یادداشت
عمارتی که فروریخت؛ خاطرهای که ماند
منوچهر برون
شهرها تنها با خیابانها، میدانها و ساختمانهایشان شناخته نمیشوند؛ آنچه به یک شهر هویت میبخشد، خاطراتی است که در دل بناهایش نهفته است. گاه یک عمارت قدیمی، بیش از صدها صفحه کتاب، تاریخ یک شهر را روایت میکند؛ تاریخی که با زندگی مردمان، فرازوفرود روزگار و سرنوشت نسلها درهمتنیده است. سالها پیش، در خیابان طالقانی رامهرمز، عمارتی باشکوه و تاریخی چون نگینی در قلب شهر میدرخشید. معماری اصیل، شکوه بنا و خاطراتی که در دیوارهای آن جریان داشت، نگاه هر رهگذری را بهخود جلب میکرد. برای بسیاری از کودکان آن روزگار، ازجمله نگارنده، این عمارت تنها یک ساختمان نبود؛ بخشی از رؤیاهای کودکی و نمادی از اصالت و زیبایی شهری بود که به آن عشق میورزیدیم؛ اما جنگ، همانگونه که جان انسانها را گرفت، از میراثفرهنگی نیز بیرحمانه گذشت. نخستین موشکی که بر پیکر رامهرمز فرود آمد، این عمارت تاریخی را هدف قرار داد و آنرا به تلی از خاک بدل کرد. با فروریختن آن بنا، تنها آجرها و ستونها ویران نشدند؛ بخشی از حافظه تاریخی شهر نیز برای همیشه از میان رفت. جنگ، گذشته را زخمی کرد، اما نتوانست خاطره آنرا از ذهن مردم پاک کند. این خانه، محل زندگی یکی از چهرههای برجسته پزشکی کشور، دکتر حشمتالله توکل بود؛ پزشکی که سالهای کودکی خود را در آن عمارت سپری کرد و بیشک هر گوشه آن، یادآور خاطرهای شیرین از روزهای بیدغدغه زندگیاش بود. هرچند ساختمان از میان رفت، اما خاطرات آن همچنان در ذهن و قلب صاحبش زنده ماند؛ خاطراتی که هیچ موشکی توان نابودی آنها را نداشت. دکتر حشمتالله توکل، متخصص آسم و آلرژی، از پزشکان خوشنام، متعهد و توانمند استان خوزستان است. او میتوانست مانند بسیاری از نخبگان، مسیر زندگی خود را در شهرهای بزرگ یا حتی خارج از کشور ادامه دهد، اما ماندن را برگزید؛ ماندنی آگاهانه برای خدمت به مردمی که به آنها تعلقخاطر داشت. این انتخاب، تنها یک تصمیم شغلی نبود، بلکه نشانهای از احساس مسئولیت اجتماعی و عشق به سرزمین مادری بود. خانواده توکل از خانوادههای ریشهدار، اصیل و خوشنام رامهرمز هستند؛ خانوادهای که نامشان همواره با خدمت، اخلاق، مردمداری و مسئولیتپذیری همراه بوده است. در روزگارانی که اصالت گاه تنها در نام خانوادگی خلاصه میشود، این خاندان نشان دادهاند که اصالت، پیش از هر چیز، در رفتار، منش و خدمت به مردم معنا پیدا میکند. دکتر توکل نیز ادامهدهنده همین مسیر است. او نهتنها در عرصه پزشکی، بلکه در اخلاق حرفهای و ارتباط انسانی با بیماران، میراثدار ارزشهایی است که از خانوادهای شریف و فرهنگ غنی این سرزمین به یادگار برده است. پزشکی برای او صرفاً یک حرفه نیست؛ رسالتی انسانی است که با مهربانی، دانش و مسئولیت اجتماعی درآمیخته است. امروز اگرچه از آن عمارت تاریخی تنها خاطرهای در ذهن نسلهای گذشته باقی مانده است، اما خوشبختانه سرمایههای انسانی آن همچنان پابرجا هستند. شاید بتوان گفت ارزشمندترین میراث هر خانه، نه دیوارهایش، بلکه انسانهایی هستند که در دامان آن پرورش یافتهاند. خانه خاندان توکل فروریخت، اما فرزندانی از آن خانه برخاستند که با دانش، اخلاق و خدمت، نام رامهرمز را سربلند نگاه داشتهاند. حفظ یاد این بناها و معرفی شخصیتهایی چون دکتر حشمتالله توکل، در حقیقت پاسداشت هویت فرهنگی و اجتماعی خوزستان است؛ زیرا تاریخ یک شهر، تنها در کتابها نوشته نمیشود؛ در خانههای قدیمی، در خاطرات مردمان و در زندگی کسانی ادامه مییابد که خدمت را بر منفعت شخصی ترجیح میدهند. چه نیکوست که نسل امروز بداند، گاهی از دل ویرانههای جنگ، بزرگترین درسهای ایثار، وفاداری و عشق به زادگاه متولد میشود؛ همان درسی که دکتر حشمتالله توکل، با زندگی و خدمت خود، سالهاست بیهیاهو به مردم این سرزمین میآموزد.