اروپا در مسیر دشوار بازیابی خودمختاری
اروپا در یکسالاخیر با مجموعهای از تحولات پیچیده سیاسی، اقتصادی و امنیتی روبهرو بوده است. از ادامه پیامدهای جنگ اوکراین گرفته تا فشارهای اجتماعی و بازنگری در روابط فراآتلانتیک، رویدادهای این بازه نشان میدهد: قاره اروپا درحالمواجهه همزمان با چالشهای داخلی و فشارهای خارجی است.
اروپا در میانه تحولات همزمان امنیتی، اقتصادی و سیاسی قرار گرفته است؛ تحولاتی که از ادامه جنگ اوکراین و بازتعریف نقش سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در امنیت قاره آغاز میشود و تا فشارهای معیشتی، رشد جریانهای ملیگرا و تلاش برای بازتنظیم روابط فراآتلانتیک امتداد مییابد. پیامدهای جنگ، سیاستهای انرژی، چالش مهاجرت و رقابتهای فناورانه، اروپا را در موقعیتی قرار داده که ناگزیر از بازاندیشی در اولویتهای راهبردی خود است. ایندوره را میتوان نقطهعطفی دانست که در آن، همزمان انسجام داخلی و جایگاه جهانی اروپا درمعرض آزمونی تعیینکننده قرار گرفته است. بهگزارش ایرنا؛ جنگ اوکراین همچنان مهمترین محور دستورکار سیاسی و امنیتی اروپا باقی مانده است. هرچند در برخی مقاطع خطوط درگیری تغییرات محدودی داشته، کشورهای اروپایی به حمایت نظامی و مالی از کییف ادامه دادهاند و بر تعهدات پیشین خود تأکید کردهاند. درعینحال، افزایش بودجههای دفاعی در چند کشور عضو اتحادیه اروپا بیانگر نگرانی از تداوم بیثباتی منطقهای و آینده تضمینهای امنیتی خارجی است. بااینحال، در داخل اروپا بحثهایی درباره هزینههای اقتصادی تداوم حمایت از اوکراین و خطر گسترش درگیری شکل گرفته است. افکارعمومی در برخی کشورها نشانههایی از خستگی نسبت به پیامدهای تحریمها و اختلالات انرژی بروز داده است. همزمان، گفتوگوهایی درباره امکان رسیدن به راهحل سیاسی مطرح شده، هرچند میان رهبران اروپایی درباره شرایط و زمانبندی چنین روندی اختلافنظر وجود دارد. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز با تقویت حضور نظامی در جناح شرقی بهویژه در کشورهای بالتیک و لهستان، بر رویکرد بازدارندگی تأکید کرده است. بااینحال، بحث درباره خودمختاری راهبردی اروپا و میزان اتکا به آمریکا در حوزه امنیتی، در محافل سیاسی پررنگتر شده است. ازنظر اقتصادی، اروپا رشد ملایمی را تجربه کرده، اما با چالشهای ساختاری روبهروست. تورم نسبت به سالهای قبل کاهش یافته، اما در برخی کشورها همچنان بالا باقی مانده است. اقتصادهای جنوب اروپا با بدهیهای سنگین دستوپنجه نرم میکنند و تولید صنعتی در اقتصادهای بزرگ مانند آلمان نشانههایی از کندی بروز داده است. در حوزه انرژی، اروپا مسیر فاصلهگیری از منابع روسی را ادامه داده و سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و واردات گاز طبیعی مایع از منابع متنوع را افزایش داده است. هرچند این سیاست وابستگی را کاهش داده، اما در کوتاهمدت هزینههای بالاتری برای مصرفکنندگان و صنایع بههمراه داشته است. بانک مرکزی اروپا نیز تلاش کرده میان کنترل تورم و جلوگیری از رکود اقتصادی توازن برقرار کند. درهمینحال، اعتصابهای