• شماره 3722 -
  • 1405 چهارشنبه 18 شهريور

«کوروش مرادطهرانی»؛ طراح لباس نمایش «کمدی آغاز»:

لباس باید در خدمت نمایش باشد؛ اما خودش هم یک وزنه جدا و جذاب است

طراحی لباس در نمایش «کمدی آغاز» صرفاً به پوشاندن شخصیت‌ها محدود نیست؛ لباس‌ها بخشی از جهان بصری و روانی اثر هستند و بااستفاده‌از خطوط نامنظم، برش‌های تیز، حجم‌های کنترل‌شده و ترکیب دو رنگ سیاه و سفید، به ‌شکل‌گیری شخصیت‌ها و فضای وهم‌آلود نمایش کمک می‌کنند. «کوروش مرادطهرانی» (طراح لباس این نمایش) «کمدی آغاز» را یکی از چالش‌برانگیزترین تجربه‌های کاری خود می‌داند؛ که به‌گفته خودش؛ در عین دشواری، به‌نوعی باعث بلوغ کاری او نیز شده است. نمایش «کمدی آغاز» به‌کارگردانی «زری اماد»؛ اثری با جهان بصری ویژه است که در طراحی خود، از تلفیق اکسپرسیونیسم، فرمالیسم و ناتورالیسم بهره برده و در کنار این عناصر، سویه‌هایی از فضای سورئال و وهم‌آلود نیز در آن دیده می‌شود. در‌چنین‌فضایی، طراحی لباس نمی‌تواند عنصری جدا از ساختار کلی اثر باشد؛ زیرا لباس‌ها بخشی از زبان بصری نمایش بوده و در معرفی شخصیت‌ها، انتقال ویژگی‌های روانی آن‌ها و شکل‌دادن به فضای اثر نقش دارند. «کوروش مرادطهرانی» (استایلیست و طراح لباس تئاتر) حدود یک‌دهه است که دراین‌حوزه فعالیت می‌کند. او در طراحی لباس «کمدی آغاز» تلاش کرده جهان نامنظم و متفاوت شخصیت‌ها را بااستفاده‌از برش‌های نامنظم، فرم‌های هندسی، حجم‌های کنترل‌شده و ترکیب رنگ‌های سیاه و سفید به‌تصویر بکشد. «مرادطهرانی» پیش‌ازاین نیز با «زری اماد» همکاری داشته؛ آشنایی آن‌ها به سال ۱۳۹۳ و فیلم کوتاه «نفس‌های سرد» بازمی‌گردد. او همکاری با «اماد» را تجربه‌ای متفاوت و درعین‌حال چالش‌برانگیز می‌داند و معتقد است که حضور کارگردانی که خود نیز با طراحی آشناست، اگرچه دشواری‌هایی به‌همراه دارد؛ اما می‌تواند خلاقیت طراح را بیشتر به‌چالش بکشد.

از سابقه‌تان در طراحی لباس تئاتر را بگویید.
حدود ۱۰‌سال است که دراین‌حوزه فعالیت می‌کنم. در رشته نساجی در مقطع کارشناسی تحصیل کرده‌ام و درزمینه طراحی لباس، مدیریت فشن و استایلینگ شخصی هم مدارک بین‌المللی از مجتمع فنی‌وحرفه‌ای دارم. دراین‌سال‌ها بیشتر تلاش کرده‌ام در کنار تجربه عملی، دانش خودم را هم درزمینه طراحی لباس گسترش دهم؛ چون به‌نظرم طراحی لباس فقط به داشتن سلیقه یا توانایی طراحی یک لباس محدود نمی‌شود و برای رسیدن به یک «طراحی درست»، باید شناخت مناسبی از شخصیت، فضا، رنگ، فرم و خود اثر داشته باشیم.

 

چگونه با «زری اماد» و پروژه «کمدی آغاز» آشنا شدید؟
افتخار آشنایی با «زری اماد» را در سال ۱۳۹۳ و در یک فیلم کوتاه به‌نام «نفس‌های سرد» داشتم و از همان‌جا همکاری ما آغاز شد. ‌شدیداً شیفته نوع کارگردانی و حرفه‌ای‌گری او شدم و طی ‌این‌سال‌ها تجربه‌های بسیارخوبی در کنارشان داشتم. همیشه می‌گویم که «زری اماد» یک دانشگاه تمام‌وکمال است. هرکسی وارد این دانشگاه شود و افتخار همکاری با وی را داشته باشد، فکر می‌کنم این حرفم را تأیید ‌کند. من نیز به‌عنوان عضوی کوچک وارد این دانشگاه شدم و لحظه‌های بی‌نظیری در کنارشان داشتم. خیلی‌چیزها یاد گرفتم و تجربه‌های زیادی به‌دست آوردم.

