• شماره 3719 -
  • 1405 يکشنبه 15 شهريور

جایگاه مسلمانان در انتخابات آمریکا

صعود سیاستمدارانی چون عبدول و ممدانی، نشان‌دهنده گذار مسلمانان آمریکا از «سیاست هویتی و دفاعی» به «سیاست برنامه‌محور» است؛ رویکردی که در آن ظرفیت‌های اجتماعی و شبکه‌های مذهبی؛ ازجمله مساجد، در خدمت مطالبات عمومی و عدالت اقتصادی همه اقشار جامعه قرار دارند. عبدالرحمن السید احتمالاً نخستین مسلمان تاریخ خواهد بود که وارد مجلس سنای آمریکا می‌شود. اهمیت این تحول، صرفاً ثبت یک «اولین» دیگر در ساختار قدرت نیست؛ چراکه پیش‌ازاین، کیث الیسون نخستین نماینده مسلمان کنگره، صادق خان نخستین شهردار مسلمان لندن و زهران ممدانی عضو شورای شهر نیویورک شدند. به‌گزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ آنچه امروز اهمیت دارد، تغییر ماهیت این حضور است. سیاستمدارانی چون عبدالرحمن السید، ممدانی، طلیب و عمر، دیگر خود را اقلیتی حاشیه‌نشین و نیازمند حمایت نمی‌بینند. آن‌ها می‌کوشند مسلمانان را در قالب پروژه‌ای سیاسی تعریف کنند که با پول‌های کثیف، نفوذ لابی‌ها، نابرابری اجتماعی و سیاست‌های امپریالیستی و استعمارگرانه در تعارض است؛ پس پرسش اصلی این‌نیست‌که «چگونه یک مسلمان انتخاب شود؟»، این‌است‌که چه عواملی مسلمانان را از یک اقلیت سیاسی به نیرویی مؤثر در صف‌بندی‌های انتخاباتی آمریکا تبدیل کرد؟

مطالعه پیو (۲۰۲۳-۲۰۲۴)، جمعیت مسلمانان را ۳.۵‌میلیون‌نفر (حدود ۱.۲‌درصد بزرگ‌سالان آمریکا) معرفی می‌کند. این جامعه ازنظر قومی و نژادی یکدست نیست؛ طبق نظرسنجی ۲۰۲۵ مؤسسه سیاست اجتماعی و تفاهم، ۲۸‌درصد مسلمانان آمریکا سیاه‌پوست، ۲۴‌درصد آسیایی، ۲۰‌درصد سفیدپوست، ۱۲‌درصد عرب و ۹‌درصد لاتین‌تبارند؛ پس نباید مسلمانان آمریکایی را با عرب آمریکایی یکی دانست. داده‌های ۲۰۲۴ تعداد عرب‌تبارها را ۲.۳۵‌میلیون‌نفر می‌داند، اما مؤسسه عرب-آمریکایی آن‌را ۳.۷‌میلیون تخمین زده. ازاین‌تعداد، ۶۲۵‌هزار لبنانی، ۳۲۳‌هزار مصری، ۲۱۱‌هزار سوری، ۱۹۵‌هزار فلسطینی، ۱۷۰‌هزار عراقی و ۱۵۶‌هزار مراکشی‌تبارند. پس ظرفیت سیاسی این‌جریان، فراتر از یک قوم یا جامعه مذهبی است. ۹۵‌درصد عرب‌های آمریکایی در شهرهای بزرگی چون نیویورک، دیترویت، لس‌آنجلس، شیکاگو، واشنگتن و مینیاپولیس زندگی می‌کنند؛ اما پراکندگی مسلمانان بیشتر است: ۳۳‌درصد جنوب، ۲۹‌درصد شمال‌شرق، ۲۰‌درصد مرکز و ۱۸‌درصد غرب. این تمرکز در مناطقی مثل دیربورن، نیویورک، نیوجرسی، شیکاگو و کالیفرنیا، وزن سیاسی آن‌ها را بیش از سهم جمعیتی‌شان در سطح ملی می‌سازد. برخلاف تصور، مسلمانان و عرب‌های آمریکا علیرغم کم‌درآمدیِ نسبی، در مشاغل تخصصی و کسب‌وکارها حضور فعال دارند. عرب‌ها به‌ویژه در پزشکی، مهندسی، فناوری، آموزش، مدیریت و بخش خرده‌فروشی فعال‌اند. ۴۴‌درصد مسلمانان بزرگ‌سال دارای مدرک دانشگاهی و ۲۶‌درصد تحصیلات تکمیلی دارند. بااین‌حال، طبق نظرسنجی ۲۰۲۵ ISPU، یک‌سوم آنان درآمد سالانه‌ای کمتر از ۳۰‌هزاردلار دارند. نرخ خوداشتغالی مهاجران خاورمیانه و شمال آفریقا (۹.