تغییر معادله قدرت در بابالمندب؛ بهواسطه هفت گام راهبردی
عملیات نیروهای مسلح یمن با نام «والله أشد بأساً و أشد تنکیلًا» که در ساحل غربی اینکشور آغاز شد در فاصلهای کوتاه معادلات میدانی و راهبردی جنگ یمن را وارد مرحلهای تازهای کرد. بهگزارش مهر؛ اینعملیات که از سوم سپتامبر در ساحل غربی اینکشور آغاز شد در فاصلهای کوتاه معادلات میدانی و راهبردی جنگ یمن را وارد مرحلهای تازه کرده، عملیاتی که با تصرف مناطق گستردهای در استانهای تعز و الحدیده، سقوط بندر راهبردی المخا و پیشروی سمت بابالمندب همراه شد و نهایتاً به حضور نیروهای یمنی در مناطق مشرف بر این تنگه و جزایر راهبردی جنوب دریای سرخ انجامید.
سخنگوی نیروهای مسلح یمن روز جمعه ۱۱ سپتامبر اعلام کرد عملیات «والله أشد بأساً وأشد تنکیلاً» که از سوم سپتامبر آغاز شده، به خروج نیروهای موردحمایت عربستان از شش شهرستان در تعز و الحدیده و آزادسازی حدود ۵۴۰۰کیلومترمربع منجر شده است. همچنین براساس اعلام یحیی سریع نیروهای یمنی دراینعملیات هفت لشکر شامل ۳۸ تیپ نظامی را هدف قرار داده و صدهانفر از نیروهای طرف مقابل را کشته، زخمی یا اسیر کردهاند. اهمیت اینعملیات اما صرفاً در میزان سرزمینهای تحتکنترل یا شمار تلفات خلاصه نمیشود. آنچه این نبرد را از یک پیروزی تاکتیکی به یک تحول راهبردی تبدیل کرده تغییر موقعیت جغرافیایی مقاومت یمن در برابر مهمترین مسیر دریایی جنوب دریای سرخ، تضعیف عمق عملیاتی نیروهای تحتحمایت عربستان و تغییر محاسبات ریاض و واشنگتن است. مهمترین دستاورد عملیات اخیر را باید در تغییر موقعیت رزمندگان یمنی نسبت به تنگه بابالمندب جستوجو کرد. بابالمندب تنها یک آبراه محلی نیست این تنگه دروازه جنوبی دریای سرخ و مسیر اتصال خلیج عدن به دریای سرخ و درادامه کانال سوئز است. بههمیندلیل هر تحول نظامی در سواحل غربی یمن میتواند مستقیماً بر امنیت کشتیرانی، انتقال انرژی و محاسبات اقتصادی قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای اثر بگذارد. در روزهای اخیر نیروهای انصارالله پس از پیشروی در ساحل غربی کنترل المخا را بهدست گرفتند، بهسمت ذباب پیشروی کردند و گزارشها از رسیدن آنها به جزیره میون در قلب بابالمندب حکایت داشت. رسانههای غربی نیز بااشارهبه سقوط منطقه العرضی از تسلط نیروهای یمنی بر ساحل بابالمندب خبر دادند. ازاینمنظر دستاورد اصلی مقاومت یمن صرفاً نزدیکشدن به بابالمندب نیست، بلکه ایجاد یک عمق عملیاتی جدید در مجاورت یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهانی است موقعیتی که میتواند درصورت تثبیت قدرت چانهزنی صنعا را بهشکل محسوسی افزایش دهد. المخا برای نیروهای مخالف انصارالله تنها یک شهر ساحلی نبود اینمنطقه یکی از مهمترین مراکز نظامی و لجستیکی نیروهای تحتحمایت عربستان و امارات در ساحل غربی یمن محسوب میشد. تصرف این بندر بهمعنای ازبینرفتن یکی از مهمترین نقاط اتکای نیروهای وابسته به ائتلاف سعودی در ساحل دریای سرخ است. گزارش مؤسسه مطالعات جنگ نیز تأکید میکند که المخا پیش از سقوط مرکز عملیاتی و لجستیکی نیروهای مقاومت ملی تحتفرمان طارق صالح بود و ازدسترفتن آن توان نیروهای دولت موردحمایت ریاض برای مقابله با تحرکات انصارالله در ساحل غربی را کاهش داده است. بههمیندلیل سقوط المخا را باید بیش از یک جابهجایی جغرافیایی دانست این تحول یکی از ستونهای اصلی معماری نظامی عربستان و متحدانش در ساحل غربی یمن را هدف قرار داده است. براساس اعلام سخنگوی نیروهای مسلح یمن؛ نیروهای موردحمایت عربستان از ۶ شهرستان در استانهای تعز و الحدیده بیرون رانده شدهاند؛ مناطقی که مجموعاً حدود ۵۴۰۰ کیلومترمربع وسعت دارند. اینعدد ازآنجهت اهمیت دارد که عملیات اخیر برخلاف برخی درگیریهای محدود گذشته، صرفاً بر تصرف یک نقطه یا پایگاه متمرکز نبوده و یک محور پیوسته از جبهههای غربی تعز تا ساحل الحدیده را هدف قرار داده است. رسانههای بینالمللی نیز گزارش دادهاند که انصارالله طی اینعملیات در امتداد ساحل غربی پیشروی کرده و نیروهای دولت موردحمایت عربستان را وادار به عقبنشینی کرده است. درواقع عملیات سوم سپتامبر را میتوان تلاشی برای تغییر هندسه جنگ دانست؛ بهاینمعناکه نیروهای یمنی تلاش کردهاند بهجای درگیریهای فرسایشی در خطوط ثابت، با ایجاد شکاف در محور ساحلی، دسترسی نیروهای وابسته به ریاض به عمق غرب یمن را محدود کنند. یحیی سریع اعلام کرده است که در جریان اینعملیات، هفت لشکر شامل ۳۸ تیپ نظامی هدف قرار گرفتهاند و صدهانفر از نیروهای طرف مقابل کشته، زخمی یا اسیر شدهاند اهمیت این اتفاق در ساختار نیروهای حاضر در ساحل غربی است. عربستان طی سالهای گذشته بهجای حضور مستقیم گسترده شبکهای از نیروهای محلی، یگانهای نظامی و گروههای مسلح همسو را برای حفظ نفوذ خود دراینمنطقه سازماندهی کرده بود، شکست این نیروها عملاً هزینه اتکای ریاض به نیروهای نیابتی را افزایش داده است. یکیدیگر از موارد اعلامشده ازسوی سخنگوی نیروهای مسلح یمن آزادی تعدادی از اسرای یمنی در عملیات است. برخی گزارشها از آزادسازی شمار قابلتوجهی از نیروهایی خبر میدهند که در مناطق ساحلی در بازداشت نیروهای موردحمایت عربستان قرار داشتند. اینمسئله علاوهبر جنبه انسانی، ازنظر نظامی نیز اهمیت دارد، چراکه آزادی نیروهای خودی بهمعنای بازگشت نیروهای باتجربه به ساختار عملیاتی مقاومت و درمقابل کاهش نیروی انسانی طرف مقابل است. در جنگهای فرسایشی تبادل یا آزادی اسرا تنها یک موضوع انسانی نیست و میتواند مستقیماً بر روحیه نیروها انسجام تشکیلاتی و توان بازسازی یگانهای رزمی تأثیر بگذارد. یکی از پیامدهای مهم عملیات اخیر، ضربه به تصویری است که عربستان و امارات طی سالهای گذشته از توانایی خود برای مدیریت تحولات جنوب و غرب یمن ساخته بودند. نکته مهم آناستکه نیروهای حاضر در ساحل غربی یمن تنها نیروهای محلی نیستند بلکه مجموعهای از گروههای مسلح موردحمایت ریاض و ابوظبی دراینجغرافیا حضور داشتند. با سقوط المخا و عقبنشینی نیروهای مستقر در ساحل بخشی از اینشبکه امنیتی و نظامی دچار اختلال شده است. اینمسئله برای افکارعمومی یمن و حتی محیط عربی منطقه دارای پیام سیاسی است، اتکا به حمایت مالی، تسلیحاتی و هوایی قدرتهای خارجی الزاماً بهمعنای توانایی حفظ میدان نیست. درهمینحال، واکنش عربستان نیز نشان میدهد ریاض این تحول را یک درگیری معمولی در داخل یمن نمیبیند. گزارش مهر بااستنادبه گزارشهای رسانهای از تلاش محمد بن سلمان برای دریافت حمایت مستقیم بیشتر از آمریکا و افزایش حمایت اطلاعاتی واشنگتن از ریاض خبر داده است. بهبیاندیگر عملیات یمن در حال تحمیل یک هزینه راهبردی به عربستان است: ریاض باردیگر برای حفظ موازنه در جبهه یمن به حمایت خارجی نیاز پیدا کرده است. یکی از نکات مهم مطرحشده درباره عملیات اخیر، دستیابی نیروهای یمنی به تجهیزات و امکانات نظامی باقیمانده از نیروهای عقبنشسته در مناطق ساحلی است، گزارش مؤسسه مطالعات جنگ تصریح میکند که نیروهای دولتی و همپیمانان آنها در جریان عقبنشینی سریع از المخا بخشی از تجهیزات نظامی سعودی را جا گذاشتند. دراینمیان موضوع تجهیزات راداری و سامانههای شناسایی اهمیت ویژهای دارد. اگر گزارشهای مربوط به بهدست آمدن تجهیزات راداری مدرن از مواضع تخلیهشده تأیید شود، اینمسئله میتواند یکی از مهمترین