 

وقتی نمایشنامه را خواندید، چه تصویری از پوشش شخصیت‌ها در ذهنتان شکل گرفت؟
وقتی طرح اصلی را خواندم، آنچه بیش‌از‌همه ذهنم را درگیر کرد، خطوط نامنظم برای هر شخصیت بود. از همان ابتدا به این فکر کردم که این بی‌نظمی را باید با برش پارچه در لباس‌ها نشان دهم. برایم مهم بود که این بی‌نظمی، فقط در داستان یا فضای نمایش باقی نماند و درظاهر شخصیت‌ها هم دیده شود؛ پس سعی کردم برای هر کاراکتر، این نگاه را به‌شکل متفاوتی اجرا کنم و با فرم و برش لباس، نوعی بی‌نظمی را که دراین‌جهان وجود دارد، به‌تصویر بکشم.

 

طراحی لباس این نمایش را چگونه توصیف می‌کنید؟ چه سبک و فضایی دارد؟
طراحی لباس آن، علاوه‌بر تلفیق سه سبک اکسپرسیونیسم، فرمالیسم و ناتورالیسم؛ سمت‌وسوی سورئال هم دارد. فضای نمایش هم به‌شکلی‌ست که این تلفیق می‌تواند خودش را در طراحی لباس نشان دهد. در طراحی لباس، از دو رنگ سیاه و سفید استفاده کردم که برایم نشانه‌هایی از خوبی و بدی، پاکی و پلیدی دارند. در‌کنار‌آن‌، از پارچه‌های سبک و تورهای حجیم برای ایجاد حجم استفاده کردم. به‌شخصه آن‌را یکی از چالش‌برانگیزترین طراحی‌های لباسی می‌دانم که با آن روبه‌رو شده‌ام. درعین‌حال، همین چالش‌ها باعث شد تجربه متفاوتی داشته باشم و احساس می‌کنم این‌کار به‌نوعی به بلوغ کاری من هم کمک کرد.

 

همکاری با کارگردانی که خودش طراح است، چه تجربه‌ای برای شما داشت؟
طبیعتاً سخت و پرچالش بود؛ اما شیرینی‌ها و لحظات قشنگ زیادی هم داشت. چالش‌های فراوانی را باهم پشت‌سر گذاشتیم، صحبت‌های زیادی داشتیم و اتفاقات عجیبی را باهم تجربه کردیم. درنهایت توانستیم اثری را کنار هم به‌نمایش بگذاریم که به‌شخصه خودم لباس‌هایش را خیلی دوست دارم و نسبت به کارهای گذشته‌ای که انجام داده‌ام، تجربه متفاوتی برای من محسوب می‌شود.

 

لباس در «کمدی آغاز» چطور به شناسایی شخصیت‌ها و روایت داستان کمک می‌کند؟
لباس در‌این‌نمایش، نقش کلیدی دارد. البته در جهان امروز نمایش، لباس باید در خدمت کار باشد؛ اما به‌نظرم لباس برای نمایش، خودش یک وزنه جدا و جذاب است و می‌تواند به پیشرفت نمایش کمک کند. برای‌مثال: برای شخصیت «ساعت»، از یکی از تابلوهای «سالوادور دالی» الهام گرفتم؛ یا درباره لباس و فرم لباس و دستکش‌های «گرگ»، تلاش کردم با نوعی طراحی، فضای ترس و خشم این شخصیت را نشان بدهم. لباس خانم «اماد» را هم به‌شخصه خیلی دوست دارم؛ چون این شخصیت به‌عنوان کاراکتر و شخصیت خالق، در‌عین بی‌نظمی و برش‌های تیز و عمیقی که در لباس دارد؛ یک نظم و هماهنگی هم در آن دیده می‌شود. دو کاراکتری را هم که می‌توانند هم مرد باشند و هم زن، دوست داشتم در طراحی لباس به‌شکلی نشان بدهم که این ویژگی در ظاهرشان قابل‌درک باشد.

 

باتوجه‌به فضای وهم‌آلود و تلفیق سبک‌های اکسپرسیونیسم، فرمالیسم و ناتورالیسم، چه رویکردی در طراحی لباس داشتید؟
کاری زمان‌بر و دشوار؛ ولی شیرین هم بود؛ چون آدمی هستم که کلاً چالش را دوست دارم. برای هر کاراکتر، زمان زیادی گذاشتم تا بتوانم شخصیت، تصویر روانی آن شخصیت و فرمی را که باید در قالب سیلوئت بدنش وجود داشته باشد، جداگانه پیدا کنم. می‌خواستم لباس فقط یک پوشش نباشد و بتواند قدرت و استقامت آن کاراکتر و حتی زیست او را هم نشان بدهد. نهایتاً امیدوارم توانسته باشم این شخصیت‌ها را به همان شکلی که در ذهن داشتم، به‌تصویر بکشم و مخاطب را با آن‌ها همراه کنم و طراحی لباس هم توانسته باشد به پیشرفت و روایت بهتر کار کمک کند.

