از زمان فعالسازی اسنپبک تا بازگشت تحریمها، پیشنهادهای دیگری هم مطرح شد، بهگفته دبیر شورایعالی امنیت ملی «روسها طرحی مبنیبر تعویق ۶ ماهه فعالسازی اسنپبک دادند تا مجال برای مذاکرات فراهم شود، ما آنرا هم قبول کردیم، اروپاییها پیشنهاد دیگری دادند که شروطی داشت که خیلی منطقی نبود و یکیازآنها اینبودکه با آژانس توافق شود». دراینمدت ایران حتی پیشنهاد مذاکره با آمریکا را هم موردبررسی قرار داد، موضوعی که لاریجانی به آن اشاره کرد و گفت: شرط دیگر اینبودکه با آمریکا مذاکره شود؛ که اینهم در نوع خودش جالب است که شرط اروپاییها مذاکره ما با آمریکاست که این بیانگر وزن کشورهاست. پاسخ ما به این پیشنهاد هم اینبودکه اگر مذاکرهای در قالب ۵+۱ باشد اشکالی ندارد آمریکاییها هم باشند یعنی مذاکره با آمریکا را هم دراینقالب پذیرفتیم. عملیاتیشدن همکاری ایران و با آژانس در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل هم پیگیری شد، گفتوگوهای فشرده و متعدد میان وزیر امور خارجه و هیئت دیپلماتیک ایران با «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس و وزرای خارجه سه کشور عضو برجام انجام شد. شواهد رسانهای شده و نشده از این دیدارها حکایت از نهایت همراهی ایران برای رسیدن به یک راهحل بود اما نتیجه نشان داد که قاره سبز بسیاربیشتر از آنچه تصور میشد، تحت نفوذ لابیهای آمریکا و اسرائیل قرار دارد. بهگفته عراقچی «در نیویورک، ایران باردیگر پیشنهادهای سازندهای برای جلوگیری از یک بحران غیرضروری و قابلاجتناب ارائه داد؛ اما همه این پیشنهادها نادیده گرفته شدند. کشورهای اروپایی و ایالاتمتحده با سوءنیت عمل کردند و درحالیکه ادعای حمایت از دیپلماسی داشتند، عملاً آنرا مسدود کردند. متأسفانه، کشورهای اروپایی بهجای استفاده از اختیار مستقل خود، تابع امیال واشنگتن شدند». آنچه از میان و میانه اظهارات مسئولان ایران و رفتارهای مقامات غرب میتواند دریافت ایناستکه درطول ۶ ماهگذشته بر روابط ایران و غرب، آمریکا و اروپا برای خواستههای خود از ایران «حد یقف» یا نقطه پایانی اعلام نکردند. غنیسازی صفر آغاز این خواستهها بود. دبیر شورایعالی امنیت ملی روند صعودی خواستههای غرب از ایران را اینگونه توصیف کرده است: آمریکاییها اصرار داشتند اگر بخواهیم مذاکره کنیم حتماً باید راجع به توان موشکی ایران صحبت کنیم ولی ما گفتیم این چه ربطی به هستهای دارد؟! بحث بر سر اورانیوم و میزان غنیسازی اورانیوم بود، آنها گفتند اصلاً نباید غنیسازی داشته باشید. جالب است همانهاکه توافق قبلی را امضاء کرده بودند گفتند نیروگاه به شما میدهیم، اما اصلاً نباید غنیسازی داشته باشید! ولی نکته مهمتر درمورد توان موشکی بود. توان موشکی ایران، گام بعدی پس از غنیسازی بود و احتمال بسیارزیاد پسازآن هم دیگر توانمندی بومی ایران بر سر میز مذاکره قرار میگرفت و اینروند بهتعبیر لاریجانی موردتأیید هیچ ایرانی و سیاستمداری ایران نمیتوانست قرار گیرد و ازاینرو مسیر هر توافقی با این زیادهخواهیهای غرب بسته شد و تحریمها علیه ایران بازگشت. «برایاینکه ملت ایران بدانند ما همه راهها را رفتیم تا بهانهها را از آنها بگیریم؛ ما میدانستیم مذاکرات انجام نخواهد شد، اما برایاینکه در رسانهها اعلام نکنند ما تقاضای مذاکره کردیم، ایران قبول نکرد، خواستههای آنها را پذیرفتیم». این جملات را دبیر شورایعالی امنیت ملی که پرونده هستهای ایران را دراختیار دارد، اعلام کرد. عراقچی هم در توصیف رفتار غرب در قبال ایران گفت که آنها بهجای بسیجشدن برای ازسرگیری گفتوگو، کشورهای اروپایی مسیر تقابل را برگزیدند و مکانیسم بهاصطلاح «اسنپبک» را فعال کردند اما ایران همکاری را انتخاب کرد.