• شماره 3713 -
  • 1405 شنبه 7 شهريور

یادداشت

از واقع‌نگاری تا شهود؛ چالش بازنمایی کربلا در هنر معاصر

واقعه کربلا از مهم‌ترین موضوعات موردتوجه هنرمندان ایران در رشته‌های مختلف بوده و هست. هنر عاشورایی می‌تواند بر مخاطب اثرگذار باشد و نقش ویژه‌ای برای بازخوانیِ اهداف عاشورا در زندگی مردم ایران و شیعیان بازی کند. یکی از سؤالاتی که ذهن هنرمند را به‌خود مشغول می‌دارد، این‌است‌که از چه زاویه‌ای باید به این واقعه نظر افکند تا اثر هنری مؤثر باشد؟ تکلیف هنرمند در روایت واقعه کربلا چیست؟ آیا واقعه کربلا را باید همچون مَقاتِل، واقع‌نگاری کرد؟ یا از یک زاویه دیگر به موضوع عاشورا نظر کرد و به آن پرداخت؟ واقع‌نگاری حتماً اهمیت دارد اما تاچه‌حد؟ تا کجا و چگونه باید به واقع‌نگاری پرداخت؟ در مَقاتل، تمام اتفاقات جزءبه‌جزء نوشته شده است. آیا هنرمند باید تمام واقعه کربلا را جزءبه‌جزء به‌تصویر بکشد؟ متن نوشتاری ویژگی‌ای دارد که در تصویر به آن شدت وجود ندارد. کلمه ازآن‌جهت‌که مجرد است، محدود نمی‌ماند و قابلیت تفصیل دارد. در متن نوشتاری، کلمات سیال هستند و ذهن انسان را به‌حرکت می‌آورد. تداعی معنا در کلمات بسیارگسترده و فعال است. مثلاً واژه «شهادت» در ذهنِ مخاطب، یک فرایند بینامتنی ایجاد می‌کند. مخاطب با دیدن این واژه، سابقه معنایی آن‌را در متون مختلف در ذهن خود پیگیری می‌کند. لذا فراتر از کلمات رفته و دایره وسیعی از معنا را فراهم می‌کند. آیا تصویر هم این قابلیت را دارد؟ اگر در یک اثر هنری، فردی در زیر سم اسب‌ها تصویر شود، چه‌نوع دلالتی را در ذهن ایجاد می‌کند؟ این تصویر، تداعی چه‌چیزی را دارد؟ این‌نوع از تصویرگری‌های واقع‌گرا، چالشِ هنرِ عاشورایی است؛ بنابراین در واقع‌نگاری کربلا، نیاز به دقتی است که تا کجا باید به تصویرگری پرداخت تا معنای حقیقی این واقعه حفظ شود. باید مراقب بود که شهادت شهدای کربلا، تبدیل به یک اتفاق دنیوی نشده و در نگاه مخاطب، به خون غلتیدن یک انسان، تنها فرجام اثر هنری نباشد. چنان‌که گفته شد، هنرمند می‌تواند از زوایای مختلف به واقعه کربلا توجه کند. واقع‌گرایی یکی‌ازآن‌هاست. می‌توان به آن‌بخش زیبای موردتوجه حضرت زینب‌(س) نیز اهتمام ورزید. آن‌بخش زیبای کربلا، شامل رستگاری شهیدان و احیای دین حضرت محمد‌(ص) است. جمله‌ای از زبان ایشان درمورد واقعه کربلا شهرت دارد که می‌تواند موردتوجه هنرمندان قرار گیرد. ایشان در توصیف واقعه کربلا در مقابل یزید فرمودند: «ما رأیتُ الا جمیلاً»؛ جز زیبایی چیزی ندیدم. برای واکاوی محتوای آن، یک سؤال این‌است‌که آیا این جمله، تنها واکنشی در مقابل یزید و دشمنان اهل‌بیت بوده است؟ آیا یک برداشت ذوقی برای ساکت‌کردن ظالمان بوده؟ یا ایشان به حقیقت، چنین‌چیزی را مشاهده فرموده‌اند؟ کیفیت پاسخ به این سؤال، می‌تواند دیدگاه هر مخاطبی را و ازجمله هنرمند را دربرخوردبا این واقعه مشخص کند. اگر مبنای تحلیل قرآن باشد، بارها در این مصحف شریف از رستگاری شهدا و کشته‌شدگان در راه خدا و متنعم‌بودن آنان نزد خداوند، ذکری به‌میان آمده است. لذا حضرت زینب‌(س) علی‌رغم‌آنکه در کربلا و قتلگاه شاهد آن نبرد سهمگین و خونین بوده‌اند، شهدا را در محضر الهی دیده و زیبایی این حضور را مشاهده فرموده‌اند. ازطرفی جوانمردانی را مشاهده کردند که جانشان را در طبق اخلاص قرار داده و نثار حق و حقیقت و انسانیت کردند. این‌است‌که داغ جانکاه کربلا بر ایشان سرد می‌شود و عهده‌دار ادامه این واقعه می‌شوند. حال‌که ایشان به‌جز زیبایی مشاهده نفرموده‌اند، تکلیف هنرمند چیست؟ زیباییِ واقعه کربلا بخشی است که همواره موردتوجه هنرمند بوده و هست. به‌نظر می‌رسد این زاویه از واقعه کربلا قابلیت بیشتری برای احقاق معنای حقیقی کربلا را دارد. اگر ملاک، فرمایش حضرت زینب‌(س) باشد، دیگر تصویرکردن مُقاتله و نبرد خونین هدف نیست. اگر هم این‌موضوع موردتوجه باشد، هنرمند با تمهیداتی وارد می‌شود، به‌طوری‌که ذهن مخاطب از این تصویر گذر و معنای دیگری را پیگیری کند. دراین‌نوع نگاه و برخورد هنری با عاشورا، اثر هنری در ذهن مخاطب ادامه پیدا می‌کند؛ یعنی فعالیت ذهن با اشارات و نشانه‌هایی که در اثر قرار می‌گیرد، تداوم پیدا کند و از این‌عرصه و از این معنا به عرصه و معنای دیگری حرکت می‌کند. تصویرکردن کشته‌شدن انسان‌های شریف، تنها هدفِ هنرمند نیست؛ که در نوع فضاسازی، گزینش عناصر تصویری و ترکیب‌بندی، اهداف و راه آنان و امید به عدالت الهی را پیگیری می‌کند و اثر هنری‌اش را به آینده پیوند می‌دهد.
حسین عصمتی/ مهر

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه