ذرهبین
واقعیاتی درباره جایگزینهای تنگه!
با تشدید تنشها در خلیجفارس و افزایش فشار بر تنگه هرمز، کشورهای منطقه بهفکر ایجاد مسیری جایگزین برای انتقال نفت و کالاهایشان افتادهاند. خطوط لوله جدید، بندرهای جایگزین و کریدورهای زمینی، راهحلی موقت و پرچالش بهنظر میرسند؛ اما آیا واقعاً میتوانند جایگزین تنگه هرمز شوند؟ بهگزارش مهر؛ بررسی دقیق نشان میدهد که هر مسیر جایگزین، وابستگی ژئوپلیتیک جدیدی ایجاد میکند؛ وابستگیهایی که نهتنها امنیت را تأمین نمیکنند؛ بلکه کشورهای منطقه را برابر تهدیدات تازهای آسیبپذیر میسازند.
۱. هزینههای گزاف و زمانبربودن ساخت خطوط لوله
ساخت خطوط لوله جایگزین، پروژهای بسیار پرهزینه و زمانبر است. برآوردها نشان میدهد بازتولید خط لوله شرق-غرب عربستان که نیازمند عبور از کوههای بازالت سخت حجاز است، اقلاً ۵میلیارددلار هزینه دارد. برای پروژههای پیچیدهتر مانند عراق به اردن، سوریه یا ترکیه، بین ۱۵ تا ۲۰میلیارددلار برآورد شده. خط لوله بصره-عقبه نیز بنا بر ادعای کپلر، حداقل ۱۰میلیارددلار نیاز دارد. فراتر از هزینه، زمان نیز مانعی جدی است. اینپروژهها به چندینسال زمان نیاز دارند تا بهبهرهبرداری برسند. حتی خوشبینانهترین پیشبینیها حاکیازآناستکه خطوط لوله جدید دستکم یک تا دوسالدیگر آماده میشوند. خب؛ کشورهای منطقه نمیتوانند منتظر بمانند. البته مسیرهای جایگزین دریایی نیز هزینه سرسامآور دارند. طبق محاسبات رویترز، مسیر تنگه هرمز و بابالمندب ازطریق آفریقا، زمان حملونقل را یکماه افزایش میدهد و هزینه سوخت را از ۱٫۲۶میلیوندلار به حدود ۲٫۸۷میلیوندلار میرساند؛ ضمناینکه حدود یکمیلیوندلار نیز عوارض کانال سوئز به آن افزوده میشود.
۲. آسیبپذیری در برابر حملات
شاید مهمترین ضعف مسیرهای جایگزین، آسیبپذیری ذاتی آنها باشد. این زیرساختها نهتنها از تنگه هرمز امنتر نیستند بلکه دقیقاً در تیررس تهدیدات نظامی قرار دارند و هریک وابستگی ژئوپلیتیک جدیدی بههمراه میآورند. مؤسسه خاورمیانه (MEI) در تحلیلش بهصراحت اعلام کرده که خطوط لوله و مسیرهای جایگزین «خودشان آسیبپذیر هستند» و نمیتوانند حجم ازدسترفته را جبران کنند. این مؤسسه در گزارش دیگری تأکید کرده: «حملات به خط لوله شرق-غرب عربستان و پایانههای ساحلی فجیره نشان داده نگاه به خطوط لوله بهعنوان راهحلی کامل برای مشکل هرمز کاملاً اشتباه است». شواهد میدانی این ادعا را تأیید میکند. بندر فجیره در امارات که مهمترین پایانه جایگزین تنگه هرمز محسوب میشود، چندینبار هدف حملات پهپادی قرار گرفته و بارگیریها چندینبار متوقف شده. درواقع، بنادر، خطوط لوله و اتصالات زمینی جدید هرگز نمیتوانند بهطورکامل جایگزین تنگه هرمز شوند و خطرات خاص خود را خواهند داشت.