دستاوردهای غیرسرزمینی عملیات باشد، چراکه در جنگ مدرن اطلاعات، کشف و شناسایی اهداف و آگاهی از وضعیت هوایی و دریایی گاه بهاندازه خود تسلیحات اهمیت دارد. در کنار دستاوردهای مستقیم نظامی، عملیات اخیر یک پیام مهم در حوزه انسجام داخلی نیروهای یمنی دارد. نیروهای مسلح یمن اعلام کردهاند که عملیات با مشارکت گسترده مردم و قبایل انجام شده است. اینمسئله نشان میدهد عملیات صرفاً به یگانهای نظامی محدود نبوده و بخشی از ظرفیت اجتماعی و قبیلهای مناطق درگیر نیز در پشتیبانی از آن فعال شده است. ازاینمنظر، یکی از مهمترین نتایج عملیات سوم سپتامبر میتواند تقویت انسجام جبهه شمال و تبدیل دستاورد نظامی به سرمایه اجتماعی و سیاسی باشد؛ موضوعی که در جنگ طولانی یمن اهمیت ویژهای دارد. اهمیت عملیات یمن زمانی بهتر درک میشود که جایگاه بابالمندب در معادلات انرژی و تجارت جهانی را درنظر بگیریم. این تنگه مسیر دریای سرخ به کانال سوئز را به اقیانوس هند متصل میکند و هرگونه ناامنی در آن میتواند کشتیها را ناچار به استفاده از مسیرهای طولانیتر پیرامون آفریقا کند. تجربه حملات دریایی سالهای گذشته نیز نشان داده است که حتی تهدید نسبتاً محدود دراینمنطقه میتواند تصمیم شرکتهای بزرگ کشتیرانی را تغییر دهد. در شرایط فعلی که منطقه همزمان با بحران در تنگه هرمز و فشار بر بازار انرژی مواجه است، اهمیت بابالمندب چندبرابر شده است. بههمیندلیل است که پیشروی نیروهای یمنی در ساحل غربی تنها یک تحول مربوط به جنگ داخلی یمن نیست؛ بلکه میتواند به بخشی از معادله بزرگتر امنیت انرژی، کشتیرانی و بازدارندگی منطقهای تبدیل شود. عملیات سوم سپتامبر را میتوان نقطه اتصال سه سطح از قدرت مقاومت یمن دانست؛ قدرت زمینی، قدرت دریایی و قدرت سیاسی. در سطح زمینی، نیروهای یمنی موفق شدهاند در ساحل غربی پیشروی کنند و مراکز مهمی همچون المخا را از کنترل نیروهای مقابل خارج کنند. در سطح دریایی، نزدیکشدن به بابالمندب و حضور در جزایر و مناطق مشرف بر این تنگه، موقعیت جدیدی برای اثرگذاری بر امنیت دریای سرخ ایجاد کرده است و در سطح سیاسی این تحولات محاسبات عربستان، آمریکا و دیگر بازیگران منطقهای را تحتتأثیر قرار داده است؛ چنانکه رسانههای بینالمللی نیز پیشروی انصارالله در ساحل غربی را تحول مهمی برای امنیت کشتیرانی و انرژی ارزیابی کردهاند. ازهمینرو، عملیات سوم سپتامبر را نمیتوان صرفاً یک عملیات نظامی دیگر در جنگ یمن دانست. اینعملیات درصورت تثبیت دستاوردهای میدانی، میتواند جغرافیای قدرت در جنوب دریای سرخ را تغییر دهد. برآیند تحولات اخیر را میتوان در هفت محور خلاصه کرد، نزدیکشدن و افزایش کنترل عملیاتی بر بابالمندب، سقوط المخا بهعنوان مهمترین پایگاه ساحلی نیروهای موردحمایت عربستان، خروج نیروهای سعودی از شش شهرستان و تصرف حدود ۵۴۰۰کیلومترمربع بنا بر اعلام صنعا، واردشدن ضربه سنگین به ساختار نظامی نیروهای تحتحمایت ریاض، آزادی شماری از اسرای یمنی، تقویت انسجام جبهه داخلی و قبایل شمال و درنهایت دستیابی احتمالی به تجهیزات و زیرساختهای نظامی باقیمانده در مواضع نیروهای عقبنشسته؛ اما مهمترازهمه اینموارد، یک واقعیت جدید درحالشکلگیری است: انصارالله دیگر صرفاً نیرویی مستقر در عمق یمن نیست؛ بلکه به بازیگری تبدیل شده که موقعیت جغرافیایی آن مستقیماً با امنیت بابالمندب، دریای سرخ، مسیرهای انرژی و تجارت جهانی پیوند خورده است. اگر این موقعیت تثبیت شود، عملیات سوم سپتامبر را میتوان یکی از نقاط عطف جنگ یمن دانست؛ نقطهای که در آن یک پیروزی میدانی، ظرفیت تبدیلشدن به اهرم راهبردی در برابر عربستان و حامیان خارجی آنرا پیدا کرده است.