بازی درست جمهوری اسلامی در میانه بحرانها
مرور مستندات و اخبار رسمی طی یکسال دیپلماسی در وزارت امور خارجه، تصویری از دیپلماسی چندجبههای و پرتلاشی را ترسیم و روایت میکند که با وجود همه محدودیتها، در تکاپوی اینبودکه در مسیر صیانت از منافع ملی، هرآناندازه که مقدور است، فضا را برای بازی درست ایران گسترده و با مدیریت بحران از گسترش بیشتر آن جلوگیری کند. بهگزارش لیلا واحدی (ایرنا)؛ دولت درحالی دومینسال مسئولیت خود را آغاز کرد که از جنگی 12روزه سربلند بیرون آمده بود اما مسیری سخت پیشروی خود داشت.
دوم تیرماه سال گذشته و زمانیکه جنگ تحمیلی دوازدهروزه علیه ایران ازسوی رژیم اسرائیل و آمریکا بهپایان رسید و آتشبس برقرار شد، کسی در دستگاه دیپلماسی کشور این تصور را نداشت که بحران بهپایان رسیده است. شرایط اضطراری برای وزارت امور خارجه از همانروز آتشبس تا آغاز دور تازه جنگ در اسفندماه و بعد آتشبس ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت. جنگ تحمیلی دوم در اسفندماه سال گذشته نقطهعطف در زنجیرهای طولانی از فشارها بود؛ زنجیرهای که از احیای مکانیسم ماشه در شورای امنیت تا بحرانهای اجتماعی و سیاسی داخلی امتداد داشت. «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه، در بازخوانی ایندوره، مقطع ریاستجمهوری «مسعود پزشکیان» و وزارت خارجهاش را «بسیارسخت» توصیف کرد و به تلاقی همزمان چند بحران از درگیریهای منطقهای، جنگ ۱۲روزه، جنگ رمضان یا ۴۰روزه و تحولات داخلی دی، کنار تداوم مأموریتهای روتین و معمول سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی اشاره کرد. مرور مستندات و اخبار رسمی ایندوره، تصویری از دیپلماسی چندجبههای و پرتلاشی را ترسیم و روایت میکند که با وجود همه محدودیتها، در تکاپوی اینبودکه در صیانت از منافع ملی تا هرآناندازه که مقدور است، فضا را برای بازی درست ایران گسترده کرده و با مدیریت بحران از گسترش بیشتر آن جلوگیری کند. پایان جنگ دوازدهروزه علیه ایران، آغاز تغییری در نگرش بسیاری از کشورهای منطقه به موضوع امنیت بود و نقطهعطف این تغییر حمله رژیم اسرائیل به قطر در ۱۸ شهریور سال گذشته بود. بسیاری از پایتختهای غرب آسیا با این تلنگر مواجه شدند که مفهوم امنیت با حضور رژیم اسرائیل در منطقه و با وجود حمایت بیقیدوشرط آمریکا از این رژیم میتواند در کسریازثانیه از بین برود. درکی که عراقچی بعدها آنرا چنین صورتبندی کرد: جنگهای اخیر درکی دقیقتر در کشورهای منطقه ایجاد کرده مبنیبراینکه امنیت خلیجفارس باید دستهجمعی باشد، نه امنیتی متکی بر حضور نیروهای فرامنطقهای. دستگاه دیپلماسی ایران از پایان جنگ ۱۲روزه تا آغاز جنگ ۴۰روزه، باتمامتوان و قوا کوشید تا کشورهای منطقه را بیشازهرزمان دیگری به غیرواقعی بودن چتری که آمریکا مدعی گرفتن آن بر سر شیخنشینهای عرب است، آگاه سازد. تماسهای مکرر تلفنی، دیدارهای متعدد در پایتختهای اینکشورها و هشدارهایی که به آنها داده شد؛ نمونههایی از ایناقدامات بود. بعدها عراقچی در گفتوگویی اعلام کرد که در دیدار با یکی از سران کشورهای منطقه تأکید کرده است که درصورت استفاده آمریکا از پایگاههای اینکشورها علیه ایران، سرزمینهای میزبان این پایگاهها هم هدف مشروع تهران خواهند بود. موضوعی که شاید میزبان آن نشست، میزان جدیبودن آنرا