۳. ناتوانی خطوط لوله در انتقال کالاهای غیرنفتی
از مغفولماندهترین نکات در بحث جایگزینهای تنگه هرمز، تنوع کالاهایی است که از این آبراه عبور میکنند. خطوط لوله فقط برای انتقال نفت و گاز طراحی شده و بسیاری کالاهای حیاتی را نمیتوان ازطریق آنها جابهجا کرد. براساس گزارشهای معتبر؛ قطر بهتنهایی حدود ۳۵درصد از صادرات جهانی هلیوم را تأمین میکند؛ مادهای که برای تولید نیمهرساناها و دستگاههای تصویربرداری پزشکی مانند MRI حیاتی است. بیش از ۴۰درصد صادرات جهانی گوگرد و یکسوم صادرات اوره (کود شیمیایی) نیز از اینمنطقه میگذرد. فارنپالیسی در گزارشی جامع هشدار داده که محاصره تنگه هرمز، زنجیرههای تأمین «گوگرد، هلیوم، نیتروژن، آلومینیوم و پلاستیکها» را شدیداً مختل کرده. این کالاها را نه میتوان ازطریق خط لوله و نه ازطریق هوایی، بهصرفه اقتصادی منتقل کرد. بهعبارتی: حتی اگر خطوط لوله نفت و گاز را به مقصد برسانند، مشکل انتقال انبوهی از کالاهای پتروشیمیایی و صنعتی پابرجا خواهد ماند.
۴. وابستگی شدید به واردات ازطریق تنگه
کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، باآنکه صادرکنندگان بزرگ نفت و گاز هستند، شدیداً به واردات موادغذایی و کالاهای مصرفی وابستهاند و بخش عظیمی از واردات ازطریق تنگه هرمز تأمین میشود. براساس گزارش نیل کویلیام (همکار اندیشکده چتمهاوس)؛ بیش از ۷۰درصد از موادغذایی کشورهای شورای همکاری خلیجفارس ازطریق تنگه هرمز وارد میشود. بهگفته مجمع جهانی اقتصاد؛ آنها تا ۸۵درصد از موادغذایی خود را وارد میکنند. برای برنج، این وابستگی به نزدیک ۱۰۰درصد و برای غلات به بیش از ۹۰درصد میرسد. طی بحران اخیر، کشورهای حاشیه خلیجفارس که معمولاً موادغذایی و کالاهای مصرفی را ازطریق دریا دریافت میکنند، پنجماه مجبور شدهاند آنها را با هواپیما وارد کرده و هزینه مستقیماً بر قیمتهایی که مردم میپردازند تأثیر گذاشته است. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد هشدار داده بحران طولانی در تنگه هرمز میتواند ظرف ۶ تا ۱۲ماه «شکست سیستماتیک در زنجیره تأمین کشاورزی» ایجاد کند.
جمعبندی
مسیرهای جایگزین تنگه هرمز، هرچند در نگاه اول راهحلی جذاب بهنظر میرسند اما درعمل با موانع جدی روبهرو هستند. آنها ابزار کاهش وابستگیاند؛ نه جایگزین کامل هرمز. هزینههای گزاف و زمانبربودن ساخت، آسیبپذیری ذاتی برابر حملات، ناتوانی در انتقال کالاهای غیرنفتی و وابستگی شدید کشورهای منطقه به واردات ازطریق دریا، همه نشان میدهند اینمسیرها نمیتوانند جایگزین کاملی برای تنگه هرمز باشند. هر مسیر جایگزین، وابستگی ژئوپلیتیک جدید ایجاد میکند؛ وابستگی به خطوط لولهای که از مناطق ناآرام عبور میکنند، به بندرهایی که در تیررس حملات قرار دارند و به کشورهای همسایهای که شاید هرلحظه سیاستهای خود را تغییر دهند. همانطورکه فایننشالتایمز بهدرستی اشاره کرده، مسیرهای جایگزین «هرگز نمیتوانند بهطورکامل از تنگه عبور کنند و خطرات خاص خود را دارند». اهمیت راهبردی تنگه هرمز، با تمام تلاشها برای کاهش وابستگی، کماکان پابرجا خواهد ماند. کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی ناگزیرند این واقعیت را بپذیرند که هیچ مسیر جایگزینی (حداقل در میانمدت) امنیت و کارایی تنگه هرمز را تأمین نمیکند. کشورهای منطقه بهتر است بهجای تلاش بیثمر و اتلاف منابع مردم کشورشان، با تغییر رویکردها در منطقه و احترام به حقوق همسایگان، سمت همزیستی مسالمتآمیز با ایران و سایر کشورهای منطقه پیش بروند و با اخراج آمریکا و اسرائیل از کشورهایشان، به محلی برای آسیب به سایر کشورها تبدیل نشوند.