• شماره 3578 -
  • 1404 يکشنبه 3 اسفند

ذره‌بین

غزه؛ دروازه تحول افکارعمومی در غرب

جنگ غزه که با حمایت گسترده سیاسی و رسانه‌ای غرب از اسرائیل آغاز شد، به‌سرعت با افشاگری حقایق میدانی، دگرگون گشت. آشکارشدن جانب‌داری رسانه‌ها و استانداردهای دوگانه دولت‌های غربی، یک «شورش افکارعمومی» را، به‌ویژه در میان نسل جوان، رقم زد. این تحول، نه‌تنها روایت فلسطین را تقویت کرد، بلکه شکافی عمیق در اعتبار غرب و احزاب سیاسی آن ایجاد نمود. به‌گزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ در روزهای اول جنگ غزه، اسرائیل فرصتی برای جلب حمایت گسترده جهانی (در سطوح سیاسی و افکارعمومی غرب) بهره‌مند شد. روایت یک‌سویه «حمله تروریستی علیه غیرنظامیان اسرائیلی» بر رسانه‌های عمده غربی مسلط بود. بااین‌حال، اوضاع خیلی‌زود به میدان کارزار مردمی گسترده‌تری تبدیل شد؛ کارزاری که پس از آشکارشدن جانب‌داری رسانه‌ها و گفتمان سیاسی غربِ حامی اسرائیل شدت گرفت. درنتیجه، این جنگ به نقطه‌عطفی در افکارعمومی غرب و به بازاندیشی در ارزش‌های غربی (‌در پرتو مواضع سیاسی و عملکرد رسانه‌های بزرگ) تبدیل شده است.

