انصارالله؛ گذار از یک مقاومت محلی به بازیگر اثرگذار فرامنطقهای
تحولات راهبردی انصارالله و حضور اثرگذارش درآنسوی سواحل دریای سرخ و تنگه بابالمندب، گویای این واقعیت است که این جنبش دیگر صرفاً بازیگری داخلی برای مقابله با بحرانهای یمن یا یک نیروی منطقهای نیست؛ بلکه درحالتبدیلشدن به بازیگری فرامنطقهای است که توانایی بازتعریف معادلات امنیتی را دارد. بهگزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ این تحول تنها محصول افزایش توان موشکی، پهپادی و دریایی نیست؛ بلکه حاصل پیوند «اراده سیاسی» با «موقعیت ژئوپلیتیک» است. انصارالله توانسته ویژگیهای جغرافیایی یمن را از یک موقعیت ایستا به «اهرم راهبردی» و پویا تبدیل کند و ازطریقآن، برای فشارهای خارجی هزینه ایجاد کرده و معادلات امنیتی منطقه را بهنفع خود تحتتأثیر قرار دهد. در سالهای نخست تجاوز ۲۰۱۵ تمرکز انصارالله بر تثبیت قدرت در صنعا و مناطق شمالی یمن بود؛ اما ایستادگی مقابل متجاوزان، تحولات ساختاری عمیقی را در این جنبش رقم زد که به شکلگیری ساختاری منسجم در فرماندهی و سازماندهی و بهویژه بومیسازی تولید تسلیحات بومی انجامید. اهمیت این دگردیسی درآناستکه انصارالله توانست ظرفیت یک بازیگر محلی را به قدرتی با اثرگذاری منطقهای تبدیل کند. در جریان گشودن جبهه پشتیبانی از غزه این ظرفیت در سطحی گستردهتر بکار گرفته شد و عملیات دریایی نشان داد، امنیت دریای سرخ را دیگر نمیتوان جدا از تحولات یمن تحلیل کرد. انصارالله با پیوندزدن پرونده فلسطین به معادلات دریایی، نشان داد فشار نظامی بر یمن نمیتواند این جنبش را از پیگیری اهداف منطقهای و بهدستگرفتن کنترل شاهرگهای ترانزیتی جهان بازدارد. لذا توان دریایی انصارالله به یکی از ارکان راهبرد «بازدارندگی متقابل» تبدیل شده است. موقعیت یمن در مجاورت تنگه بابالمندب، حیاتیترین مزیت راهبردی انصارالله است؛ گلوگاهی که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل و هرگونه اختلال در آن، مستقیماً زنجیره تأمین انرژی و تجارت جهانی را متلاطم میکند. این موقعیت جغرافیایی باعث شده است هر تحول امنیتی دراینمنطقه، مستقیماً با محاسبات قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای پیوند بخورد و انصارالله بتواند از ظرفیت جغرافیایی یمن برای افزایش عمق دفاعی و گسترش دامنه اثرگذاری خود بهره بگیرد. درسویدیگر بابالمندب، منطقه «شاخ آفریقا» قرار دارد که بهدلیل بنادر متعدد و تلاش طرفهایی چون اسرائیل، امارات و آمریکا برای نفوذ در آن، اهمیت فزایندهای یافته است. درپاسخبه این تحرکات، انصارالله راهبرد گسترش ارتباطات و توسعه روابط با برخی بازیگران اینمنطقه را اتخاذ کرده است. اینرویکرد، بهویژه درمورد کشورهایی نظیر سومالی، سودان و اریتره و همچنین برخی بازیگران غیردولتی نمود یافته است. این همسوییها لزوماً بهمعنای تشکیل ائتلافی رسمی یا ایدئولوژیک نیست؛ بلکه نوعی «همسویی تاکتیکی» برپایه منافع مشترک، دشمن مشترک، ارتباطات تجاری و تبادل اطلاعاتی است. در محیطی که آمریکا، امارات و رژیم صهیونیستی درتلاش برای ایجاد زیرساختهای نظامی در اطراف دریای سرخ هستند، توسعه این ارتباطات برای انصارالله بهمعنای افزایش شناخت محیطی و دستیابی به «عمق راهبردی» و تقویت دامنه نفوذ این جنبش در منطقه است. اگرچه برخی تحلیلها تلاش کردهاند انصارالله را به یک بازیگر وابسته به طرفهای خارجی معرفی کنند؛ اما واقعیتهای میدانی، روایت متفاوتی دارد. اگرچه ارتباطات استراتژیک در دنیای امروز گریزناپذیر است؛ اما این بهمعنای وابستگی تصمیمگیری انصارالله به طرفین خارجی نیست. توسعه ساختارهای سازمانی و نظامی در شرایط محاصره و فشار شدید، نشان میدهد این جنبش از ارادهای مستقل و توان تصمیمگیری ملی برخوردار است. روابط خارجی انصارالله را باید بخشی از سیاست «تنوعبخشی به شرکا» و افزایش قدرت مانور خواند؛ سیاستی که به این جنبش اجازه میدهد درعین هماهنگی با محور مقاومت، براساس نیازهای ملی و مقتضیات میدانی خود در یمن، مسیرهای راهبردی را ترسیم کند. آینده نقش انصارالله را میتوان در سه مسیر راهبردی تصور کرد: یک: گسترش نفوذ و پیوند استراتژیک در کشورهای آفریقایی؛ بهگونهایکه این جنبش به بازیگری دائمی و ناظر در معادلات امنیتی دریای سرخ تبدیل شود. دو: تقابل با تلاشهای قدرتهای فرامنطقهای که برای مهار اینروند، فشارهای نظامی و اقتصادی را افزایش میدهند تا انصارالله را مجدداً به یک بازیگر محلی محدود کنند. سه: تبدیل ظرفیتهای دریایی و موقعیت ژئوپلیتیک به اهرم سیاسی برای تثبیت نقش جنبش انصارالله در مذاکرات آینده پیرامون ترتیبات امنیتی منطقه و بازتعریف جایگاه یمن در معادلات بینالمللی. انصارالله امروز محصول پیوند میان مقاومت، جغرافیا و قدرت نظامی است. این جنبش توانسته از محدودیتهای سنتی بازیگر محلی عبور کند و ظرفیتهای جغرافیایی و نظامی یمن را به ابزارهایی برای ارتقای بازدارندگی و اثرگذاری منطقهای تبدیل سازد. تحول اصلی، شکلگیری «بازیگر فرامرزی مقاومت» است که میان ریشههای اجتماعی خود در یمن و ظرفیت اثرگذاری بر محیط امنیتی دریای سرخ، پیوندی استوار برقرار کرده است. برایناساس، انصارالله را نمیتوان صرفاً مسئلهای یمنی دانست؛ بلکه این جنبش به یکی از بازیگران کلیدی معادله امنیتی دریای سرخ و رکنی از منظومه گستردهتر مقاومت در منطقه تبدیل شده است.