نه در مقطع دیدار که بعدها در زمان جنگ ۴۰ روزه درک کرد. در بحبوحه تهدیدهای مکرر آمریکا، عراقچی با دهها مقام منطقهای و فرامنطقهای، از انگلیس و روسیه و چین تا عربستان، عمان، ترکیه، مصر و پاکستان، تماس گرفت تا هم نسبت به هرگونه اقدام ماجراجویانه هشدار دهد و هم اطمینان دهد ایران با همسایگان جنوبی خلیجفارس خصومتی ندارد. اینرویکرد در بیانیههای رسمی وزارت خارجه بازتاب یافت که بر خواست ایران برای روابطی دوستانه، مبتنیبر احترام متقابل و حسن همجواری با کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس تأکید میکرد. نتیجه ملموس این تکاپو، شکلگیری هماهنگیهای چندجانبهای بود؛ از رایزنیهای تلفنی کویت، قطر، اردن و عربستان درباره کاهش تنش و تضمین ایمنی دریانوردی تا طرحهای عراقی برای ایجاد سازوکارهای مشترک امنیتی میان ایران و عربستان. شاید فشردهترین و پرمخاطرهترین جبهه دیپلماسی ایران دراینیکسال، رویارویی با تروئیکای اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا) بر سر مکانیسم ماشه بود. از اواخر تابستان ۱۴۰۴، با نزدیکشدن مهلت استفاده از اینسازوکار، عراقچی در تماسهای فشرده با وزرای خارجه اروپایی و نیز سرگئی لاوروف (وزیر خارجه روسیه) این استدلال حقوقی و سیاسی را مطرح کرد که تروئیکای اروپایی، بهدلیل نقض تعهدات برجامی و همراهی با حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در سال ۲۰۲۵، صلاحیت حقوقی و اخلاقی لازم برای فعالسازی اسنپبک را ندارد. اینموضع با انتشار بیانیه مشترک ایران و روسیه نیز تقویت شد. تهران بهمنظور نشاندادن حسننیت خود در موضوع همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و با وجود بمباران تأسیسات هستهای خود ازسوی آمریکا، حاضر بهگفتوگو با این نهاد جهانی برای رسیدن به سازوکاری برای بازگشت بازرسان آژانس و آغاز همکاری دوباره شد. این حسننیت در قالب تفاهم قاهره و در تاریخ سهشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۳ بهامضای عراقچی و «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی رسید. این تفاهم بهگفته وزیر امور خارجه چارچوبی برای تداوم همکاری فنی محدود میان ایران و آژانس فراهم میکرد اما درهمانزمان عراقچی هشدار داد فعالسازی کامل سازوکار ماشه میتواند این تعاملات را مختل کند. برای فعال نشدن این مکانیسم رایزنیهای گستردهای در سطوح و پایتختهای مختلف صورت گرفت که شاید مهمترین آن در حاشیه نشست عمومی مجمع سازمان ملل در نیویورک بود. جاییکه اروپا با وجود تمایل خود برای عدم فعالسازی آن، نتوانست در برابر فشارهای آمریکا و لابی اسرائیل مقاومت کند. سرانجام حسننیت ایران ازسوی تروئیکای اروپایی درک نشد و ۶ مهر ۱۴۰۴ (مصادف با ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵) اروپاییها با وجود مخالفت تهران، مکانیسم ماشه را فعال کرده و مدعی بازگشت قطعنامههای تحریمی شورای امنیت علیه ایران شدند. با فعالسازی این مکانیسم، اروپا آخرین امکان خود برای نقشآفرینی دیپلماتیک در روندهای مربوط به ایران را از دست داد و پس از آن مقطع، تهران در هیچیکاز گفتوگوهای خود نامی از تروئیکا نبرد و «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه ایران هم در بسیاری از نشستهای خبری خود، تأکید کرد که اروپا بهواسطه اقدامات خود، امکان نقشآفرینی در موضوعات مرتبط با ایران را از دست داده است. در میانه تمامی این بحرانهای تدارک دیدهشده ازسوی غرب و رژیم اسرائیل برای ایران، وزارت امور خارجه اما نگاه به جهان را از زاویه دیگری هم دنبال میکرد؛ تلاش همزمان برای متنوعسازی روابط بینالملل خود. موضوعی که در بحبوحه فشارهای شدید دیپلماتیک بر ایران، محور برجسته دیپلماسی ایران در سال گذشته بود. حضور فعال ایران در بیستوپنجمین نشست سران سازمان همکاری شانگهای (اواخر شهریور ۱۴۰۴) و نیز حضور مستمر در نشستهای وزرای خارجه بریکس؛ ازجمله سفر عراقچی به هند برای نشست وزرای خارجه اینگروه، نشان داد دستگاه دیپلماسی همزمان روی دو ریل حرکت میکند؛ مدیریت بحران با غرب ازیکسو و تعمیق پیوند نهادی با قدرتهای شرقی و جنوب جهانی ازسویدیگر. تحمیل بحرانهای متنوع به تهران، بهمنظور تضعیف در همه حوزهها، گرچه از اهداف اعلامنشده آمریکا بود اما درک این سناریو ازسوی دستگاه دیپلماسی، سبب شد که وزارت امور خارجه با تقسیم مسئولیت و تلاش بیشتر بتواند ضمن مدیریت دیپلماسی در بحران، همزمان دیپلماسی همسایگی خود را هم پیش ببرد. رویکردی که هدف آن نه مدیریت تهدیدی مشخص، بلکه ایمنسازی پیرامون راهبردی ایران در بلندمدت بود. در حوزه همسایگان شرقی کشور، وزارت امور خارجه، پروندههای حساس افغانستان و پاکستان را با محوریت امنیت در مرزها، حقآبه ایران و مهاجران افغان پیش برد. گردهمایی کشورهای همسایه افغانستان، ۲۳ آذر سال گذشته بهمیزبانی تهران و با حضور نمایندگان ویژه امور افغانستان از کشورهای پاکستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، چین و روسیه در وزارت امور خارجه برگزار شد. ایننشست بهابتکار ایران و با هدف گفتوگوی سازنده منطقهای، نخستین نشست نمایندگان ویژه کشورهای همسایه افغانستان، بود. در مقطعی که تنش میان دو همسایه ایران، یعنی افغانستان و پاکستان تشدید شده بود؛ تهران کوشید این درگیری را تاحدامکان مدیریت کند. در حوزه مهم دیگر یعنی قفقاز نیز، مدیریت روابط با جمهوری آذربایجان یکی از آزمونهای مهم ایندوره بود. تنشهایی که در روابط دو کشور همسایه شکل گرفته بود، سرانجام ازطریق یک تماس تلفنی مستقیم در سطح روسای جمهور مهار شد؛ نمونهای که بهگفته عراقچی نشان داد تأثیر ارتباط مستقیم و کلامی رئیسجمهور میتواند تمام تنشهای موجود در روابط دو کشور را دگرگون کند؛ الگویی که پیشتر در بهبود روابط با اقلیم کردستان عراق نیز تجربه شده بود. پویایی دستگاه دیپلماسی در داخل مرزهای کشور همزمان با تمام فشارها و بحرانهای اشاره شده ادامه داشت و یکی از مهمترین نشانههای آن ابتکار «دیپلماسی استانی» بود؛ رویکردی که عراقچی آنرا یکی از تمایزهای اصلی دولت چهاردهم در سیاست خارجی میدانست و از همان روز نخست رأی اعتماد در مجلس بر آن تأکید ویژه داشت. براساس این الگو، استانداران و ظرفیتهای محلی شهرهای مرزی مستقیماً وارد تعامل با کشورهای همسایه شدند؛ رویکردی که بهگفته وزیر خارجه درابتدا با کجفهمی برخی مواجه شد و آنرا سفر تبلیغاتی تصور کردند اما بهتدریج بهعنوان مکملی برای دیپلماسی همسایگی جا افتاد. البته باید افزود که بهگفته خود وزیر خارجه، با وقوع جنگ، برگزاری همایشهای استانی با حضور سفرای کشورهای مختلف متوقف شد و قرار است در شرایط باثباتتر احیا شود.