موضع سیاسی غرب در قبال مقاومت فلسطینی‌ها در قبال اسرائیل طی سال‌های اخیر به‌گونه‌ای شکل‌گرفته که مسئله فلسطین را اغلب در چارچوب «بحران انسانی» و نه یک مسئله سیاسی-ملی تعریف می‌کند. این‌رویکرد از دهه ۲۰۰۰ و پس از پیروزی حماس در انتخابات ۲۰۰۶ و تسلط آن بر غزه شدت گرفت و باعث شد شعار «راه‌حل دو دولتی» عملاً از گفتمان رسمی غرب کمرنگ شود. دراین‌چارچوب، غرب کوشیده بُعد ملی و آزادی‌بخش مبارزات فلسطینیان را حذف کرده و آن‌را به سطحی صرفاً انسانی تنزل دهد؛ درحالی‌که مشروعیت‌نداشتن اشغالگری رژیم اسرائیل را به‌رسمیت می‌شناسد اما سیاست خود را عملاً به صدور بیانیه‌های انتقادیِ غیرالزام‌آور محدود می‌سازد. این‌روند «انسانی‌سازی» باعث شده دولت‌های غربی برای توجیه تناقض‌های رویکرد خود، بر کمک‌های انسان‌دوستانه به فلسطینیان تأکید و از پرداختن به ابعاد سیاسی اشغالگری اسرائیل پرهیز نمایند. این دیدگاه همچنین زمینه را برای حمایت غرب از جنگ اسرائیل در غزه (به‌ویژه پس از عملیات «طوفان الاقصی») فراهم کرده و حساسیت دولت‌های غربی نسبت به هرگونه همبستگی سیاسی با غزه را افزایش داده است. از دید این دولت‌ها، پیونددادن رخداد ۷ اکتبر با اشغالگری می‌تواند مفهوم مقاومت را در افکارعمومی مشروع سازد و همبستگی انسانی را به همبستگی سیاسی ضداشغالگری تبدیل کند؛ تحولی که برای آن‌ها نگران‌کننده است. تجربه نظرسنجی‌ها نیز حاکی‌ازآن‌است‌که افکارعمومی غرب زمانی بیشتر دگرگون می‌شود که فلسطینیان نه صرفاً قربانی؛ بلکه کنشگرانی مقاوم دیده شوند. دراین‌دور از مقاومت فلسطینی، روایات به محور اصلی بحث در افکارعمومی غرب تبدیل شدند و روایت اسرائیلی در روزهای اول جنگ از حمایت گسترده‌ای در سطوح سیاسی، حزبی و رسانه‌های سنتی برخوردار شد. واکنش عمومی غرب را می‌توان به دو مرحله و دو گرایش اصلی تقسیم کرد: در مرحله اول، روایت اسرائیل حاکم بود و افکارعمومی حامی فلسطین، بیشتر بر سابقه طولانی نقض‌ اسرائیلی که به رویداد ۷ اکتبر انجامید، تمرکز داشتند تا بر خود آن حادثه. صدای حامیان فلسطین به‌دلیل گفتمان سخت‌گیرانه رسانه‌ای و سیاسی غرب که تلاش می‌کرد بستر تاریخی حمله را نادیده بگیرد، در محاصره بود. رسانه‌ها حتی از خبرنگاران می‌خواستند که حمله را به تاریخ اشغال اسرائیل مرتبط نکنند. در مرحله دوم، با آشکارشدن واقعیت و ماهیت جنگ نسل‌کشی اسرائیل در غزه و تجاوز به همه مرزهای انسانی و غیرنظامی، ماهیت شوم روایت اسرائیلی برملا شد. کشتار بی‌رحمانه فلسطینی‌ها، زمینه‌ای برای روایت جایگزین حامیان فلسطین ایجاد کرد که فراتر از حادثه ۷ اکتبر بود. این تحول انسانی، همبستگی مردمی با فلسطینی‌ها را تقویت کرد و باعث آشفتگی سیاسی در غرب شد؛ دولت‌ها و احزاب سعی کردند موضع حمایتی خود از اسرائیل را حفظ کنند، درعین‌حال ابتکارات انسانی، مانند کمک مالی و درخواست آتش‌بس‌های محدود را نیز لحاظ کردند. این تغییر در افکارعمومی نشانه قدرت روایت انسانی در تضعیف روایت سیاسی و رسانه‌ای غالب و تأثیر آن بر سیاست‌گذاری غرب است. شکل‌گیری افکارعمومی در مسائل سیاست خارجی عمدتاً تحت‌تأثیر سه عامل است: حقایق، ارزش‌ها و هویت که دراین‌میان نقش حقایق بسیار تعیین‌کننده است. در روزهای اول جنگ، رسانه‌های عمده غرب روایت خود را بر همدردی با اسرائیل و نادیده‌گرفتن فلسطینی‌ها بنا کرده بودند اما با آشکارشدن ماهیت واقعی جنگ اسرائیل، این‌رویکرد به خشم عمومی انجامید؛ نمونه آن برگزاری اولین تظاهرات همبستگی با غزه در لندن مقابل ساختمان بی‌بی‌سی بود. این سوگیری آشکار رسانه‌ای اعتماد مردم به رسانه‌های سنتی را به‌شدت کاهش داد به‌گونه‌ای‌که تنها 10روز پس از آغاز جنگ، همدلی نسل جوان بریتانیا با فلسطینیان حدود چهاربرابر همدلی آن‌ها با اسرائیلی‌ها بود. جانب‌داری صریح دولت‌های غربی از اسرائیل و بازتاب آن در رسانه‌های بزرگ، محرک اصلی شکل‌گیری افکارعمومی حامی غزه بود. درمقابل، رسانه‌های اجتماعی و «صفحه‌های کوچک» منابع متنوعی برای اطلاع‌رسانی فراهم کردند. رسانه‌های سنتی با بحران اخلاقی بی‌سابقه روبه‌رو شدند. شبکه BBC در روزهای اولیه، روایت اسرائیل را ‌شدیداً جانب‌دارانه پوشش داد و خبر «کشته‌شدن ۱۴۰۰ اسرائیلی» را به‌مدت ۲۳روز متوالی برجسته کرد؛ درحالی‌که تلفات فلسطینیان بیش از ۷۰۰۰ نفر بود. این‌شیوه پوشش خبری موج گسترده از انتقادات را برانگیخت و موجب شد نسل جوان واکنش شدیدی نسبت به این جانب‌داری رسانه‌ای نشان دهد. این‌روند نشان داده چگونه حقایق و سوگیری رسانه‌ای می‌توانند جهت‌گیری افکارعمومی را تغییر داده و «شورش افکارعمومی» را به‌ویژه در میان جوانان درپی داشته باشند. با وجود حمایت رسمی قاطع غرب از جنگ اسرائیل علیه غزه، فشار افکارعمومی موجب برخی تغییرات موضع‌گیری‌ها شد. مثلاً فرانسه و اسپانیا به قطعنامه سازمان ملل برای آتش‌بس رأی مثبت دادند و گفتمان پاریس به توقف کشتار زنان و کودکان توسط اسرائیل گرایش ‌یافت. این تغییر ناشی از بالاترین میزان همدردی با فلسطینی‌ها در میان افکارعمومی فرانسه (۴۷درصد) نسبت به سایر کشورهای اروپایی بود. اگرچه این همدردی گسترده هنوز به تأثیر سیاسی مستقیم تبدیل نشده زیرا مسئله فلسطین در بیشتر جوامع دموکراتیک غربی موضوع محلی و اولویت انتخاباتی نیست اما همین حمایت و همبستگی افق تحولات سیاسی جدیدی را پیش‌روی سیاست غرب باز می‌کند: نخست، حمایت افراطی احزاب از جنگ اسرائیل که اصول سنتی گفتمان غرب درباره راه‌حل مسالمت‌آمیز را زیرسؤال می‌برد؛ و دوم، فاصله‌گرفتن احزاب چپ از بدنه مردمی خود که با تأیید یا سکوت در برابر کشتار فلسطینی‌ها، بحران و شکاف در صفوف چپ اروپایی را آشکار ساخته است.

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
هفته نامه سرافرازان
ویژه نامه
بالای صفحه