خطر نادیدهگرفتن منشأ بحران ناترازی گاز
بررسیها نشان داده که دهکهای پایین هرمترمربع گاز بیشتری میسوزانند؛ نه از سر اسراف؛ بلکه بهدلیل تجهیزات فرسودهای که سیاستگذاری سالها نادیده گرفته است. بهگزارش محمدحسین سیفاللهی مقدم (مهر)؛ گاز طبیعی امروز مهمترین حامل انرژی کشور است؛ بهگونهایکه حدود ۷۰ درصد مصرف انرژی ایران به این حامل وابسته است. اولویت تأمین گاز برای بخش خانگی و صنایع کوچک در سالهای اخیر، باعث شده صنایع مولد بزرگ و نیروگاهها نخستین قربانیان ناترازی باشند. آمارهای رسمی ازجمله گزارشهای وزارت صنعت، معدن و تجارت و موسسه مطالعات بینالمللی انرژی نشان میدهد میانگین ناترازی روزانه از ۱۵۵ میلیونمترمکعب در ۱۳۹۹ به ۱۸۹ میلیونمترمکعب در ۱۴۰۳ افزایش یافته و در زمستان به بیش از ۳۰۰ میلیونمترمکعب میرسد. برآوردهای کارشناسی نشان میدهد ناترازی گاز سالانه حداقل ۱۶ میلیارددلار زیان به اقتصاد تحمیل میکند؛ از مازوتسوزی نیروگاهها گرفته تا توقف خطوط تولید فولاد و پتروشیمی و ازدسترفتن بازارهای صادراتی. در فضای عمومی، گاه چنین القا میشود که ناترازی نتیجه مصرف لوکس دهکهای بالا است؛ اما یافتههای کارشناسی نشان میدهد تفاوت معناداری میان میانگین مصرف دهکها وجود ندارد و حتی شیب مصرف با افزایش رفاه، بهجز دهک دهم، اندکی کاهشی است. بررسی نسبت «مصرف بهازای هرمترمربع» تصویر روشنتری میدهد. دهکهای پایین برای گرمایش هرمترمربع زیربنا حدود ۲۳ مترمکعب گاز مصرف میکنند، درحالیکه اینعدد در دهک دهم حدود ۱۷ مترمکعب است. این فاصله نه به ولخرجی، بلکه به فرسودگی تجهیزات و ضعف عایقبندی محیط بازمیگردد. وجود حدود ۱۵ میلیون بخاری کمبازده که هرکدام روزانه نزدیک به ۱۲ مترمکعب گاز میسوزانند، نشانهای از همین مشکل ساختاری است. درمقابل، تمرکز صرف بر پویشهای کاهش دودرجهای دما، اگرچه در یک طرح آزمایشی به صرفهجویی متوسط ۱.۹۳ مترمکعب در روز برای هر مشترک انجامید، اما این صرفهجویی رفتاری پایدار نیست. رفتار انسانی تابع عادت و شرایط روحی است؛ اما تجهیزات نو، هرروز و بیوقفه صرفهجویی ایجاد میکنند؛ صرفهجویی پایدار و مستمر؛ لذا ریشه عمده هدررفت گاز در بخش خانگی به وسایل گرمایشی غیر بهینه بازمیگردد، نه صرفاً به رفتار مصرفکننده. درچنینشرایطی، سیاستگذار بهجای تکیه انحصاری بر توسعه میادین که به ۱۰ تا ۲۰ سال زمان و بیش از ۷۰ میلیارددلار سرمایهگذاری نیاز دارد، بهسمت مدیریت تقاضا حرکت کرده است. طرح «کارور گاز» مبتنیبر ماده ۴۶ برنامه هفتم توسعه، با هدف بهینهسازی مصرف خانگی و تأمین مالی ازطریق فروش گواهیهای صرفهجویی در بورس انرژی، تلاش میکند بازی را تغییر دهد. براساس تحلیلهای فنی سند تراز گاز کشور، اینطرح درصورت اجرای کامل میتواند تا ۱۹۷ میلیونمترمکعب در روز در فصل سرد گاز آزاد کند؛ رقمی که عملاً کل ناترازی متوسط فعلی را پوشش میدهد. نکته مهم آناستکه هزینه آزادسازی هر واحد گاز از مسیر بهینهسازی حدود ۷۵ درصد کمتر از هزینه تولید جدید برآورد میشود. تأمین مالی اینطرح نیز بر دوش دولت نیست. شرکتهای کارور با سرمایهگذاری حدود ۲۰ میلیارددلار وارد میشوند و از محل صرفهجویی محققشده، بازگشت سرمایه خواهند داشت. این یعنی کاهش فشار بر بودجه عمومی و درعینحال عدم تحمیل هزینه مستقیم به مردم. نوسازی وسایل گرمایشی، عایقبندی ساختمانها و نصب کنتورهای هوشمند، علاوهبر صرفهجویی پایدار، اشتغال گستردهای در زنجیره تولید و خدمات ایجاد میکند. اهمیت اینمسیر زمانی دوچندان میشود که بدانیم بهدلیل ناترازی، سالانه حدود ۶۰ میلیونمترمکعب گاز تزریقی به مخازن نفتی از دست میرود؛ موضوعی که طبق گزارش مدیریت برنامهریزی تلفیقی شرکت ملی نفت، فرصت افزایش ۱۶.۳ میلیارد بشکهای ذخایر قابلبرداشت را تهدید میکند. درسویدیگر، صنایع نیز بهای این ناترازی را میپردازند. محدودیت گازی در زمستان ۱۴۰۳ بهطورمتوسط ۵۵ درصد بوده و مجموع عدمالنفع ناشی از محدودیت گاز و برق طبق برآورد رسمی، به بیش از ۳۰۳ هزارمیلیاردتومان رسیده است. کاهش تولید فولاد، افت صادرات پتروشیمی و تشدید آلودگی ناشی از مصرف سوخت مایع در نیروگاهها، همگی زنجیرهای از پیامدهای این ناترازی است. افزایش تولید گاز و فشارافزایی اقدامی ضروری است اما کافی نیست. اگر مدیریت تقاضا و بهینهسازی مصرف بهویژه در بخش خانگی بهجد و با محوریت بخش خصوصی اجرا نشود، شکاف پیشبینیشده ۶۰۰ میلیونمترمکعبی در افق ۱۴۱۰ میتواند به گرهای اقتصادی و حتی امنیتی بدل شود.