۸‌درصد) بیش از دوبرابر متولدین آمریکا (۴.۴‌درصد) است. از ۹۲‌میلیارددلار درآمد ‌گروه، پس از کسر مالیات‌ها، ۶۵.۸‌میلیارددلار قدرت خرید باقی می‌ماند. این داده‌ها نشان می‌دهد این جامعه نه‌فقط رأی‌دهنده‌ای بالقوه، بلکه نیرویی با منابع اقتصادی و اجتماعی لازم برای فعالیت سیاسی است. پژوهش جان آیرز و ریچارد هوفستتر درباره مشارکت سیاسی مسلمانان پس از ۱۱ سپتامبر، این تصور را که آن‌ها گروهی در حاشیه و فاقد حضور سیاسی هستند، رد می‌کند. این پژوهش که براساس نظرسنجی ملی سال ۲۰۰۴ از ۱۸۴۶ مسلمان آمریکایی انجام شد، بر مشارکت در انتخابات، حمایت مالی، فعالیت داوطلبانه در کارزارها، تعامل با سیاستمداران و رسانه‌ها، امضای طومار، راهپیمایی، تحریم سیاسی، بازدید از سایت‌های سیاسی و عضویت حزبی متمرکز بود. نتایج نشان داد مسلمانان به‌طورمیانگین در بیش از سه نوع فعالیت سیاسی مشارکت داشتند، درحالی‌که این‌رقم برای سایر آمریکایی‌ها ۱.۶ بود. نیز مشارکت در انتخابات ۲۰۰۰ میان مسلمانان شهروند به ۸۰.۴ درصد رسید؛ بنابراین، موج سیاسی امروز ناگهانی نیست، بلکه بر زیرساختی مدنی و سیاسی قدیمی‌تر بنا شده است. پژوهش جان آیرز و ریچارد هوفستتر درباره مشارکت سیاسی مسلمانان پس از ۱۱ سپتامبر، این تصور را که آن‌ها گروهی در حاشیه و فاقد حضور سیاسی هستند، رد می‌کند. این پژوهش که براساس نظرسنجی ملی سال ۲۰۰۴ از ۱۸۴۶ مسلمان آمریکایی انجام شد، بر مشارکت در انتخابات، حمایت مالی، فعالیت داوطلبانه در کارزارها، تعامل با سیاستمداران و رسانه‌ها، امضای طومار، راهپیمایی، تحریم سیاسی، بازدید از سایت‌های سیاسی و عضویت حزبی متمرکز بود. نتایج نشان داد مسلمانان به‌طورمیانگین در بیش از سه نوع فعالیت سیاسی مشارکت داشتند، درحالی‌که این‌رقم برای سایر آمریکایی‌ها ۱.۶ بود. همچنین مشارکت در انتخابات ۲۰۰۰ میان مسلمانان شهروند به ۸۰.۴‌درصد رسید؛ پس موج سیاسی امروز ناگهانی نیست، بلکه بر زیرساختی مدنی و سیاسی قدیمی‌تر بنا شده است. پژوهش امانی جمال براساس نظرسنجی مؤسسه زغبی در سال ۲۰۰۲ از ۳۳۵ مسلمان در منطقه نیویورک نشان داد افزایش مشارکت در فعالیت‌های مساجد این ایالت، به افزایش فعالیت سیاسی منجر شده؛ اما این رابطه میان گروه‌های قومی متفاوت است. برای مسلمانان عرب، مسجد رابطه بسیار پررنگی با مشارکت سیاسی دارد؛ برای مسلمانان جنوب آسیایی بیشتر با فعالیت مدنی ارتباط دارد و در میان مسلمانان آفریقایی‌تبار آمریکایی، بیشتر با آگاهی جمعی و احساس تبعیض مرتبط است. این‌امر نشان می‌دهد هرچند مسلمانان توده‌ای سیاسی و همگون نیستند، اما مسجد توانسته، میان عبادت، شبکه‌سازی اجتماعی، آگاهی جمعی و بسیج سیاسی پیوندی استوار برقرار کند. مهم‌ترین تحول، تغییر ماهیت کنش سیاسی مسلمانان است. فعالیت آن‌ها پس از ۱۱ سپتامبر عمدتاً «دفاعی» بود: مقابله با اسلام‌هراسی و تبعیض، دفاع از آزادی‌های مدنی و تأثیرگذاری بر سیاست آمریکا در قبال خاورمیانه؛ اما نسل جدید، خود را صرفاً نماینده یک اقلیت نمی‌بیند. «عبدول» و «ممدانی» مسلمان بودن را در دل یک پروژه سوسیال‌دموکرات قرار داده‌اند؛ پروژه‌ای محوریتش اجاره‌بها، حمل‌ونقل، بهداشت، دستمزدها و مقابله با نفوذ شرکت‌هاست. دراین‌رویکرد، هویت مسلمان حذف نمی‌شود، بلکه در دل یک ائتلاف گسترده‌تر (برپایه عدالت اجتماعی) تعریف می‌گردد. ظهور جنبش «غیرمتعهد» (Uncommitted) در میشیگان نشان داد آرای مسلمانان و اعراب به‌صورت خودکار و تضمین‌شده به دموکرات‌ها تعلق نمی‌گیرد. کاهش چشمگیر حمایت‌ها در شهر دیربورن، گویای این واقعیت است: درحالی‌که بایدن در سال ۲۰۲۰ حدود ۶۹‌درصد آرای این‌شهر را به‌دست آورده بود، هریس تنها ۳۶‌درصد آرا را به‌خود اختصاص داد. همین اتفاق باعث شد هریس ایالت میشیگان را با اختلاف حدود ۸۰‌هزار رأی واگذار کند. به‌موازات تغییرات، میزان محبوبیت اسرائیل میان دموکرات‌ها نیز به‌شدت سقوط کرده و از ۵۹‌درصد در سال ۲۰۱۸، به ۲۲‌درصد در مه ۲۰۲۶ رسیده است. این تحولات باعث شد مسئله فلسطین از یک مطالبه صرفاً «هویتی و احساسی»، به یکی از شکاف‌های بنیادین سیاسی در درون حزب دموکرات تبدیل شود. عبدول با پیوندزدن کمک‌های مالی به اسرائیل با هزینه مالیات‌دهندگان آمریکایی، سیاست خارجی آمریکا را مستقیماً به دغدغه‌های اقتصادی رأی‌دهندگان گره زد. استراتژی جدید تنها بر جذب رأی‌دهندگان محافظه‌کار یا میانه‌رو استوار نیست. منطق عبدول و جریان ترقی‌خواه این‌است‌که می‌توان بخشی از آرای میانه‌رو را از دست داد اما این کاهش را با بسیج جوانان و غیررأی‌دهندگان جبران کرد. دراین‌نگاه، هدف تبدیل رأی‌دهنده «قرمز» به «آبی» نیست، بلکه تبدیل «غیررأی‌دهنده» به «رأی‌دهنده» است. همین نقطه، موجب صعود مسلمانان دررقابت‌با دیگر نامزدهای آمریکایی می‌شود. پاسخ به این پرسش که «چرا مسلمانان پیروز می‌شوند؟» را نباید در افزایش جمعیت جست؛ عامل اصلی، تبدیل سرمایه‌های اجتماعی به قدرت سیاسی است؛ به‌ویژه با بهره‌ از مساجد برای سازمان‌دهی این ظرفیت‌ها و تبدیل آن‌ها به اثرگذاری سیاسی. جامعه‌ای ۳.۵‌میلیون‌نفری با تحصیلات دانشگاهی بالا تمرکز شهری و مشارکت سیاسی فراتر از میانگین آمریکا، نیرویی مؤثر است؛ به‌ویژه وقتی از شبکه‌های مذهبی و مساجد برای سازمان‌دهی بهره می‌برد؛ اما این جمعیت زمانی اثرگذاری می‌یابد که مطالباتش را به دغدغه‌های مشترک مردم پیوند زند: هزینه زندگی، اجاره‌بها، بهداشت، دستمزد و نحوه هزینه مالیات‌. دراین‌مدل، مسجد زیرساخت بسیج است، منابع اجتماعی ظرفیت مشارکت می‌سازد، تمرکز جغرافیایی وزن انتخاباتی می‌دهد، مسئله فلسطین بخشی از رأی‌دهندگان را بسیج می‌کند و برنامه اقتصادی، عبور از مرزهای هویتی را ممکن می‌سازد. عبدول و ممدانی، خود را نماینده جوانان، فقرا و مهاجران حول محور عدالت اقتصادی و تغییر سیاست خارجی می‌دانند و آن‌ها را بسیج می‌کنند. قدرت انتخاباتی مسلمانان درحال‌رشد است زیرا مسلمان‌بودن تنها یک پیام سیاسی نیست؛ آغاز ائتلافی گسترده‌تر برای برآوردن مطالبات مشترک است.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه