• شماره 3715 -
  • 1405 سه‌شنبه 10 شهريور

جنگ آمریکا علیه ایران؛ و تغییر رفتار در متحدان واشنگتن

افزایش هزینه‌ جنگ، وابستگی آمریکا به متحدان و تغییر محاسبات امنیتی کشورهای منطقه نشان می‌دهد که مسئله اصلی، پیروزی در میدان نبرد نیست؛ بلکه تعیین قواعد نظم پس از جنگ است. ازاین‌منظر، جنگ می‌تواند نقطه‌عطفی در فرسایش انحصار آمریکا بر خاورمیانه و حرکت منطقه به‌سوی نظمی چندمرکزی باشد. به‌گزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ جنگ ایران و آمریکا را نمی‌توان صرفاً یک رویارویی نظامی دانست؛ اهمیت آن در پیامدهایش برای توازن قدرت و آینده نظم امنیتی خاورمیانه است. آمریکا همچنان از برتری نظامی، شبکه گسترده متحدان و پایگاه‌های خویش در منطقه سخن می‌گوید، اما واقعیات میدانی نشان می‌دهد قدرت نظامی الزاماً به دستاورد سیاسی منجر نمی‌شود. گسترش درگیری، تهدید شریان‌های انرژی، فشار بر اقتصاد جهانی و آسیب‌پذیری متحدان، هزینه‌های رویارویی را برای واشنگتن و شرکای منطقه‌ای آن افزایش داده است. ازاین‌منظر، مسئله اصلی شکست نظامی آمریکا نیست، بلکه افزایش هزینه تبدیل قدرت نظامی به نتیجه سیاسی است. واشنگتن می‌تواند ضربات نظامی وارد کند، اما الزاماً قادر نیست آن‌ها را به تغییر رفتار تهران تبدیل کند؛ وضعیتی که خطر فرسایشی‌شدن جنگ را افزایش می‌دهد. واشنگتن برای کاهش هزینه‌های جنگ، به‌دنبال مشارکت‌دادن متحدان اروپایی و منطقه‌ای در تأمین امنیت و تحمل هزینه‌ لجستیکی، سیاسی و اقتصادی است؛ اما افزایش این وابستگی می‌تواند آزادی عمل آمریکا را محدود و اعتماد متحدان به «چتر امنیتی» آن‌را تضعیف کند. درچنین‌شرایطی، کشورهای منطقه به‌سمت تنوع‌بخشی راهبردی و گسترش روابط با چین، روسیه و سایر قدرت‌ها حرکت خواهند کرد تا وابستگی خود به واشنگتن را کاهش دهند؛ بنابراین، پیامد مهم این جنگ می‌تواند تغییر محاسبات بازیگران منطقه‌ای و شکل‌گیری نظمی باشد که در آن آمریکا همچنان حضور دارد، اما دیگر انحصار تعیین قواعد را دراختیار ندارد. واشنگتن پس از ناکامی در دستیابی به اهداف نظامی، ممکن است فشار اقتصادی علیه ایران را تشدید کند. بااین‌حال، تحریم ابزاری «زمان‌بر» است و درصورت هدف‌قرارگرفتن صادرات نفت ایران، کاهش عرضه می‌تواند قیمت انرژی و هزینه‌های اقتصاد جهانی را افزایش دهد. ازسویی، ایران طی دهه‌های گذشته سازوکارهای انطباقی متعددی در برابر تحریم‌ها ایجاد کرده و روابط اقتصادی خود با قدرت‌هایی مانند چین را گسترش داده است؛ پس تحریم می‌تواند فشار اقتصادی قابل‌توجه ایجاد کند؛ اما لزوماً به فروپاشی اقتصادی یا تغییر رفتار سیاسی تهران منجر نخواهد شد. تداوم حضور نظامی آمریکا در منطقه محتمل است؛ اما توانایی آن برای تعیین یک‌جانبه قواعد کاهش خواهد یافت. ایران، عربستان، ترکیه، چین و روسیه هرکدام بخشی از معادله امنیتی منطقه را شکل می‌دهند و متحدان سنتی واشنگتن نیز ‌دنبال استقلال عمل بیشتری خواهند بود. دراین‌محیط، افزایش اتکا به ابزار نظامی برای بازسازی نظم پیشین می‌تواند انگیزه سایر بازیگران برای ایجاد ترتیبات امنیتی مستقل را تقویت کند. واشنگتن برای خروج از «بن‌بست» جنگ با ایران به سه ابزار اصلی، یعنی تحریم، ائتلاف‌سازی و تقسیم هزینه جنگ، متوسل شده است؛ اما تحریم زمان‌بر است، اتکا به متحدان آزادی عمل آمریکا را محدود می‌کند و تداوم درگیری، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی آن‌را افزایش می‌دهد. درمقابل، ایران می‌تواند هزینه تقابل را از سطح نظامی مستقیم به حوزه‌ منطقه‌ای و اقتصادی منتقل کند؛ عاملی که دستیابی واشنگتن به پایان زود و کم‌هزینه را دشوار می‌سازد؛ بنابراین، اهمیت جنگ بیش از پیروزی نظامی یک طرف، به توانایی شکل‌دهی به قواعد پس از بحران مربوط است. خاورمیانه نیز به‌سمت نظمی چندمرکزی حرکت می‌کند که در آن قدرت میان بازیگران مختلف توزیع شده و نیز توان مدیریت هم‌زمان نظامی، اقتصادی، انرژی و شبکه‌های ائتلافی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه