سخن مدیرمسئول
فوتبالیستها؛ تافتههایی جدابافته
دنیا به این نتیجه رسیده است که ورزش تنها وسیلهای برای سرگرمی و گذران اوقات فراغت نیست. دیگر باید با کتابها و مقالات قرن گذشته خداحافظی کرد؛ روزگاری که میگفتند: «ورزش ضامن سلامت جسم و روح است» یا «ورزش تنظیمکننده کارکرد قلب و گردش خون و مایهٔ افزایش طول عمر است»، امروزه به خاطرات و دنیای گذشته پیوسته است. امروز دیگر سخنی از احترام به پیشکسوت در میان نیست؛ به عصری پا گذاشتهایم که پیشکسوت و قهرمانش رکیکترین فحشهای ناموسی را بر زبان میآورد و دهها نفر باید دستبهدامن شوند و او را مهار کنند تا به فوتبالیستِ بهزعم خودش «خاطی» حمله نکند! بههرروی، ورزش سراپا پولی شده و اوج این تباهی در فوتبال نمایان است؛ جایی که انسانها توسط باشگاهها خریدوفروش میشوند؛ گویی به عصر بردهداری بازگشتهایم و انسانهای شریف به بهانهٔ فقر و نیاز، معامله میشوند. نامش را جذابترین و پرطرفدارترین ورزش گذاشتهاند؛ ورزشی که دهها کارتل، کمپانی و جریانهای اهل زدوبند زیر لوای فدراسیونها و کنفدراسیونها به آن تنور گرمی میبخشند و ادارهاش میکنند. اینها را گفتم تا به ورزش خودمان برسم. در گذشته، پهلوانان و نامآورانی چون «پوریای ولی» و پسازآن «جهانپهلوان تختی» را داشتیم و در این روزگار نیز پهلوانی چون «رسول خادم» را داریم که زندگی خود را وقف نیازمندان و مستضعفان کرده است:؛ اما در فوتبال چه خبر است؟ کار به جایی رسیده که تا پولِ کلان پرداخت نشود، در میدان حاضر نمیشوند. اوضاع از اینها هم خرابتر است؛ سرمربی برای هدایت تیم ملی کشور، ماهانه ۱۵میلیاردتومان طلب میکند! ما را چه شده است؟ مسئولان ورزش و فوتبال، فضا را به اینروز انداختهاند. در فوتبال باشگاهی نیز سخن از رقمهای نجومی ۱۵۰ تا ۲۰۰میلیاردتومانی برای جابهجایی بازیکنان است؛ ارقامی که در این وضعیت سخت اقتصادی، نه توجیه شرعی و اخلاقی دارد و نه از عقل و منطق پیروی میکند. میلیاردی حقوق میگیرند، اما درون زمین بهجای ارائهٔ فوتبال، از حرکات بدنی برای فحاشی و تحریک استفاده میکنند! باید مشخص شود این مربیان و بازیکنانی که چنین حقوقها و پاداشهای نجومیای دریافت میکنند، بیلان مالیشان کجاست و چقدر از این درآمدهای سرسامآور را مالیات میدهند؟ چرا همین رفتارها و تنشهای زنندهٔ بازیکنان در زمین، سکوها را به آتش میکشد و تیمهای حاضر در لیگ برتر را هدف فحاشیهای دستهجمعی تماشاگران میسازد؟ خاکبرسر ورزشی که در آن، ناموس و شرف خانوادهها به همین راحتی و مثل نقلونبات مورد هتک حرمت قرار میگیرد! ایکاش در فوتبال هم بازیکنان از چهرههایی چون «سعید سحرخیزان» الگو میگرفتند؛ جوانی که در سن کم، دستگیری از خانوادههای نیازمند را بر زرقوبرق فوتبال ترجیح داده و دل در گروی کمک به اقشار ضعیف دارد. اگر بنا باشد درِ فوتبال تا ابد بر همین پاشنه بچرخد، باید بیپرده گفت: نبودنِ چنین فوتبالی هزار بار بهتر از بودنِ آن است!