کارگری در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان و بریتانیا بیانگر نارضایتی اجتماعی از هزینههای زندگی و رکود دستمزدها بوده است. درطول ایندوره، چندین کشور اروپایی شاهد انتخابات یا تغییرات ائتلافی بودهاند. در برخی کشورها احزاب ملیگرا و راستگرا نفوذ بیشتری در پارلمانها پیدا کردهاند که بازتابی از نگرانیهای عمومی درباره مهاجرت، تورم و حاکمیت ملی است. در فرانسه، اصلاحات بازنشستگی و سیاستهای اقتصادی دولت با اعتراضهای اجتماعی همراه بوده است. در آلمان، مذاکرات ائتلافی و بحث درباره سیاست انرژی و هزینههای دفاعی شدت گرفته است. بریتانیا نیز در چارچوب روابط پسابرگزیت، گفتوگوهایی با اتحادیه اروپا برای کاهش تنشهای تجاری و تنظیم همکاریهای جدید انجام داده است که نشانهای از رویکردی عملگرایانهتر در روابط لندن و بروکسل است. مهاجرت همچنان یکی از موضوعات حساس اروپا بوده است. افزایش ورود مهاجران از شمال آفریقا و خاورمیانه باعث بحثهای تازه درباره تقسیم مسئولیت میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا شده است. کمیسیون اروپا طرحهایی برای تقویت مدیریت مرزها و اصلاح نظام پناهندگی ارائه کرده است. در بسیاری از کشورها، موضوع هویت ملی و سیاستهای ادغام مهاجران به موضوعی مناقشهبرانگیز تبدیل شده و موجب قطبیشدن فضای سیاسی شده است. اتحادیه اروپا برنامههای گستردهای برای تقویت استقلال دیجیتال و صنعتی خود دنبال کرده است. سرمایهگذاری در تولید نیمههادیها، تنظیم مقررات هوش مصنوعی و کاهش وابستگی به زنجیرههای تأمین خارجی در دستورکار قرار گرفته است. در حوزه دفاعی نیز ابتکارهای مشترک برای خرید تسلیحات و توسعه سامانههای پیشرفته نظامی مطرح شده است. همزمان «توافق سبز اروپا» همچنان چارچوب سیاستهای اقلیمی اتحادیه را شکل میدهد هرچند برخی بخشهای صنعتی نسبت به پیامدهای اقتصادی آن ابراز نگرانی کردهاند. اروپا تلاش کرده ضمن حفظ همسویی با آمریکا در موضوعات امنیتی، نقش مستقلتری در دیپلماسی جهانی ایفا کند. روابط با چین در عین همکاری اقتصادی، با احتیاط راهبردی همراه بوده است. همچنین اتحادیه اروپا بهدنبال گسترش روابط تجاری با آفریقا، آمریکایلاتین و آسیای جنوبشرقی بوده تا تنوع شرکای اقتصادی خود را افزایش دهد. در سالی که گذشت، اروپا درحالبازنگری در موقعیت راهبردی خود بوده است. جنگ اوکراین همچنان سیاست امنیتی را تحتتأثیر قرار داده، درحالیکه چالشهای اقتصادی و اجتماعی انسجام داخلی را آزموده است. روندهای سال گذشته نشان میدهد اروپا درتلاش برای یافتن توازن میان حفظ اتحاد فراآتلانتیک و تقویت استقلال راهبردی خود است. توانایی رهبران اروپایی در مدیریت شکافهای داخلی و پاسخ به مطالبات شهروندان، تعیینکننده مسیر آینده این قاره خواهد بود. اندیشکده «شورای آتلانتیک» سیاستهای «دونالد ترامپ» در قبال اروپا را نوعی «شوکدرمانی» دانست که موجب بیثباتی و تنش در روابط فراآتلانتیک شده، اما قاره سبز را به اتخاذ تصمیمات مهم و دیرهنگام در حوزه دفاع، تجارت و خودمختاری راهبردی وادار کرده است. این اتاقفکر آمریکایی در تحلیل خود عنوان داشت: یک مقام ارشد اروپایی که هفته گذشته برای اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس حضور داشت، رویکرد رئیسجمهور آمریکا «دونالد ترامپ» نسبت به اروپا را «شوکدرمانی» توصیف میکند. بهگفته این مقام، پس از تحمل چنددوره سخت در سال نخست دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ (در موضوع اوکراین، تعرفهها، آنچه اروپا «محو تمدنی» مینامد و مسئله گرینلند) حال شرایط اروپای همچون یک بیمار متزلزل اما قویترازقبل است. طبق این تحلیل، نشست سالانه مجمع جهانی اقتصاد در داووس باردیگر به صحنهای برای بازتاب تحولات ژئوپلیتیکی و اقتصادی جهان تبدیل شد؛ تحولاتی که اینبار بیشازهرچیز تحتتأثیر سیاستهای دولت دونالد ترامپ قرار داشت. بسیاری از مقامات اروپایی رویکرد ترامپ نسبت به اروپا را فرآیندی دردناک و بیثباتکننده میدانند که درعینحال اروپا را به بازنگری اساسی در سیاستها واداشت. دونالد ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود با اتخاذ سیاستهای سختگیرانه در حوزه امنیت، تجارت و روابط فراآتلانتیک، اروپا را با مجموعهای از بحرانها مواجه کرده است. از فشار بر اروپا در موضوع اوکراین تا اعمال تعرفههای تجاری، انتقاد از وضعیت تمدنی اروپا و حتی موضوع گرینلند، همگی بهعنوان شوکهایی تلقی میشوند که بنیانهای همکاری سنتی اروپا و آمریکا را بهچالش کشیدهاند. اگرچه این سیاستها باعث بیثباتی و نگرانی در اروپا شدهاند، اما بسیاری از رهبران اروپایی معتقدند این فشارها به تقویت توان راهبردی قاره منجر شده است. بهنوشته شورای آتلانتیک، اروپا سالها با مشکلات ساختاری همچون کاهش رقابتپذیری اقتصادی، وابستگی به آمریکا در حوزه امنیتی و نبود وحدت سیاسی کافی مواجه بوده است. اینعوامل باعث شد که اروپا نتواند ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی خود را به نفوذ ژئوپلیتیکی مؤثر تبدیل کند. اکنون رهبران اروپایی بهایننتیجه رسیدهاند که در قبال سیاستهای جدید آمریکا، ادامه وضعیت موجود بهمعنای ازدستدادن جایگاه جهانی است و بههمیندلیل نیاز به اصلاحات بنیادین وجود دارد. طبق تحلیل این اتاقفکر آمریکایی، یکی از پیامدهای مهم سیاستهای ترامپ، افزایش همگرایی سیاسی در داخل اتحادیه اروپا بوده است. بحران گرینلند، هرچند درنهایت فروکش کرد، اما موجب اتحاد بیسابقه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، حتی احزاب راستگرای حامی ترامپ در قاره سبز، شد. برگزاری نشست اضطراری رهبران اتحادیه اروپا در بروکسل نیز عزم جدی اروپا برای افزایش مقاومت در برابر فشارهای آمریکا را نشان داد. در داووس، «مارک کارنی» نخستوزیر کانادا، از یک «گسست» در نظم جهانی سخن گفت و تأکید کرد که قدرتهای بزرگ از ابزارهای اقتصادی مانند تعرفهها، زیرساختهای مالی و زنجیرههای تأمین بهعنوان سلاح استفاده میکنند. این دیدگاه نشاندهنده تغییر پارادایم در روابط بینالملل است بهاینصورتکه ادغام اقتصادی دیگر تنها منبع همکاری نیست، بلکه میتواند به ابزار سلطه تبدیل شود.