 

چه متریال، رنگ‌بندی و فرم‌هایی را برای لباس‌ها انتخاب کردید و چرا؟
همان‌طورکه قبل‌تر اشاره کردم، از پارچه‌های نخی، دانتل، تور، خرج‌کارهای سرخ‌پوستی و پارچه‌های تریکو استفاده کردم. رنگ‌ها فقط سیاه و سفید بودند؛ یعنی پارچه‌های سیاه و سفید که در طراحی صحنه هم به‌نوعی از آن‌ها استفاده شده. در فرم‌ها نیز سعی کردم از فرم‌های هندسی استفاده کنم؛ فرم‌های افقی و عمودی، یکسری حجم‌های کنترل‌شده و برش‌های نامنظم و ریتمیک. همه این عناصر درکنارهم، پکیج طراحی لباس این اثر را شکل دادند. برایم مهم بود که این فرم‌ها با فضای کلی نمایش هماهنگ باشند و هر لباس، درعین‌اینکه ویژگی‌های خودش را دارد، بخشی از جهان بصری کلی «کمدی آغاز» باشد.

 

سخت‌ترین بخش طراحی لباس برای این نمایش چه بود؟
من به‌شدت آدم کمال‌گرایی هستم و یکی از مشکلات اصلی، زمان محدودی بود که برای طراحی این اثر داشتم. ازطرف‌دیگر، محدودیت بودجه هم وجود داشت و طبیعتاً این‌مسئله کار را دشوارتر می‌کرد. در کنار همه این‌ها، آنچه برای خودم خیلی‌مهم بود، القای حس درونی‌ام به مخاطب بود. می‌خواستم با همان کمال‌گرایی که دارم، حسی را که در ذهنم شکل گرفته بود، ازطریق لباس به مخاطب منتقل کنم؛ بنابراین، باید بین آنچه در ذهنم بود و امکاناتی که دراختیار داشتم، تعادلی ایجاد می‌کردم؛ این‌، برایم چالش بزرگی بود؛ اما درنهایت، همین چالش‌ها باعث شد بیشتر روی جزئیات فکر کنم.

 

چه بازخوردی از کارگردان، بازیگران و مخاطبان درباره لباس‌ها دریافت کرده‌اید؟
بازخوردی که از کارگردان داشتم، خیلی‌خوب و دوست‌داشتنی بود. بااینکه می‌گویم چالش‌های زیادی را باهم پشت‌سر گذاشتیم؛ ولی درنهایت، بازخورد خوبی از وی گرفتم. از بازیگران هم از تک‌تکشان تشکر می‌کنم و ممنونم دراین‌مدت همراهم بودند و تمام‌وکمال همکاری کردند. من سعی کردم تمام قدرت و انرژی‌ام را بگذارم تا روی صحنه بدرخشند و جذاب به‌نظر برسند. درمورد مخاطبان نیز اگر تعریف از خودم نباشد، جسته‌گریخته می‌شنیدم که از طراحی لباس و خود لباس‌ها خوششان آمده است. دو کاراکتر را به‌شدت ازنظر طراحی دوست داشتند: یکی شخصیت گرگ و دستکش‌هایی که تعدادی زنگوله به آن‌ها دوخته شده بود و صداهای عجیب‌وغریبی تولید می‌کرد؛ و دیگری لباس خانم «اماد».

 

جایگاه طراحی لباس در تئاتر امروز ایران را چگونه می‌بینید؟
راستش از این‌موضوع یک‌مقدار گله‌مندم. به طراحی لباس آن‌طورکه باید توجه نمی‌شود. ما همیشه پشت‌صحنه وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم و بخش بصری نمایش هم تاحدزیادی برعهده ماست؛ ولی به حقوقی که حقمان است، کم می‌رسیم. نمی‌گویم اصلاً به ما توجه نمی‌شود؛ ولی این توجه کم است و آن‌چیزی نیست که باید باشد. به‌نظرم؛ ذات هنرمند این‌است‌که باید دیده شود تا نفس و جان داشته باشد و بتواند هنرش را به‌نمایش بگذارد. وقتی هنرمند دیده نشود و به کاری‌که انجام می‌دهد آن‌طورکه درخور شخصیت و حرفه‌اش است توجه نشود، طبیعی‌ست که نمی‌تواند آن کاری را که باید، باتمام‌توان انجام بدهد.

