چشمانداز
آینده معدن با انرژی پاک!
توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در صنعت معدن، از کاهش هزینه و انتشار کربن فراتر رفته و به عاملی در افزایش رقابتپذیری معادن و توسعه اقتصادی مناطق محروم تبدیل شده. بهگزارش مهر؛ ازیکسو، توسعه خودروهای برقی، نیروگاههای خورشیدی، توربینهای بادی و سامانههای ذخیرهسازی انرژی، تقاضا برای مواد معدنی راهبردی مانند مس، نیکل، کبالت و لیتیوم را بهشکل بیسابقهای افزایش داده است. ازسویدیگر، خود صنعت معدن یکی از انرژیبرترین صنایع جهان محسوب میشود و سهم قابلتوجهی در انتشار گازهای گلخانهای دارد. همین دوگانگی، انرژیهای تجدیدپذیر را از یک گزینه زیستمحیطی به یک ضرورت راهبردی برای آینده معدن تبدیل کرده است.
گزارش سال ۲۰۲۶ مجمع بیندولتی معدن (IGF) نشان میدهد که زیرساختهای انرژی تجدیدپذیر دیگر صرفاً ابزاری برای کاهش انتشار کربن نیستند، بلکه میتوانند به یکی از مهمترین پیشرانهای توسعه اقتصادی، تابآوری اجتماعی و تحول ساختاری مناطق معدنی تبدیل شوند. ماهیت عملیات معدنی باعث شده که تقریباً تمامی مراحل زنجیره ارزش از اکتشاف و استخراج گرفته تا خردایش، فرآوری، ذوب و پالایش، وابستگی مستقیمی به انرژی داشته باشند. در بسیاری از معادن، بهویژه معادن دورافتاده، تولید برق همچنان برپایه دیزل یا سوختهای فسیلی انجام میشود که علاوهبر هزینههای بالا، معدن را در برابر نوسانات قیمت سوخت و اختلالات زنجیره تأمین آسیبپذیر میکند. گزارش مجمع بیندولتی معدن بیانگر آناستکه کاهش عیار ذخایر معدنی در جهان نیز مصرف انرژی را بهطورمستمر افزایش خواهد داد و درنتیجه مدیریت انرژی به یکی از مهمترین عوامل رقابتپذیری معادن تبدیل میشود. در همین چارچوب، استفاده از نیروگاههای خورشیدی، بادی و سامانههای هیبریدی همراه با ذخیرهسازی انرژی، علاوهبر کاهش انتشار کربن، هزینه تولید را نیز کاهش میدهد و وابستگی معدن به سوختهای وارداتی را محدود میکند. دادههای گزارش مذکور نشان میدهد که تنها بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ انتشار کربن مستقیم و غیرمستقیم معادن مس جهان بیش از پنجدرصد کاهش یافته که بخش عمده آن ناشی از قراردادهای خرید برق تجدیدپذیر بوده است. یکی از مهمترین یافتههای گزارش، گستردگی حوزههایی است که قابلیت استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر را دارند. این تحول محدود به تولید برق نیست، بلکه تقریباً تمام فرایندهای معدنی را دربرمیگیرد. برهمیناساس، در مرحله استخراج، تجهیزات حفاری، پمپهای آب، سامانههای تهویه و ماشینآلات میتوانند با برق تولیدشده از نیروگاههای خورشیدی یا بادی فعالیت کنند. در بخش حملونقل، کامیونهای دیزلی بهتدریج جای خود را به ناوگان برقی یا سوختهای زیستی میدهند. در مرحله فرآوری نیز استفاده از هیدروژن سبز، کورههای قوس الکتریکی، دیگهای برقی، بیوگاز و فناوریهای ذخیره حرارتی امکان کاهش مصرف سوختهای فسیلی را فراهم میکند. گزارش تأکید میکند که هرچه سهم برق در فرایند بیشتر باشد، جایگزینی انرژی تجدیدپذیر با سهولت بیشتر انجام میشود. در کنار این فناوریها، مدل عملیاتی معادن نیز درحالتغییر است. درهمینراستا، بهجای تولید مداوم و بدون انعطاف، معادن آینده بخشی از فعالیتهای انرژیبر خود را با زمان اوج تولید انرژی خورشیدی یا بادی هماهنگ خواهند کرد که چنین تغییری مستلزم استفاده گسترده از سامانههای مدیریت هوشمند انرژی و ذخیرهسازی برق است. شاید مهمترین نوآوریها در بخش معدن، تغییر نگاه به زیرساخت انرژی معدن باشد. در الگوی سنتی، نیروگاه احداثشده در معدن تنها برای تأمین نیاز همان معدن طراحی میشد، اما گزارش مجمع بیندولتی معدن پیشنهاد میکند که این زیرساخت باید به دارایی مشترک منطقه تبدیل شود. بخش قابلتوجهی از معادن جهان در مناطق دورافتاده و فاقد دسترسی مناسب به شبکه برق قرار دارند. همین ویژگی باعث میشود سرمایهگذاری دراینبخش بتواند نقشی فراتر برای ایجاد نیروگاههای تجدیدپذیر ایفا کند. بهعبارتدیگر، این نیروگاهها پس از تأمین نیاز معدن، برق مازاد خود را دراختیار روستاها، مراکز درمانی، مدارس و کسبوکارهای محلی قرار دهند. چنین رویکردی علاوهبر کاهش فقر انرژی، زمینه توسعه صنایع کوچک، خدمات دیجیتال، زنجیره سرد محصولات کشاورزی و اشتغال پایدار را نیز فراهم میکند. گزارش نمونههایی از جمهوری دموکراتیک کنگو و کلمبیا را ارائه میکند که در آنها زیرساختهای تجدیدپذیر احداثشده برای معادن، بهمرور به بخشی از زیرساخت عمومی مناطق پیرامونی تبدیل شدهاند. توسعه انرژیهای تجدیدپذیر صرفاً به نصب پنل خورشیدی یا توربین بادی محدود نمیشود. کارشناسان تأکید میکنند موفقیت این گذار وابسته به ایجاد سرمایه انسانی جدید است. نصب، بهرهبرداری، تعمیرات، مدیریت سامانههای هوشمند، تحلیل دادههای انرژی و نگهداری تجهیزات، همگی نیازمند مهارتهایی هستند که در بسیاری از کشورهای معدنی هنوز بهاندازهکافی توسعه نیافتهاند. بههمیندلیل، متخصصان بر بازنگری برنامههای آموزشی، توسعه آموزشهای فنیوحرفهای، ارتقای سواد دیجیتال و اقلیمی و ایجاد مسیرهای مهارتآموزی برای زنان، جوانان و گروههای کمتربرخوردار تأکید میکنند. این مهارتها تنها به بخش انرژی محدود نمیشوند، بلکه میتوانند زمینه توسعه فعالیتهای اقتصادی جدید در مناطق معدنی را فراهم سازند. از نقاط عطف تحولات فناورانه بخش معدن، نگاه بلندمدت به زیرساختهای انرژی است. برخلاف بسیاری از داراییهای مربوط به معدن که با پایان استخراج بلااستفاده میشوند، نیروگاههای تجدیدپذیر میتوانند پس از تعطیلی معدن نیز به فعالیت خود ادامه دهند. برخی نمونههای معرفیشده در گزارش مجمع بیندولتی معدن در کانادا و آلمان مبین آناستکه اراضی معادن متروکه به نیروگاههای خورشیدی و بادی تبدیل شدهاند و همچنان برای جوامع محلی برق و درآمد تولید میکنند. اینرویکرد، مفهوم تعطیلی معدن را از پایان یک فعالیت اقتصادی به آغاز مرحلهای جدید از توسعه منطقهای تبدیل میکند و هزینههای اجتماعی تعطیلی معادن را کاهش میدهد. کارشناسان براینباورند موفقیت این تحول بیشازآنکه به فناوری وابسته باشد، به کیفیت سیاستگذاری بستگی دارد. در بسیاری کشورها، سیاستهای معدن، انرژی، محیطزیست و توسعه منطقهای هنوز بهصورت جداگانه طراحی میشوند و همینمسئله مانع بهرهبرداری کامل از ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر شده است. براساس توصیههای ارائهشده ازسوی متخصصان، دولتها باید مقررات اشتراک زیرساخت انرژی، اتصال معادن به شبکه، مشارکت بخش خصوصی، توسعه آموزشهای تخصصی، برنامهریزی پس از تعطیلی معدن و سازوکارهای تشویقی سرمایهگذاری را یکپارچه طراحی کنند. درنهایت، انرژیهای تجدیدپذیر در بخش معدن دیگر صرفاً ابزاری برای کاهش انتشار کربن یا عمل به تعهدات اقلیمی نیستند.