 

آیا امکانات و بودجه‌ای که دراختیار طراحان لباس قرار می‌گیرد، کافی‌ست؟
اصلاً و ابداً! حتی در جلسه‌ای با انجمن طراحان صحنه و لباس تئاتر، اعتراضم را درباره این‌موضوع مطرح کردم و گفتم که شرایط موجود واقعاً مناسب نیست. با همه این امکانات محدود، من و همکارانم سعی می‌کنیم بهترینمان را انجام بدهیم و تمام توانمان را بگذاریم؛ اما متأسفانه یک‌مقدار نامهربان هستند با ما و یک‌مقدار ما را نمی‌بینند. به‌نظرم برای هر تئاتری باید طراح لباس جداگانه و طراح صحنه جداگانه وجود داشته باشد. وقتی یک کارگردان یا یک شخص به خودش اجازه می‌دهد عنوان طراح لباس را نیز برعهده بگیرد؛ درحالی‌که دانش و تخصص لازم دراین‌زمینه را ندارد؛ فقط چون دستمزدی پرداخت نشود، این‌موضوع یک‌مقدار آدم را دلگیر می‌کند.

 

طراحی لباس تئاتر ایران را درمقایسه‌با نمونه‌های بین‌المللی چطور می‌بینید؟
اگر ما هم مثل آن‌ها امکانات و بودجه داشته باشیم و همه اتفاقاتی‌که برای تولید یک اثر لازم است کنار هم قرار بگیرد، صددرصد می‌توانیم رقابت کنیم. ما، در ایران طراح‌های بسیار بااستعداد، با ذوق، کاردرست و کاربلد داریم. اگر تمام امکانات فراهم باشد، حتماً و قطعاً می‌توانیم با جامعه بین‌المللی رقابت کنیم. در شرایط فعلی، یک‌مقدار از آن‌ها عقب‌تر هستیم و هنوز جا داریم. مشکل اصلی به‌نظرم توانایی طراحان نیست؛ بیشتر به امکانات، بودجه و شرایطی مربوط می‌شود که برای تولید دراختیار طراح قرار می‌گیرد.

 

چه توصیه‌ای به طراحان لباس جوانی که تازه‌وارد این حرفه می‌شوند، دارید؟
به طراحان جوان که تازه‌وارد این حرفه شده‌اند؛ مخصوصاً کسانی‌که می‌خواهند در حوزه طراحی لباس تئاتر و سینما فعالیت کنند، می‌گویم: طراحی لباس در تئاتر و سینما صرفاً طراحی‌کردن و نقاشی‌کردن یک کاراکتر نیست. کسب اطلاعات درباره نمایش و ادبیات آن نمایش، شناخت شخصیت و کاراکتر، شناخت رنگ، تیم‌ورک و کار گروهی از واجبات این حرفه است. شما باید بدانید قرار است برای چه نمایشی و چه شخصیتی لباس طراحی کنید و آن شخصیت چه جهان و چه ویژگی‌هایی دارد. کسب تجربه، اولین اتفاقی‌ست که باید انجام بدهید. وارد بازار کار شوید و تاجایی‌که می‌توانید تجربه کسب کنید؛ تجربه کسب کنید و تجربه کسب کنید. در کنار همه این‌ها و حتی مهم‌ترازهمه این‌ها؛ به‌نظر من آموزش و یادگیری اخلاق حرفه‌ای دراین‌کار است. شما اگر هرچقدر طراح حاذق و هنرمندی باشید؛ ولی اخلاق حرفه‌ای نداشته باشید، به‌نظر من جایگاهی دراین‌حرفه نخواهید داشت.

 

دوست دارید در آینده با چه کارگردان‌هایی همکاری یا در چه سبک‌هایی بیشتر کار کنید؟
در ایران، دوست دارم با کارگردان‌هایی همکاری داشته باشم که حمایتگر و خلاق هستند؛ مثل «زری اماد». به‌شخصه خلاقیت من را به‌چالش می‌کشند و من را تحریک می‌کنند که بهترینم را انجام بدهم. طبیعتاً دوست دارم طراحی کارهایی را انجام دهم که فضای سورئال دارند؛ چون به‌نظرم این‌نوع کارها چالش بیشتری دارند و برای طراح لباس امکان بیشتری ایجاد می‌کنند تا خلاقیت خود را نشان دهد.
عکس: وحید دهرویه

 امین کردبچه چنگی

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه